IranWire Headlines

 

خامنه‌ای، ویدیوی قدیمی از هاشمی و آخرین لگد به دولت روحانی



 

پخش فیلم گفت‌وگوی «علی خامنه‌ای» و «اکبر هاشمی رفسنجانی» درباره رابطه با آمریکا از صداوسیما را می‌توان آخرین لگدهای رهبر جمهوری اسلامی به «حسن روحانی» در آخرین روزها دانست، هر چند «محمدحسین صفار هرندی»، وزیر ارشاد «محمود احمدی‌نژاد»، که در این برنامه تلویزیونی درباره این فیلم توضیح می‌داد، گفت که دولت روحانی در آخرین روزها است و «افتاده را نباید لگد زد.»

***

پنج روز پس از بدرقه همراه با نکوهش و تحقیر دولت حسن روحانی توسط رهبر جمهوری اسلامی، تلویزیون ایران فیلمی را از گفت‌وگوی خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی درباره آمریکا منتشر کرد.

  در این فیلم خامنه‌ای چندین بار ادعا می‌کند که اکبر هاشمی رفسنجانی در جلسه شورای عالی امنیت ملی گفته که رهبر جمهوری اسلامی درباره دلیل عادی نشدن روابط با آمریکا استدلال‌هایی دارد که من جوابی برایش ندارم.

 هاشمی رفسنجانی اما به این موضوع اشاره کرده و بر خلاف ادعای خامنه‌ای گفته بود: «خیلی بحث کردیم. یکی دو ساعت بحث کردیم و به نتیجه نرسیدیم. معمولا وقتی با ایشان اختلاف داشته باشم، نهایتا نظر ایشان را برای خودم حجت می‌دانم. چون ایشان رهبر هستند و حق اظهار نظر قاطع دارند.»

 او تاکید کرده بود: «گفتم نمی‌توانم حرف دیگری به شما بزنم و فقط مساله ما و خداست. بالاخره در روز قیامت از من و شما می‌پرسند چرا این‌ همه ضرر و مشکلات برای نظام و مسلمانان ایجاد شد. اگر این‌ها را بر عهده می‌گیرید، من دیگر حرفی ندارم. ایشان گفتند: بله، جواب خدا با من باشد.»

 در این فیلم هاشمی رفسنجانی می گوید که حسن روحانی متنی تهیه کرده بود که در آن منافع و ضررهای عادی‌سازی رابطه با آمریکا در دو ستون ذکر شده بود. خامنه‌ای اما در پاسخ به هاشمی رفسنجانی می‌گوید که در آن نامه تنها منافع رابطه با آمریکا ذکر شده بود، نه ضررهایش و «شما (هاشمی رفسنجانی) هم چند بند اضافه کرده بودید.» در این فیلم محمود احمدی‌نژاد، «محمود هاشمی شاهرودی» و «محسن رضایی» به این کنایه رهبر جمهوری اسلامی می‌خندند و هاشمی رفسنجانی نیز می‌گوید که «یک بخش کوچک ضررها» هم بود.

 این فیلم مربوط به دیدار اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام با رهبر جمهوری اسلامی در ۲۰فروردین۱۳۹۱ است.

 اصل ماجرای این نامه حسن روحانی و بحث‌های هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای درباره رابطه با آمریکا اما موضوع جدیدی نیست و بارها مطرح شده است.

 هاشمی رفسنجانی پیش از این دراین‌باره گفته بود: «آقای روحانی مشاور من و دبیر شورای عالی امنیت ملی بود. نظر او هم مثل من است که ما باید مسئله‌مان را با آمریکا حل کنیم. آقای روحانی برای منافع و ضررهای این کار دو ستون درست کرده بود. من بر آن اساس و نظر و ضمن اینکه خودم هم نظراتی داشتم و اضافه کردم.»

 پس از پخش این فیلم کوتاه ، محمدحسین صفار هرندی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در این برنامه تلویزیونی گفت که خامنه‌ای در این جلسه به اکبر هاشمی رفسنجانی اعتراض کرده و گفته، این حرف‌ها چیست که درباره رابطه با آمریکا می‌زنید.

 به گفته صفار هرندی، اشاره خامنه‌ای به مصاحبه اکبر هاشمی رفسنجانی با یک نشریه بوده است.

 در آن زمان اکبر هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با فصلنامه مطالعات بین‌المللی گفته بود که در نامه خود، خواستار تعیین تکلیف هفت موضوع مهم توسط آیت‌الله خمینی شده که یکی از آن‌ها موضوع رابطه با آمریکا بوده است.

 او تاکید کرده بود: «بالاخره سبکی که الان داریم که با آمریکا نه حرف بزنیم و نه رابطه داشته باشیم، قابل تداوم نیست. آمریکا قدرت برتر دنیا است.»

 به گفته صفار هرندی، هاشمی رفسنجانی در این جلسه در پاسخ به رهبر جمهوری اسلامی گفته که «من این بحث‌ها را در زمان امام هم می‌گفتم» و خامنه‌ای نیز پاسخ داده که پاسخ ندادن آیت‌الله خمینی به این نامه هاشمی به معنای مخالفت او با درخواست عادی‌سازی رابطه با آمریکا بوده است.

 هاشمی رفسنجانی اما در دیدار با نمایندگان مجلس گفته بود: «اگر بحث‌هایم در مورد رابطه با آمریکا در آن نامه مورد ایراد بود، حتما حضرت امام در همان زمان پاسخ من را می‌دادند.»

 به گفته صفار هرندی، در پایان این نشست «حسن صانعی»، از اعضای دفتر آیت‌الله خمینی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، خطاب به خامنه‌ای گفته که «خوب است شما حاضران را منع کنید تا این موضوع را در بیرون مطرح نکنند» و رهبر جمهوری اسلامی هم پاسخ داده که «بله». صفار هرندی گفته که رهبر جمهوری اسلامی قصدی برای ممنوع کردن بیان جزییات این جلسه نداشته، اما در پاسخ به درخواست صانعی این موضوع را مطرح کرده است.

 از همین رو بود که دیگر افراد نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی نیز منع کردن او را جدی نگرفته و این جلسه را روایت کرده بودند. «مرتضی نبوی»، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در ۲۴آذر۱۳۹۹ روایتی از این جلسه را بیان کرده بود.

 بر اساس این روایت، خامنه‌ای خطاب به هاشمی رفسنجانی گفته بود که مصاحبه او با یک نشریه درباره رابطه با آمریکا «سبب سوءاستفاده دشمن شد» و در «بدترین وقت ممکن» بیان شد.

 «بدترین وقت ممکن» که خامنه‌ای به آن اشاره کرده، اما دقیقا زمانی است که ماجرای مذاکره مخفیانه بین ایران و آمریکا مطرح شده بود. حدود یک ماه پیش از این جلسه نیز نامه پادشاه عمان به خامنه‌ای درباره مذاکره با آمریکا تحویل شده بود.

 دو ماه پیش از جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز رسانه‌های بین‌المللی از مذاکرات محرمانه ایران و آمریکا در عمان خبر داده بودند؛ اما علی‌اکبر ولایتی این گزارش‌‌ها را تکذیب کرده بود.

 شاید اکبر هاشمی رفسنجانی نیز با اطلاع از این مذاکرات فکر کرده بود، زمان برای سخن گفتن درباره رابطه با آمریکا مناسب است و یا اینکه او می‌تواند پس از علنی شدن ماجرا، این مذاکرات را با سخنان خود نیز مرتبط بداند.

 در سال‌های گذشته نیز رسانه‌های حامی رهبر جمهوری اسلامی ویدیوهای زیادی درباره تلاش هاشمی رفسنجانی برای بهبود رابطه با آمریکا منتشر کرده‌اند؛ اما هدف انتشار این فیلم جدید بیشتر «لگد زدن» به دولت حسن روحانی بوده است و تاکید بر اینکه اعتماد او به آمریکا و برجام اشتباه بوده است.





]]>

بازداشت‌شدگان خوزستان؛ نگهداری غیرقانونی در شرایط غیرمجاز



روز یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰، با گذشت بیش از دو هفته از اعتراضات مردم خوزستان در شهرهای مختلف و سرکوب گسترده معترضان، «صادق مرادی»، رییس کل دادگستری استان خوزستان، مردم معترض به بی‌آبی را «معاندین نظام» خواند و گفت این افراد با «دشمنان خارجی» در ایجاد «ناامنی‌ها و ناآرامی‌ها اخیر» دست داشته‌اند.

او که پیرو دستور رییس قوه قضاییه به زندن سپیدار اهواز رفته بود، گفت به  پرونده‌ها و اتهامات «امنیتی» افراد بازداشت شده «خارج از نوبت و در اسرع وقت رسیدگی می‌شود.»

برخی رسانه‌های داخل ایران گزارش دادند که در جریان این دیدار، آقای مرادی دستور آزادی برخی از افراد بازداشت شده را صادر کرده ولی به تعداد آن‌ها اشاره نکردند. قوه قضاییه ایران تاکنون اعلام نکرده است که چند نفر را در جریان اعتراض‌های خوزستان بازداشت کرده است.

***

یکی از نگرانی‌های فعالان حقوق بشر بازداشت گسترده شمار زیادی از کودکان و نوجوانان در اعتراضات اخیر خوزستان است. یکی از جوانانی که در اعتراضات مردم اهواز نسبت به بی‌آبی حضور داشته است، به ایران‌وایر می‌گوید:

«تعداد بازداشتی‌های بین ۱۲ تا ۱۷ سال حداقل خیلی زیاد است؛ مخصوصا در محلی که ما زندگی می‌کنیم، نوجوانان زیادی در اعتراضات بیرون بودند؛ هم شور و هیجان جوانی دارند، هم واقعا دلشان می‌خواهد باعث و بانی تغییر در این وضعیت اسفبار شوند. نه امکان درس خواندن دارند، نه شغل، نه چشم‌اندازی برای آینده. جانشان را کف دست می‌گیرند و همراه افراد بزرگسال می‌شوند.»

این مرد جوان یکی از ساکنان «کوی علوی» است. اهالی کوی علوی که مردم عرب آن‌ را به نام قدیمش «حی‌الثوره» می‌شناسند؛ یکی از نقاطی بود که در طی شب‌های اعتراض حتی در زمانی که اینترنت قطع و مختل شد، حضوری فعال داشتند. این جوان که تعدادی از نزدیکانش و دوستانش همچنان در بازداشت هستند، می‌گوید: «بعد از سرکوب گسترده معترضان ما می‌دانستیم که بازداشت‌ها گسترده‌تر می‌شود. اینجا محله بزرگی است. از شب چهارم اعتراضات نیمه‌شب‌ها از سه طرف ورودی‌ها به کوی علوی را می‌بستند و تا صبح وقت اذان خانه به خانه دنبال کسانی بودند که در اعتراضات شرکت داشتند. تعداد بازداشت‌شده‌ها از دستمان در رفته، ولی خیلی کودک و نوجوان را بردند.»

«کریم دحیمی»، فعال حقوق بشر ساکن بریتانیا که خود تا پیش از خروج از ایران در محله کوی علوی زندگی کرده و بزرگ شده است؛ در خصوص بازداشت جوانان و نوجوانان در اعتراضات خوزستان می‌گوید: «این اتفاق تازه‌ای در مورد اعتراضات خوزستان نیست. همیشه شمار زیادی از بازداشت‌شدگان نوجوان هستند. این منطقه تعداد زیادی از فعالان فرهنگی عرب را در خود جای داده و هدف نیروهای امنیتی از بازداشت افراد کم سن و سال آن است که از آسیب‌پذیری آن‌ها استفاده کنند، آن‌ها را تحت فشار بگذارند و مجبورشان کنند هویت افرادی را که در اصطلاح هماهنگ‌کننده و لیدر اعتراضات بوده‌اند، لو بدهند. در حالی‌که بخش زیادی از مردم آن منطقه جوان و نوجوان هستند. شاید در گذشته در مطالبات بین طوایف لیدری وجود داشت که بیاید بین دو طایفه تحت عنوان شیخ یا بزرگتر نقش‌آفرینی کند؛ اما امروز در مطالبات سیاسی مردم عرب در خوزستان همه چیز خودجوش اتفاق می‌افتد.»

به گفته آقای دحیمی، کوی علوی، کوت عبدالله، ملاشیه و برخی شهرها مثل شادگان و حمیدیه همیشه برای حاکمیت به عنوان «مناطق تنش‌زا» تعریف می‌شده‌اند: «در این مناطق حکومت می‌داند که اگر اعتراضی رخ بدهد، زن و مرد و کوچک و بزرگ یک‌صدا به خیابان می‌آیند؛ برای همین هم سرکوب در این نقاط همیشه شدیدتر از جاهای دیگر است.»

کریم دحیمی می‌گوید فعالان حقوق بشر خوزستان تاکنون هویت بیش از ۲۰۰ تن از بازداشت‌شدگان این اعتراضات را احراز کرده‌اند: «اخبار خیلی دردناکی می‌شنویم. تعداد بازداشت‌شده‌ها خیلی بیشتر از کسانی است که ما نامشان را می‌دانیم. برخی از فعالان در اهواز می‌گویند فقط ۸۰۰ بازداشتی جدید به بند قرنطینه زندان شیبان اهواز منتقل شده‌اند که شمار زیادی از آن‌ها کودک و نوجوان هستند. حتما اطلاع دارید که بند قرنطینه زندان شیبان اهواز فقط ۱۲۰ نفر ظرفیت دارد؛ بنابراین ناگفته پیداست که وضعیت بازداشت‌شده‌ها چه‌قدر در این شرایط همه‌گیری کرونا بحرانی است.»

خبرگزاری هرانا نیز در گزارشی که از هویت بازداشت‌شدگان تا پایان چهاردهمین روز اعتراضات منتشر کرده است، نام ۸ کودک زیر ۱۸ سال را ذکر کرده که در شهرهای شاوور، بستان، سوسنگرد، شادگان و اهواز بازداشت شده‌اند.

قانون در مورد بازداشت کودکان و نوجوانان چه می‌گوید؟

«معین خزائلی»، حقوق‌دان ساکن سوئد در پاسخ به این پرسش ایران‌وایر می‌گوید: «در این زمینه قانون جدید حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب اردیبهشت ۱۳۹۹ شرایط ویژه‌ای را برای رسیدگی به وضعیت کودکانی که متهم به بزهکاری هستند، تعیین کرده است. بر اساس ماده ۳ این قانون نقض قوانین جزایی توسط اطفال و نوجوانان، یعنی همه افراد زیر ۱۸ سال، به معنی در وضعیت مخاطره‌آمیز قرار گرفتن کودک یا نوجوان است. به همین سبب نیازمند مداخله فوری دو مرجع اصلی حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان یعنی سازمان بهزیستی و قوه قضاییه هستیم. به علاوه اینکه اساسا رسیدگی به پرونده این کودکان و نوجوان باید با دستور دادسرای ویژه اطفال و نوجوانان و توسط پلیس ویژه اطفال صورت گیرد و سازمان بهزیستی نیز در جریان قرار گیرد.»

معین خزائلی می‌گوید: «کودکان و نوجوانان به دلیل شرایطی که دارند در معرض آسیب بیشتری بوده و حقوقشان بسیار راحت‌تر از افراد بالغ مورد تعدی و تجاوز قرار می‌گیرد. حتی بر اساس ماده ۶ قانون جدید حمایت از اطفال و نوجوانان نیروی انتظامی موظف است، در مواجه با شرایط مشهود مخاطره‌آمیز برای کودک و نوجوان مانند ارتکاب بزه مشهود، پس از بازداشت کودک یا نوجوان فورا دفتر حمایت قضایی کودک در قوه قضاییه و سازمان بهزیستی را در جریان گذارد.»

این حقوق‌دان با اشاره به ماده ۲۸۵  قانون آیین دادرسی کیفری اضافه می‌کند: «بازداشت طفل یا نوجوان توسط نیروی انتظامی باید فورا به اطلاع مقام قضایی ویژه اطفال و نوجوانان برسد و حتی تعطیلی دادسرا و پایان وقت اداری نیز نباید مانع این اطلاع‌رسانی شود.»

موارد مورد اشاره این حقوق‌دان به وضوح در خصوص هیچ‌یک از کودکان و نوجوانان بازداشت‌شده در اعتراضات خوزستان رخ نداده است.

یکی از خانواده‌هایی که فرزند نوجوانش در سوسنگرد به دست نیروهای امنیتی بازداشت شده است، در گفت‌وگو با ایران‌وایر تصریح کرد که از سوی هیچ‌یک از نهادهای امنیتی اطلاعات سپاه یا اداره اطلاعات و همچنین نیروی انتظامی از وضعیت فرزندشان اطلاعاتی کسب نکردند: «شب سوم اعتراضات سوسنگرد مردم زیادی آمدند و ساختمان فرمانداری را محاصره کردند. خیلی‌ها آن شب بازداشت شدند. نیروهای یگان ویژه با تجهیزات نظامی کامل دور تا دور جمعیت را گرفتند. مردم هیچ کار خاصی نمی‌کردند، یزله بود و شعارهای انتقادی به عملکرد مقامات در مورد بی‌آبی. اما همان‌جا تعداد زیادی کودک و نوجوان و جوان را با تیرهای ساچمه‌ای هدف گرفتند. بعضی‌هایشان را همان‌طور خونین و زخمی با خودشان بردند؛ بعضی‌ها را هم که فرار کردند، شب‌های بعد شناسایی کردند و بردند. فرزند من و دو دوستش هم بازداشت شدند و ما یک هفته تمام سرگردان بودیم، اما هر جا می‌رفتیم می‌گفتند اینجا نیست. تا اینکه بعد از دستور رییس قوه قضاییه آزادشان کردند.»

در میان تصاویر و ویدیوهای منتشر شده از اعتراضات خوزستان ویدیویی بود که تن زخمی و خون‌آلود کودکی ۱۱ ساله را نشان می‌داد که آماج گلوله‌های ساچمه‌ای قرار گرفته بود؛ اما به دلیل ترس از بازداشت از مراجعه به مراکز پزشکی و درمانی خودداری کرده و وضعیت بسیار بحرانی داشت.

کریم دحیمی در این‌باره به ایران‌وایر می‌گوید: «خیلی از زخمی‌شده‌ها شرایط مشابهی داشتند. چند سال قبل هم در اعتراضات خوزستان کودک ۱۲ ساله‌ای که چند تیر ساچمه‌ای به سرش اصابت کرده بود، به شدت دچار جراحت شد. خانواده‌اش دار و ندارشان را برای درمانش فروختند، اما فایده نداشت. در همین اعتراضات اخیر هم چند نفر از جان‌باخته‌ها افرادی بودند که ابتدا زخمی شدند، اما شدت جراحات و خونریزی شدید موجب شد جان خود را از دست بدهند.»

معین خزائلی در خصوص بازداشت کودکان و نوجوانان در اعتراضات به نکته مهمی اشاره می‌کند: «ضابط قضایی خود راسا و مستقیما اجازه تحقیقات مقدماتی از کودک یا نوجوان بازداشت شده را ندارد و این تنها مقام قضایی و دادسرای اطفال و نوجوانان یا دادگاه است که می تواند از افراد زیر ۱۸ سال تحقیقات مقدماتی به عمل آورد.»

به گفته این حقوق‌دان هرگونه بازداشت کودکان و نوجوانان «به ویژه در شرایط به غیر از جرم مشهود» باید صرفا با دستور مقام قضایی ویژه اطفال و نوجوانان و توسط پلیس اطفال و نوجوانان صورت گیرد و نه توسط نیروهای یگان ویژه پلیس با آن وضعیت ترسناک و با تسلیحات جنگی سنگین مانند تصاویری که از بازداشت افراد در خوزستان منتشر شده است: «تمامی تحقیقات مقدماتی نیز باید توسط مقام قضایی صورت گیرد نه پلیس یا اداره اطلاعات و یا اطلاعات سپاه.»

یکی از اقدامات فراقانونی صورت گرفته در زندان شیبان که پیش از این اتفاق افتاده، اعمال نفوذ مراجع قضایی در تغییر سن کودکان بازداشت شده برای جلوگیری از انتقال آن‌ها به کانون‌های اصلاح و تربیت است.

معین خزائلی با اشاره به قانون جدید حمایت از اطفال و نوجوانان می‌گوید: «قانون جدید صراحتا می‌گوید که آن‌ها باید در محلی کاملا جداگانه از افراد بالغ نگهداری شوند. این موضوع در ماده ۲۸۷ قانون آیین دادرسی کیفری هم مورد تاکید قرار گرفته است، از این رو هرگونه تخطی از این قانون به ویژه از سوی مقام قضایی تخلف از قانون است و مقام قضایی متخلف قانونا می‌تواند در دادسرای انتظامی قضات یا دادسرای کارکنان دولت تحت پیگرد قرار گیرد.»

 

نگهداری بازداشت شدگان در محلی به‌جز بازداشتگاه

کریم دحیمی در خصوص بازداشت‌شدگان شهرهای دیگر خوزستان می‌گوید: «در برخی شهرها مثل خرمشهر و آبادان و شادگان ما اطلاع داریم که محل نگهداری بازداشت‌شدگان محل‌هایی به‌جز بازداشت‌گاه‌های شناخته شده نیروی انتظامی یا نهادهای امنیتی مستقر در آن شهرهاست. حدود ۷۰ نفر از بازداشت‌شدگان در خرمشهر به اردوگاه نظامی شهید باکری در جاده اهواز خرمشهر منتقل شده‌اند. شماری از آن‌ها را هم به بیمارستانی صحرایی در نزدیکی دارخوین برده‌اند. این موضوع خیلی موجب نگرانی خانواده بازداشت‌شدگان است؛ چون در برخی موارد به خصوص برای بازداشت‌شدگان کم سن و سال هیچ اطلاعاتی از محل نگهداری و شرایط به خانواده‌ها نداده‌اند.»

انتقال زندانیان بازداشت‌شده به مکان‌های ناشناخته و نامتعارف که به «زندان‌های مخفی» یا «خانه‌های امن» نهادهای امنیتی مشهورند، در ایران مسبوق به سابقه است.

معین خزائلی اما با استناد به قوانین ایران هم این اقدام را غیرقانونی توصیف می‌کند و می‌گوید: «به طور کلی بر اساس آیین نامه نحوه ایجاد، اداره و نظارت بر بازداشتگاه‌های انتظامی تنها بازداشتگاه‌هایی قانونی محسوب شده و صلاحیت پذیرش متهم دارند که از سوی سازمان زندان‌ها و قوه قضاییه مجوز دریافت کرده باشند. همچنین به موجب این آیین‌نامه لیست این بازداشتگاه‌ها باید برای روسای دادگستری محل قرارگیری بازداشتگاه فرستاده شود؛ از این رو وجود بازداشتگاه مخفی غیرقانونی بوده و هرگونه نگهداری متهمان در محلی به‌جز بازداشتگاه رسمی مجوزدار تخلف محسوب می‌شود.»

این حقوق‌دان با اشاره به ماده ۴۴ قانون آیین دادرسی کیفری می‌گوید: «اگر بازداشت متهم در حین ارتکاب جرم مشهود صورت گرفته باشد، پلیس تنها مجاز است فرد را تا ۲۴ ساعت تحت نظر نگه دارد و بعد از آن باید پرونده را برای کسب تکلیف به مقام قضایی ارائه داده و برای ادامه بازداشت قرار بازداشت از مقام قضایی دریافت کند. در این صورت متهم باید با قرار قضایی به بازداشتگاه عمومی نیز نظر سازمان زندان‌ها و یا بازداشتگاه انتظامی منتقل شود. بنابراین مسئولیت مستقیم بازداشت متهمان و نگهداری آنان با مقام قضایی (دادستانی محل بازداشت) است و نگهداری متهم در محلی به غیر از بازداشتگاه مجاز جرم محسوب می‌شود.»

 

 

مطالب مرتبط:

اعتراضات خوزستان به خون کشیده شد؛ دست کم سه کشته و ده‌ها زخمی در شب ششم

پنج شب با مردم معترض خوزستان؛ شاهدان عینی چه می‌گویند؟

درباره شاخص‌های فلاکت‌بار زندگی خوزستانی‌ها چه می‌دانید؟

گزارش ویدیویی از ششمین شب اعتراضات در خوزستان

ما می‌گفتیم تشنه‌ایم، آن‌ها گاز اشک‌آور می‌زدند





]]>

فشارها بر دو زندانی سیاسی؛ حبیب‌الله لطیفی و محمد حسینی



«حبیب‌الله لطیفی»، زندانی سیاسی محکوم به حبس «ابد»، با وجود تایید وخامت جسمی او از سوی پزشکی قانونی استان کردستان، پس از تحمل ۱۵ سال از حکم خود در زندان مرکزی سنندج، همچنان از حق مرخصی محروم است و دادستانی سنندج از اعزام او به مراکز پزشکی خارج از زندان خودداری می‌کند.

«صالح نیکبخت»، وکیل این زندانی سیاسی، تداوم وضع جسمی موکلش را نگران‌کننده می‌داند و معتقد است که ادامه روند فعلی، زندگی این زندانی سیاسی را با مخاطره روبه‌رو کرده است.

از سوی دیگر، «سیدمحمد حسینی»، زندانی سیاسی اهل شهرستان نقده از توابع آذربایجان‌ غربی که در سال ۱۳۹۶ از حزب دمکرات کردستان ایران جدا شده بود، با دریافت امان‌نامه از اطلاعات پیران‌شهر، از اقلیم کردستان عراق به ایران بازگشت؛ اما پس از مدتی بازداشت شد و در ۴خرداد١۴٠٠ به چهل سال حبس و تبعید به زندان مرکزی ارومیه محکوم شده است. در جمهوری اسلامی صدور امان‌نامه از سوی اداره اطلاعات به معنای عدم تعقیب قضایی فرد امان‌ داده شده است.

بستگان این زندانی سیاسی باور دارند که اداره اطلاعات پیران‌شهر صدور امان‌نامه را به روشی برای بازگرداندن مخالفان جمهوری اسلامی و مجازات‌ آنان تبدیل کرده است و فرزندشان را یکی از قربانیان این روش می‌دانند.

***

حبیب‌الله لطیفی، آبان‌ماه ١٣٨٦ زمانی که دانشجوی سال آخر رشته مهندسی صنایع در دانشگاه ایلام بود، در سنندج بازداشت شد. او پس از تحمل سه ماه انفرادی و شکنجه جسمی از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی سنندج به اتهام «محاربه و افساد فی‌الارض از طریق عضویت در یکی از احزاب مخالف نظام» به اعدام محکوم شد؛ اما پس از درخواست اعاده دادرسی، پرونده او مجددا مورد بررسی قرار گرفت و با یک درجه تخفیف حکم او به حبس ابد تغییر یافت.

صالح نیکبخت، وکیل این زندانی سیاسی در رابطه با وضعیت جسمی موکل خود به «ایران‌وایر» گفت: «آقای لطیفی مبتلا به بیماری گوارشی موسوم به سندروم روده تحریک‌پذیر و همچنین اختلال روان‌پزشکی موسوم به اختلال افسردگی است و شرایط بسیار بدی را در زندان سپری می‌کند. این در حالی است که طی دو سال گذشته وخامت جسمی آقای لطیفی شدت گرفته و اوضاع جسمی او بدتر شده است.»

نیکبخت با تاکید بر افسردگی موکل خود در زندان به «ایران‌وایر» گفت: «طبیعی است که شخصی ۱۵ سال مداوم از عمر خود را در زندان، آن‌هم بدون مرخصی و رسیدگی پزشکی و تخصصی در خارج از زندان بگذراند، دچار افسردگی شود.»

