IranWire Headlines

 

کار و زندگی فقط با یک پا؛ درباره دختری به نام صبا



 با پایش تایپ می‌کند، نقاشی می‌کشد و شاتر دوربین را فشار می‌دهد تا سلفی خودش را ثبت کند. 

«صبا نوروزی»، مهندس کامپیوتر اهل قزوین، مدیر بخش فناوری اطلاعات «انجمن معلولین توانا» و کارشناس آی‌تی «گروه بهداشتی فیروز» است. 

او با شرایط «فوکوملیا»، یعنی معلولیت دو دست و یک پا، متولد شده است. 

صبا همه کارهای روزانه‌اش را به‌علاوه ورزش کاراته و طراحی‌های سیاه‌قلم، با یک پا انجام می‌دهد. 

«ایران‌وایر» با این کارشناس ارشد طراحی سیستم‌های کامپیوتری، درباره زندگی روزمره و فعالیت‌های مجازی‌ او گفت‌وگو کرده است.

***

صبا نوروزی کیست؟

عکسی که منتشر کرده، یکی از میلیون‌ها عکس سلفی است که روزانه در اینستاگرام منتشر می‌شوند. سه زن جوان، دست در گردن هم، لبخندزنان، در بیستمین روز بهار ۱۴۰۰ خوشحال بوده‌ و در دل طبیعت سلفی گرفته‌اند. اما پی‌نوشت این پست اینستاگرام است که آن را خاص می‌کند؛ پی‌نوشتی که می‌گوید: «عکس با پای بنده گرفته شده.» 

صبا نوروزی ۳۷ ساله است. او با شرایط «فوکوملیا»، یعنی معلولیت دو دست و یک پا متولد شده است. برخلاف بسیاری دیگر از جوانان هم سن و سالش در ایران، در شغلی مرتبط با رشته تحصیلی‌ خود اشتغال دارد. او مهندس کامپیوتر، مدیر بخش آی‌تی یک سازمان غیردولتی فعال در زمینه معلولان در استان قزوین و کارشناس فناوری اطلاعات «گروه بهداشتی فیروز»، یا همان «شرکت فیروز» که شامپو بچه آن شهرت دارد، است

معلولیت جسمی مانع از انجام کارهای مورد علاقه صبا نشده است. او می‌گوید: «من کاراته کار می‌کنم. نقاش حرفه‌ای نیستم ولی سیاه قلم هم کار می‌کنم؛ آن‌هم وقت‌هایی که خیلی عصبی باشم و بخواهم آرام شوم.»

نوروزی ادامه می‌دهد: «دوست دارم انرژی منفی‌ خود را روی کاغذ بریزم. وقتی یک طرح سیاه‌قلم می‌کشم، انگار هرچه سیاهی دور و برم جمع شده است و هر‌چه انرژی منفی جذب کرده‌ام را می‌ریزم بیرون. همیشه هم قبل از خواب نقاشی می‌کشم که راحت بخوابم و فردا صبح با انرژی خوب سر کار بروم و با همکاران و مراجعین کار کنم.»

او که سرجمع خود را انسان مثبت‌اندیشی معرفی می‌کند، می‌گوید: «حتی افرادی که تندرست هستند، به من می‌گویند خیلی از تو انرژی می‌گیریم و من از این بابت خوشحالم. روی حرف من فقط با افراد دارای معلولیت نیست، می‌خواهم به همه افرادی که از شرایط ناامیدند و فکر می‌کنند به درد جامعه نمی‌خورند و وضعیت امروز را مثل یک زندان می‌بینند، بگویم که می‌شود حتی در این شرایط خیلی سخت هم کارهایی کرد و به زندگی امیدوار بود و حال بد را از خود دور کرد.»

صبا نوروزی در شبکه‌های مجازی چه می‌کند؟

صفحه «لینکدین» صبا نوروزی پر است از ویدیوها و تصاویری که از نحوه انجام کارهای روزمره‌اش، از جمله وظایف شغلی‌ او حکایت دارند. یکی از این عکس‌ها، مربوط به تایپ ۱۰ انگشتی این زن جوان با پا است. سرعت تایپی که به‌طرز خارق‌العاده‌ای در این عکس به تصویر کشیده شده، با چاشنی طنز و فروتنی مخصوص صبا نوروزی، تبدیل به نوشته‌ای درباره «تمرین تایپ» و توضیحاتی شده است که نشان می‌دهد او چه‌قدر در کار خود مصمم است. 