این وکیل پایه یک دادگستری در ادامه وخامت جسمی حبیب‌الله لطیفی و تشخیص پزشکی قانونی استان گفت اما دادستانی استان، علی‌رغم تایید پزشکی قانونی به عنوان مرجع رسمی مورد اعتماد خودشان مبنی بر رسیدگی پزشکی و اعزام او به مراکز پزشکی خارج از زندان همچنان بر موضع خود پافشاری می‌کند: «بهداری زندان، پزشکی قانونی و متخصصانی که به دعوت این ارگان دولتی به وضعیت درمان زندانیان سیاسی رسیدگی می‌کنند، جملگی از سال ٩٨ با اعلام وخامت جسمی آقای لطیفی و اعزام سریع او به مراکز پزشکی خارج از زندان را تایید و توصیه کرده‌اند اما دادستانی سنندج همچنان از اعزام او به بیمارستان خودداری می‌کند.»

وکیل این زندانی سیاسی به «ایران‌وایر» می‌گوید: «بارها درباره وخامت جسمی آقای لطیفی با دادسرای استان مکاتبه کرده‌ام، بلکه با تودیع وثیقه متناسب جهت درمان رضایت دهند؛ ولی تاکنون دادسرا و نهادهای ذی‌ربط پاسخی نداده‌اند.»

او همچنین اضافه کرد: «خودداری مقام قضایی در حالی است که پزشکان متخصص تاکید کرده‌اند که برای جلوگیری از تشدید بیماری، آقای لطیفی نیاز به نگهداری او در محیطی آرام و دور از استرس دارد که این امکان هم به‌جز اعزام او به خارج از زندان ممکن نیست. به نظر می‌رسد دستگاه قضا نمی‌تواند به‌طور مستقل در مورد وضعیت این زندانی سیاسی اقدام کند.»

او همچنین شائبه‌هایی را که پیرامون ابتلای موکلش به ویروس کرونا به وجود آمده بود، رد کرد و گفت اگرچه علایمی مشابه کرونا در او مشاهده شده بود، اما پس از معاینه پزشک‌های زندان ابتلای او به ویروس کرونا را تنها یک «شک» اعلام کرده‌اند.

سیدمحمد حسینی، ٣٦ ساله، متاهل و دارای دو فرزند است که به زندان طولانی‌مدت محکوم شده است. این زندانی سیاسی به اتهام «محاربه از طریق عضویت در احزاب مخالف نظام» از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی مهاباد به ریاست قاضی «جواد غلامی»، به ۴۰ سال حبس و تبعید به زندان مرکزی ارومیه محکوم و حکم او ۴خرداد، پس از چهار سال بلاتکلیفی، سال جاری در بخش اجرای احکام زندان نقده به‌طور رسمی به او ابلاغ شده است.

یک منبع نزدیک به خانواده این زندانی سیاسی با اشاره به دوران چهار ساله بلاتکلیفی آقای حسینی در زندان به «ایران‌وایر» گفت در اولین ملاقاتی که پس از بازداشت او که حدود دو ماه پیش صورت گرفت، به خانواده خود گفته است که اطلاعات سپاه پاسداران شرط پایان بلاتکلیفی او را همکاری با این نهاد امنیتی عنوان کرده، اما به گفته خودش درخواست این نهاد امنیتی را رد کرده است: «همچنین از زمانی که بازداشت شده تاکنون، یک‌بار آن هم به مدت بسیار کوتاهی اجازه و امکان ملاقات با خانواده‌اش به او داده شده است و گاهی اوقات هم از طریق تماس تلفنی با آن‌ها صحبت می‌کند.»

او می‌گوید بازداشت این فعال سیاسی در حالی صورت گرفته که آقای حسینی پس از جدایی از حزب متبوع خود در هماهنگی با اداره اطلاعات نقده و همچنین با دریافت امان‌نامه از اطلاعات پیران‌شهر از گذرگاه مرزی سردشت به زادگاه خود بازگشت؛ اما پس از مدتی بازداشت و با پرونده‌سازی و اتهامات واهی به تحریک و توصیه برخی عناصر بومی سپاه پاسداران نقده و پیران‌شهر، روبه‌رو شد: «او واقعا هیچ فعالیتی نداشت و تنها به کار و زندگی خود سرگرم بود؛ اما تعدادی از عناصر محلی سپاه و اداره اطلاعات پیران‌شهر و نقده که در این نهاد امنیتی نیز مسئولیت دارند، مسبب و محرک بازداشت او بوده‌اند و اتهاماتی هم که به او وارد شده هیچ مبنایی ندارند؛ چون او نه اسلحه به‌ همراه داشت و نه با هیچ سازمان و حزبی همکاری می‌کرد.»

او با مقایسه بازگشت «محمد مرادی»، زندانی سیاسی اهل پیران‌شهر، از طریق امان‌نامه اطلاعات پیران‌شهر به ایران، بازگشت سیدمحمد حسینی را یک روش و دام امنیتی برای بازگرداندن فعالان سیاسی مخالف جمهوری اسلامی به ایران می‌داند: «اداره اطلاعات پیران‌شهر با قول مساعد خود و اتکا به اعتبار نهادی چون وزارت اطلاعات سید محمد و خانواده او را فریب داده‌اند؛ وگرنه چه کسی حاضر است چنین بی‌محابا به ایران بازگردد؟»

محمد مرادی، زندانی محبوس در زندان نقده، در سال ۱۳۹۷ با دریافت امان‌نامه از اداره اطلاعات پیران‌شهر به همراه خانواده‌ خود از اقلیم کردستان عراق به ایران بازگشت. او پس از بازگشت بلافاصله بازداشت و سپس به ۴۰ سال زندان و تبعید به زندان مرکزی ارومیه محکوم شده است.

به گفته منبع نزدیک به خانواده حسینی، «اواخر بهار گذشته، هنگامی که ویروس کرونا در بخش‌هایی از زندان مرکزی نقده شیوع پیدا کرد و بسیاری از زندانیان به مرخصی رفتند، خانواده این زندانی سیاسی برای آزادی موقت او اقدام کردند؛ اما دادستانی با قید وثیقه بسیار سنگین ١٠ میلیارد تومانی عملا مانع آزادی او شد؛ چون نه این خانواده، بلکه بسیاری از مردم توان تامین چنین مبلغی هنگفتی ندارند.»

به گفته منبع «ایران‌وایر» آقای حسینی مدت‌ها است که از بیماری آسم و کلیه هم رنج می‌برد و به‌طور مستمر از دارو استفاده می‌کند؛ اما مسئولان زندان، با ممانعت و گاهی اوقات با ایجاد ممنوعیت، او را از دسترسی به داروهایش محروم می‌کنند: «داروهایش را اغلب خانواده سیدمحمد تهیه می‌کنند؛ چون مسئولان و بهداری زندان نه این‌که حق استفاده از تسهیلات پزشکی زندان را برای او روا نمی‌دانند، گاهی اوقات هم مانع دسترسی به داروهایی می‌شوند که خانواده او برایش تهیه کرده‌اند.»

او در انتهای گفت‌وگو با اشاره به شرایط شکننده اقتصادی خانواده و فرزندان آقای حسینی گفت: «پس از بازداشت سیدمحمد، خانواده و فرزندانش در تنگنای بسیار شدید اقتصادی گرفتار شده‌اند و عملا بار تامین مایحتاج و تامین معیشت و نیازهای این خانواده، علاوه بر خانواده پدری، به دوش خیرین افتاده است.» 

مطالب مرتبط:

خانواده‌، ابزاری برای شکنجه کنش‌گران و روزنامه‌نگاران؛ رویه‌ای ۴۰ ساله

وضعیت بازداشتی‌ها در زندان فشافویه؛ کمبود امکانات و شکنجه‌های شدید تا حد شکستن دست‌وپا

نسرین پرواز؛ روایت‌ شکنجه و زندان دهه ۶۰





]]>

شانس مدال با شاگردان محمد بنا؛ دو کشتی‌گیر در نیمه نهایی، یکی در رده‌بندی



یازدهمین روز المپیک توکیو، برای کاروان ایران روزی پرترافیک و توام با کامیبابی‌هایی بود که فعلا به مدال ختم نشده است.

کشتی فرنگی ایران، بار دیگر امید کسب مدال را به اردوی کاروان المپیک برگرداند و البته اجرای یک فن نادر از سوی «محمدعلی گرایی»، چشم‌ها را خیره کرد.

محمدعلی گرایی، دوست صمیمی و رقیب مرحوم «نوید افکاری» است که جمهوری اسلامی سال ۱۳۹۹ در اوج اعتراضات مردمی و بدون سیر دادرسی عادلانه، اعدام کرد.

در صبح یازدهمین روز از رقابت‌های المپیک ۲۰۲۰ توکیو محمدعلی گرایی و «محمدهادی ساروی» به نیمه نهایی رقابت‌های کشتی فرنگی صعود کردند، «امین میرزازاده» به دیدار رده‌بندی کشتی فرنگی رسید و «علی آقامیرزایی» در کایاک و «مهیار صداقت» در تیراندازی ناکام شدند.

محمدعلی گرایی در وزن ۷۷ کیلوگرم در دور اول و مرحله یک هشتم نهایی با «یوس وانیس پنا فلورس» از کوبا مبارزه کرد و در مبارزه‌ای درخشان با نتجه ۷ بر ۳ به برتری دست یافت. محمدعلی گرایی در مرحله یک‌چهارم نهایی به مصاف «بوزو استارسوویچ» از کرواسی رفت و در حالی که ثانیه‌های پایانی ۵ بر ۳ عقب بود، با اجرای فن زیبا  و نادر «سنجاب پرنده» نتیجه را به ۵-۵ تبدیل کرد و پیروز شد. فنی که او اجرا کرد حتی برای حریفش ناشناخته بود.

«تاماس لورینز» مجارستانی دارنده مدال طلای جهان و نقره المپیک حریف گرایی در نیمه نهایی است.

«محمدهادی ساروی» در دور نخست وزن ۹۷ کیلوگرم به مصاف «آدِم بوجملین» از الجزایر رفت و با برتری ۹ بر صفر راهی یک‌چهارم نهایی شد. محمدهادی ساروی در دیدار بعدی با «کیریل میلِنوف میلوف» از بلغارستان مبارزه کرد و با نتیحه قاطع ۶ بر صفر پیروز شد و گام به نیمه نهایی گذاشت.

ساروی در نیمه نهایی برابر «آرتور الکسانیان» از ارمنستان قرار می‌گیرد.

امین میرزازاده در وزن ۱۳۰ کیلوگرم که در جدول شانس مجدد حضور دارد،  به مصاف «آلین الکسوس سیوراریو» از رومانی رفت و با نتیجه ۵ بر یک پیروز شد. میرزازاده  ظهر امروز برای کسب مدال برنز برابر «رضا کایالپ» از ترکیه می‌رود.

در رشته قایقرانی، امروز علی آقامیرزایی از ساعت ۶ بامداد در کایاک یک نفره ۱۰۰۰ متر  با حریفانش رقابت کرد. او که در دسته دوم مرحله مقدماتی قرار داشت و با حریفانی از فرانسه، آرژانتین، مجارستان، ایتالیا و کمیته المپیک روسیه همگروه بود، زمان ۳ دقیقه و ۴۸ ثانیه و ۶۰۹ هزارم ثانیه در رده پنجم ایستاد و راهی یک چهارم نهایی شد. نفرات اول و دوم این گروه راهی نیمه نهایی شدند و سایر نفرات هم گام به یک چهارم نهایی گذاشتند.

آقامیرزایی در مرحله یک چهارم و در گروه اول در کنار نفراتی از چین، برزیل، کمیته المپیک روسیه، ساموآ و جزایر کوک قرار گرفت و با زمان ۳ دقیقه و ۵۲ ثانیه و ۸۳۴ هزارم ثانیه در رده چهارم ایستاد تا ضمن از دست دادن شانس صعود به نیمه نهایی، از مسابقات حذف شود.

در رشته تیراندازی، مهیار صداقت در مرحله مقدماتی تفنگ سه وضعیت حضور داشت. در این رقابت که ۳۹ تیرانداز شرکت کرده بودند، تیرانداز ایرانی در رده بیستم ایستاد و به توجه به اینکه فقط ۸ تیراندازی جواز صعود به فینال  را کسب می‌کنند، از مسابقات حذف شد.  





]]>

نامه جمعی از زندانیان  سیاسی و عقیدتی سابق در مورد سرکوب در خوزستان



جمعی از زندانیان سیاسی و عقیدتی سابق با انتشار نامه‌ای، به سرکوب اعتراض‌های خوزستان واکنش نشان دادند. امضاکنندگان با قید این که بازداشت و زندان پاسخ مناسبی به خواسته‌های مردم نیست، خواستار آزادی بازداشت‌شدگان و توجه به راهکارهای متخصصان برای حل معضل کم‌آبی شدند.

متن این نامه که نسخه‌ای از آن در اختیار «ایران‌وایر» قرار گرفته، در زیر می‌آید:

«در چند هفته‌ی اخیر همه ما راجع به آنچه که در این روزها در خوزستان می‌گذرد، بسیار شنیده‌ایم. مسائل، مشکلات و رنج‌هایی که چندین نسل از مردمان سختکوش و فداکار این استان حاصلخیز کشور عزیزمان ایران در همه‌ی این سالها با آنها روبرو بوده و بدون چشمداشتی متحمل شده‌اند، قلب هر انسان آزاده‌ای را به درد می‌آورد.

در پی همراهی و حل این مشکلات، در این مدت بسیاری از کارشناسان و متخصصان سعی نموده‌اند، ریشه‌های مطالبات اخیر و به حق آنها را بررسی و راه‌حل‌هایی ارائه نمایند. همچنین اقشار مختلف مردم از جمله هنرمندان، ورزشکاران، کارگران، فعالین مدنی و اجتماعی تلاش کرده‌اند تا  شاید بتوانند با همدلی و همراهی‌هایشان به روش‌های مختلف مرهمی بر زخم‌های مردم این استان زرخیز و مردمان خونگرم آن نهند.

اما در نهایت متاسفانه باز هم شاهد آن هستیم که در جریان این حوادث هم تعدادی از مردم، بازداشت و دستگیر شده‌اند و در زندان های مختلف این استان به سر می برند که بر طبق شنیده ها با وجود شرایط حاکم و گرمای شدید هوا و نبود امکانات و ازدیاد و تراکم جمعیت، این وضعیت، اوضاعی  بسیار وخیم و سخت را برای بازداشت‌شدگان ایجاد نموده است و این نگرانی را برای امضا‌کنندگان این نامه به وجود آورده که مبادا بار دیگر شاهد بروز فجایعی باشیم که پیش‌تر در مورد بازداشت‌شدگان شاهد آن بوده‌ایم. ضمن اینکه نتیجه‌ی اینگونه برخوردها و بازداشتها از جانب دستگاههای حکومتی چیزی جز ایجاد و افزایش خشم مردمی که به دنبال بیان مطالباتی مسالمت‌آمیز هستند، نمی‌باشد.

ما امضاکنندگان این نامه که خود طعم زندان و بازداشت را به خاطر فعالیت‌های مدنی و اجتماعی، باورها و عقاید خویش چشیده‌ایم و می‌دانیم که بازداشت و زندان پاسخ مناسبی در مقابل این گونه فعالیت‌ها و خواسته‌ها نمی‌باشد، خواستار آن هستیم که هر چه سریع‌تر موجبات آزادی زندانیان و بازداشت‌شدگان این حوادث فراهم گردد و به جای آن، راهکارهای ارائه شده توسط خیراندیشان این آب و خاک و دلسوزان ملت ایران، متخصصان مسائل آب و کشاورزی و کارشناسان امور اجتماعی به مرحله اجرا درآید.»

اسامی امضا کنندگان 

۱. زهرا سادات ابراهیمی

۲.سارنگ اتحادی

۳.آتسا احمدآیی

۴.پیمان احمدی

۵. بهمن احمدی آمویی

۶.نسیم اشرفی

۷. شاهین اقدامی

۸.مازیار اعتمادی

۹. شهناز اکملی

۱۰. محمود بادوام

۱۱. نسیم باقری

۱۲. ژیلا بنی یعقوب

۱۳. بهروز توکلی

۱۴. مهوش ثابت

۱۵. فاران حسامی

۱۶. آمنه حکمت مرام

۱۷. وحدت دانا

۱۸. مجید دری

۱۹. معصومه دهقان

۲۰. شهاب دهقانی

۲۱. دیدار رئوفی

۲۲. کامران رحیمیان

۲۳. کیوان رحیمیان

۲۴. سعید رضایی

۲۵. سعید رضوی فقیه

۲۶. آزیتا رفیع زاده

۲۷. رامین زیبایی

۲۸. ریاض سبحانی

۲۹. ژینوس سبحانی

۳۰. عیسی سحرخیز

۳۱. عبدالفتاح سلطانی

۳۲. افشین سید احمد

۳۳. سید محمد سیف زاده

۳۴. ایقان شهیدی

۳۵. آرش صادقی

۳۶. سیامک صدری

۳۷. فرهاد صدقی

۳۸. صدرا عبداللهی

۳۹.مزدک علی نظری

۴۰. فواد فهندژ

۴۱. امیر حسین قنبری

۴۲. عبدالرضا قنبری

۴۳. غنچه قوامی

۴۴. کمال کاشانی

۴۵. نوید کامران

۴۶. فریبا کمال آبادی

۴۷. پیمان کوشکباغی

۴۸.سیما کیانی

۴۹. مونا مافی

۵۰. مهناز محمدی

۵۱. نرگس محمدی

۵۲.مهدی محمودیان

۵۳. سعید مدنی

۵۴. پیام مرکزی

۵۵. امان مستقیم

۵۶. مهدی معتمدی مهر

۵۷.ضیا نبوی

۵۸. اکرم نقابی

۵۹. شاهین نگاری

۶۰. عفیف نعیمی

۶۱. مصطفی نیلی

۶۲. صدیقه وسمقی





]]>

ملوک زرگریان،‌ نویسنده و مترجم برجسته یهودی ایرانی



آیدا یزدی؛ شهروندخبرنگار

ایران را تمامی ایرانیان، فارغ از عقاید شخصی، دین یا مذهب‌شان ساخته‌اند. شهروندخبرنگاران «ایران‌وایر» در مجموعه‌ای، چهره‌های برجسته اقلیت‌های دینی و مذهبی را معرفی می‌کنند. شما هم اگر با شخصیت‌های برجسته اقلیت‌های دینی آشنایی دارید یا داستان زندگی و خدمات آن‌ها را می‌دانید، با ایمیل [email protected] تماس بگیرید و روایت خود را با ما در میان بگذارید.

***

 «ملوک زرگریان‌» (عاشقیان‌) نویسنده، مترجم و فعال اجتماعی ایرانی-یهودی در اسفند ۱۲۹۹ در شهر همدان‌ متولد شده‌ است‌. او یکی از نخستین اعضای هیات مدیره سازمان «بانوان یهود ایران» بود که در اوایل سال ۱۹۴۷ میلادی در تهران بنیان گذاشته شد.

ملوک زرگریان تحصیلات خود را در مدرسه آلیانس و مدرسه آمریکایی «ایراندخت» همدان به پایان رسانید و به‌ زبان‌های‌ فارسی‌، انگلیسی‌، فرانسه‌، عبری‌ و تركی‌ آشنایی داشت.

نام مادرش «آدا»، پدرش «ربیع الئه» و از اعضای فعال انجمن کلیمیان «حبرا» همدان بود. وی‌ در سال‌ ۱۳۱۹ با «عبدالله زرگریان‌» ازدواج‌ كرده‌ و حاصل این ازدواج چهار فرزند به ‌نامهای‌ «ثریا ملامد»، «شهلا جاودان‌»، «مهناز رامین‌» و «رامین‌ زرگریان‌» است‌.

دخترش «شهلا زرگریان» (جاودان) از فعالان جامعه زنان است که دو دوره مسئولیت ریاست فدراسیون ایرانیان یهودی را عهده‌دار بوده و از سال ۲۰۱۴ ریاست سازمان بانوان ایرانیان یهودی در لس‌آنجلس به وی محول شده است.

او از بانوان خیراندیش جامعه کلیمی، شیفته هنر، ادبیات و کوشنده در راستای ارتقای سطح تحصیلات بانوان بود و از اوان جوانی پیشگام و فعال در نهضت زنان، نیز پیگیر در حل و فصل مشکلات اجتماعی زنان جامعه و راهنمایی دلسوز به شمار می‌رفت. از دغدغه‌های مهم وی حفظ حقوق زنان و ایجاد بستری مناسب برای ادامه تحصیلات آنان و نیز از زنان فعال در راستای مبارزه با بی‌سوادی بوده، چنان که از وی به عنوان «مادر همگان» نام برده می‌شد.

وی از سال‌ ۱۳۲۸ فعالیتهای‌ اجتماعی‌ خود را در ایران‌ با عضویت‌ در سازمان‌ بانوان‌ یهود ایران‌ (تهران‌) آغاز كرده ‌و به مدت‌ ۲۵ سال‌ عضو هیات‌ مدیره‌ این‌ سازمان‌ بوده است‌.

زرگریان در سال ۱۳۴۰خورشیدی از طرف شورای عالی جمعیت‌های زنان ایران به واسطه مدیریت در تشکیل کلاس‌های مبارزه با بی‌سوادی جهت بانوان سالمند و کودکان، همراه با خانم «قدیشا» به عنوان سرپرست کلاس‌ها و نیز به سمت بازرس وزارت فرهنگ در این نهضت (مبارزه با بی‌سوادی) انتخاب شد.

زرگریان خودش در این‌باره می‌گوید: «از طرف‌ وزارت‌ فرهنگ‌ بخشنامه‌ای‌ به‌ مدارس‌ و سازمان‌های‌ خیریه‌ فرستاده‌ شد. موضوع‌ آن‌ مبارزه‌ با بی‌سوادی‌ تحت‌ نظر والاحضرت‌ اشرف‌ پهلوی‌ و روان‌شاد دكتر فرخ‌رو‌ پارسا بود. من‌ مصمم‌ شدم‌ كه‌ سازمان‌ بانوان‌ یهود ایران‌ پرچم‌دار این‌ مبارزه ‌شود. در آن‌ زمان‌ مدرسه باختر در همسایگی‌ منزل‌ ما قرار داشت‌. من‌ به‌ ملاقات‌ متصدی‌ مدرسه‌ رفتم‌ و تقاضا كردم‌ كه‌ كلاس‌های‌ درس‌ مدرسه‌ را در اختیار ما بگذارد تا برنامه‌های ‌مبارزه‌ با بی‌سوادی‌ را آنجا پیاده‌ كنیم‌.»

ملوک زرگریان در سال ۱۹۸۰ پس از وقوع انقلاب اسلامی تن به مهاجرت ناخواسته داد و به همراه همسرش راهی آمریکا شد و پس از مدت کوتاهی به عضویت سازمان زنان یهودی کالیفرنیای جنوبی پذیرفته شد و به فعالیت‌های عام‌المنفعه پرداخت.

نام ملوک زرگریان در کارنامه فعالیت‌های فرهنگی جامع کلیمیان ایران به عنوان نخستین زن مترجم و مولف ثبت گردیده است. او به زبان‌های فرانسه، عبری، فارسی و ترکی احاطه داشت، از این رو همواره اوقات فراغت خود را صرف مطالعه راجع به وظایف و نقش زن حول محور دین، تاریخ و فرهنگ یهودیت جست‌وجو می‌کرد.

 ترجمه كتاب‌ «نیایش‌ زن‌ یهودی‌» از زبان‌ فرانسه‌ (این كتاب‌ ۴ بار تجدید چاپ‌ شده‌ است)‌، ترجمه كتاب‌ «دروازه‌های‌ تفیلا» در دو جلد و نوشتن‌ كتاب‌ در مورد «رابطه ده‌ فرمان‌ و دعای‌ شمع‌ ایسرائیل‌» شامل‌ متون‌ فارسی‌، انگلیسی‌ و عبری‌ از جمله تالیفات و ترجمه‌های وی هستند.

زرگریان از توجهی که به نیایش زن یهودی شده بود، به نیکی یاد می‌کند و می‌گوید: «به‌ یاد دارم‌ كه‌ در اولین‌ گردهمایی‌ انجمن‌ بانوان‌ یک جلد از كتاب‌ نیایش‌ زن‌ یهودی‌ توسط‌ «لطف‌الله حی‌» به ‌مبلغ‌ ده‌ هزار تومان‌ خریداری‌ شد. سایر مدعوین‌ به‌ پیروی‌ از آقای ‌حی‌ قیمت‌های‌ گزافی‌ برای‌ خرید كتاب‌های‌ بعدی‌ پرداخت‌ كردند. هنوز وقتی‌ در این‌ سر دنیا این‌ كتاب‌ را در دست‌ خانم‌ها می‌بینم‌، احساس‌ می‌كنم‌ كه‌ پیام‌ دوستی‌ و یک‌رنگی‌ خداوند مستقیما به‌ مردمش‌ داده‌ می‌شود.»

ملوک زرگریان در سال ۱۹۸۹ به پاس خدمات بشردوستانه از طرف «سازمان بانوان یهود ایران» در کالیفرنیا جنوبی به عنوان زن شایسته، مفتخر به دریافت لوح سپاس گردید. در این مراسم «تام سردلی» شهردار لس‌آنجلس لوح افتخار را به وی تقدیم کرد. همچنین سازمان «هداسا» ضمن تجلیل از خدمات ملوک زرگریان، جایزه ویژه «Long Iland distinguished humanitarian» را به وی اهدا کرد و پس از مدتی نیز سازمان ارت نیویورک هم طی مراسمی از وی به عنوان یک زن فرهیخته تجلیل به عمل آورد.

در سال ۱۹۹۸ در پنجاهمین سال تاسیس «سازمان بانوان یهود ایران» در لس‌آنجلس، توسط «آمنون نتصر» به پاس خدمات ارزنده طی نیم قرن، لوح سپاس به وی تقدیم شد.

ملوک زرگریان (عاشقیان) در سال ۲۰۰۵ میلادی در سن ۸۵ سالگی درگذشت.

از همین سری بخوانید:

مارگانیتا خفری؛ خواننده، پیانیست و موسیقیدان کلاسیک آشوری

نورعلی الهی؛ عارف، فیلسوف، قاضی و موسیقی‌دان یارسان

ویگن دردریان؛ خواننده معروف ارمنی

همایون خرم، موسیقی‌دان مشهور و از درویشان گنابادی

ساتنیک آقابابیان، خواننده اپرا و بازیگر ارمنی ایرانی

سرژ آواکیان، گرافیست برجسته ارمنی ایرانی

سلیمان حییم؛ مترجم و فرهنگ‌نویس یهودی ایرانی

دکتر جمال‌الدین مستقيمى؛  پزشک بهایی که پدر آناتومی ایران لقب گرفت

بهروز دارش، مجسمه‌ساز برجسته آشوری ایرانی

کارو لوکاس؛ شخصیت برجسته ارمنی ایرانی و دانشمند علم روباتیک

محمد ابراهیم باستانی پاریزی، نویسنده، مورخ، شاعر ایرانی و از درویشان گنابادی

 





]]>

روحانی و «ناگفته‌های بسیار»؛ اسم رمز پنهان‌کاری روسای جمهور



«ناگفته‌های بسیار داریم» و «دروغ نگفتیم؛ اما همه حقیقت را هم نگفتیم» جملات تکراری روسای جمهور ایران در پایان دوره است. این «ناگفته‌ها» اما تا سال‌ها و یا حتی ده‌ها سال بعد نیز بیان نخواهد شد.

***

«محمد خاتمی» در سال پایانی خود بارها گفت که «ناگفته‌های بسیاری» دارد. پس از پایان دولت او نیز «جهانبخش خانجانی»، سخنگوی وزارت کشور، گفت که خاتمی «بسياری از ناگفته‌ها را نگفت و شايد هم ديگر نگويد.»

او درست می‌گفت. پس از گذشت ۱۶ سال نیز هنوز پشت صحنه بسیاری از اتفاقات دولت خاتمی گفته نشده است. از جمله مهم‌ترین این اتفاقات قتل‌های زنجیره‌ای است که به صورت رسمی تنها به چهار قتل محدود شد و پس از ۲۳ سال و انتشار گزارش‌های متفاوت هنوز جزییات آن اعلام نشده است.

یک سال پس از آن نیز حمله به کوی دانشگاه تهران رخ داد و خاتمی آن را «تاوان افشای قتل‌های زنجیره‌ای» خواند؛ اما هنوز ابعاد بسیاری از این حادثه توسط خاتمی و مقامات دولت او بیان نشده است.

خاتمی دو سال مانده به پایان دولت خود نیز انتخابات مجلس هفتم را با وجود همه انتقادهای همفکران خود برگزار کرد. او در دیدار اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران گفته بود که نکته اصلی استعفا بوده و نه برگزار نشدن انتخابات؛ چون انتخابات در هر حال توسط سپاه پاسداران برگزار می‌شد و او در صورت تصمیم برای برگزار نکردن انتخابات باید استعفا می‌داد. خاتمی پس از آن نیز گفته بود که چندین بار استعفا داده و رهبر جمهوری اسلامی با استعفای او مخالفت کرده است. او اما پس از سال‌ها جزییات استعفاهای خود را نیز بیان نکرده است.

«عماد خاتمی»، پسر محمد خاتمی، نیز سال ۹۲ گفته بود: «انتخابات مجلس هفتم واقعا دوره سختی بود یعنی یادآوری آن دوره هم برای من تلخ است» و خاتمی «در آن مقطع خیلی تنها شده بود.»

«محمود احمدی‌نژاد» که بنای دولت او بر افشاگری بود، نیز در بیان ناگفته‌ها تفاوتی با دولت خاتمی نداشت. او در ابتدای دوره خود اشاره‌هایی به برخی از مافیاها از جمله مافیای نفت کرد؛ اما در این‌باره هیچ‌گاه سخن نگفت.

ناگفته اصلی دولت او اما انتخابات سال ۸۸ است که قاعدتا تمایلی به بیان آن ندارد. احمدی‌نژاد پس از درگیری با خامنه‌ای و نزدیکانش در سال ۹۰ نیز تهدید به بیان ناگفته‌ها کرد و گفت که «اگر این دولت نیم ساعت فرصت حرف زدن داشته باشد، قیمت سوراخ موش بالا می‌رود.»

اسفندیار رحیم مشایی نیز گفته بود که اگر احمدی‌نژاد تنها ده دقیقه در مورد التهابات اخیر بازار ارز و سکه صحبت کند، همه نگاه‌ها عوض خواهد شد.

با این حال احمدی‌نژاد و نزدیکان او تا پایان دولت سخنی درباره اتفاقات پشت پرده نگفتند. پس از پایان دولت و بازداشت «اسفندیار رحیم مشایی» و «حمید بقایی» نیز احمدی‌نژاد و نزدیکان او تنها اقدام به افشاگری‌های پراکنده کردند.

آن‌چه روحانی نمی‌گوید

اینک «حسن روحانی» نیز که در سخن گفتن از دو رییس‌جمهور پیشین خود محافظه‌کارتر است، می‌گوید: «هر آنچه در سال‌های گذشته گفتیم، بر خالف واقعیت نبود؛ اما بخشی از واقعیت را به مردم نگفتیم تا دُرّ گران‌بهای وحدت ملی صدمه نبیند.»

روحانی علاوه بر ناگفته‌هایی که از روابط خود با رهبر جمهوری اسلامی چیزی نگفته، خود متهم به پنهان‌کاری است. از جمله اینکه در ماجرای شلیک موشک سپاه پاسداران به هواپیمای اوکراینی گفته که دو روز پس از ماجرا موضوع را متوجه شده و زمان افزایش قیمت بنزین را نیز روز جمعه و مانند سایر شهروندان مطلع شده است.

دولت او درباره اعتراضات آبان ۹۸ و حتی اعتراضات دی‌ماه ۹۶ که مقامات دولت مدعی بودند جرقه آن توسط اصول‌گرایان زده شده نیز سکوت کرده‌اند.

پرونده هسته‌ای نیز در سه دولت اخیر یکی از ابعاد درگیری‌های رییس‌جمهور و رهبر جمهوری اسلامی بوده است. روحانی خاطرات خود از مدیریت پرونده اتمی در دولت خاتمی را به صورت کتاب منتشر کرده است. آن دوره اما بیشتر دوره صلح او با خامنه‌ای در پرونده اتمی بوده و جنگ اصلی در دوره ریاست‌جمهوری او رخ داده است.

در حالی که بر اساس برخی روایت‌ها خامنه‌ای عملا به دولت مجوز توافق در ماه‌های پایانی را نداده است، روحانی تلاش کرد که در این مدت تقصیر را به گردن مصوبه مجلس درباره افزایش غنی‌سازی بیندازد.

مخالفت رهبر جمهوری اسلامی با رفع حصر سران جنبش سبز نیز یکی از ناگفته‌های حسن روحانی است. او بر خلاف برخی چهره‌ها مانند علی مطهری هیچ اشاره‌ای به این موضوع نکرده است.

درباره روابط روسای جمهور با رهبر جمهوری اسلامی نیز پس از سال‌ها تنها در خاطرات «هاشمی رفسنجانی» می‌توان سرخط‌هایی را یافت و دیگر اتفاقات در این‌باره هنوز حتی به صورت مختصر و اشاره نیز از سوی روسای جمهور بیان نشده است.

«مفید فایده» نبودن دیگر دلیل حسن روحانی برای بیان ناگفته‌ها است. بر اساس این تحلیل، بیان ناگفته‌ها اتفاق خاصی را در فضای سیاسی سبب نمی‌شود و تنها زمینه برخورد پس از پایان ریاست‌جمهوری را فراهم می‌کند.

«اسدالله بادامچیان»، دبیر کل حزب موتلفه اسلامی،  نیز به روحانی توصیه کرده که به سرنوشت خاتمی و احمدی‌نژاد دچار نشود.

تفاوت روحانی با خاتمی یا احمدی‌نژاد اما این است که هیچ‌گاه پایگاه اجتماعی اختصاصی نداشته و ریاست‌جمهوری او را مدیون اصلاح‌طلبان و هاشمی رفسنجانی بوده است. پرونده «حسین فریدون» نیز همچنان نمادی از تهدید روحانی به برخورد است تا پس از ریاست‌جمهوری نیز به سکوت خود ادامه دهد. همچنین روحانی بر خلاف خاتمی و احمدی‌نژاد نیم نگاهی نیز به باقی ماندن در مجلس خبرگان رهبری دارد تا شاید یکی از گزینه‌های رهبری آینده باشد. موضوعی که در صورت ادامه فضای فعلی بسیار دور از ذهن است.

شاید به دلیل همین وضعیت رهبر جمهوری اسلامی دولت حسن روحانی را با تحقیر بدرقه کرد و رفتار او با دولت روحانی در نشست آخر، نامهربانانه‌تر از رفتار او با دولت «محمود احمدی‌نژاد» و حتی دولت «محمد خاتمی» بود.

ساعاتی پس از سخنان روز یکشنبه روحانی نیز خبرگزاری صداوسیما نیز  گزارشی را پخش کرد تا اعلام کند برنامه روحانی برای مذاکره با غرب شکست خورده است.

اینک روحانی نیز مانند روسای جمهوری قبلی با ناگفته‌های او تنها مانده است. ناگفته‌هایی که بعید است تا سال‌ها بعد گفته شود.





]]>

مسئولیت حقوقی حمله مرگبار به نفتکش تحت مدیریت شرکت اسراییلی



برای اولین بار حمله به کشتی‌هایی که به نوعی مرتبط با اسراییل هستند، دو کشته به دنبال داشته است. وزیر خارجه اسراییل اعلام کرده است که مسئولیت این حمله با ایران است و جمهوری اسلامی باید هزینه این حمله را پرداخت کند. ایالات متحده، جمهوری اسلامی را «مظنون» اصلی عنوان کرده و وزارت دفاع بریتانیا که یک تبعه آن در جریان حمله به این کشتی جان باخته، می‌گوید در حال تحقیق درباره موضوع است. چرا جزییات این حمله خطر یک درگیری تمام‌عیار را میان ایران و اسراییل بالا می‌برد؟

**

حمله مرگبار پهپادی به یک فروند نفتکش تجاری در خلیج فارس که تحت مدیریت یک شرکت اسراییلی قرار دارد، وضعیت درباره احتمال وقوع یک درگیری فراگیر دریایی را افزایش داده است. این حمله باعث کشته شدن کاپیتان رومانیایی کشتی و یک خدمه دیگر آن که ملیت بریتانیایی دارد، شده است.

شبکه العالم، تلویزیون عربی‌زبان جمهوری اسلامی اسلامی ایران پس از وقوع این حمله اعلام کرد که «گروه‌های مقاومت» مسئول حمله به کشتی هستند و علت حمله را تلافی عملیات هوایی ارتش اسراییل در فرودگاه منطقه قصیر سوریه اعلام کرده‌اند که در جریان آن دو نفر از شبه‌نظامیان «گروه‌های مقاومت» کشته شده بودند.

کشتی تجاری که مورد حمله «گروه‌های مقاومت» قرار گرفته، تحت مدیریت شرکتی قرار داشته که متعلق به یک میلیاردر اسراییلی است؛ اما خود کشتی تابعیت ژاپنی دارد و با پرچم لیبریا در دریا در حرکت بوده است.

«گروه‌های مقاومت» اصطلاحی ساخته جمهوری اسلامی است و منظور از آن شبه‌نظامیانی است که توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کشورهای منطقه شکل می‌گیرد و توسط جمهوری اسلامی تجهیز و سازماندهی نظامی و مالی می‌شوند و عمدتا در برابر اسراییل فعالیت می‌کنند. منظور از مقاومت در این اصطلاح، عملیات شبه‌نظامی علیه اسراییل و سایر موجودیت‌هایی است که جمهوری اسلامی از طریق این گروه‌ها به طور نیابتی با آن‌ها رویارو می‌شود.

حالا سوال اینجاست که وضعیت حقوقی حمله به این کشتی چیست و چه کسی در برابر آن مسئولیت دارد؟

گرچه «گروه‌های مقاومت» در پی تلافی حمله اسراییل به فرودگاه سوریه بوده‌اند؛ اما حمله مرگبار آن‌ها به نفتکش، خسارت به ژاپن محسوب می‌شود که مالک کشتی بوده است. شرکت اسراییلی که اپراتور کشتی بوده و مدیریت آن را بر عهده داشته، لزوما مسئولیتی بابت پیگیر خسارات و جبران صدمات وارده به آن ندارد. لیبریا که دولت صاحب پرچم کشتی است، باید پیگیر خسارت وارده به کشتی باشد.

شرکتی که کشتی تحت بیمه آن  قرار داشته، قانونا مسئول جبران خساراتی است که به کشتی در در زمان بحرپیمایی وارد می‌شود؛ اما بر اساس محتوای بیمه، ممکن است خسارات ناشی از حمله نظامی را به دلیل استثنائات وارد بر قواعد بیمه، پوشش ندهد. در این وضعیت لیبریا با پشتوانه دولت صاحب کشتی که ژاپن است، باید به دنبال دریافت خسارات و غرامت از دولتی باشد که کشتی را هدف قرار داده است؛ اما می‌دانیم که هیچ دولتی رسما مسئولیت حمله به کشتی را به عهده نگرفته و حمله ناشی از اقدام بازیگران مسلح غیردولتی است.

«گروه‌های مقاومت» در این حمله مسئول حمله مرگبار به کشتی اعلام شده‌اند و شیوه پذیرش آن از شبکه تلویزیونی حکومت جمهوری اسلامی است که نشانه‌ای از رابطه میان این دو است. می‌دانیم که جمهوری اسلامی ایران و مشخصا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خالق و پشتیبان گروه‌های شبه نظامی در منطقه است که دست به چنین تحرکات غیرمسئولانه‌ای می‌زنند. این حمله در تلافی عملیات هوایی اسراییل و کشته شدن دو شبه‌نظامی صورت گرفته است.

اقدام متقابل قانونی در برابر این حمله اسراییل، می‌بایست از سوی دولتی انجام می‌شد که از این بابت خسارات دیده و شکل آن هم می‌باید غیرنظامی و علیه منافع همان دولت اسراییل باشد؛ در صورتی که این حمله از سوی شبه‌نظامیان که بازیگر غیردولتی هستند، علیه منافع غیرنظامی و غیرمرتبط با دولت انجام شده که از آن هدفی «غیرمشروع» در زبان حقوقی می‌سازد.

در چنین وضعیتی مسئولیت بازیگر غیردولتی با با دولتی است که آن‌ها را تحت تسلط و کنترل موثر دارد که در اینجا می‌تواند با جمیع شواهد در دسترس به سه دلیل جمهوری اسلامی ایران باشد.

اول، گروه‌های مقاومت شبه‌نظامیانی هستند که جمهوری اسلامی می‌گوید محصول نیروی قدس، شاخه برون مرزی سپاه پاسداران هستند و توسط این نهاد تاسیس می‌شوند و اعضای آن آموزش می‌بینند و رفتار و عملکرد آن تحت کنترل سپاه است. آیت‌الله «علی خامنه‌ای» بارها از این گروه‌ها تمجید کرده، با رهبران آن ملاقات داشته و رهبران آن هم ساختار و توان مالی و میلیشایی خود را وابسته به جمهوری اسلامی عنوان کرده‌اند.

دوم، در جریان حمله مرگبار اخیر به کشتی تجاری در خلیج فارس، اعلام مسئولیت از طریق تلویزیون حکومتی ایران انجام شده که می‌تواند به عنوان مستندی مبنی بر ارتباط سازمانی میان دو طرف تلقی شود.

سوم، اینکه پس از برقراری روابط رسمی میان اسرائیل و برخی از کشورهای منطقه همچون امارات متحده عربی و بحرین، جمهوری اسلامی مراوده تجاری میان دو طرف از جمله رفت‌وآمد کشتی‌های اسراییل به خلیج فارس را در تضاد با منافع خود اعلام کرد. مقام‌های جمهوری اسلامی صراحتا از نیت خود برای جلوگیری از رفت‌وآمد کشتی‌های اسراییلی در آب‌های خلیج فارس خبر دادند.

 سومین حمله مشابه مرگبار در شش ماه اخیر علیه کشتی‌ها در خلیج فارس است که به نوعی با اسراییل ارتباط دارند و با توجه به تهدید اسراییل برای پاسخ دادن به آن، خطر درگیری تمام عیار را بالاتر می‌برد.

موقعیت نفتکش مورد حمله قرار گرفته در خلیج فارس و در نزدیکی عمان

نفتکش مورد حمله قرار گرفته تابعیت ژاپنی دارد، با پرچم لیبریا در حرکت بوده و اپراتور آن شرکتی است که مالک آن یک شهروند اسراییلی است





]]>

برگزاری دادگاه حمید نوری؛ پایانی بر انکار جنایت ۶۷



ده روز به برگزاری دادگاه «حمید نوری»‌ یا همان شکنجه‌گر زندان گوهردشت در دهه شصت که با نام «حمید عباسی» در کشتار هزاران زندانی سیاسی نقش داشت، باقی مانده و جامعه دادخواهان منتظر روزشمار این واقعه تاریخی است.

شنبه ۳۱ اوت، نشستی مجازی با جمعی از جامعه دادخواهان ایران به همت «شبکه همبستگی با مبارزات مردم ایران» برگزار شد و نویسندگان، کنش‌گران سیاسی، هنرمندان و فعالان حقوق بشر از اهمیت برگزاری این دادگاه سخن گفتند که فصل مشترک اظهارات آن‌ها، قدمی دیگر در تابش نور بر ظلمت تابستان سرخ ۶۷ بود.

***

دادگاه «حمید نوری» در ۱۰ آگوست ۲۰۲۱ در شهر «استکهلم» سوئد به شکل علنی برگزار خواهد شد؛ هشت هزار صفحه پرونده با بیش از ۱۰۰ شاکی و شاهد که قرار است با متهم به «قتل عمد» و «جنایت جنگی» رویاروی شوند؛ همان فردی که هم شکنجه کرد، هم به پای دار برد و هم بر تاریک نگه‌ داشتن هرچه بیشتر آن جنایت کوشید.

هم‌زمان با آغاز برگزاری دادگاه حمید نوری، قرار است رییس او در آن کشتار خونین، به شکل رسمی ریاست‌جمهوری ایران را برعهده بگیرد؛ یعنی «ابراهیم رئیسی»‌ که در «هیات مرگ» از امضاکنندگان حکم اعدام زندانیان سیاسی دهه شصت بود. حالا قرار است جمعی از بازمانده‌های زندان‌های خوف و خون دهه شصت هم‌زمان با مراسم تحلیف رئیسی، مقابل کارگزار او بایستند و در دادگاهی مبتنی بر حقوق بشر، ثابت کنند حمید نوری، همان «حمید عباسی‌» است که آن‌ها بازمانده شکنجه‌ها و دارهای آویخته به دست او هستند.

در صحبت‌های سخنرانان، امید موج می‌زند؛ موجی از تابش نور بر ظلمت خروارها خاک که هزاران هزار جان‌ جوان را در خود پنهان کرده است؛ همان خاکی که مادران خاوران آن را تا به امروز زنده نگه داشته اند. در این جلسه سخنرانان از مادران خاوران یاد کردند که چه بسیار از آن‌ها روز دادخواهی را ندیدند و حسرت‌ به دل جان باختند؛ اما پرچم‌شان همچنان برافراشته است. هم‍‌گی همچنین به نقش «ایرج مصداقی»‌ فعال حقوق بشر پرداختند که بانی بازداشت و محاکمه حمید نوری است.

در این جلسه «میهن جزنی»، «شیرین عبادی»، «محسن یلفانی»، «سیما صاحبی»، «لادن برومند»، «نسیم خاکسار»، «میهن روستا»، «شهلا شفیق»، «تقی رحمانی»، «رضا فرخفال»، «منصوره بهکیش»، «سرور کسمایی»، «اسفندیار منفردزاده»، «حسین دولت‌آبادی»، «پرویز دستمالچی»، «گلرخ جهانگیری»، «ناصر مهاجر»، «اسد سیف»، «حمید نوذری»، «محمد سحر»، «مسعود مافان»، «نیلوفر بیضایی»، «شیرین مهربد»، «حمیدرضا جاودان»، «سهراب مختاری»، «اصغر سلیمی»، «سیروس جاویدی»، «ناهید نصرت»، «بهرام مرادی»، «جلال ایجادی»،‌ «سپیده شکری»، «داریوش اقبالی» و «بهروز اسدی» سخنرانی کردند، شعر خواندند و پیامی فرستادند.

از جمله دیگر نقاط مشترک اظهارات سخنرانان لزوم تبدیل امر دادخواهی کشتار ۶۷ به مساله‌ای عمومی در جامعه ایرانیان و انعکاس آن در حافظه جهان بود.

«شیرین عبادی»، حقوق‌دان و برنده جایزه صلح نوبل از سخنرانان این جلسه از بعد حقوقی به پرونده حمید نوری پرداخت و مهم‌ترین مساله را در دادگاه حمید نوری احراز هویت او عنوان کرد: «باید ثابت شود حمید نوری و حمید عباسی یک نفر هستند.» او اسامی مستعار نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی پرداخت که چگونه آن‌ها چندین شناسنامه و پاسپورت دارند. مساله حقوقی دیگر از نظر این حقوق‌دان گستردگی این پرونده بود: «این پرونده یک متهم دارد که حکم محکومیت فقط برای او صادر می‌شود. اما با ادله‌ کافی که در اختیار هست، دادگاه می‌تواند تحقیقات را پیرامون ابراهیم رئیسی آغاز کند اگرچه نمی‌تواند تا وقتی او به خاطر ریاست‌جمهوری مصونیت قضایی دارد، اما بعد از اتمام این دوره، می‌توان برای او حکم جلب صادر کرد.»

این حقوق‌دان همچنین تاکید کرد که سایر افرادی که در جنایت‌های دهه شصت نقش داشتند، از مصونیت برخوردار نیستند و دادگاه نوری می‌تواند دامنه‌ای تا دیگر عاملان و آمران داشته باشد: «مثلا محسنی‌ اژه‌ای مصونیت ندارد و دیگران. پیام این دادگاه به آن‌هاست؛ کسانی‌ که دست در خون مردم دارید، خواب راحت بر شما حرام است.»

مساله حقوقی دیگر در پرونده حمید نوری از نظر شیرین عبادی «زمان» است: «چنین اتهاماتی مشمول مرور زمان نمی‌شوند. یک قتل عادی نیست که زمان در آن اثر داشته باشد و نتوان مورد تعقیب قرار داد. اتهام جنایت علیه بشریت مشمول مرور زمان نمی‌شود. صد سال دیگر هم هر کدام از این عاملان و آمران گیر بیفتند، تحت تعقیب قرار خواهند گرفت.»‌

«شهلا شفیق» نویسنده، جامعه‌شناس و کنش‌گر حقوق زنان یکی دیگر از سخنرانان این جلسه بود. او صحبت‌های خود را با این جمله آغاز کرد که «من هم می‌توانستم یکی از کشته‌ها باشم» و ادامه داد: «امروز دادخواهی در ایران وسیع‌تر شده است و صف وسیعی داریم از دادخواهان قربانیان جمهوری اسلامی، مثل داغ‌دیده‌های آبان ۹۸ و هواپیمای اوکراینی. ربط بنیادی این صف وسیع، همان است که در محاکمه حمید نوری که مباشر و کارگزار شخصی بوده که قرار است ریاست‌جمهوری اسلامی را برعهده بگیرد. این ربط بنیادین، وصل این جنبش‌های دادخواهی است.»

همان‌طور که او اظهار داشت: «امروز همه ملت ایران دادخواه است؛ از خوزستان تا تهران و خواست آب، نان و آزادی به هم گره خورده است.» او در ادامه اهمیت ویژه و استثنایی دادگاه حمید نوری را «برگی بدیع» در تاریخ ایران دانست که می‌تواند «خط بطلان بکشد بر سیاست‌های جمهوری اسلامی در رد جنایت‌های دهه شصت.»

«ناصر مهاجر» نویسنده و پژوهش‌گر در این جلسه، برگزاری دادگاه حمید نوری را مهم و حساس توصیف کرد؛ چون «برای نخستین بار است که مساله کشتار بزرگ زندانیان سیاسی ایران در تابستان ۱۳۶۷ از سوی مقامات قضایی یک دولت قانون‌مدار [سوئد] بررسی و بازبینی می شود.» و تاکید کرد: «این‌که حمید نوری، دادیار زندان گوهردشت در این دادگاه چه‌گونه رفتار خواهد کرد و وکیل او چه راه و رویه‌ای برای دفاع از موکل‌اش در پیش خواهد گرفت، بر ما دانسته نیست. اما شاهدان و شاکیانی که در دادگاه شهادت خواهند داد، می‌توانند وجدان‌های بیدار جهان را نسبت به یکی از موارد جنایت علیه بشریت و یکی از زخم‌های باز و عمیق جامعه امروز آگاه کنند.»

«منصوره بهکیش» از خانواده قربانیان دهه شصت و از فعالان جنبش دادخواهی نیز یادآور شد که هدف جنبش دادخواهی «برقراری عدالت، آزادی و ساختن دنیای انسانی» است: «امیدوارم تجربه سال ۵۷ تکرار نشود که با کشتن، مساله تمام شود. مهم‌ترین مساله دادخواهی در دادگاه حمید نوری، کشف حقیقت است. من خواهان اشد مجازات برای او هستم، اما مهم‌تر آن است که این دادگاه بتواند به کشف حقیقت کمک کند و شاید باعث شود که صدای بازمانده‌های دیگر هم درآید. نه فقط آن‌ها، بلکه طیف‌های وابسته به حکومت که ادعا می‌کنند به سمت مردم آمده‌اند هم صدای‌شان درآید.»

«رضا فرخ‌فال» نویسنده در صحبت‌های خود به نکته‌ای اشاره کرد که آن را «تراژدی» خواند: «حرکت دادخواهانه دنبال قصاص و اعدام مجرمان نیست. این متهم ممکن است در دادگاه مجرم شناخته شود و مجازاتی برایش تعیین شود. باید گفت که هیچ مجازاتی حتی نه اعدام و قصاص و مجازات متمدنانه‌ای در هم در این‌جا، حتی یکی از جان‌های از دست رفته را باز نمی‌گرداند. تراژدی ماجرا همین‌جاست. این حرکت دادخواهانه نوعی احراز حقیقت است که چه شد و چه‌گونه این اتفاق افتاد. این حقیقت را از رویای قربانیان داریم که پیامش برای همه آن است که هیچ ایدئولوژی و مذهبی ارزش فدا کردن جان حتی یک انسان را ندارد. اگر ما به این حقیقت برسیم، رویای آن عزیزانی که در داخل زندان کشته شدند یا در چهار قدمی مرگ بودند، تحقق پیدا می‌کند.»

«تقی رحمانی»، فعال ملی مذهبی که دهه شصت را هم در زندان گذرانده است، به مساله دیگری اشاره کرد، یعنی انقطاع میان کنش‌گران دهه شصت و نسل جوان امروز: «دادخواهی شاید فرصتی باشد که به جوانان توضیح داد در دهه شصت انسان‌ها برای عدالت و آزادی کشته شدند و بگوییم که مشی ترور چه‌طور آغاز شد. باید قبول کنیم که اگر امروز سعید مرتضوی دستگیر می‌شد، شور و هیجان در جامعه جوان بیشتر از حمید نوری بود. این انقطاعی که با نسل جوان ایجاد شد و پارادایم را از سوسیالیسم به لیبرالیسم تغییر داد، باعث شد آن‌ها ندانند که آن کشتارها برای چه بود. بلکه بتوانیم دیدگاه عدالت‌طلبی دهه شصت را به نسل جوان منتقل کنیم.»

«سهراب مختاری» کنش‌گر حوزه دادخواهی و فرزند «محمد مختاری» از تجربه جدیدی گفت که جامعه دادخواه با آن مواجه است و این دادگاه می‌تواند گروهی دیگر را هم هدف قرار دهد، یعنی گروه‌های سیاسی که بنا به منفعت خود، مقابل جنبش دادخواهی ایستادند یا آن را منحرف کردند: «امروز با محاکمه یکی از عوامل کشتار دهه شصت بر مبنای قوانین جهان شمول و در کشوری که هیچ‌کس تردیدی در دموکراسی آن ندارد، برای اولین بار با تجربه‌ای مواجهیم که امکان دادخواهی جمعی را ایجاد کرده است. این تجربه هم برای دادخواهان تجربه‌ای آموزنده است و هم برای کسانی که نسبت به حقانیت این گفتار و راهکارهای قانونی جهانی دچار تردید و بدبینی بودند. برای همین همه ما که خواهان گسترش و شفافیت گفتار دادخواهی هستیم، با توجه به این مساله، در کنار یکدیگر هرچه بیشتر در کنار درد مشترکی که به دوش میکشیم به یک زبان مشترک و هماهنگ‌تر و راهگشا نزدیک شویم.»