خودش در ادامه همان مطلب نوشته است: «اینا رو براتون می‌نویسم که بدونید یه دختری هست که برای لذت بردن از زندگیش، تهدید رو تبدیل به فرصت کرده. حالا هی بنالید از زندگی، ببینیم چی درست می‌شه. نه که من زیادی سرخوشم‌ها! نه! ولی واقعا زندگیم‌ رو دوست دارم. اصلا من خودمو همین شکلی دوست دارم.»

نوروزی در مطلبی دیگر هم داستان خود را با جمله «با پا به دنیا اومدم»، آغاز کرده و با این‌که با پاهایش کار می‌کند، تمام کرده است. البته درباره خط خطی کردن دفترهای عمه‌هایش در کودکی و یاد گرفتن نوشتن نام پدر و مادرش با پا هم حرف زده و خاطره‌ای درباره نقاشی کشیدنش با پا در برابر چشم صدها نفر در یک همایش، تعریف کرده است.

اما آن‌گونه که صبا نوروزی می‌گوید، همیشه اوضاع به‌همین شادی و خوشحالی هم نیست و او گاهی از درون گریان است ولی برای این‌ که دیگران را ناراحت نکند، از سختی‌های گذراندن زندگی شخصی و شغلی‌ با معلولیت نمی‌نویسد.

در این باره به «ایران‌وایر» می‌گوید: «چندان تمایلی ندارم که درباره زندگی شخصی‌ام در شبکه‌های اجتماعی بنویسم و فقط در حدی که برای دیگران آگاهی‌‌بخش و انگیزه‌دهنده باشد، می‌نویسم.» 

نوروزی ادامه می‌دهد: «همیشه دوست دارم به دیگران انرژی مثبت بدهم. دوست ندارم از مشکلاتم بگویم و ناله کنم. اگر هم از سختی‌ها بگویم، جوری می‌گویم که بامزه و خوشایند باشند. نمی‌خواهم کسی به‌خاطر شرایط من ناراحت شود. برای من همین هم کافی است که به یک یا دو نفر انرژی مثبت بدهم و کمک کنم که از حال بدشان بیرون بیایند.»

به گفته این فعال معلولان در ایران، هدف او از نشان دادن فعالیت‌ها و کارهای روزانه‌اش در شبکه‌های اجتماعی، این است: «افرادی که معلولیت ندارند، بدانند آن‌هایی که معلولیت دارند، درمانده نیستند و زندگی را مثل بقیه با پستی و بلندی‌های آن تجربه می‌کنند؛ شاید کمی سخت‌تر ولی آن‌ها هم زندگی می‌کنند.»

آیا دولت به معلولان حرکتی برای تامین هزینه‌های تجهیزات کمک می‌کند؟

صبا نوروزی، می‌گوید در طول زمان آموخته است که چه‌گونه با محدودیت‌های جسمی، به زندگی حرفه‌ای و شخصی‌ خود ادامه دهد. 

با این‌حال، از گران بودن ساخت و تعمیر پروتز در ایران گلایه می‌کند و می‌گوید: «هزینه‌های ساخت پروتز بالا است و دولت هیچ کمکی نمی‌کند. بهزیستی هم هزینه‌ها را پوشش نمی‌دهد. همه‌جا می‌شنویم که سازمان بهزیستی هزینه تجهیزات حرکتی را تامین می‌کند ولی در واقع این‌ کار را نمی‌کند یا درصد خیلی کمی از آن را پرداخت می‌کند. دولت این یارانه‌ها را از ما دریغ می‌کند و من امروز با این‌ که پروتز پایم شکسته است، جرات نمی‌کنم آن را عوض کنم و با چسب پروتز را نگه داشته‌ام.» 

آیا معلولان از اندام‌های مصنوعی ساخت ایران راضی هستند؟

او در ادامه نیز از کیفیت و ظاهر بد اندام‌های مصنوعی که در ایران ساخته می‌شوند، می‌گوید: «در ایران پروتزهایی که تولید می‌شوند، کیفیت خیلی بدی دارند. اما در کشورهای دیگر، پروتزها خیلی قشنگ هستند و افرادی که معلولیتی مشابه معلولیت من دارند، می‌توانند لباس‌هایی که دوست دارند، بپوشند.»