«بهروز اسدی»، فعال سیاسی و فعال در امور پناهندگان نیز از همبستگی و لزوم «اتحاد» میان نیروهای سیاسی و مدنی گفت: «دادگاه حمید نوری فرصتی برای اعمال فشار به افکار عمومی نه فقط ایرانیان خارج از کشور بلکه دولت‌های اروپایی و مقامات مسئول این کشورها است تا با اتحاد مبارزه‌ای سراسری را پیش ببریم. از سوی دیگر باید از هرگونه برخوردهایی که درون اپوزیسیون هست، خودداری کرد. دادگاه بعدی، دادگاه اسدالله اسدی که بایستی نشان دهیم ایرانی‌ها در خصوص دادخواهی علیه رژیم تمامیت‌خواه همبستگی دارند.»

«سرور کسمایی»‌، رمان‌نویس و مترجم اما از سه بُعد دادگاه حمید نوری را حائز اهمیت دانست و در انتهای صحبت‌های خود آرزویی شخصی را بیان کرد. او این دادگاه را از بعد تاریخی، نقش ادبیات در دادخواهی و همین امر را در ساحت فردی و انسانی بررسی کرد. او دادگاه حمید نوری را نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران دانست.

او دادگاه نوری را نه آغاز و نه پایان بلکه «بزنگاه» توصیف کرد: «بزنگاه روندی که از سال‌ها پیش آغاز شده است و اکنون در میانه آن ایستاده‌ایم. گام اول دادخواهی روزی برداشته شد که جان به در بردگان و شاهدان، دست به قلم بردند و آنچه را زیسته بودند، ثبت کردند و در برابر فرسایش زمان و مکانیزم فراموشی قد علم کردند. مستندسازی واقعیت گامی بنیادین بر روند دادخواهی است. این گام برداشته شده است و آن‌هایی هم که فرصت بازگویی نداشتند، این روزها با شور و شوق این دادگاه در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها فرصت روایت پیدا کردند. این دادگاه رویدادی فرخنده است که در رقم زدن حافظه تاریخی ما نقش خواهد داشت.»

او به عنوان یک رمان‌نویس گفت که باور دارد تا زمانی‌ که دهه شصت وارد تخیل جمعی و جهانی نشده است، هدف نهایی دادخواهی به انجام نرسیده است.

بُعد نهایی، فردی و انسانی بود که سرور کسمایی به آن پرداخت: «بازمانده‌های فاجعه ۶۷، کسانی که به مدت ۳۰ سال با کابوس‌های خود تنها بودند و گاه آن را تاب نیاورند، کمر خم کردند یا آسیب‌های جدی دیدند با این روایت‌های کتبی و شفاهی، با آثار تخیلی که شاید بازنمایی خود را در آن دیدند با این دادگاه می‌توانند با فاجعه زیسته خود نام‌گذاری کنند. این کابوس دیگر در لایه‌های پنهان خواهند بود، بلکه ثبت می‌شود و این امکان تحقق روند سوگواری و بازیابی بازمانده‌ها را محقق می‌کند.» 

اما آرزوی او، به جمله‌ای برمی‌گردد که سال‌هاست بر زبان جامعه دادخواه و زخم‌خورده ایران نقش بسته است: «سال‌ها گفتیم نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم. روزی که روند دادخواهی به سرانجام برسد و مستندسازی واقعیت به پایان برسد و در حافظه و تخیل جمعی ثبت شود، نیازی به بخشش و فراموشی ما نخواهد بود. آنان که جنایت کردند، کیفر خواهند دید و در برابر دادگاه تاریخ مسئول شناخته خواهند شد. در چنین روزی، تنها در آن صورت شاید ما هم حق فراموشی را برای خود قائل شویم و زندگی متوقف شده‌مان را از سر بگیریم.»

و شاید این آرزوی سرور کسمایی را بتوان یکی از سرانجام‌های دادخواهی دانست؛ یعنی همان بازسازی انسان و بازسازی یک جامعه.





]]>

گرانی سیمان در ایران؛ از ناکارآمدی مدیریتی تا افزایش قیمت مواد خام



هر پاکت سیمان در ایران از ۲۵ هزار تومان به ۷۰ تا ۱۰۰ هزار تومان افزایش یافته است. «محمد اسلامی»، وزیر راه و شهرسازی علت این افزایش سرسام‌آور قیمت را بازار بورس اعلام کرده است و می‌گوید: «سیمان همواره یک بازار سنتی داشته و وقتی وارد بورس می‌شود، یک نوع گروگان گرفتن مردم توسط عده‌ای است که بتوانند پولدار شوند و تحصیل مال کنند.»

 

حامد اصل روستا، مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری و توسعه صنایع سیمان هم گفته است: «تنها مشکل فعلی صنعت سیمان کشور قطعی برق است و نمی‌توان هیچ مشکل دیگری را به این بازار نسبت داد.»

 

سیمان هم در این هفته‌ها سرنوشتی مشابه بنزین در آبان ۱۳۹۸ را پیدا کرده است، گران شدن آن صدای مردم را درآورده است، اما کسی مسئولیت این افزایش را تاکنون نپذیرفته است. اما دفتر مطالعات راهبردی «رونق تولید» وابسته به دانشگاه «امام صادق» اخیرا گزارشی از وضعیت صنعت سیمان وضعیت صنعت سیمان در ایران منتشر کرده و به بررسی شاخص‌های آن پرداخته است.

 

***

 

نبودِ شفافیت در این صنعت هم‌چون سایر صنایع که تابعی از شیوع پنهان زمامداری روحانیون بر ایران است، از جمله عوامل گرانی سیمان می‌تواند محسوب شود. صنعت سیمان به عنوان یکی از صنایع پایه، نقشی اساسی در توسعه زیرساخت‌های اقتصادی هر کشور برعهده دارد.

 

آخرین آمارها نشان می‌دهد، ایران در سال ۱۳۹۶ دارای ۷۵ کارخانه تولیدکننده سیمان بوده که با ظرفیت تولید ۸۵.۳ میلیون تن سیمان از نظر ظرفیت چهارمین رتبه را در کشورهای جهان بعد از چین و هند و آمریکا در اختیار دارد.

این صنعت در سال‌های اخیر به دلیل نداشتن تقاضا، کمتر از ظرفیت اسمی به فعالیت خود ادامه می‌دهد و با موانع و چالش‌ها‌یی در حوزه داخلی و منطقه‌ای و جهانی روبه‌رو شده و گرانی اخیر هم به دیگر مشکلات و حواشی آن افزوده است.

 

طبق گزارش دفتر مطالعات راهبردی «رونق تولید» وابسته به دانشگاه امام صادق، ایران با تولید ۵۳ میلیون تن سیمان در سال ۲۰۱۸ در رده یازدهم بزرگترین تولیدکنندگان سیمان جهان قرار گرفته بود.

 

چین به عنوان بزرگترین تولیدکننده سیمان در جهان، بیش از نیمی از تولیدات سیمان جهان را به خود اختصاص داده است.

 

در این گزارش همچنین آمده بخش اعظم زنجیره تامین سیمان بر عهده گاز مایع و طبیعی است و برق نیز نقشی در این میان ندارد.

 

موضوعی که مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری و توسعه صنایع سیمان آن را رد کرده و می‌‌گوید علت اصلی گرانی سیمان در هفته‌های اخیر «قطعی برق» و از مدار خارج شدن کارخانجات تولید سیمان بوده است.

 

 

آن‌طور که در این گزارش آمده صنعت سیمان در ایران کمترین تاثیر را از موضوع تحریم‌های بین‌المللی دارد و صنعتی تقریبا مستقل محسوب می‌شود.

 

این گزارش همچنین می‌گوید راه‌اندازی یک کارخانه با ظرفیت یک میلیون تن تولید سیمان در سال به ۱۵۰ الی ۲۰۰ میلیون دلار سرمایه نیاز دارد که بسیاری از صنایع کوچک توان ورود به این صنعت را ندارند.

 

این گزارش در ادامه از «شرایط دشوار فروش و مازاد عرضه بر تقاضا به دلیل رکود اقتصادی و کاهش شدید بودجه عمرانی» و «افزایش بی رویه واحدهای تولید سیمان بدون عدم برآورد صحیح و منطقی از میزان ظرفیت و کشش مصرف سیمان» به عنوان دو عامل اصلی بحران در صنعت سیمان نام برده است.

 

«رقابت ناسالم و منفی مانند اعمال تخفیفات نامتعارف»، «وابستگی شدید صادراتی به کشور عراق و به دنبال آن کاهش میزان صادرات به این کشور» از دیگر عوامل بحران در صنعت سیمان ایران اعلام شده است.

عراق را می‌توان بزرگترین کشور واردکننده سیمان ایرانی دانست که در سال ۱۳۹۵ بیش از ۳۶ درصد از سیمان ایران را خرید.

 

افغانستان، کویت، پاکستان و موزامبیک از دیگر کشور‌های مقصد سیمان ایرانی هستند.

 

این مرکز همچنین اعلام کرده که «هزینه‌های بالای مالی ناشی از تسهیلات ارزی»، «کاهش شدید نقدینگی در شرکت‌های سیمانی» و «اجبار به توقف خطوط تولید جهت تعادل بازار عرضه و تقاضا» هم در تشدید بحران صنعت سیمان ایران نقش بازی می‌کنند.

 

در بخش دیگری از این گزارش به معرفی مهم‌ترین بازیگران صنعت سیمان در ایران پرداخته شده است.

 

مجموعه تامین اجتماعی و هلدینگ سیمانی فارس و خوزستان به طور مستقیم و غیرمستقیم سهامدار حدود ۲۱ درصد (معادل ۱۶ میلیون تن) از صنعت سیمان کشور هستند.

 

 مجموعه بانک ملی (سرمایه‌گذاری توسعه سیمان و سرمایه‌گذاری بانک ملی)، مجموعه بنیاد (شرکت گسترش صنایع معدنی کاوه پارس)، اسپیندار و مجموعه غدیر از دیگر هلدینگ‌های سیمانی فعال هستند.

 

نقش اشخاص و شرکت‌های خصوصی نیز در این صنعت پررنگ است و حدود ۵۷ درصد تولید سیمان متعلق به آن‌هاست.

 

نتایج یک تحقیق از عملکرد مدیریتی ۴۲ شرکت فعال در صنعت سیمان ایران نشان می‌دهد که کارآمدی این بازیگران سال به سال رو به کاهش است.

 

این گزارش می‌گوید که تعداد شرکت‌های کارآمد در حوزه سیمان از ۳۱ شرکت در سال ۱۳۹۰ به ۲۱ شرکت در سال ۱۳۹۴ کاهش یافته است.

 

این گزارش تحقیقی همچنین می‌گوید که در سال‌های اخیر تنها ۳۳ درصد کارخانجات سیمان در ایران کارایی داشته و ۶۷ درصد دیگر نیز ناکارآمد بوده‌اند.

 

خرداد ماه امسال نیز پایگاه خبری بازار سرمایه (سنا) نیز گزارش مفصلی از صنعت سیمان در ایران و چالش‌های آن منتشر کرده که تصویر تقریبا روشنی از این صنعت ارائه داده است.

 

در این گزارش آمده که «رکود در ساخت‌وساز داخلی و کاهش بودجه عمرانی دولت و محدودیت‌های به وجود آمده در صادرات باعث شد تا ایران نتواند از بخش عمده‌ای از ظرفیت تولید سیمان خود استفاده کند.»

 

این گزارش تولید سیمان در ایران در سال ۲۰۲۰ را مشابه سال ۲۰۱۹ و رقمی معادل ۶۰ میلیون تن اعلام کرده و نوشته این کاهش «ظرفیت تولید کارخانجات و تعداد بالای نیروی کار موجب شده، سهم حقوق و دستمزد بخش اعظمی از هزینه‌های تولید سیمان را به خود اختصاص» دهد.

 

جدول زیر هزینه‌های تولید پنج شرکت سیمانی طی سال مالی منتهی به ۳۰ اسفند ۱۳۹۹ را نشان می‌دهد.

این جدول می‌گوید که بیشترین هزینه تولید شرکت‌های سیمانی مربوط به حقوق و دستمزد پرسنل است. پس از آن هزینه پاکت مصرفی و مواد مستقیم مصرفی، بالاترین رقم هزینه تولید را در شرکت‌های سیمانی دارا است. (ارقام به میلیون ریال)

این گزارش از قطعی برق در فصل زمستان، اوورهال، تعمیرات کوره و آجرچینی به همراه  دامپینگ قیمت سیمان صادراتی به کشور عراق از به عنوان سه عامل موثر در تعیین قیمت سیمان سخن به میان آورده است.

این گزارش در پایان یکی از مهم‌ترین چالش‌های صنعت سیمان را «قیمت‌گذاری دستوری» اعلام کرده است.

افزایش تا ۶۰ درصدی قیمت حمل‌ونقل جاده‌ای، افزایش ۱۰۰ درصدی قیمت ماشین‌آلات و تجهیزات، افزایش ۲۰۰ درصدی قیمت آجرنسوز و عدم تامین پایدار انرژی مورد نیاز شرکت‌های سیمان را از دیگر عوامل تاثیرگذار در گرانی سیمان در ایران اعلام کرده است.





]]>

تجمع اعتراضی در مشهد در پی بازداشت شماری از فعالان سیاسی و مدنی



استان‌وایر- در ادامه تجمعات و تظاهرات ضد حکومتی که از هفته‌های اخیر در ایران آغاز شده است، تعدادی از شهروندان مشهدی در شامگاه یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ دست به تجمع اعتراضی زدند.

ویدیوهایی از این تجمع توسط کاربران شیکه‌های اجتماعی منتشر شده است که در آن شهروندان با اعتراضات خوزستان اعلام همبستگی کرده‌ و خواهان پیوستن همه مردم ایران به اعتراضات و آزادی زندانیان سیاسی می‌شوند.

نیروهای امنیتی حکومت جمهوری اسلامی پیش از این تجمع اقدام به بازداشت شماری از فعالین سیاسی و صنفی مشهد از جمله فاطمه سپهری و جواد لعل‌محمدی کردند. 

فاطمه سپهری از امضاکنندگان «بیانیه ۱۴ کنشگر زن برای استعفای خامنه‌ای» و جواد لعل محمدی، عضو کانون صنفی معلمان ایران است. هر دو این افراد پیش از این چند بار توسط نیروهای امنیتی حکومت ایران بازداشت شده‌اند.

تجمع امروز ابتدا قرار بود که در پارک ملت مشهد برگزار شود اما با یورش نیروهای امنیتی و بازداشت شماری از شرکت کنندگان، فعالین مدنی مشهد تصمیم گرفتند در پارک دیگری تجمع اعتراضی خود را برگزار کنند.

با گسترش بحران اقتصادی و ناتوانی حکومت جمهوری اسلامی از تامین نیازهای اولیه شهروندان مانند آب و برق، چندین استان ایران در هفته‌های گذشته شاهد تجمعات اعتراضی بوده‌اند که بر اساس گزارش سازمان‌های حقوق بشری دست‌کم ده نفر در این اعتراضات با گلوله نیروهای حکومت ایران کشته‌ شده‌اند.

طی هفته گذشته، شهر تهران نیز شاهد دو تجمع اعتراضی در خیابان جمهوری و ولیعصر بود که با حمله نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شد.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید،لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

دوازده سال رنج بر شانه‌های یک کولبر



اصطلاح کولبر را مردم محلی مناطق کردنشین برای افرادی به کار می‌برند که جهت کسب حداقل درآمد به حمل اجناسی بین دو طرف خط مرزی مبادرت می‌‌کنند. کولبری شغل نیست؛ کاری‌ است که مردم مناطق محروم از روی ناچاری در آن قدم می‌گذارند و گاه به قیمت جان آن‌ها تمام می‌شود.

این گزارش، روایت دوازده سال رنج کولبری بر شانه‌های «صلاح احمدی» است؛ مردی اهل «سردشت» که بیکاری و مشکلات معیشتی و اقتصادی در آن، حالا به معضل مهاجرت گسترده تبدیل شده است. درآمد ناچیز از کولبری و مواجهه با مرگ هر روزه، پرت شدن از ارتفاع یا مورد ضرب گلوله مرزبانان تنها بخشی از روایت‌های کولبران است.

جمله‌ای که از کولبران شنیده می‌شود، گاه مشترک است: «کاش هیچ‌وقت کسی مجبور به کولبری نشود.»

***

کار نیست، کارخانه هم نیست.‌ شغلی و درآمدی در پهنه «سردشت»، شهر مرزی استان آذربایجان غربی، وجود ندارد. انگار که سرنوشت مردمان این منطقه به حمل بارهای سنگینی گره خورده است که در بازارهای «تهران» و شهرهای بزرگ فروخته و آذین‌بخش آشپزخانه‌ها و خانه‌های متمولان می‌شود. سهم کولبران اما دست‌وپنجه نرم کردن با مرگی هر روزه است. 

«صلاح احمدی» دوازده سال می‌شود که کولبری کرده است؛ هم خودش و هم دوستان و آشنایان او چاره‌ای جز این ندارند؛ وگرنه نه نانی در سفره خواهند داشت و نه لباسی بر تن فرزندان‌ خود.

به روایت او «مسیرهای کولبری به شدت صعب‌العبور هستند و کولبرها در سرما و گرما، برف و باران، مسیرهایی را طی می‌کنند که حتی روزنامه‌نگارانی که قصد همسفر شدن با ما را داشتند، بعد از پیمودن مسیر کوتاهی منصرف شدند. کولبرهایی را دیدم که به دلیل بیماری و کهولت سن قادر به ادامه مسیر نبودند یا از روی کوه به پایان پرت شدند یا با شلیک نیروهای سپاه پاسداران کشته یا زخمی شدند.»

اما گاه مبالغ دریافتی به قدری ناچیز است که به معیشت یک هفته خانواده هم نمی‌رسد. از سوی دیگر تضمینی هم برای دریافت همان مبلغ ناچیز از سوی کارفرمایان نیست. قانونی هم در حمایت از آن‌ها وجود ندارد و نه تنها قانون نیست، بلکه جمهوری اسلامی آن‌ها را «قاچاق‌چی» می‌خواند و بخشی از افکار عمومی هم این مساله را همراهی می‌کند؛ انگار مجوزی باشد برای شلیک به آن‌ها و گرفتن جان‌شان.

صلاح احمدی می‌گوید: «بارها بسیار سنگین و مسیرها بسیار سخت است و درآمد چندانی هم نداریم. کسانی که بار را به ما می‌دهند، پولی به ما پرداخت نمی‌کنند، فقط قبض‌هایی را به ما می‌دهند که بعد از دو یا چند ماه پول را پرداخت کنند؛ ولی گاه هیچ پولی هم پرداخت نمی‌شود. دولت هم برای عوام فریبی کارت‌هایی را برای کولبران صادر کرد، اما باز هم با داشتن کارت، سپاه پاسداران در مسیر به ما شلیک می‌کرد. بعضی وقت‌ها ما مجبور می‌شدیم مسیرها را عوض کنیم و از مسیر جدیدی برویم که متاسفانه بسیاری از دوستان و آشنایان یا روی مین رفتند و مجروح یا کشته شدند و یا از بالای کوه سقوط کردند.»

صلاح احمدی انگار که خبری روزمره را می‌خواند؛ مرگ در این پهنای جغرافیایی به امری طبیعی تبدیل شده است. پدران و مادران یا فرزندانی که صبح از خانه می‌روند و اعضای دیگر خانواده‌ آن‌ها انگار که آخرین خداحافظی باشد، هر روز احتمال می‌دهند که شاید عزیزان‌ آن‌ها دیگر بازنگردند. جراحت و نقص عضو هم انگار به اتفاقی روزمره تبدیل شده است.

سازمان حقوق بشری «هه نگاو» اسامی ٢٥٢ کولبر را منتشر کرده است که در سال ٢٠١٩ میلادی کشته یا زخمی شده‌اند؛ اما شوربختانه با گذشت زمان تعداد قربانیان باربر مرزی همچنان ادامه دارد. طبق گزارش این سازمان، در فاصله زمانی ١١ خرداد تا ٩ مرداد سال جاری خورشیدی، ١٧ کولبر مورد هدف شلیک مستقیم نیروهای نظامی ایران، ترکیه و عراق قرار گرفته‌اند که در نتیجه آن ٧ نفر کشته و ١٠ تن زخمی شده‌اند. 

به‌جز شلیک نیروهای مرزی، پدیده‌های طبیعی نیز امنیت این کولبران مرزی را تهدید می‌کند. یکی از متاثرکننده‌ترین وقایع مرگ «فرهاد خسروی» چهارده ساله مریوانی بود که به همراه برادر ١٧ ساله خود در ارتفاعات ژالانه کردستان به دلیل سرمای شدید جان خود را از دست دادند. در نمونه‌ای دیگر، شامگاه سه‌شنبه ٢٤ اردیبهشت ١٣٩٨ یک کاسب‌کار اهل «اشنویه» با هویت «آرام زرده شوانه» فرزند «واحد» در حین کولبری در آب رودخانه «گادر» اشنویه غرق شد.

آرام تنها ١٧ سال سن داشت و برای اولین بار بود که با قاطری که کرایه کردە بود، به کولبری می‌رفت؛ اما در حوالی پل «آیشه خان» در رودخانه غرق شد.

ریزش بهمن نیز دیگر حادثه طبیعی است که جان کولبران را می‌گیرد. دوشنبه ٢٩ دی ۱۳۹۹ گروهی از کولبران در حین عبور از نقاط مرزی ارومیه با ترکیه، بر اثر ریزش بهمن، در زیر برف سنگین گرفتار شدند که طبق اطلاع «ایران‌وایر»‌ متاسفانه هر پنج کولبر جان باختند.

در کنار تمامی وقایع طبیعی و انسانی که جان کولبران را تهدید می‌کند، آن‌ها آزار و اذیت‌های بدنی و روانی را نیز تجربه ‌می‌کنند. در آخرین نمونه، پنجشنبه ٢٤ تیر١٤٠٠، نیروهای هنگ مرزی روی «پل دوآب» شماری از کولبران را که قصد رفتن به کولبری داشتند، از اتومبیل  پیاده و آن‌ها را به شدت مورد ضرب‌وشتم قرار داده‌ا‌‌ند. نهادهای حقوق بشری از این مساله به عنوان «شکنجه» یاد کرده‌اند که طی آن دو کولبر سال‌خورده به نام‌های «انور مرادی» و «خلیل محمودی» و همچنین کولبر جوانی به نام «خلیل سلیمانی» اهل «ثلاث باباجانی» مجروح شدند.

با وجود روایت‌های بسیار و اخباری که مدام تکرار می‌شود و همچنین موضع‌گیری نهادهای حقوق بشری، جمهوری اسلامی جز سرکوب و آتش گشودن روی کولبران هیچ نکرده است. در حالی‌که اگر کار وجود داشت یا منابع تولید اشتغال، شاید هیچ‌کسی جان و عزیزش را چنین در خطر نمی‌انداخت. با وخیم‌تر شدن شرایط اقتصادی در ایران، مرزنشینان بیشترین هزینه را متحمل می‌شوند؛ خصوصا که نگاه امنیتی حاکم بر مرزها که ساکنانی از گروه‌‌های مختلف مذهبی و قومی و ملیتی دارند، تبعیض مضاعف را علیه آن‌ها ایجاد کرده است.

به گفت‌وگو با صلاح احمدی بازمی‌گردیم که او هم همان جمله مشترک میان کولبران را در پایان این مصاحبه تکرار کرد: «کاش هیچ انسانی مجبور نباشد حتی یک بار کولبری را تجربه کند.»





]]>

دولت هشت سال سرکوب مطبوعات و آزادی بیان رفت



با وعده گسترش آزادی بیان آمد، اما در دولتش آزادی بیان محدودتر شد. وعده داد که نمی‌گذارد قلم‌ها را بشکنند و دهان‌ها را ببندند، اما وزارت اطلاعات دولتش برای شکستن و بستن قلم و دهان از سایر نهادهای امنیتی سبقت گرفت.

صحبت از «حسن روحانی» است که دولت‌اش به سرآمد و قدرت را پس داد. رییس‌جمهوری که دوبار در دو انتخابات با شعارهایی دل‌فریب و رای‌آور توانست پیروز شود، اما در هر دوره عملکردی از خود برجای گذاشت که انگار آمده بود تا فقط خط مشی نظام را اجرا کند.

او سعی می‌کرد خود را مقابل دوربین‌ها مدافع آزادی بیان و قلم معرفی کند، اما پشت پرده و در جایگاه ریاست شورای عالی امنیت ملی ایران، عملکردی کاملا متناقض داشت. به طور نمونه؛ حسن روحانی روز ۱۵ آبان ۱۳۹۵ در نمایشگاه مطبوعات آن سال خطاب به جناح رقیب گفت: «از قلم شکسته و دهان بسته چه کاری ساخته است؟ نشکنیم قلم‌ها را به بهانه‌های واهی. نبندیم دهان‌ها را با بهانه‌های غیر اساسی. بگذاریم در این جامعه آزادی باشد و بگذاریم آزادی مسئولانه باشد.»

دو روز بعد «صادق لاریجانی» رییس وقت قوه قضاییه ایران افشا کرد که حسن روحانی، خود خواستار برخورد جدی‌تر با رسانه‌های منتقد شده است. لاریجانی گفت: «برادر بزرگوار شما خودتان شفاها یا کتبا باواسطه یا بی‌واسطه بارها گفته‌اید که چرا با فلان روزنامه یا فلان سایت برخورد نمی‌کنید! یا نزد مقام معظم رهبری گلایه می‌کنید که چرا دستگاه قضایی با فلان روزنامه برخورد نکرده است، اما وقتی در بین اهالی مطبوعات و رسانه حضور می‌یابید، ندای آزادی مطبوعات سر می‌دهید؟»

در همان روزها روزنامه «وطن امروز» نزدیک به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در سرمقاله‌ای با نام «یک سوزن به خود بزن» خطاب به حسن روحانی نوشت؛ او همان کسی است که در زمان تصدی بر صندلی دبیری شورای عالی امنیت ملی، درباره فیلم توقیف‌شده مارمولک گفته بود که: «حتی در رژیم شاه هم که دشمن روحانیت بود، کسی جرات و جسارت ساخت فیلمی مثل مارمولک را نداشته است.»

حسن روحانی در حالی در آبان ۱۳۹۵ مدعی دفاع از آزادی قلم و بیان شده بود، که تنها چند ماه قبل از آن، موج جدیدی از احضارهای روزنامه‌نگاران توسط وزارت اطلاعات دولت او اتفاق افتاده بود. اردیبهشت آن سال، ۳ روزنامه‌نگار شاغل در روزنامه‌های ایران در گفت‌وگو با «کمپین بین‌المللی حقوق بشر ایران» افشا کرده بودند که ماموران وزارت اطلاعات دولت حسن روحانی در دیدار حضوری با تعدادی زیادی از روزنامه‌نگاران مستقل، به آن‌ها گفته بودند که «خط قرمزها تغییری نکرده است» و «تحت نظر هستید و نوشته‌های شما در پرونده‌تان ثبت می‌شود.»

طی ۸ سال ریاست‌جمهوری حسن روحانی، روزنامه‌های زیادی توقیف شدند، کتاب‌های زیادی در چاپخانه‌ها خمیر شدند، از جمله «باغ تلو» از مجید قیصری، «ما تمامش می‌کنیم» نوشته کالین هوور با ترجمه آرتمیس معودی، تمام کتاب‌های «یووال نوح هراری» مانند «انسان خردمند» و «انسان خداگونه» و «۲۱ درس برای قرن ۲۱»، «ملت عشق»، «۱۰ دقیقه و ۳۸ ثانیه در این دنیا عجیب» و «حرامزاده استانبول» از الیف شافاک نویسنده ترک.  تیر ۱۴۰۰ نیز «جعفر شیرعلی‌نیا» نویسنده و تاریخ‌نگار ایرانی اعلام کرد، وزارت ارشاد مجوز تمام آثار او در حوزه جنگ ایران و عراق را باطل کرده است.

شهریور ۱۳۹۷ نیز کتاب «ضرب‌المثل‌های فارسی» نوشته «محمود سروری فخر» لغو مجوز شده بود.

در این دوران روزنامه‌نگاران و نویسندگان زیادی هم بازداشت و روانه زندان شدند تا دولت اعتدال و امید حسن روحانی از لحاظ سرکوب و سانسور، یادآور دولت «علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی» باشد. 

حسن روحانی که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۲ می‌گفت: «اگر میزان آزادی اندیشه، سخن، بیان، قلم و گردش اطلاعات بیشتر باشد، زمینه پیشرفت و تعالی در کشور مهیا‌تر خواهد بود»، سال اول حضورش در کاخ ریاست‌جمهوری را با توقیف چندین نشریه آغاز کرد. توقیف‌هایی که در ظاهر توسط قوه قضاییه رخ می‌داد، اما در پشت پرده شکایات متعدد مدیران دولتی و پرونده‌سازی ماموران وزارت اطلاعات نمایان بود، و پس از توقیف‌ها و بازداشت‌ها نیز هیچ تلاشی برای رفع موانع از سوی روحانی و وزرایش دیده نشد.

توقیف همزمان ۳ روزنامه در ماه‌های ابتدایی دولت روحانی را مرور کنیم؛ «روزنامه بهار» در آبان سال ۱۳۹۲ درحالی توسط هیات نظارت بر مطبوعات توقیف شد که دلیلش انتشار مقاله‌ای درباره «واقعه غدیر خم» در این روزنامه بود و «علی جنتی» وزیر فرهنگ و ارشاد نیز به عنوان نماینده دولت در این هیات، رای به توقیف روزنامه مذکور داد. در همین ماه «روزنامه هم‌میهن» به مدیرمسئولی «غلامحسین کرباسچی» که پیش از آن در دولت محمود احمدی‌نژاد توقیف شده بود و پس از گذشت چند سال با دریافت حکم رفع توقیف در آستانه انتشار بود، بعد از انتشار پیش‌شماره آزمایشی مجددا توسط قوه قضاییه توقیف شد. اتفاقی که برای روزنامه «نشاط» هم عینا رخ داد. روزنامه نشاط در سال ۱۳۷۸ توقیف شده بود و «لطیف صفری» و «ماشاالله شمس‌الواعظین» به عنوان مدیرمسئول و سردبیر زندانی شده بودند، اما پس از گذشت ۱۱ سال در سال ۱۳۹۸ رفع توقیف شد. در آبان ۱۳۹۲ «لطیف صفری» تصمیم به انتشار دوباره روزنامه نشاط گرفت، اما قوه قضاییه اجازه نداد.

کرباسچی و صفری، در واکنش به این ۲ اتفاق اعلام کردند که منتظر پیگیری‌های وزارت ارشاد برای حل مشکل توقیف روزنامه‌های‌شان هستند، اما جنتی وزیر ارشاد تنها به بیان اینکه «نمی‌دانم چرا جلوی انتشار این روزنامه‌ها گرفته شده» بسنده کرد.

نکته عجیب اینکه توقیف این ۳ روزنامه، تنها چند روز پس از آن رخ داد که حسن روحانی از طرح اولیه «منشور حقوق شهروندی» رونمایی کرده بود. منشوری که در آن بر «آزادی بیان و آزادی مطبوعات» تاکید شده بود و دولت خود را موظف دانسته بود تا «آزادی بیان را به ‌طور خاص در عرصه‌های ارتباطات گروهی و اجتماعی و فضای مجازی از جمله روزنامه، مجله، کتاب، سینما، رادیو، تلویزیون، شبکه‌‌های اجتماعی و مانند این‌‌ها طبق قوانین تضمین کند.»

وعده‌هایی که بیشتر شبیه جوک بودند، زیرا در ادامه «روزنامه آسمان» به سردبیری «محمد قوچانی» هم با فاصله ۴ ماه از موارد قبلی توقیف شد. انتشار مقاله‌ای از «هرمیداس باوند» در تاریخ یک اسفند ۱۳۹۲ که در آن جزای «قصاص» را غیرانسانی خوانده بود، دلیل توقیف روزنامه آسمان اعلام شد، تا «عباس بزرگمهر» مدیرمسئول این روزنامه نیز بازداشت و زندانی شود.

اردیبهشت سال ۱۳۹۳ درحالی‌که عمر دولت حسن روحانی به یک سال نرسیده بود، دو روزنامه با فاصله چند روز از هم توقیف شدند. «روزنامه قانون» به دلیل انتشار خبر آزادی «سردار رویانیان» رییس سابق ستاد مدیریت حمل‌ونقل و سوخت ایران، و «روزنامه ابتکار» به دلیل انتشار خبر «برکناری رییس سازمان زندان‌ها» توقیف شدند.

دی ۱۳۹۳ روزنامه «مردم» به دلیل انتشار عکسی برای حمایت از قربانیان حادثه تروریستی حمله به روزنامه «شارلی ابدو»، و روزنامه «روزان» به دلیل انتشار سخنان مرحوم «حسین‌علی منتظری» از مراجع شیعه و منتقد حکومت ایران، توقیف شدند.

روزنامه قانون مجددا در تیرماه ۱۳۹۵ به خاطر گزارشی با عنوان «۲۴ ساعت لعنتی» که توصیفی از شرایط غیرانسانی «زندان بزرگ تهران» بود، بسته شد. یک سال بعد این روزنامه رفع توقیف شد، اما باز هم اسفند سال ۱۳۹۷ به علت تیتر «مهمان ناخوانده» که اشاره به سفر ناگهانی «بشار اسد» رییس‌جمهور سوریه به تهران داشت، توقیف شد. همزمان «علیرضا نکویی» مدیرمسئول روزنامه قانون نیز زندانی شد تا دوران انتشار این روزنامه پرمخاطب برای همیشه به پایان برسد.

در این بین؛ یکی دیگر از تصمیمات نمایشی و انتخاباتی حسن روحانی، تدوین و ابلاغ منشور حقوق شهروندی به ادارات و مدیران دولتی بود. منشوری که هیچ‌گاه حتی یک بند از آن نیز اجرا نشد و علاوه بر مخالفت نهادهای حکومتی با آن، از طرف مدیران دولتی مانند وزرای اطلاعات و ارشاد نیز نادیده گرفته شد تا فشارها بر مطبوعات و اهالی فرهنگ همچنان ادامه داشته باشد.

در ۴ سال ابتدایی دولت روحانی روزنامه‌نگاران زیادی نیز به دلایلی واهی دستگیر شدند. از جمله ۱۱ آبان ۱۳۹۴ که «عیسی سحرخیز»، «احسان مازندرانی»، «آفرین چیت‌ساز» و «سامان صفرزایی» به اتهام عجیب «ادراک سازی و اولویت سازی برای افکار عمومی» بازداشت شدند. یا در اسفند ۱۳۹۵ که روزنامه‌نگارانی همچون «مراد ثقفی»، «احسان مازندرانی»، «طاهره ریاحی»، «زینب کریمیان» و چندین ادمین کانال‌های تلگرامی بازداشت شدند. همچنین «صدرا محقق» و «یاشار سلطانی» نیز از دیگر روزنامه‌نگاران بازداشتی در تابستان ۱۳۹۵ بودند.

بازداشت‌هایی که همگی آن‌ها تنها به جرم «انتقاد از وضعیت جاری» یا «افشای فسادهای مالی» رخ می‌داد و هیچ واکنشی را از سوی رییس‌جمهور یا مدیران دولتی برنمی‌انگیخت، زیرا رییس‌جمهور در گفت‌وگو با رسانه‌های خارجی مانند «سی‌ان‌ان» ادعا کرده بود که «هیچ‌کس در ایران به خاطر فعالیت‌های روزنامه‌نگاری بازداشت نمی‌شود.»

جالب آنکه چندماه قبل از ادعای حسن روحانی درباره عدم بازداشت روزنامه‌نگاران، سازمان «گزارشگران بدون مرز» اعلام کرده بود که ۵۸ روزنامه‌نگار و شهروندخبرنگار ایرانی در آن زمان زندانی هستند. یا در موردی دیگر، این سازمان طبق لیستی دقیق نشان داده بود که حد فاصل ماه دی ۱۳۹۵ تا ماه دی ۱۳۹۶ در ایران برای حداقل ۳۰ روزنامه‌نگار شاغل در روزنامه‌های مطرح ایران، حکم بازداشت یا شلاق و زندان صادر شده بود. همچنین از آبان ۱۳۹۴ تا آبان ۱۳۹۵ هم دولت روحانی از ۴۰ رسانه شکایت کرد.

از سال ۱۳۹۶ به بعد و آغاز دور دوم دولت حسن روحانی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با مدیریت «سید عباس صالحی» در عمل به ابزار فشار شورای عالی امنیت ملی به مطبوعات ایران تبدیل شد. این وزارتخانه در نامه‌های متعددی که به با سربرگ شورای عالی امنیت ملی به مدیران رسانه‌ها ابلاغ می‌کرد، محدودیت‌ها و خط‌قرمزهای زیادی را برای انتشار اخبار و گزارش‌ها مشخص کرد تا سانسور را به مرحله قبل از انتشار روزنامه‌ها برساند.

خط قرمزهایی همچون «عدم انتشار اخبار تظاهرات مردم در دی ۱۳۹۶»، «عدم انتقاد از ربودن و اعدام روح‌الله زم»، «عدم پوشش اخبار تظاهرات مردمی در آبان ۱۳۹۸»، «عدم پوشش اخبار شیوع کرونا در ماه‌های ابتدایی»، «عدم انتقاد از سپاه پاسداران بابت شلیک به هواپیمای مسافربری» و ده‌ها مورد دیگر، موجب شد تا روزنامه‌های مطرح ایران طی ۴ سال گذشته با افت و رکورد چشم‌گیری در تیراژ خود مواجه شوند و شهروندان به پیگیری اخبار از شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های خارج ایران ترغیب شوند.

همچنین از سال ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰، روزنامه‌نگاران زیادی همچون «نگارنده این گزارش، محمد مساعد، کیوان صمیمی، محمد نوری‌زاد، رضا طالشیان جلودارزاده، مسعود کاظمی، کیومرث مرزبان، مرضیه امیری، کسری نوری، هنگامه شهیدی، یغما فشخامی، ساسان آقایی، سعید پورحیدر، نجات بهرامی، خسرو صادقی بروجنی، علیرضا ثقفی خراسانی، حسن فتحی و ... » به همراه صدها شهروندخبرنگار در شهرهای مختلف ایران، تنها به جرم انجام شغل روزنامه‌نگاری بازداشت و با احکام سنگین زندان مواجه شدند. قابل توجه اینکه بسیاری از این بازداشت‌ها هم توسط ماموران وزارت اطلاعات یا ادارات این وزارتخانه در شهرهای مختلف ایران رخ داده است.

توقیف ۲۰ روزه روزنامه «جهان صنعت» در مرداد ۱۳۹۹ به علت مصاحبه با یکی از اعضای «ستاد ملی مبارزه با کرونا» نیز از دیگر موارد سرکوب مطبوعات توسط دولت حسن روحانی است. «محمدرضا محبوب‌فر»، اپیدمیولوژیست در گفت‌وگو با این روزنامه افشا کرده بود که آمار اعلامی توسط وزارت بهداشت درباره فوتی‌های کرونا، یک‌بیستم آمار واقعی است. همین مصاحبه باعث شد تا با شکایت وزارت بهداشت، هیات نظارت بر مطبوعات رای به توقیف جهان صنعت بدهد.

فیلترینگ و محدودسازی اینترنت

حسن روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری ادعا کرده بود که دستان او هیچ‌گاه روی دکمه فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی هم نخواهد رفت، اما کمتر از یک سال بعد در اردیبهشت ۱۳۹۷ پیام‌رسان «تلگرام» به عنوان یکی از محبوب‌ترین شبکه‌های اجتماعی برای ایرانیان فیلتر شد.

روحانی روز ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ گفت این فیلترینگ به دستور دولت او رخ نداده و «سیاست دولت یازدهم و دوازدهم مبتنی بر ایجاد فضای امن مجازی بوده و نه امنیتی.» سخنانی که باعث تعجب طیف اصول‌گرایان شد و «خبرگزاری فارس» از این اقدام روحانی با عنوان «ژست مخالف» یاد کرد.

اصول‌گرایان و اطرافیان رهبر نظام ایران، روز ۱۷ اردیبهشت تصویر نامه‌ای با مهر «خیلی محرمانه» را در فضای مجازی منتشر کردند که نشان می‌داد حسن روحانی در تاریخ ۲۵ دی ۱۳۹۶ و پس از اعتراضات خیابانی مردم، از وزیر ارتباطات خود خواسته تا «برخورد موثر با فیلترشکن‌ها»، «تقویت شبکه‌های پیام‌رسان داخلی» و «رفع انحصار از پیام‌رسان فعلی خارجی» انجام شود. روحانی در این نامه بر «پیگیری جدی تقویت پیام‌رسان‌های داخلی» و «الزام دستگاه‌های حکومتی به استفاده از پیام‌رسان داخلی» هم اشاره کرده بود، تا ثابت شود که نقش اصلی را در فیلتر تلگرام ایفا کرده است.

همچنین رکورد گسترده‌ترین و طولانی‌ترین قطعی اینترنت در تاریخ ایران نیز در اختیار دولت حسن روحانی است. روز ۲۵ آبان ۱۳۹۸ و با شروع اعتراضات خیابانی مردم در سراسر ایران، حسن روحانی به عنوان رییس شورای عالی امنیت ملی دستور قطعی سراسری اینترنت تمام مردم ایران را داد، تا اخبار و ویدیوهای سکوب خشن و کشتار مردم معترض، در دنیا منعکس نشود. چندین نماینده مجلس بعدها تاکید کردند که قطع اینترنت به دستور شخص حسن روحانی اتفاق افتاده است.

طی یک سال گذشته نیز دو پیام رسان «سیگنال» و «کلاب‌هاوس» توسط وزارت ارتباطات و فناوری فیلتر شدند تا چهره حسن روحانی بیش از بیش نزد شهروندان ایرانی منفور شود.

سیاه‌تر شدن کارنامه با ۲ قتل، تهدید‌های واضح، و تلاش برای ربایش

حسن روحانی با پیش‌زمینه‌ای امنیتی به مقام ریاست‌جمهوری ایران رسید. این نکته برای همگان واضح است، اما شاید کمتر کسی گمان می‌کرد که او در دور دوم ریاست‌جمهوری تصمیم بگیرد تا از طرح ترور و ربایش و تهدید روزنامه‌نگاران ایرانی شاغل در رسانه‌های خارجی حمایت کند.

«روح‌الله زم» روزنامه‌نگار و موسس کانال تلگرامی «آمدنیوز» که فعالیت‌های افشاگرانه‌ای را علیه حکومت ایران انجام می‌داد، مهر ۱۳۹۸ بنا بر نقشه‌ای امنیتی به کشور عراق دعوت شد تا در آنجا ربوده و به ایران منتقل شود. ماموران او را مجبور به اعترافات تلویزیونی علیه خود کردند تا در نهایت در دادگاه انقلاب به اتهام «افساد فی‌الارض» به اعدام محکوم شود.

روح‌الله زم ۲۲ آذر ۱۳۹۹ اعدام شد، تا حسن روحانی ۲ روز بعد با دفاع از این اقدام بگوید: «به هر حال جمهوری اسلامی ایران یک قوه قضاییه‌ای دارد که مستقل است و دادگاهش حکم صادر می‌کند. اینکه حالا حکمی مورد خشنودی یا ناراحتی گروهی باشد برای ما ملاک نیست. در این کشور طبق مقررات ما حکم اعدام داریم که در قانون ما هست و افراد اعدام می‌شوند.»

«مسعود مولوی»، فعال رسانه‌ای و کارمند سابق وزارت دفاع ایران، دیگر قربانی نهادهای امنیتی و دولت ایران بود. مولوی پس از خروج از ایران در سال ۱۳۹۶، کانال تلگرامی «جعبه سیاه» را تاسیس کرد و به انتشار اسنادی علیه بیت رهبری، قوه قضاییه و نیروهای امنیتی ایرانی مشغول شد. همین افشاگری‌ها باعث شد تا روز ۲۳ آبان ۱۳۹۸ مسعود مولودی در استانبول ترکیه با شلیک ۱۱ گلوله ترور شود. مقامات رسمی و امنیتی ترکیه به خبرگزاری رویترز گفتند که بر اساس تحقیقات آن‌ها، «دو دیپلمات ایرانی» در این قتل دست داشته‌اند و «کنسولگری ایران در استانبول» محل فرماندهی عملیات ترور بوده است.

«حسام‌الدین آشنا»، مشاور رسانه‌ای حسن روحانی نیز طی چند سال گذشته بارها روزنامه‌نگاران ایرانی شاغل در رسانه‌های خارجی را به صورت واضح تهدید کرده است. به طور مثال؛ پس از ماجرای شلیک سپاه پاسداران به هواپیمای مسافربری اوکراینی و کشته شدن ۱۷۶ شهروند که با اعتراض گسترده مردم ایران مواجه شد، او در یک توییت نوشت: «به کارگزاران ایرانی‌تبار رسانه‌های فارسی‌زبان هشدار داده می‌شود از مشارکت در جنگ روانی مربوط به هواپیمای اوکراینی و همکاری با ایران‌ستیزان خودداری کنند.»

یا «حمید بعیدی‌نژاد» سفیر ایران در لندن که بارها از «انتقام از مزدوران ایرانی سرویس‌های امنیتی بیگانه» سخن گفته و روزنامه‌نگاران ایرانی را به «ارتزاق از بودجه دولت‌های خارجی» و «اقدام علیه منافع ایران» متهم کرده است.

همزمان با تهدیدهای این مقامات دولت حسن روحانی، ماموران وزارت اطلاعات نیز خانواده روزنامه‌نگاران مقیم خارج که در ایران زندگی می‌کنند را احضار کردند و از آن‌ها خواستند که «از فرزندانتان بخواهید به همکاری با شبکه‌های معاند پایان دهند. این برای دنیا و آخرت شما و آن‌ها خوب است.»

دی ۱۳۹۸ و پس از اعتراضات مردمی آبان آن سال، روزنامه‌نگاران شاغل در رسانه‌های «بی‌بی‌سی، رادیوفردا، ایران اینترنشنال، منوتو و کیهان لندن» افشا کردند که ماموران وزارت اطلاعات دولت حسن روحانی آن‌ها را تهدید کرده‌اند که «اگر دست از کار در شبکه‌های معاند برندارید، شما را در خیابان می‌رباییم و به ایران می‌بریم. ما آدرس منازل شما را داریم.»

تهدیدهایی که حالا با افشای تلاش وزارت اطلاعات ایران برای ربودن «مسیح علی‌نژاد» روزنامه‌نگار ساکن آمریکا، مشخص شده تنها در حد حرف نبوده‌اند. سه‌شنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۰ مقام‌های قضایی در ایالت نیویورک آمریکا طی بیانیه‌ای اعلام کردند چهار نفر با فرماندهی «یک مامور وزارت اطلاعات ایران» تلاش داشتند تا مسیح علی‌نژاد را در آمریکا بربایند، سپس او را با قایق به کشور ونزوئلا منتقل کنند و آن‌گاه با پروازی مستقیم او را به ایران ببرند. برادر مسیح علی‌نژاد نیز تیرماه سال گذشته در ایران به تحمل ۸ سال حبس محکوم شد و حالا در زندان است. مسیح علی‌نژاد می‌گوید تنها جرم برادرش این است که برادر اوست.

سقوط با روحانی

گزارش رده‌بندی جهانی آزادی رسانه‌ها در سال ۲۰۲۱ که هرساله از سوی سازمان «گزارشگران بدون مرز» منتشر می‌شود، به طور واضح نشان‌دهنده کیفیت عملکرد دولت حسن روحانی در حوزه آزادی رسانه‌ها و مطبوعات است. بر اساس این گزارش، در حال حاضر ایران بین ۱۸۰ کشور در رتبه ۱۷۴ قرار دارد. رتبه‌ای که نسبت به سال ۲۰۱۴ که روحانی دولت را در دست گرفت، یک پله سقوط را نشان می‌دهد. آخرین بیانیه سازمان گزارشگران بدون مرز می‌گوید ایران همچنان یکی از ۵ زندان بزرگ برای روزنامه‌نگاران است، و جزو کشورهایی محسوب می‌شود که «کار مطبوعاتی روزنامه‌نگاران در آن یا کاملا مسدود شده یا با مانع جدی روبه‌روست» و این یعنی حسن روحانی آمده بود تا تنها کارگزاری خوب برای انجام برنامه‌های از پیش تعیین‌شده رهبر نظام و اطرافیانش باشد





]]>

ده روز با کارگران ایران: برگزاری ۲۵ تجمع اعتراضی برای مطالبات مزدی و بیمه‌ای



استان وایر- در ده روز اول مردادماه سال جاری دست‌کم ۲۵ تجمع اعتراضی توسط کارگران ایران برگزار شده است. این تجمعات در حالی گزارش شده‌اند که، کارگران پیمانی صنعت نفت و گاز و پتروشیمی همچنان در اعتصاب هستند. از سوی دیگر تجمعات اعتراضی متعددی نیز توسط معترضان به بی‌آبی در مناطق مختلف کشور برگزار شده است. کارگران و شاغلین در نیشکر هفت‌تپه، شهرداری رودبار زیتون، ابنیه فنی ناحیه ریلی پیشوای ورامین، نیروگاه گازی قلعه قاضی بندرعباس، کامیون‌داران اهواز، بازنشستگان و مستمری بگیران صندوق بازنشستگی فولاد خوزستان و اصفهان، کارکنان بیمارستان امام‌خمینی استان البرز، جایگاه‌های سی‌ان‌جی شهرداری ارومیه، بازنشستگان تهران و کرج، سیمان سپاهان اصفهان، شهرداری میناب، کارخانه پارس پامچال و شهرداری کوت عبدالله در خوزستان معترضان ده روز اخیر بوده‌اند.

بیستمین روز اعتصاب کارگران نیشکر هفت‌تپه

یکشنبه دهم مردادماه کارگران شرکت هفت‌تپه در بیستمین روز اعتصاب خود، در اعتراض به محقق نشدن مطالبات و عدم پاسخگویی مسئولان، برای دومین روز متوالی مقابل فرمانداری شوش تجمع و سپس در سطح بازار و خیابان‌های این شهر راهپیمایی کردند. خواسته آنها پرداخت حقوق‌های معوقه، بازگشت به کار همکاران اخراجی، تمدید قرارداد کارگران بخش دفع آفات، واکسیناسیون کارگران و تعیین تکلیف وضعیت شرکت پس از اعلام لغو واگذاری است.

در مورد خلع ید اسدبیگی چیزی تغییر نکرده

سید نظام الدین موسوی نماینده تهران در مجلس، در حساب کاربری خود در توییتر با اشاره به حکم صادره برای پرونده «هفت تپه» نوشته است: «پس از صدور حکم خلع ید مالک هفت تپه از سوی آیت‌الله رئیسی، در فاصله انتخابات و تحولات دستگاه قضا، گویا جناب مالک فاقد اهلیت به تکاپو افتاده تا از آب گل آلود ماهی بگیرد و ضمن اعمال فشار بر کارگران، از حکم صادره بگریزد. هیچ چیز تغییر نکرده است و حکم باید اجرا و حقوق کارگران احقاق شود

معوقات هنوز تسویه نشده

گروهی از کارکنان و مهندسان شاغل در نیروگاه برق حرارتی و گازی از زیرمجموعه‌های «شرکت مدیریت تولید برق آذربایجان شرقی»تبریز روز ۹ مردادماه برای مطالبات معوقه خود تجمع کردند. آن‌ها نسبت به حذف‌ کارانه‌های خود از سال‌های گذشته، صادر نشدن احکام سال جدید و ترمیم حقوق متناسب با تورم و هزینه زندگی، پرداخت نشدن برخی پاداش‌های سالهای گذشته به همراه مزایای انگیزشی و رفاهی و واگذار نشدن ۵ درصد سهام ترجیحی به کارکنان از زمان واگذاری ۴۹ درصد سهام شرکت در سال ۹۴ معترض هستند. بازنشستگان این نیروگاه هم از سال ۹۸ کمک هزینه رفاهی خود را دریافت نکرده‌اند.

پرداخت قطره چکانی معوقات مزدی کارگران شهرداری رودبار زیتون

کارگران شهرداری رودبار از پرداخت بخشی از معوقات مزدی خود بعد از تجمعات سه روزه به صورت علی‌الحساب خبر دادند. این کارگران گفتند: کارفرما به حساب هر یک از کارگران خدماتی و فضای سبز دو میلیون تومان به صورت علی‌الحساب واریز کرد.آنها در حال حاضر پنج ماه معوقات مزدی پرداخت نشده دارند.

درخواست اجرای همسان‌سازی حقوق

کارگران نیروگاه گازی قلعه قاضی بندرعباس در انتظار اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل و همسان‌سازی حقوق هستند. آنها برای پایان دادن به تبعیض‌ها، خواستار ورود دستگاه قضایی، استاندار و مجمع نمایندگان استان هرمزگان شدند.

کسی پاسخگوی مطالبات ما نیست

منابع کارگری در خطوط ابنیه فنی پیشوای ورامین گزارش کرده‌اند، صبح روز ششم مردادماه کارگران ابنیه فنی ناحیه ریلی پیشوای ورامین در اعتراض به نامشخص بودن وضعیت مطالبات معوقه خود در محل کار خود یک تجمع اعتراضی برگزار کردند.

کارگران می‌گویند: «با گذشت بیش از ۱۲۰ روز از سال ۱۴۰۰ فقط نیمی از حقوق اردیبهشت ماه خود را دریافت کرده‌ایم. با بی‌توجهی مسئولان، در نهایت تصمیم گرفتیم طبق فراخوانی که از قبل داده بودیم به اعتراضات صنفی خود در چارچوب قانون ادامه دهیم

اعتصاب کامیون‌داران اهوازی

جمعی از کامیون‌داران اهواز روز ۶ مردادماه در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان، دست به اعتصاب زده و از ادامه فعالیت و ترددشان خودداری کردند.

نمایندگان مجلس پاسخ بدهند

گروهی از بازنشستگان کارگری در شهر تهران خواهان پاسخگویی نمایندگان مجلس و روشن شدن آینده همسان‌سازی شدند. آنها می‌گویند: «بر اساس اظهارات نمایندگان مجلس می‌خواهند بار پرداخت بدهی‌های سازمان را از دوش دولت بعدی بردارند. برای همین لایحه دائمی شدن همسان‌سازی را تصویب نمی‌کنند و آنرا مدام به تعویق می‌اندازند

دو تجمع بازنشستگان و مستمری بگیران صندوق بازنشستگی فولاد

جمعی از بازنشستگان و مستمری بگیران صندوق بازنشستگی فولاد خوزستان روز دهم مردادماه مقابل ساختمان این صندوق در اهواز تجمع کردند. در اصفهان نیز، شماری از بازنشستگان و مستمری بگیران فولاد اصفهان مقابل ساختمان این صندوق تجمع کردند. آنها خواهان تحقق مطالبات معیشتی و حقوقی خود هستند.

تجمع برای حقوق های عقب افتاده و تعیین تکلیف مالکیت

کارکنان بیمارستان امام خمینی استان البرز، روز پنجم مردادماه در اعتراض به عدم پرداخت معوقات مزدی خود و همچنین تعیین تکلیف مالکیت این بیمارستان مقابل ساختمان مجلس یک تجمع اعتراضی برگزار کردند.

بر اساس گزارش ایلنا مالکیت این بیمارستان در دست سازمان همیاری شهرداری‌های استان البرز و بنیاد شهید و امور ایثارگران است. اما بخش اعظم فعالیت‌های بیمارستان به دلیل انباشت بدهی تعطیل است. حدود ۲۰۰ نیروی باقی مانده در آن بلاتکلیف هستند.

پرداخت حقوق از اعتبارات هدف‌مندی یارانه‌ها

۵۰۰ میلیون تومان از محل سازمان هدفمندی یارانه‌ها برای پرداخت حقوق کارکنان و آبداران آبفای روستایی خوزستان اختصاص یافت. محمدرضا کرمی‌نژاد، مدیرعامل شرکت آبفا خوزستان روز پنجم مردادماه به خبرنگاران گفته است: «از خرداد ۱۳۹۹ شرکت آبفای روستایی و شهری ادغام شدند. این یکپارچگی باعث شد تا در پرداخت حقوق این نیروها دچار مشکل شویم. تا پیش از این ادغام، حقوق کارکنان آبفا روستایی از محل طرح‌های عمرانی پرداخت می‌شد. پس از ادغام، حقوق این افراد از این محل قطع شد

عدم پرداخت مطالبات کارگران

کارگران جایگاه‌های سی‌ان‌جی شهرداری ارومیه در اعتراض به تعطیلی جایگاه‌ها و عدم پرداخت مطالبات خود مقابل شهرداری ارومیه تجمع کردند. نماینده کارگران معترض به ایلنا گفته است: «کارگران این جایگاه‌ها از حقوق قانون کار برخوردار نیستند. در ازای ۱۲ساعت کار روزانه فقط یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان حقوق دریافت می‌کنند. آنها در ایام تعطیل هم در محل کار خود حضور دارند و ماهیانه مجبورند۷۰ ساعت اضافه‌کاری انجام دهند. ولی متاسفانه بیش از پنج ماه است حقوق دریافت نکرده‌اند

تجمع بازنشستگان تهران و کرج در حمایت از اعتراضات مردم خوزستان

جمعی از بازنشستگان تهران و کرج روز  پنجم مردادماه در حمایت از اعتراضات مردمی خوزستان تجمع کرده و در همبستگی با آنها شعار سر دادند.

اعتصاب پرسنل سیمان سپاهان اصفهان

پرسنل سیمان سپاهان روز یکشنبه ۱۰ مردادماه در پی محقق نشدن وعده‌های مدیریت شرکت و مدیران شهرستان مبارکه دست به اعتصاب زدند.

از اراضی کارگری رفع تصرف کنید

جمعی از کارگران شهرداری میناب از دستگاه قضایی، خواهان رفع تصرف غیرقانونی سازمان شهرسازی از ۳۰ هکتار اراضی کارگری از قوه قضایی خواستار شدند. به گفته کارگران مالک این اراضی، این زمین‌ها ثمره یک عمر تلاش شبانه‌روزی آن‌هاست. به همین دلیل از بهره‌برداری و تصرف غیرقانونی این زمین‌ها رضایت ندارند. آن‌ها با بیان اینکه این زمین‌ها قطعه‌بندی شده بود و حتی بخش‌های زیربنایی آن در حد فونداسیون در حال ساخت بود، نهاد مربوطه بعد از تصرف این زمین‌ها همه فونداسیون و سازها را با ماشین‌های راهسازی تخریب کرد و خسارت جبران ناپذیری را به اعضای تعاونی مسکن کارگری شهرداری میناب وارد کردند.

دستمزد، بیمه و مطالبات چندین سال را طلبکاریم

کارگران کارخانه پارس پامچال واقع در شهرک صنعتی البرز قزوین، سه ماه مزد و ۵ ماه حق بیمه معوق پرداخت نشده طلبکارند. علی‌رغم مراجعات مکرر به مسئولان استانی و شهرستانی، هنوز از پرداخت این مطالبات خبری نیست.

کارگران می‌گویند چند سال است مطالبات مزدی و بیمه‌ای داریم که بخشی از آن به صورت کامل پرداخت نشده. دفترچه‌های درمانی ما به دلیل تاخیر در پرداخت حق بیمه‌ها به تامین اجتماعی در بیشتر ماه‌های سال تمدید و تعویض نمی‌شود.

پرداخت بخشی از معوقات مزدی کارگران

به دنبال اعتراضات مکرر کارگران خطوط ابنیه فنی تراورس سرانجام این شرکت ریلی با تامین منابع مالی؛ یک ماه از معوقات مزدی کارگران را در روز ششم مردادماه پرداخت کرد. به گفته یکی از کارگران، واریز دقیق مابقی مطالبات کارگران مشخص نیست.

بازگشایی دو واحد تولید رب گوجه و روغن نباتی

یک واحد تولید رب گوجه در شهرک صنعتی علی آبادکتول که مدت‌ها به دلیل مشکلات مالی فعالیت خود را متوقف کرده بود، مجددا فعالیت دوباره خود را از سر گرفت. این سه سال پیش به دلیل‌ عدم وجود نقدینگی و مشکلات حقوقی به حالت تعطیلی درآمده بود. در این واحد تولیدی۴۰ کارگر به صورت ثابت و ۷۰ کارگر فصلی مشغول به کار شده‌اند.

واحد «روغن نباتی ناب» در استان اردبیل هم که به‌دلیل کمبود مواد اولیه تولید، از سال ۹۷ به حالت تعطیل درآمده بود، با سرمایه‌گذاری بخش خصوصی مجددا شروع به تولید کرد.

پاسکاری بین شهردار و پیمانکار

کارگران شهرداری کوت عبدالله می‌گویند: «هم معوقات مزدی داریم و هم پیمانکار بیمه ما را ناقص رد کرده است. ۲۳ روز است که دست از کار کشیده‌ایم اما به نتیجه‌ای نرسیده‌ایم

کارگران شهرداری کوت عبدالله از برگزاری جلسه با شهردار و پیمانکار خبر داده و گفته‌اند: «در جلسه‌ای که با شهردار داشتیم به نتیجه‌ مشخصی نرسیدیم. شهردار مثل همیشه می‌گوید اعتبارات لازم برای پرداخت معوقات مزدی ما را ندارد. در همان جلسه از شهردار درخواست کردیم پیمانکار را احضار کند تا جلسه‌ای بین ما و شهردار و پیمانکار برگزار شود

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید،لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

نمکی در نامه‌ای به خامنه‌ای خواهان تعطیلی دو هفته‌ای با بکارگیری نیروهای نظامی شد



استان‌وایر- سعید نمکی، وزیر بهداشت ایران در نامه‌ای به علی خامنه‌ای خواهان تعطیلی دو هفته‌ای کشور با بکارگیری نیروهای نظامی و انتظامی برای «برخورد محکم» با شکستن پروتکل‌های بهداشتی شد.

نمکی در این نامه که متن آن در رسانه‌ها منتشر شده است نوشته که او و همکارانش در «برزخ دوران انتقال اجرایی» و در «کشاکش موج سهمگین پنجم کرونا» در «برهوت تنهایی» به سر می برند و ملجا و پناهی ندارند.

نمکی در این نامه خطاب به خامنه‌ای نوشته است:  «هر لحظه دیرتر تصمیم بگیریم ابعاد فاجعه وسیع‌تر و آوار آن بر دوش کشور سنگین‌تر خواهد شد.»

وزیر بهداشت ایران ضمن انتقاد از رعایت نشدن محدودیت‌ها گفته: «شهر‌های مذهبی همه روزه بدون اطلاع ما میزبان زائرین افغانستانی و پاکستانی است که ما اصلا خبر نداریم و نمی‌دانیم از کجا و چگونه آمده اند؟ و آلودگی در چه حدیست؟»

سعید نمکی در نامه خود به خامنه‌ای نوشته است: «شاید دو هفته تعطیلی جدی و ایستادگی و به کارگیری نیرو‌های نظامی و انتظامی و برخورد محکم با شکستن پروتکل‌ها بتواند تا حد قابل توجهی از چرخش ویروس و بار بیمارستان‌ها و فشار نفس‌گیر بر همکاران ما بکاهد.»

وزیر بهداشت ایران در حالی برای کنترل موج کرونا در ایران به علی خامنه‌ای روی آورده که بسیاری از ناظران دستور رهبر جمهوری اسلامی برای جلوگیری از ورود واکسن‌های آمریکایی و انگلیسی را از عوامل اصلی از کنترل خارج شدن همه گیری کرونا در ایران می‌دانند.

تعداد جان باختگان و مبتلایان به کرونا در روزهای گذشته نسبت به روزهای خرداد ماه دو برابر شده است.

بر اساس گزارش اخیر سازمان ثبت احوال ایران، مرگ و میر کل کشور در ۱۸ هفته ابتدایی امسال نسبت به دوران قبل از کرونا حدود ۶۰ درصد افزایش داشته است.

طی ۲۴ ساعت گذشته نیز ۳۶۶ نفر دیگر بر اثر ابتلا به کرونا  در ایران جان خود را از دست داده و بیش از ۳۲ هزار بیمار جدید در همین مدت شناسایی شده‌اند.
 





]]>

تجمع اعتراضی پزشکان عمومی در چند شهر ایران



استان‌وایرـ جمعی از پزشکان و دانشجویان پزشکی در شهرهای شیراز، یاسوج، تهران و کرمان در اعتراض به عدم تامین هزینه‌های زندگی‌ خود دست به تجمع‌ زدند.

روز یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰، ویدیوهایی از اعتراض پزشکان عمومی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن، پزشکان خواهان «تعریف تعرفه به شکل ساعتی و درصدی برای کار پزشکان در درمانگاه‌های خصوصی» و تغییر تعرفه ویزیت بر مبنای تورم شده‌اند. 

در شیراز، پزشکان معترض با تجمع در مقابل دانشگاه علوم پزشکی این شهر، شعارهایی مانند «کارورزی، قانون برده داری»، « پزشک بی نان و خواب، اعتصاب، اعتصاب»، «عامل وضع موجود، مسئولان بی وجود» و « وزیر بی لیاقت، استعفا، استعفا» سر داده‌اند.

در طول دوران شیوع ویروس کرونا، پزشکان عمومی، پرستاران و سایر اعضای کادر درمان تحت فشارهای بسیاری بوده‌اند. شیفت‌های طولانی و عدم دسترسی آن‌ها به وسایل و تجهیزات حفاظتی از جمله مشکلات این اقشار در دوران عالم‌گیری ویروس کرونا بوده است.

در حالی‌که در اغلب کشورهای جهان، واکسیناسیون توانسته است فشار کاری روی کادر درمان را تا حدودی کم‌ کند، ایران درگیر پنجمین موج شیوع این ویروس مرگ‌بار است.

در ماه‌های اخیر، اخبار بسیاری مبنی بر خودکشی پزشکان و سایر کادر درمان منتشر شده است. در اردیبهشت‌ماه نیز، خودکشی سریالی دانشجویان پزشکی تخصص رادیولوژی خبرساز شده بود.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

روز به یادماندنی المپیک برای ایتالیا



رقابت‌های فینال دوومیدانی المپیک، همواره مهم‌ترین و جذاب‌ترین روز مسابقات است. اگر این دوره از المپیک هم تماشاگران اجازه حضور در ورزشگاه را داشتند، باز هم تمامی سکوها، پر شده بود. 

این بار اما برخلاف ادوار گذشته، ایتالیا سهمی قابل توجه از مدال‌های روز پایانی رقابت‌های دو صدمتر و پرش طول مردان را داشت. 

«لامون مارسل جاکوبز» دونده ایتالیایی -  آمریکایی با پرچم ایتالیا در دوی صدمتر سرعت مقام نخست را کسب کرد. پس از او «فرد کرلی» آمریکایی به مقام دوم رسید. 

در رقابت‌های پرش طول نیز در اتفاقی نادر، دو پرش‌گر ایتالیایی و قطری کنار هم به مدال طلا دست یافتند. 

تصاویری از روز پایانی این مسابقات را می‌بینید. 





]]>

حذف والیبال ایران با شکست مقابل ژاپن؛ کارنامه‌ای از آقا و آقازاده



تیم ملی والیبال ایران، در پنجمین و آخرین دیدار خود در رقابت‌های المپیک ۲۰۲۰ توکیو مقابل والیبالیست‌های ژاپن شکست خورد و از این مسابقات حذف شد.

والیبالیست‌های ایران امروز با نتیجه ۳ بر ۲ مغلوب ژاپن شدند و با دو پیروزی و سه شکست، کتاب حضور خود در المپیک توکیو را بستند.

ایران در ست نخست با نتیجه ۲۱ بر ۲۵ شکست خورد. اما در ست‌های دوم و سوم با نتایج ۲۵ بر ۲۰ و ۳‍۱ بر ۲۹ به پیروزی رسید. ژاپن در ست‌های چهارم و پنجم با نتایج ۲۵ بر ۲۲ و ۱۵ بر ۱۳ به پیروزی رسید تا راهی مرحله نیمه‌نهایی این مسابقات شود.

از زمان بازگشت «محمدرضا داورزنی» به فدراسیون والیبال، دور جدیدی از ناکامی‌های والیبال ایران آغاز شده است.

پیش از این تیم ملی والیبال ایران با ۱۰ شکست از پانزده مسابقه خود در لیگ ملت‌های والیبال، در مکان دوازدهم جدول شانزده تیمی این مسابقات قرار گرفته بود.

محمدرضا داورزنی از فرماندهان سابق سپاه پاسداران است. او در دهه ۶۰ خورشیدی و در اوج جنگ ایران و عراق، هم قائم‌مقامی تربیت‌بدنی سپاه را برعهده داشت و هم مسوولیت آموزش‌های رزمی سربازان سپاه را. پس از جنگ، به‌عنوان مسوول تربیت‌بدنی سپاه کشوری مشغول به‌ کار شد و سپس در کردستان، سمنان، کرمانشاه و خراسان مسوولیت‌های ورزشی و رزمی سپاه و همین‌طور قائم‌ مقامی لجستیک استانی را برعهده گرفت.

از آقای داورزنی، کنار تمام پرونده‌های فساد مالی که طی سال‌های اخیر به جا مانده‌، می‌توان دست داشتن در ساخت بیش از ۱۸ ورزشگاه مدرن از سوی «قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا» سپاه پاسداران را نیز افزود.

همچنین اسنادی در مورد فساد مالی و سواستفاده‌های «مجتبی داورزنی» آقازاده او وجود دارد؛ از تصرف اماکن ورزشی دولتی تا برداشت بی‌واسطه سالیانه حداقل ۲۲ میلیارد تومان از درآمدهای تبلیغات یا همان آگهی‌های محیطی لیگ برتر فوتبال ایران.





]]>

فداکاری ورزشکار قطری، مدال مشترک پرش ارتفاع



در جریان رقابت‌های فینال پرش ارتفاع المپیک توکیو، اتفاقی نادر و بی‌سابقه رخ داد.

«معتض عیسی بارشیم» شرکت کننده پرش ارتفاع المپیک در اتفاقی نادر تصمیم گرفت مدال طلای خود را با رقیب ایتالیایی خود «جیان مارکو تامبری» تقسیم کند.

این اتفاق پس از آن رخ داد که هر دو ورزشکار پرشی به ارتفاع ۲ متر و ۳۷ سانتی‌متر از خود به ثبت رساندند و باید در پرشی اضافه، برنده نهایی مشخص می‌شد.

اما زمانی که جیان مارکو تامبری نخستین پرش خود را با خطا پشت سر گذاشت، پرش‌گر قطری از داور مسابقه سوال می‌کند که آیا طبق قوانین، امکان «طلای مشترک» برای هر دو ورزشکار وجود دارد یا نه؟

پس از پاسخ مثبت داور، معتض عیسی بارشیم پرش‌گر قطری نظر مثبتش با تقسیم مدال طلا را اعلام کرد. فریادهای شادی و تشکر شرکت‌کننده ایتالیایی در این لحظه، فراموش نشدنی و یکی از تصاویر ماندگار در تاریخ المپیک خواهد بود.





]]>

وکلای دادگستری: طرح صیانت نقض حقوق بنیادین عموم مردم است



طرح محدودسازی اینترنت و فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی که هفته گذشته توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید، با اعتراض تعدادی از وکلای دادگستری در ایران مواجه شده است.

پس از ده‌ها بیانیه اعتراضی از سوی هنرمندان، روزنامه‌نگاران و نویسندگان ایران، امروز یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ جمعی از حقوق‌دان‌های ایران طی بیانیه‌ای با طرح موسوم به «صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی» مخالفت کردند و آن را «نقض حقوق بنیادین عموم مردم در دسترسی به گردش آزاد اطلاعات و آزادی‌های مشروع و حفظ حریم خصوصی» عنوان کردند.

در این بیانیه آمده است: «طرح موسوم به صیانت از حقوق کاربران فضای مجازی و ساماندهی پیام‌رسان‌های اجتماعی، علی‌رغم مخالفت‌ها و هشدارهای کارشناسان و جمع کثیری از مردم با تصمیم نمایندگان مجلس در یک‌ جلسه غیرعلنی برای بررسی و ‌‌تصویب بر اساس اصل ۸۵ قانون اساسی به کمیسیون فرهنگی مجلس ارجاع گردیده است. هر چند بدوا برگزاری جلسه غیرعلنی جهت بررسی این طرح در مغایرت با اصل ۶۹ قانون اساسی بوده و تصویب آن در قالب اصل ۸۵ نشان از عدم تمایل نمایندگان مجلس در شفافیت دارد؛ لیکن آنچه که اهمیت خاصی پیدا می‌کند، این است که تصویب چنین طرحی با هدف سامان‌دهی پیام‌رسان‌های اجتماعی داخلی و‌ سوق دادن جامعه به سوی استفاده از پلتفرم‌های داخلی، عملا منجر به مسدودسازی ‌‌پلتفرم‌های خارجی مورد استفاده عموم و قطع کامل ارتباط با اینترنت جهانی می‌گردد.»

وکلای ایرانی در ادامه یادآور شدند که شرایط و ضوابط فعالیت برای پلتفرم‌های خارجی در مواد این طرح خصوصا در ماده ۲ آن، «تعمدا به گونه‌ای تنظیم گردیده که عرصه بر آن‌ها به حدی تنگ و محدود شود که عملا امکان فعالیت قانونی نداشته باشند» تا در نهایت به بهانه فعالیت غیرقانونی این پیام‌رسان‌های خارجی، زمینه برای مسدودسازی آن‌ها فراهم شود.

این حقوق‌دان‌ها که در میان آن‌ها نام‌هایی همچون «محمد اولیایی‌فرد»، «آزاده باجلان‌پور»، «بابک پاک‌نیا»، «مصطفی ترک همدانی» و «سعید دهقان» به چشم می‌خورند، اعلام کردند: «فیلترینگ پلتفرم‌های خارجی و قطع ارتباط با اینترنت جهانی در طی این فرایند تعمدی و‌ به ظاهر قانونی، چیزی جز نقض حقوق بنیادین عموم مردم در دسترسی به گردش آزاد اطلاعات و آزادی‌های مشروع و حفظ حریم خصوصی نخواهد بود. علاوه بر این، مطابق ماده ۹ این طرح کارگروهی متشکل از نهادهای نظامی و امنیتی تشکیل خواهد شد که مدیریت گذرگاه مرزی اینترنت را بر عهده خواهد داشت تا نسبت به امنیت اطلاعات و ارتباطات ، تصمیمات مقتضی را اتخاذ کنند.‌ این در حالی است که تصمیمات این کارگروه بدون نیاز به صدور رای دادگاه صالح بوده و در عمل نتیجه‌ای جز سانسور و اعمال محدودیت بر گردش آزاد اطلاعات نخواهد داشت.»

وکلای مستقل ایرانی معتقدند که عنوان فریبنده «اجرای آزمایشی» این طرح در صورت تصویب از دغدغه‌ها و نگرانی‌ها نمی‌کاهد، زیرا «قانون مجازات اسلامی نیز با عنوان قانون آزمایشی بیشتر از یک دهه بدون تصویب مجلس به اجرا گذاشته شد.»

این وکلا می‌گویند شهروندان ایرانی بدون شک از اجرای چنین طرحی سرباز می‌زنند؛ زیرا قبل از این نیز در مقابل ممنوعیت ماهواره یا فیلتر پیام‌رسان‌هایی همچون تلگرام و توییتر نیز مقاومت کرده‌اند.

وکلای ایرانی در پایان بیانیه خود با تاکید بر اصل ۹ قانون اساسی ایران گفتند: «طبق این اصل هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، آزادی‌های مشروع شهروندان را با وضع قوانین و مقررات سلب کند. از مقامات مسئول انتظار داریم با رد کلی این طرح و خروج آن از دستور کار، مانع تضییع حقوق اساسی مردم شوند. در غیر این‌ صورت وکلای دادگستری ایران حسب وظیفه و سوگند خود برای احقاق حق عامه مردم از هیچ اقدام قانونی برای ممانعت از تصویب و اجرای این طرح فروگذار نخواهند بود.»

شامگاه شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰، «عباس مرادی» از طراحان طرح محدودیت کاربران برای استفاده از شبکه‌های اجتماعی، در یک برنامه تلویزیونی گفته بود: «پهنای باند برای اینستاگرام محدود خواهد شد و اینستاگرام پلاس ایرانی را راه می‌اندازیم.»

«محمد کشوری»، منتقد این طرح هم در این برنامه گفت که «این‌ها می‌خواهند پهنای باند را آن‌قدر کاهش دهند تا مردم را وادار به مهاجرت از اینستاگرام کنند.»





]]>

سپاه در المپیک؛ فشار جمهوری اسلامی و عذرخواهی کره جنوبی



سفارت جمهوری اسلامی در کره جنوبی، طی بیانیه‌ای به اظهارات «جینگ جان او»، قهرمان تیراندازی کره جنوبی و یکی از شاخص‌ترین تیراندازان رقابت‌های المپیک واکنش نشان داد.

دو روز پس از آن‌که جینگ جان او، از حضور «جواد فروغی»، تیرانداز عضو سپاه پاسداران در المپیک توکیو به شدت انتقاد کرد، رسانه‌های کره جنوبی از عذرخواهی او خبر دادند. به نظر می‌رسد وزارت خارجه جمهوری اسلامی تمام قوای خود را برای تطهیر تیرانداز سپاه قدس در رقابت‌های المپیک خرج کرده باشد.

***

جواد فروغی، شنبه ۲ مرداد ۱۴۰۰ در رشته  تپانچه بادی ۱۰ متر به مدال طلای رقابت‌های المپیک توکیو رسید.

دقایقی بعد، خبرگزاری فارس، او را یکی از اعضای سپاه پاسداران معرفی کرده است که در جنگ‌های داخلی سوریه به عنوان نیروی مستشاری سپاه قدس، برای «بشار اسد» جنگیده است.

براساس سیل خبرها، تصاویر و ویدیوهایی که خبرگزاری‌ها و رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران مانند «فارس»، «تسنیم» و «ورزش سه» از ورزشکار ناشناخته تیراندازی ایران منتشر می‌کردند، مشخص بود که از رسانه‌های سپاه برای مقام احتمالی این عضو سپاه پاسداران برنامه‌ریزی کرده بودند.

به صورت نمونه فارس یک ساعت پس از قهرمانی این عضو سپاه مدعی شد که پیش از آغاز رقابت‌های المپیک توکیو، «محسن نصر اصفهانی» سرمربی‌ تیم‌ ملی تپانچه اعتقاد داشت، نباید بر اساس مدال جهانی جواد فروغی روی مدال المپیک او حساب کرد، اما این تیرانداز سپاه، معادله‌های سرمربی خود را هم بر هم زد.

همچنین در فیلمی که خبرگزاری فارس از یک مصاحبه قدیمی جواد فروغی، پیش از همه‌گیری کرونا منتشر کرده است، آقای فروغی می‌گوید که در سوریه در کنار عملیات‌های نظامی، امور پرستاری از مجروحان را هم انجام می‌داد.

او گفته بود در طول جنگ، «بیمار و مجروح داعشی» را درمان کرده است.

خبرگزاری فارس ادای احترام نظامی جواد فروغی به پرچم ایران در زمان اهدای مدال‌ها را نشانه‌ای از «پاسدار بودن» او دانست و نوشت: «طلای فروغی پاداشی بزرگ برای ورزشکاری بود که علاوه بر تمرین، با توکل با پروردگار معامله کرد.»

پس از رونمایی رسانه‌های سپاه از پیشینه جواد فروغی، روزنامه «بیلد» آلمان، در تیتری پرسیده بود؛ «آیا تیرانداز طلایی ایران، یک سرباز تروریست است؟»

پس از آن‌که این روزنامه، قهرمان تیراندازی ایران را «سرباز تروریست» خواهد، در بخشی از گزارش خود به گزارش‌های منتشر شده از سوی رسانه‌های سپاه پاسداران در ایران اشاره کرد.

به صورت نمونه، دست روی ادعاهای شخص جواد فروغی در گفت‌وگو با رسانه‌های داخل ایران گذاشت که گفته بود طی یک سال اخیر، به دلیل نداشتن امکانات کافی، در «زمین غیراستاندارد» یا در «زیرزمین بیمارستان بقیه‌الله» تمرین تیراندازی می‌کرد. رسانه‌های سپاه پاسداران، جواد فروغی را پرستار بیمارستان «بقیه‌الله» معرفی کرده بودند؛ بیمارستانی که متعلق به سپاه پاسداران است. در مورد این بیمارستان اخباری مبنی بر «عدم درمان» معترضان مصدوم و مجروح در اعتراضات آبان ۹۸ و همچنین تحویل دادن آن‌ها بدون درمان به نیروهای امنیتی نیز منتشر شده است.

بیلد همچنین به مواردی مانند «وابستگی به سپاه قدس» و همچنین «مبارزه برای بشار اسد» اشاره کرد. این رسانه چاپ آلمان، بشار اسد را «دیکتاتور سوریه» نامید که جواد فروغی در لباس سپاه قدس برای او مبارزه کرده بود.

بیلد همچنین سپاه قدس را «شاخه نظامی برون مرزی» سپاه پاسداران نامید که چهار دهه اخیر وظیفه «ترورهای خارج از کشور» را برعهده داشته است. این رسانه به ادای احترام پاسدار کاروان ورزشی ایران به آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی نیز اشاره داشت.

گزارش این روزنامه در برخی از رسانه‌های اتریش، فرانسه، سوییس و نروژ باز نشر شد.

پس از این واکنش‌ها کمیته بین‌المللی المپیک در مورد «هویت ورزشی» جواد فروغی، از کمیته ملی المپیک ایران سوال کرد.

هم‌زمان با طرح سوال IOC از کمیته ملی المپیک ایران، جواد فروغی منتقدانش را «مغرضان» و «دشمنان ایران» نامید و آن‌هایی را که او را نقد کرده بودند، «غیرایرانی» خواند.

آرایه‌های ادبی او برگرفته از ادبیات جمهوری اسلامی بود. «محمود احمدی‌نژاد» در سال ۱۳۸۸ منتقدان و معترضان به نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری را «خس و خاشاک» خواند. در یکی از نمونه‌های گفتاری رهبر جمهوری اسلامی می‌توان به خرداد ۱۴۰۰، اشاره کرد که «علی خامنه‌ای» منتقدان شورای نگهبان و مشوقان تحریم انتخابات ریاست‌جمهوری را با واژگانی مانند «متعدیان حدود و ثغورِ نظام»، «هنجارشکن» و «دروغ‌گویان» توصیف کرده بود.

سه روز بعد قهرمان تیراندازی کره‌ جنوبی، از اهدای مدال به جواد فروغی انتقاد کرد و او را «تروریست» دانست. جینگ جان او در گفت‌وگو با «تایمز» کره جنوبی گفته بود: «چطور یک تروریست می‌تواند در رقابت‌های المپیک شرکت کند و مدال طلا بگیرد؟ این بی‌معنی‌ترین و مسخره‌ترین اتفاقی بود که افتاد.»

ورزش سه، از رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران به نقل از جینگ جان او، از «ویران شدن» او در رقابت‌های المپیک توکیو نوشت.

وزارت خارجه جمهوری اسلامی هنوز واکنشی در قبال گزارش روزنامه بیلد منتشر نکرده است. اما به نظر می‌رسد فشار این وزارتخانه و همین‌طور سفارت جمهوری اسلامی در سئول، باعث عذرخواهی ورزشکار کره‌جنوبی از جواد فروغی شده باشد.

فارس روز یکشنبه دهم مرداد به نقل از وزارت خارجه ایران نوشته است: «در پی اظهارات ورزشکار کره جنوبی درباره عضویت جواد فروغی مدال‌آور ایرانی در یکی از نهادهای نظامی جمهوری اسلامی ایران که از روی بی‌اطلاعی و تبلیغات رسانه‌های معاند عنوان شد، سفارت جمهوری اسلامی ایران در سئول با انتشار بیانیه‌ای به این اظهارات واکنش نشان داد.»

در این بیانیه، نظام جمهوری اسلامی «قربانی تروریسم» معرفی و از «قاسم سلیمانی» فرمانده سپاه قدس به عنوان گواهی بر این ادعا اشاره شده است.

در بیانیه سفارت جمهوری اسلامی در سئول همچنین، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان یکی از ارکان نظامی، رسمی، مهم و قدرتمند جمهوری اسلامی ایران اشاره شده و ادعا شده است که اگر این نهاد  نظامی وجود نداشت، گروه‌های تروریستی از جمله «القاعده» و «داعش»، کل منطقه خاورمیانه، اروپا و چه بسا شرق آسیا را بی‌ثبات و ناامن کرده بودند.

پس از انتشار این بیانیه و فشار جمهوری اسلامی، ورزشکار کره‌جنوبی مجبور به عذرخواهی شد.

روز یکشنبه جواد فروغی میان استقبال مقامات دولتی، ورزشی و نظامی جمهوری اسلامی به ایران بازگشت. او در زمان بازگشت، لباس پرستاری بر تن داشت و مدال طلای خود را به گردن آویخته بود.





]]>

فرهاد اصدقی؛ اعدام یک پزشک جوان بهایی



ایران را تمامی ایرانیان، فارغ از عقاید شخصی، دین یا مذهب‌شان ساخته‌اند. شهروندخبرنگاران «ایران‌وایر» در مجموعه‌ای، چهره‌های برجسته اقلیت‌های دینی و مذهبی را معرفی می‌کنند. شما هم اگر با شخصیت‌های برجسته اقلیت‌های دینی آشنایی دارید یا داستان زندگی و خدمات آن‌ها را می‌دانید، با ایمیل [email protected] تماس بگیرید و روایت خود را با ما در میان بگذارید.

***

در دوران همه‌گیری ویروس کرونا، صدها پزشک و پرستار بهایی ایرانی در سراسر جهان به بیماران خود کمک می‌کنند و از سوی مردم و دولت‌های کشوری که در آن اقامت دارند، تحسین می‌شوند.

اما بسیاری از این پزشکان و پرستاران که در ایران درس خواندند و خدمت کردند، پس از انقلاب اسلامی بی‌کار شدند، از تحصیلات دانشگاهی محروم شدند و سهم بسیاری از آن‌ها چوبه‌های دار و جوخه‌های آتش شد.

جرم این پزشکان، پرستاران و دیگر اعضای کادر درمان، باور به دینی بود که حاکمان جمهوری اسلامی آن را «ضاله» می‌دانستند. «ایران‌وایر» در مجموعه روایت‌هایی به زندگی بعضی از پزشکان و پرستاران بهایی ایرانی می‌پردازد. سرگذشت دکتر «فرهاد اصدقی» را در این بخش می‌خوانید.

شما هم اگر اعضای کادر درمان بهایی را می‌شناسید و روایت دست‌ اولی از زندگی آن‌ها دارید، با ایران‌وایر تماس بگیرید.

***

 با گذشت چهار دهه، هنوز هستند آن‌هایی که پزشک جوان لاغراندام و عینکی با دست‌های شفابخش را در بیرجند به یاد می‌آورند. پزشک جوانی که بیشتر وقت خود را صرف درمان رایگان و هم‌نشینی با فقرا و روستاییان بیرجند می‌کرد. ساده لباس می‌پوشید و به همان سادگی سخن می‌گفت؛ برای مردم انگار یکی از خودشان بود.

اما مشکل آن‌جا بود که اعتقادات دینی این پزشک متفاوت با مذهب حاکمان بود. او را بازداشت کردند تا از عقیده‌اش برگردد و به مذهب حاکمان تاسی کند؛ اما موفق نشدند. اهالی بیرجند، طوماری برای آزادی او امضا کردند؛ ولی بی‌فایده بود. مرد فلج و نابینایی که روی یک صندلی در نزدیکی مطب می‌نشست و تحت حمایت دکتر بود، به سختی خود را به زندان رساند و از نگهبانان زندان خواست تا دکتر را آزاد کند؛ چون او کاری به‌جز رسیدگی به درد مردم نکرده است.

این پزشک جوان، دکتر فرهاد اصدقی نام داشت که در سن ۳۲ سالگی به اتهام پیروی از آیین بهایی در زندان اوین تهران اعدام شد.

 دوران کودکی تا فارغ‌التحصیلی از دانشگاه

فرهاد اصدقی، در ۳۱ شهریور ۱۳۳۱ در خانواده‌ای بهایی در تهران به دنیا آمد. پدرش، «حسن اصدقی» در جوانی دانشسرا را تمام کرده بود و قصد داشته تا معلم شود؛ ولی به دلیل بهایی‌ بودن پذیرفته نشد و به شغل آزاد رو آورد. مادرش، «پیمانیه مهاجرین» خانه‌دار بود و بیشتر وقت خود را به امور منزل و تربیت فرزندان می‌گذراند.

کسب‌وکار پدر فرهاد خوب بود و خانواده اصدقی از زندگی نسبتا مرفهی برخوردار بودند. فرهاد در کودکی علاقه خاصی به طبیعت و حیوانات داشت. خانواده اصدقی، باغی در سوهانک تهران داشتند و دو ماه تابستان را در آن می‌گذراندند. خاطرات شیرین آن دوران همیشه با فرهاد بود؛ زیرا در آن‌جا عشقش به طبيعت، حيوانات و پرندگان در هم می‌آميخت و لذت و شادی بسیاری برای او به همراه داشت.

فرهاد دوران ابتدایی را در دبستان منوچهری واقع در چهار راه کالج گذراند و سپس به دبیرستان البرز رفت. فرهاد در آن‌ مدرسه به دانش‌آموز نمونه‌ای تبدیل شد و مورد تقدیر مسئولان مدرسه قرار گرفت. در این دوران، فرهاد به موسیقی علاقه‌مند شد و همین علاقه موجب شد تا او دستگاه‌های موسیقی ایرانی را به خوبی بشناسد. پدرش برای او سنتوری خریده بود؛ ولی به‌خاطر این‌که از درس‌خواندن عقب نیفتد، به او اجازه‌ کلاس رفتن ندادند. او خودش نواختن موسیقی را فراگرفت و چون صدای خوبی داشت، بسیاری از اوقات نواختن موسیقی را با آواز همراه می‌کرد.

فرهاد پس از اخذ دیپلم در آزمون سراسری سال ۱۳۴۸ شرکت کرد و در رشته پزشکی دانشگاه ملی ایران در تهران پذیرفته شد.

دو سال پایانی تحصیلات فرهاد مصادف با انقلاب اسلامی و اعتصابات دانشجویی بود. آخرین امتحان بود تا درسش به پایان برسد؛ اما بخشی از دانشجویان امتحانات را تحریم کرده بودند. او سر دو راهی مانده بود که چه کار کند. از یک طرف نمی‌خواست رابطه دوستانه‌اش با دانشجویان به‌هم بخورد و از طرف دیگر، به عنوان یک بهایی در مناقشات سیاسی شرکت نمی‌کرد.

پدرش به او گفت به شرطی که هر چه بگوید، گوش دهد، روز امتحان برای رفع مشکل به دانشگاه می‌آید. روز امتحان، فرهاد با پدرش به محل برگزاری امتحان رفتند. تحریم‌کنندگان در محل بودند تا دانشجویانی را که وارد جلسه می‌شوند، شناسایی کنند. پدر فرهاد با تندی رو به او کرد و گفت: «فرهاد! سال‌ها برای درس تو زحمت كشيده‌ام و به اميد نتيجه بوده و هستم. قرار نيست روی حرف پدرت حرفی بزنی، می‌روی سر جلسه و امتحانت را می‌دهی.» اعتصابيون كه اين حرف را شنيدند، كنار رفته و به اين ترتيب فرهاد آخرين امتحان خود را، در زمان اوج اعتصابات  دانشجويي، داد و پس از ارائه پایان‌نامه در سال ۱۳۵۸ با درجه ممتاز از دانشگاه ملی ایران به عنوان پزشک فارغ‌التحصیل شد.

 

خدمت سربازی داوطلبانه و طبابت در بیرجند

فرهاد پس از فارغ‌التحصیل‌ شدن، خود را جهت خدمت سربازی آماده کرد. او می‌توانست با توجه به فوت پدر و داشتن کفالت مادر معافیت بگیرد؛ ولی داوطلبانه خدمت سربازی را انتخاب کرد. در آن زمان قانون خدمت سربازی برای پزشکان مشمول خدمت این‌گونه بود که از پزشکان امتحان می‌گرفتند و بنا به نمره‌ای که می‌گرفتند، به نواحی نزدیک تهران یا نقاط دورافتاده تقسیم می‌شدند. فرهاد در این در امتحان شرکت نکرد. برای او مهم نبود، در کجا خدمت کند؛ زیرا معتقد بود پزشکی فرصتی برای خدمت به مردم است. فرهاد در تقسیم‌بندی به بیرجند افتاد و پس از طی یک دوره آموزشی در تهران به بیرجند اعزام شد.

پس از ورود به بیرجند، دکتر فرهاد اصدقی در پادگان شهر ساکن و در بهداری پادگان مشغول کار شد. پس از مدتی سکونت در بیرجند، دکتر اصدقی  مطبی را در طبقه دوم ساختمانی کرایه کرد. مطب تشکیل شده بود از دو اتاق ۱۲ متری که با راهرویی به هم متصل بودند. در هفته‌های اول، تعداد انگشت‌شمار مریض به مطب مراجعه می‌کردند؛ ولی کم‌کم آوازه دکتر اصدقی در بیرجند و اطرافش پیچید و مطب شلوغ شد. بعد از دو ماه، دکتر برای رعایت نوبت ‌و شماره‌ دادن یک منشی استخدام کرد. پس از مدتی یک اتاق را هم به تزریقات اختصاص داد.

فرهاد با مریض‌ها روابط گرم و دوستانه‌ای داشت. دست بیماران را به گرمی می‌فشرد. بسیاری از آن‌ها را که از روستاها یا راه‌های دور آمده بودند، مانند یک دوست قدیمی، احوال‌پرسی و بغل می‌کرد. برای ایشان چای می‌ریخت و پذیرایی می‌کرد. صدای قهقهه خنده او با بیمارانش همیشه در سالن انتظار شنیده می‌شد. اگر متوجه می‌شد بیماری از توان مالی خوبی برخوردار نیست، حق ویزیت از او نمی‌گرفت و خرج داروهایش را هم پرداخت می‌کرد. تعداد زیادی از بیمارانش از راه‌های دور می‌آمدند؛ زیرا شنیده بودند دکتری در بیرجند مطب دارد که از فقرا ویزیت نمی‌گیرد. دکتر اصدقی حتی به بیمارانی که امکان برگشت شبانه به محل سکونت‌ خود را نداشتند، در همان مطب اسکان می‌داد و پذیرایی می‌کرد تا روز بعد به روستای‌ خود برگردند.

در آن سال‌ها در بیرجند چشم‌پزشک و تعیین نمره عینک نبود. مردم مجبور بودند برای تعیین نمره عینک به شهرهای دیگر بروند و این رفت‌وآمد هزینه زیادی بر مردم تحمیل می‌کرد؛ به طوری که بسیاری از فقرا به دلیل هزینه این سفر از آن چشم‌پوشی می‌کردند. برای رفع این مشکل، دکتر اصدقی شروع به تعیین نمره در مطب کرد. این کار با استقبال اهالی مواجه شد، اما پس از چندی متوجه شد که عینک‌ساز در بیرجند نیست و مردم مجبورند برای تهیه عینک به مشهد بروند که این سفر موجب شده باز هم بسیاری از خرید عینک صرف‌نظر کنند. او تصمیم گرفت این مشکل را هم حل کند. یک دوره کوتاه مدت عینک‌سازی در مشهد گذراند و با خرید دستگاه تراش شیشه و لنزومتر کارگاه عینک‌سازی کوچکی در بیرجند راه انداخت که مورد توجه اهالی قرار گرفت.

شهرت دکتر فرهاد اصدقی به عنوان یک پزشک بهایی در بیرجند و اطرافش پیچیده بود. مردم از راه‌های دور و نزدیک به مطب او می‌آمدند تا به گفته خودشان از دستان شفابخش فرهاد، درمان بگیرند. محبوبیت او بین اقشار پایین جامعه و روستاییان زنگ خطری برای او به شمار می‌رفت. حکومت تمام تلاشش را برای نفوذ و جذب طبق پایین جامعه کرده بود؛ اما یک پزشک بهایی، تمام برنامه‌های ایشان را به‌هم زده بود.

نخستین بازداشت

۷ شهریور ۱۳۶۰ فرهاد اصدقی بازداشت شد. اتهام یا دلیل بازداشت او نامشخص بود. ابتدا به خانواده او اعلام کردند چون یک نفر از مریض‌ها را کور کرده، دستگیرش کردند؛ ولی بعد گفتند به جرم جاسوسی دستگیر شده است.

فرهاد نزدیک به سه ماه در بازداشت‌گاه بیرجند نگه داشته شد که از این مدت، ۲۵ روز در انفرادی بود. در بازداشت‌گاه، او توسط فردی به نام «نور موسوی»، نماینده بنیاد مستضعفان مورد ضرب‌وشتم و اهانت و تهدید به مرگ قرار گرفت. دکتر اصدقی در شکواییه به دادستان انقلاب بیرجند رفتار موسوی با بهاییان را توضیح داد. او در این نامه، بازداشت خود را به‌خاطر بهایی‌ بودن عنوان کرد و خواستار اجرای عدالت به عنوان یک اقلیت مذهبی ساکن ایران شد. برای آزادی دکتر اصدقی، تعداد زیادی از سکنه شهر فعالیت کردند؛ ولی هیچ‌کدام ثمری نداشت. از جمله این اقدامات، طوماری به امضای ۱۵۰ نفر از بیماران مسلمان دکتر اصدقی بود که خواهان آزادی او از زندان شدند.

اوایل آذرماه، دکتر فرهاد اصدقی به زندان کاشمر منتقل شد. او پس از دو، سه هفته بازداشت به حکم قاضی شرع کاشمر با وثیقه معادل ۵۰۰۰۰ تومان آزاد شد. پس از آزادی، فرهاد به همراه مادرش به مشهد رفتند. یکی، دو روز از آزادی او نگذشته بود که از تهران اطلاع دادند که در تاریخ ۲۳ آذر، اعضای شورای مدیریتی جامعه بهایی ایران معروف به «محفل روحانی ملی ایران» دستگیر شده‌ و شورای جدید جایگزین ایشان شده است. فرهاد اصدقی، یکی از اعضای شورای جدید بود که توسط بهاییان ایران انتخاب شد. پس از شنیدن این خبر، فرهاد راهی تهران شد.

عضویت در محفل روحانی ملی بهاییان ایران

فرهاد از خطرات جانی و مالی پذیرفتن عضویت در شورای ملی بهائیان ایران آگاه بود. اعضای دو شورای قبلی، همگی دستگیر و اعدام شده بودند و هر لحظه خطر بازداشت شورای سوم هم وجود داشت. با همه این شرایط فرهاد عضویت در شورا را پذیرفت. بهاییان ایران، او را به عنوان امین و مورد اعتماد خود انتخاب کرده بودند و فرهاد نمی‌خواست شرایط ناامن جامعه او را از این مسئولیت جدید بازدارد.

در آن سال‌ها، هر روز خبر دستگیری، اعدام و مصادره اموال بهاییان از گوشه و کنار شنیده می‌شد. فرهاد تمام ساعات شبانه‌روز را صرف خدمت و کمک به بهاییان می‌کرد. مرتبا برای دیدار با بهاییان به شهرهای مختلف سفر می‌کرد تا آنان را در بحبوحه آزار و اذیت‌ها، هم‌چنان امیدوار و سرزنده نگه‌ دارد. از سوی دیگر، محفل ملی به عنوان نمایندگان جامعه بهایی با تماس با اولیای امور سعی می‌کردند از شدت فشارها بر بهاییان بکاهند.

در خرداد سال ۱۳۶۱،  دکتر اصدقی با «روفیا کاتب‌پور شهیدی» ازدواج کرد. روفیا از بهاییان مشهد بود و پدرش از جمله بهاییانی بود که در سال ۱۳۶۰ به اتهام پیروی از آیین بهایی اعدام شده بود. این دو زندگی مشترک خود را با برگزاری عقد ساده‌ای آغاز کردند. پس از ازدواج، دکتر اصدقی هفته‌ای دو شب را در کلینیک شبانه‌روزی قیطریه مشغول به کار بود و بقیه روزهای هفته را به رفع و رجوع مشکلات بهاییان می‌پرداخت. بیماران بهایی هم در روزهای تعطیل یا زمان‌های استراحت دکتر در منزل برای معاینه به او مراجعه می‌کردند.

در اردیبهشت‌ماه ۱۳۶۲ دکتر اصدقی برای طرح پزشکان به بندرعباس رفت. در دوران جنگ، پزشکان موظف بودند تا یک ماه از سال را در مناطق جنگی یا محروم بگذرانند. در ۱۷ اردیبهشت، در حالی که روفیا هفت ماهه حامله بود، تعدادی پاسدار به سرپرستی فردی به نام «طلوعی» با در دست داشتن حکم جلب فرهاد به منزل دکتر آمدند. ماموران پس از آنکه موفق به دستگیری فرهاد نشدند، آدرس محل خدمت او را در بندرعباس خواستند که چون همسرش آدرس نداشت، منزل را ترک کردند. فردای آن روز، خبر به فرهاد رسید و او بلافاصله محل خدمت را ترک کرد و عازم تهران شد.

 

آغاز زندگی مخفیانه

با آن‌که زندگی مخفیانه فرهاد شروع شده بود؛ ولی او هم‌چنان به عنوان عضو محفل روحانی بهاییان ایران فعالیت می‌کرد. به شهرهای مختلف سفر می‌کرد و به بهاییان تحت ستم دل‌داری و امیدواری می‌داد. با همسرش هم دیدارهای کوتاه در منازل بهاییان یا تماس تلفنی داشت. در شهریور ماه ۱۳۶۲، دولت تشکیلات اداری بهایی را منحل اعلام کرد و جامعه بهایی هم تبعیت کرد. با آن‌که طبق این اعلام، محفل روحانی تعطیل شده بود و کسی عضویت آن را به عهده نداشت؛ ولی فرهاد هم‌چنان در تعقیب بود. منزل او بارها مورد تفتیش قرار گرفت و نزدیکانش تحت کنترل بودند. فرهاد حتی نتوانست در زمان وضع حمل همسرش در کنارش حضور یابد.

یکی از دوستان فرهاد تعریف می کند: «دقيقا زمانی كه روفيا از درد سخت زايمان رنج می‌كشيد، فرهاد برای احوال‌پرسی زنگ زد. اگر می‌شد احساسات عاطفی انسان را اندازه‌گيری كرد، شايد اوج اين احساسات در همين لحظات بود. لحظات دلهره و اضطرابِ همراه با اميد قبل از تولد نوزاد و لحظات سرشار از شادی بعد از تولد كه با پخش نقل و شيرينی و فرياد شادی آن را ظاهر می‌كنند، در مورد فرهاد فرق می‌کرد؟ او در اين شرايط چه كاری می‌توانست بكند؟ فرهاد حتی نمی‌توانست همسرش را به بیمارستان برساند. او كه تا چندی قبل نجات‌دهنده زائوی روستایی بیرجندی از مرگ بود، اكنون دستی كوتاه حتی از رساندن همسر خود به بيمارستان داشت. دستی كوتاه اما دلی به وسعت یک دريا.»

دکتر فرهاد اصدقی پس از چهارده ماه آوارگی، در تاریخ ۵ تیر ۱۳۶۳ دستگیر شد. او پس از دو ماه از سلول انفرادی به بند عمومی سالن شماره ۳ اتاق ۷۵ (محل نگه‌داری تعدادی از زندانیان بهایی) انتقال یافت.

سرانجام، دکتر فرهاد اصدقی، پزشک خوش‌نام بیرجند پس از چهار ماه حبس در اواخر آبان‌ماه ۱۳۶۳ به اتهام پیروی از آیین بهایی در سن ۳۲ سالگی اعدام شد. از چه‌گونگی دادگاه، اگر برگزار شده باشد، تاریخ اعدام و محل دفن او اطلاع دقیقی در دست نیست. این پزشک بهایی از حق داشتن وکیل و فرجام‌خواهی محروم بوده است و در عرض مدت زمان کوتاهی، کمتر از پنج ماه، به جوخه اعدام سپرده شد.

مطالب مرتبط:

دکتر حسین نجی؛ از صحبت با احمد خمینی و دیدار با بنی‌صدر تا ربوده شدن

سینا حکیمان و شعله میثاقی؛ از بازداشت تا مهاجرت، مصائب زوج پزشک بهایی در ایران

سینا حکیمان و شعله میثاقی؛ از تبعیض تا بازداشت، مصائب زوج پزشک بهایی در ایران

عنایت مظلومی، دندان‌پزشک و استادی که از دانشگاه اخراج شد

سیروس روشنی؛ پزشک شاعری که به جرم بهایی بودن اعدام شد

مسرور دخیلی، تیرباران پزشکی که خنده‌هایش معروف بود

طاهره برجیس، پزشک بهایی که عاشق ایران بود

پاسخ جمهوری اسلامی به خدمات دکتر مسیح فرهنگی؛ اعدام

خدمت پزشکان و پرستاران بهایی به ایران؛ دکتر ناصر وفایی اعدام شد

بهای تبعیض؛ محرومیت از خدمات پزشکان بهایی

می‌توانستند جان آدم‌ها را نجات دهند اما اعدام شدند

اخراج، شکنجه و اعدام؛ چگونه ایران از خدمت پزشکان بهایی محروم شد

         





]]>

ابتلای نیلوفر بیانی به کرونا در زندان اوین



استان‌وایر-  پایگاه خبری امتداد از ابتلای نیلوفر بیانی، فعال محیط زیست محبوس در زندان اوین به  ویروس کرونا خبر داده است.

امتداد روز یکشنبه ۱۰ مرداد گزارش کرده است که  چهار نفر از زندانیان بند زنان زندان اوین از جمله نیلوفر بیانی که به دلیل داشتن علایم بیماری کرونا در روز پنج شنبه تست پی‌سی‌آر داده بودند با مثبت شدن نتیجه آزمایش به قرنطینه بند منتقل شده‌اند. 

به نوشته امتداد طی دو هفته گذشته بیش از نیمی از زندانیان بند زنان زندان اوین به دلیل ابتلا به کرونا به مرخصی آمده‌اند.

نیلوفر بیانی یکی از ۸ فعال محیط زیستی است که در یک پرونده مشترک توسط سازمان اطلاعات سپاه، در بهمن و اسفند ۱۳۹۷ بازداشت شدند.

خانم بیانی بر اساس رای دادگاه انقلاب در پرونده فعالان محیط زیست به ده سال زندان محکوم شد.

این فعال محیط زیست پیش از این در چند نامه به مقام‌های مختلف جمهوری اسلامی، از «شدیدترین شکنجه‌های روحی و روانی، تهدید به شکنجه فیزیکی و تهدیدهای جنسی» در جریان دست‌کم «۱۲۰۰ ساعت» بازجویی خود توسط بازجویان سازمان اطلاعات سپاه پاسداران خبر داده بود.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

انتقال غیرقانونی مژگان کاووسی، نویسنده و مترجم به زندان کرج



 «مژگان کاووسی» محقق، نویسنده، مترجم و نوازنده کرد زبان که در کلاردشت مازندران متولد شده است و سال‌ها در شهرستان نوشهر سکونت داشت، از زندان اوین به صورت ناگهانی به زندان کرج در استان البرز منتقل شده است.خانم کاووسی در حال طی کردن حکم اشد مجازات خود یعنی ۳۶ ماه زندان به اتهام «تحریک مردم جهت بر هم زدن نظم و امنیت کشور» است. او ابتدا از نوشهر به زندان اوین و سپس با حکم قاضی دادگاه تجدیدنظر استان مازندران به زندان کرج منتقل شد. این زندانی در حال حاضر به علت مبتلا شدن به ویروس کرونا در زندان اوین، در مرخصی درمانی به سر می‌برد.یکی از نزدیکان این نویسنده و تنبورنواز، ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ به «خبرنگاری جرم نیست» گفت: «مژگان کاووسی شرایط بسیار سختی را می‌گذارند. او چند هفته قبل درخواست کرده بود که به دلیل شرایط کرونایی، از زندان اوین تهران به زندان شهر محل سکونت خانواده‌اش یعنی نوشهر انتقال یابد تا راحت‌تر با اعضای خانواده ملاقات کند، اما نه‌تنها این اتفاق رخ نداد، بلکه حالا در اتفاقی عجیب او را به زندان کرج منتقل کردند. در حکم دستور قاضی دادگاه تجدیدنظر آمده که زندان کرج نزدیک‌ترین زندان به محل اقامت مژگان است؛ درحالی‌که می‌دانیم چنین مطلبی دروغ است و علاوه بر زندان شهر نوشهر، زندان‌های سایر شهرهای استان مازندران نزدیک‌تر از کرج به نوشهر هستند. قاضی خواسته با این دستور مژگان کاوسی را بیشتر آزار و اذیت کند؛ زیرا می‌داند خانواده‌اش توانایی سکونت در کرج را ندارند.»در حکم صادرشده از سوی «عشقعلی قاسمیان»، قاضی شعبه ۲۸ دادگاه تجدیدنظر استان مازندران، آمده است که این انتقال بنا بر درخواست مژگان کاوسی صورت گرفته است؛ اما این فرد مطلع از نزدیکان مژگان کاوسی می‌گوید درخواست او برای انتقال به زندان نوشهر بوده، نه زندان استان البرز.او افزود: «مژگان همچنان با ویروس کرونا درگیر است و حال مساعدی ندارد. همین ۲ روز پیش هم قاضی پرونده‌ به علت وخامت حال او و با توصیه پزشک، یک هفته دیگر مرخصی پزشکی‌اش را تمدید کرد، اما نمی‌دانم از پریروز چه اتفاقی افتاده که قاضی مجددا لج کرده و دستور انتقال به کرج را داده است. اداره اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در استان مازندران، هر دو جزو شاکیان اولیه از مژگان کاووسی بوده‌اند و حالا به نظر می‌رسد این آزارها هم از همین نهادهای امنیتی سرچشمه می‌گیرد.»مژگان کاووسی یکی از بازداشتی‌های اعتراضات مردمی در آبان ۱۳۹۸ است. او در تاریخ ۲۹ آبان آن سال توسط ماموران اداره اطلاعات نوشهر در منزل خود بازداشت شد و پس از سه هفته بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهرستان ساری، به بند زنان زندان نوشهر منتقل شد. خانم کاووسی پس از گذشت یک ماه، به صورت موقت و با تودیع قرار وثیقه آزاد شددر ادامه دادگاه انقلاب نوشهر مژگان کاوسی را به اتهام «عضویت در گروه‌های مخالف نظام» به تحمل ۳۳ ماه زندان، به اتهام «تحریک مردم جهت برهم زدن نظم و امنیت کشور» به تحمل ۳۰ ماه زندان و به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به تحمل ۶ ماه زندان محکوم کرد.پس از اعتراض این نویسنده و محقق به رای دادگاه بدوی، قاضی شعبه ۲۸ دادگاه تجدیدنظر استان مازندران بنا بر شکایت دادستان مازندران، حکمی سنگین‌تر از حکم قبلی را صادر کرد تا حکم ۶ ماه زندان به ۷ ماه و ۱۵ روز و حکم ۳۰ ماه زندان نیز به ۳۶ ماه تغییر یابد. در نتیجه با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد که ۳۶ ماه حبس تعزیری بود، برای مژگان کاوسی اعمال شد تا او در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ به زندان اوین منتقل شود.مژگان کاوسی از باورمندان به «آیین یارسان» است. آیینی صلح‌آمیز که بین شماری از کردهای ایرانی و عراقی رواج دارد، قدمت برخی از نیایشگاه‌های آن به پیش از اسلام می‌رسد و ساختار کنونی‌ آن از سده هفتم هجری و توسط «سلطان سهاک» بنیان نهاده شد. ماموران وزارت اطلاعات ایران طی سال‌های اخیر بارها مانع از برگزاری مراسم سالیانه این آیین در استان کرمانشاه شده‌اند.مژگان کاووسی تاکنون ۲ بار در اعتراض به شرایط زندان، دست به اعتصاب غذا زده است. بار اول در شهریور ۱۳۹۹ بود که این پژوهشگر در اعتراض به «اقدامات فراقانونی مسئولان زندان اوین»، «عدم اعطای مرخصی»، «روا داشتن تبعیض‌های جنسیتی» و «جلوگیری از تماس تلفنی با خانواده» اعتصاب غذا کرد. ۵ مهر ۱۳۹۹ مژگان کاووسی پس از انتقال به بیمارستان برای درمان بیماری‌اش، اعتصاب غذای خود را شکست.بار دوم ابتدای ماه خرداد ۱۴۰۰ بود که او در اعتراض به نحوه برخورد مسئولان زندان و قضات با زندانی‌ها اعتصاب غذا کرد. همان زمان یکی از نزدیکان این زندانی به «شبکه حقوق بشر کردستان» گفته بود: «اعتراض مژگان کاووسی نسبت به روال کلی برخوردهای مسئولان زندان و دستگاه قضایی با زندانیان است. اهم این اعتراض متوجه برخورد سلیقه‌ای و خارج از ضابطه قضات در اعطای مرخصی به زندانیان، بر اساس مصوبه قوه قضاییه در خصوص پیک چهارم کرونا است. تبعیض در حق زندانیان برای بهره‌مندی از مرخصی، ناشی از دخالت ضابطین قضایی متفاوت در مورد هر زندانی است که به روشنی، نقض قانون و ضوابط ناظر بر زندان و اجرای احکام حبس است.»کتاب «انفال و سرگذشت تیمور، تنها بازمانده از گورهای جمعی زنان و کودکان انفال شده» آخرین اثری است که توسط مژگان کاووسی ترجمه و منتشر شده است.

برای دیدن اخبار و گزارش‌های بیش‌تر درباره رسانه و خبرنگاری به سایت خبرنگاری جرم نیست مراجعه کنید.





]]>

جورج ملک‌یونان، ورزشکار و وکیل برجسته آشوری ایرانی



هایده قدیری؛ شهروندخبرنگار

ایران را تمامی ایرانیان، فارغ از عقاید شخصی، دین یا مذهب‌شان ساخته‌اند. شهروندخبرنگاران «ایران‌وایر» در مجموعه‌ای، چهره‌های برجسته اقلیت‌های دینی و مذهبی را معرفی می‌کنند. شما هم اگر با شخصیت‌های برجسته اقلیت‌های دینی آشنایی دارید یا داستان زندگی و خدمات آن‌ها را می‌دانید، با ایمیل [email protected] تماس بگیرید و روایت خود را با ما در میان بگذارید.

***

 «جورج ملک‌یونان»، وکیل بین‌المللی، فعال حقوق بشر و ورزشکار حرفه‌ای بود که در ۱۱ اکتبر ۱۹۲۴ در خانواده‌ای از آشوریان ایران در بغداد متولد شد.

پدرش «یوسیپ» (یوسف) و مادرش سوریا بودند که هر دو از آشوریانی بودند در جریان نسل‌کشی آشوریان در سال‌های ۱۹۱۴-۱۹۱۸، به بغداد گریختند و جورج نیز در آن‌جا به دنیا آمد. هنگامی که هنوز یک کودک خردسال بود، خانواده‌اش دوباره به ایران مهاجرت کردند و سرانجام در تهران ساکن شدند.

او یک خواهر و دوبرادر داشت. خواهر بزرگترش فلورانس در اوایل دهه ۱۹۷۰ ساکن سوییس شد و مفتخر به دریافت عنوان شوالیه شد و در ۱۸ فوریه ۲۰۰۷ در آنجا درگذشت. برادر بزرگترش «دیوید»، مهندس مشهوری در ایران بود که در ساختن بسیاری از آزادراه‌ها و جاده‌های بزرگ ایران مشارکت داشت. برادر کوچکترش کوروش نیز در ۱۷سالگی ایران را به مقصد بریتانیا ترک کرد تا در آکادمی سلطنتی هنرهای دراماتیک لندن تحصیل کند و در نهایت در پاریس ساکن شد.

ملک‌یونان در سال ۱۹۵۰ در تهران با «لیدا بت بنی امین» که وی نیز آشوری بود ازدواج کرد و دو دختر به نام های «مونیکا» و «رزی» دارند. رزی ملک‌یونان بازیگر، نویسنده، کارگردان، پیانیست، مستندساز و فعال حقوق بشر آشوری است.

همسر وی خانم لیدا ملک‌یونان، با راه اندازی و ریاست سازمان زنان آشوری، که تنها عضو رسمی منشور سازمان زنان ایران تا پایان دوره بود و به همان اندازه در خواستار به رسمیت شناختن زنان آشوری در ایران تاثیرگذار بود.

ملک‌یونان در دانشکده حقوق دانشگاه تهران تحصیل کرد و در سال ۱۹۴۶مدرک حقوق و در سال ۱۹۴۷ در رشته علوم سیاسی مدرک گرفت. او همچنین سال ۱۹۶۴ در مدرسه حقوق گلدن گیت در سانفرانسیسکو، در رشته حقوق تحصیل کرد. او نزدیک به پنجاه سال در حوزه حقوق بین‌الملل وکالت بسیاری از شرکت‌های آمریکایی، اروپایی و آسیایی در ایران به عهده داشت. او وکیل سفارت آمریکا در تهران در جریان گروگان‌گیری جمهوری اسلامی بود و پس از انقلاب ایران را به مقصد آمریکا ترک کرد.

او همچنین در دبیرستان فوتبال، بسکتبال و والیبال بازی می‌کرد. ملک‌یونان پس از آشنایی با مربی دو و میدانی ایران، «احمد ایزدپناه» در ورزشگاه امجدیه به دوومیدانی علاقه‌مند شد. در سال ۱۹۳۴میلادی ایزدپناه سازماندهی دیدارهای مختلف دو و میدانی را آغاز کرده بود و تا سال ۱۹۳۶ که فدراسیون دو و میدانی ایران تاسیس شد و ایران به اتحادیه بین‌المللی فدراسیون‌های دو و میدانی پیوست.

ملک‌یونان برای اولین بار در پرش طول و پرش سه گام به رقابت پرداخت و در آنجا دو مدال نقره کسب کرد. در همان سال او در مسابقات دانشگاه ایران در پرش طول، پرش سه گام، پرتاب نیزه و پرتاب وزنه شرکت کرد و چهار مدال نقره دیگر کسب کرد.

او هنگام تحصیل در رشته حقوق در دانشگاه تهران در سال ۱۹۴۶ نیز مدال طلای تنیس روی میز را کسب کرد و عضو تیم های فوتبال، والیبال و بسکتبال دانشگاه تهران نیز بود.

ملک‌یونان پرافتخارترین ورزشکار در مسابقات ملی ورزشی ایران در سال ۱۹۴۸ بود که توانست عنوان قهرمان قهرمانان و چهار مدال طلا را کسب کند. او در مسابقات مقدماتی بازی های المپیک ۱۹۴۸ مقام اول را کسب کرد؛ ولی با این حال در المپیک نتوانست به رقابت بپردازد.

در مسابقات قهرمانی جام مدیترانه شرقی در سال ۱۹۵۰ نیز او مدال برنز را در ۲۰۰ متر گرفت؛ اما در پرش طول و پرش سه گام به مقام پنجم رسید.

او از ورزشکاران حرفه‌ای ایران بود که در رشته‌های دوومیدانی، ورزش‌های پنج‌گانه و فوتبال مدال‌های مختلفی کسب کرده است. با سه مدال طلای اهدا شده در کاخ مرمر تهران توسط شاه سابق ایران، «محمدرضا پهلوی»، جورج ملک‌یونان به عنوان قهرمان قهرمان در ورزش ایران مجموع مدال‌های خود را به ۴۷ مدال رسانید. گفتنی است برادرش دیوید نیز مدال‌های طلای متعددی از سوی شاه دریافت کرد.

جورج ملک‌یونان علاوه بر اینکه ورزشکار حرفه‌ای بود، یک وکیل برجسته بین‌المللی نیز بود که در تهران و ایالات متحده تحصیل کرده بود و برای احقاق حقوق آشوریان در ایران تلاش‌های فراوانی کرد. تلاش‌های وی برای گرفتن صندلی نمایندگی برای آشوریان به عنوان اقلیت شناخته شده در پارلمان ایران نتیجه داد و آشوریان در مجلس ایران به عنوان اقلیت مذهبی دارای نماینده شدند.

جورج ملک‌یونان در ۱۴ نوامبر ۲۰۱۴ در کالیفرنیا درگذشت.

از همین سری بخوانید:

مارگانیتا خفری؛ خواننده، پیانیست و موسیقیدان کلاسیک آشوری

نورعلی الهی؛ عارف، فیلسوف، قاضی و موسیقی‌دان یارسان

ویگن دردریان؛ خواننده معروف ارمنی

همایون خرم، موسیقی‌دان مشهور و از درویشان گنابادی

ساتنیک آقابابیان، خواننده اپرا و بازیگر ارمنی ایرانی

سرژ آواکیان، گرافیست برجسته ارمنی ایرانی

سلیمان حییم؛ مترجم و فرهنگ‌نویس یهودی ایرانی

دکتر جمال‌الدین مستقيمى؛  پزشک بهایی که پدر آناتومی ایران لقب گرفت

بهروز دارش، مجسمه‌ساز برجسته آشوری ایرانی

کارو لوکاس؛ شخصیت برجسته ارمنی ایرانی و دانشمند علم روباتیک

محمد ابراهیم باستانی پاریزی، نویسنده، مورخ، شاعر ایرانی و از درویشان گنابادی

 





]]>

آزادی به شرط تبعید؛ بهنام شیخی به مسجدسلیمان تبعید شد



استان‌وایر- «بهنام شیخی»، فعال مدنی ساکن تهران، پس از گذراندن بیش از یک سال حبس در زندان اوین، آزاد شد. این زندانی سیاسی باید طی هفته جاری برای گذراندن دوران دو سال تبعید، خود را به شعبه اجرای احکام شهرستان «مسجدسلیمان» در استان خوزستان معرفی کند.

بر اساس گزارش‌های رسیده به «ایران‌وایر»، با درخواست آزادی مشروط «بهنام شیخی» موافقت شده و پایان دوران دو سال حبس تعزیری این زندانی سیاسی به وی ابلاغ شده است. هم زمان شعبه دوم اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان بهارستان با صدور درخواست نیابت قضایی به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان مسجد سلیمان از بهنام شیخی خواسته است طی هفته جاری خود را برای سپری نمودن دوران محکومیت دو سال اقامت اجباری به مقام‌های قضایی شهرستان مسجدسلیمان معرفی کند.

دی‌ماه سال ۱۳۹۸، شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر تهران به ریاست قاضی «بابایی»، بهنام شیخی و سه تن دیگر از فعالان مدنی آذربایجانی را به دلیل شرکت در مراسم «روز جهانی زبان مادری» در سال ۱۳۹۲ در شهرستان بهارستان، در مجموع به هشت سال حبس تعزیری و هشت سال تبعید محکوم کرد.

بهنام شیخی ۳۱ تیر ماه ۱۳۹۹، توسط مامورین امنیتی جهت تحمل دوران محکومیت خود دستگیر شد. شیخی در دوران حبس دو بار دست به اعتصاب غذا زد. اولین بار روز دوم بهمن‌ ۱۳۹۹، به همراه هفت تن از زندانیان سیاسی در حمایت از «یوسف کاری» و دفاع از حقوق زندانیان سیاسی در زندان‌های ایران، دست به اعتصاب غذا زد. این اعتصاب‌غذای دسته‌جمعی هفت روز به طول انجامید.

خردادماه ۱۴۰۰ بار دیگر بهنام شیخی به همراه شش تن از زندانیان سیاسی محبوس در زندان های اوین و اردبیل، در حمایت از «عباس لسانی»، زندانی سیاسی محبوس در زندان اردبیل و در اعتراض به عدم اجرای «اصل تفکیک جرائم» در این زندان، به مدت سه روز دست به اعتصاب‌غذای دسته‌جمعی زدند.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

رئیس دادگستری خوزستان معترضان به بی‌آبی را «معاند» و «وابسته» خواند



استان‌وایر- روز یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ رئیس کل دادگستری استان خوزستان به ملاقات برخی از معترضان بازداشت شده در زندان سپیدار اهواز رفته و در راستای دستور غلامحسین محسنی اژه‌ای مبنی بر آزادی کسانی که پیشتر سابقه دستگیری نداشته‌اند دستور به آزادی برخی از آن‌ها داد.

در گزارش رسانه‌های ایران هیچ اشاره‌ای به بازداشت شدگان سایر شهرها و زندان شیبان اهواز نشده و همچنین مشخص نیست دستور آزادی چه تعداد از این بازداشت‌شدگان صادر شده است.

صادق مرادی در عین حال برخی از  معترضان به بی‌آبی را «معاندین نظام» خواند و گفت این افراد با «دشمنان خارجی» در ایجاد «ناامنی‌ها و ناآرامی‌ها اخیر» دست داشتند.

رئیس کل دادگستری استان خوزستان تاکید کرده است با این گروه از افراد برخورد قضایی صورت خواهد پذیرفت و اتهامات آن‌ها را « امنیتی» خواند.

به گفته صادق مرادی رسیدگی به اتهامات این افراد « خارج از نوبت و در اسرع وقت» انجام خواهد شد.

تعداد افراد بازداشت شده در اعتراضات استان خوزستان و سایر شهرهای ایران که در حمایت از مردم استان خوزستان به خیابان آمده بودند تاکنون اعلام نشده است اما برخی از منابع محلی شمار بازداشت شدگان را بیش از ۳۵۰ نفر اعلام کرده‌اند.

طی دو هفته گذشته اعتراضات گسترده‌ای در خوزستان با تمرکز بر مشکل بی‌آبی برگزار شد که نیروهای امنیتی با خشونت با آن مقابله کردند. گزارش دیدبان حقوق بشر تایید کرده است که ۹ نفر در جریان این اعتراضات کشته شده‌اند اما منابع محلی شمار جان‌باختگان را ۱۳ نفر اعلام می‌کنند.

به گزارش دیده‌بان  حقوق بشر اسامی  مصطفی نعیماوی، قاسم ناصری (خضیری)، هادی بهمنی، حمزه (فرزاد) فریسات، امید آذرخوش، میثم عچرش، عیسی بالدی، مهدی چنانی، و حمید مجدم (جوکاری) بر اثر شلیک مستقیم نیروهای امنیتی در اعتراضات کشته شده‌اند.

مطابق اظهارات منابع محلی محمدعباس الکنانی،محمد کروشات، امیر مشاری و مصطفی مرمضی نیز افرادی هستند که توسط نیروهای امنیتی مجروح شده و چند روز بعد بر اثر شدت جراحات وارده جان باختند.

جمهوری اسلامی طی هفته‌های گذشته اقدام به قطع اینترنت در خوزستان کرد و گزارش‌ها حاکی از بازداشت «صدها» نفر است.

سایت حقوق بشری هرانا روز دوم مرداد اعلام کرد که ۱۰۲ نفر از بازداشت‌شدگان در اعتراضات خوزستان را احراز هویت کرده است.

مقامات قضایی، انتظامی و امنیتی جمهوری اسلامی در جریان اعتراض‌های دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ نیز هیچ آماری از بازداشت‌شدگان و معترضان کشته شده ارائه ندادند.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

دو شکست کشتی‌فرنگی؛ نجاتی حذف شد، میرزازاده در انتظار



دهمین روز رقابت‌های المپیک توکیو، با دو شکست و ناکامی برای کشتی‌گیران فرنگی‌کار ایران آغاز شد.

امروز (بکشبنه) در وزن ۶۰ کیلوگرم، «علیرضا نجاتی» در دور نخست و در مرحله یک‌هشتم نهایی با «آرمن ملکیان» دارنده مدال برنز امیدهای جهان از ارمنستان مبارزه کرد و با نتیجه ۵ - ۵ مغلوب حریف خود شد.

رسیدن دوباره علیرضا نجاتی به جدول «شانس مجدد» بستگی مستقیم به فینالیست شدن نماینده ارمنستان داشت. اما آرمن ملکیان در دوم مغلوب نماینده اوکراین شد تا نماینده کشتی‌ فرنگی ایران در این وزن حذف شود.

در وزن ۱۳۰ کیلوگرم، «امین میرزازاده» در دور اول و در مرحله یک‌هشتم نهایی با «مین سئوک کیم» دارنده مقام سوم مسابقات قهرمانی جهان و برنده مدال برنز بازی‌های آسیایی ۲۰۱۸ از کره جنوبی کشتی گرفت و با نتیجه ۶ بر صفر پیروز شد.

او در دور دوم به مصاف میخایین لوپس دارنده سه مدال طلای المپیک از کوبا رفت و ۸ بر صفر مغلوب شد. امین میرزازاده باید تا پایان مسابقات مسابقات حریف کوبایی برای تعیین و تکلیف حضورش در جدول شانس مجدد و مبارزه برای کسب مدال برنز صبر کند.





]]>

نگهداری بازداشت‌شدگان خوزستان در اردوگاه‌های نظامی به جای بازداشت‌گاه



استان‌وایر- شهرهای استان خوزستان در هفته‌های اخیر درگیر اعتراض‌های گسترده شهروندان به بحران آب در این استان بوده و معترضان خواستار توقف پروژه‌های انتقال آب از سرشاخه‌های رودخانه‌های کارون و دز بوده‌‌اند.

در جریان این تجمعات شمار زیادی از شهروندان بازداشت و به مکان‌های نامعلومی منتقل شده‌اند.

روز گذشته یک منبع مطلع به ایران‌وایر خبر داد شماری از بازداشت‌شدگان در شهرهای آبادان، خرمشهر و شادگان به‌علت عدم وجود جا در بازداشت‌گاه‌های این شهرها به بیمارستان صحرایی «امام حسین» که در منطقه دارخوین و بین جاده اهواز- خرمشهر قرار دارد منتقل شده و در شرایطی دشوار نگهداری می‌شوند.

این منبع همچنان می‌گوید چیزی در حدود ۷۰ نفر از بازداشت‌شدگان این اعتراضات نیز به اردوگاه نظامی شهید باکری در نزدیکی خرمشهر منتقل شده‌اند.

از تعداد کشته و بازداشت شدگان اعتراضاتی که در شهرهای مختلف استان خوزستان رخ داد همچنان اطلاع دقیقی در دست نیست و مقامات قضایی و امنیتی تاکنون نه تنها آمار روشنی از این افراد اعلام نکرده‌اند که در مواردی در مقابل پرسش‌های خبرنگاران از «بی‌اطلاعی یا عدم اطلاع» از تعداد بازداشت‌شدگان سخن گفته‌اند.

قاسم ساعدی نماینده دشت‌آزادگان و هویزه، روز ششم مرداد ۱۴۰۰ در گفتگو با خبرگزاری ایلنا با ذکر اینکه که از تعداد کشته‌شدگان اعتراضات خوزستان اطلاعی ندارد گفت:‌«از جای ناشناسی به این جوانان تیراندازی شد و آنها را کشتند ولی شورای تامین خوزستان و شورای امنیت کشور در جهت جبران این حوادث و خسارات به خانواده‌ها برنامه دارد، چون اعضای این شورا نیز از کشته شدن افراد متاثر هستند.»

صادق مرادی، رییس کل دادگستری خوزستان، نیز روز سه‌شنبه پنجم مرداد ماه، وعده داد که «بخش قابل توجهی از معترضین ناآرامی‌های اخیر آزاد شدند و تعدادی دیگر نیز در روز‌های آتی و پس از طی کردن مراحل اداری قانونی آزاد می‌شوند.»

این در حالی است که منابع محلی تاکنون موفق شده‌اند هویت ۱۳ تن از جان‌باختگان در اعتراضات خوزستان را که با شلیک مستقیم گلوله از سوی نیروهای امنیتی جان باخته‌اند.

این منابع همچنین هویت دستکم ۱۲۰ نفر از بازداشت شدگان را احراز کرده‌اند و می‌گویند تاکنون بیش از ۳۵۰ نفر از معترضان در شهرهای مختلف این استان از سوی سازمان اطلاعات سپاه یا اداره اطلاعات دستگیر و به مکان‌های نامعلومی منتقل شده‌اند.

به گفته مقامات محلی شماری از این بازداشت‌شدگان کودک و نوجوان هستند و این موضوع نگرانی‌ها را در خصوص آن‌ها افزایش می‌دهد.

وعده‌های آزادی بازداشت‌شدگان از سوی مقامات جمهوری اسلامی در حالی صورت گرفته که در جریان تجمع عصر جمعه شهروندان اهواز در بلوار ساحلی که در اعتراض به انتقال آب این استان به فلات مرکزی ایران صورت گرفت چند تن دیگر نفر بازداشت شدند.

وب‌سایت امتداد خبر داد که «ابراهیم الحایی، سالم انواری، ولید بدوی، سعید هلیچی و دو خانم» از جمله کسانی هستند که در تجمع روز جمعه، ۸ مرداد، در نوار ساحلی شهر اهواز بازداشت شده‌اند.

تجمعات اعتراضی شهروندان در خوزستان از شب پنجشنبه ۲۴ تیرماه  خوزستان در اعتراض به بی آبی و سوء مدیریت مسئولان، در این استان آغاز و در شهرهای مختلف کشور گسترش پیدا کرد.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

وقوع آتش‌سوزی در مخازن نفت شرکت نفت و گاز اروندان تایید شد



استان‌وایر- سخنگوی شرکت نفت و گاز اروندان  وقوع آتش‌سوزی در یکی از مخازن نفت این شرکت را تایید کرد و گفت این حریق به یکی از ماشین آلات این مخزن مرتبط بوده است.

ناصر فراهانی، سخنگوی شرکت نفت و گاز اروندان این توضیح را در پی انتشار تصاویری از آتش‌سوزی که به «یک تلمبه‌خانه در غرب کارون» نسبت داده شده و در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده بود ارائه کرد.

به گفته سخنگوی شرکت نفت و گار اروندان مخزن نفتی که دچار حریق شده «کاملا خالی » بوده است.

ناصر فراهانی در خصوص دود زیادی که در ویدیوی منتشر شده نشان داده می‌شود گفته است این دود به سوختن لاستیک و اگزوز جرثقیلی که در محل بوده رخ داده « اما به دلیل تصویربرداری از پشت مخزن به نظر می‌رسد مخزن دچار آتش سوزی شده است.»

سخنگوی شرکت نفت و گاز اروندان می‌گوید در روند فعالیت و تولید این شرکت و همچنین تولید و صادرات نفت اختلالی به وجود نیامده است.

از دلایل وقوع این حریق همچنان اطلاعاتی در دست نیست اما ناصر فراهانی گفته است این موضوع در حال بررسی است.

خوشبختانه این حادثه تلفات جانی به همراه نداشته است.

شرکت نفت و گاز اروندان از شرکت‌های تابعه شرکت ملی نفت در زمینه بهره برداری و استخراج نفت در مناطق جنوب و غرب کشور در شهرستان خرمشهر فعالیت می‌کند.

طی هفته‌های گذشته ظن آتش‌سوزی‌های سریالی در برخی پالایشگاه‌ها و شرکت‌های نفت و گار خوزستان مطرح شد.

۲۲ تیرماه ۱۴۰۰  انبار ضایعاتی در پتروشیمی تندگویان در شهرستان ماهشهر دچار آتش سوزی شد.

چند روز بعد خبرگزاری صدا و سیمای ایران از وقوع آتش‌ سوزی در پتروشیمی امیرکبیر در ماهشهر خبر داد.

انفجار در خط لوله نفت و گاز شوش، آتش‌سوزی گسترده در انبارهای جاده مخصوص کرج، آتش‌سوزی در کارخانه فولاد زرند ایرانیان، آتش‌سوزی در پالایشگاه جنوب تهران و انفجار در شرکت صنایع شیمیایی سپاهان اصفهان از جمله حوادث ماه‌های اخیر هستند.

در اکثر موارد امکان خرابکاری توسط مقام‌های رسمی رد شده است اما برخی کارشناسان امنیتی معتقدند، احتمال عمدی بودن این حوادث برای ضربه زدن به وضعیت اقتصادی بحرانی ایران وجود دارد.

اما  مدیرعامل منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر با رد سریالی بودن آتش‌سوزی‌ها در پتروشیمی‌های کشورآن‌ها را «طبیعت صنعت» نامید و گفت: «شایعات آتش‌سوزی‌های سریالی را با صراحتا تکذیب می‌کنم زیرا بروز حوادث این چنینی در صنعت نه برای اولین و نه آخرین بار اتفاق افتاده بلکه جزیی از طبیعت صنعت است.»

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>