نوروزی هم‌چنین ادامه می‌دهد: «به‌خاطر این کیفیت و ظاهر بد پروتزها در ایران، من تا مدت‌ها مجبور بودم فقط از شلوار دم پا گشاد استفاده کنم که پروتز پایم دیده نشود یا این‌ که لباس‌هایی می‌پوشیدم که پروتز دست‌هایم زیاد دیده نشوند. در حالی‌ که در کشورهای دیگر می‌بینم افراد دارای معلولیت خیلی راحت از پروتزهایشان استفاده می‌کنند، چون زیبا هستند.»

مخاطبان صبا نوروزی در شبکه‌های اجتماعی چه کسانی هستند؟

صبا نوروزی درباره نحوه آغاز فعالیت خود برای عادی‌ ساختن معلولیت نیز به «ایران‌وایر» می‌گوید: «قبلا دوست نداشتم افرادی که در دنیای واقعی مرا نمی‌شناسند، درباره معلولیت و محدودیت تنم بدانند ولی بعد در کلاسی با مضمون شناخت بدن شرکت کردم و فهمیدم می‌توانیم با تک‌تک اعضای بدن خود ارتباط برقرار کنیم. این کلاس باعث شد کم‌کم در فضای مجازی اعلام کنم که دچار محدودیت جسمی هستم.»

او در ادامه از تاثیر فعالیت‌هایش در شبکه‌های اجتماعی می‌گوید: «مردم اول باور نمی‌کردند که من معلولیت دارم و می‌گفتند چهره‌ات مثل افرادی که معلولیت دارند، نیست. ولی بعدها که درباره خودم بیشتر نوشتم، عکس منتشر کردم، نحوه کار کردن، ورزش کردن و نقاشی‌ کشیدن با پاهایم را به دیگران نشان دادم، همه می‌گفتند که خیلی از من انرژی می‌گیرند.»

نوروزی این اظهار‌نظرهای مخاطبانش را انگیزه‌ای برای ادامه فعالیت‌های خود دانسته است: «چنین بازخوردهایی به من انگیزه می‌دهند که خودم و توانایی‌هایم را در فضای مجازی نشان دهم و تصویری که غالب مردم از افراد دارای معلولیت دارند، تغییر دهم.»

این فعال معلولان به ارتباط خود با افرادی که با معلولیت زندگی می‌کنند نیز اشاره می‌کند و می‌گوید: «افرادی که با معلولیت زندگی می‌کنند، هر از گاهی با من تماس می‌گیرند و می‌گویند قبلا نمی‌خواستیم از خانه بیرون بیاییم ولی با دیدن تو الهام می‌گیریم و ترس‌مان از دیده شدن ریخته است و می‌خواهیم مردم بیشتر ما را ببینند.»

در حالی‌ که بنا بر آمارهای رسمی، بیش از ۱۵ درصد جمعیت ایران را افراد دارای معلولیت تشکیل می‌دهند، حضور اجتماعی و عمومی این افراد در رسانه‌ها و فضای عمومی کشور بسیار ناچیز است. 

البته صبا نوروزی معتقد است وضعیت رو به بهتر شدن است. او با اشاره به این‌ که اخیرا برخی امکانات و تجهیزات جهت مناسب سازی ساختمان‌ها، معابر و اماکن عمومی برای افراد دارای معلولیت و سالمندان ایجاد و مهیا شده است، می‌گوید: «چند سالی است که استانداردهایی در ساختمان‌ و معبرسازی به طوری‌ که برای معلولان و سالمندان مناسب سازی شده باشد، به‌وجود آمده است. ولی این‌که چه‌قدر اجرا می‌شوند، این مساله است.»

او هم‌چنین ادامه می‌دهد: «مثلا ما حالا برای افراد نابینا، سنگ فرش‌های مناسب داریم. در قزوین که من زندگی می‌کنم، می‌بینم که شهرداری مدام جلسه می‌گذارد با انجمن‌ها و از افرادی که از ویلچر استفاده می‌کنند، کمک می‌گیرد تا مشکلات معابر شهر را پیدا کند. این باعث می‌شود که افراد دارای معلولیت بتوانند بیشتر بیرون بیایند.»

نوروزی در پایان می‌گوید: «ولی برای این‌ که افراد دارای معلولیت بتوانند عادی زندگی کنند، لازم است نگاه عموم به موضوع معلولیت تغییر کند. لازم است ما دست از نرمال‌ دانستن افراد بدون معلولیت برداشته و فکر کنیم که اگر امکانات فقط برای افراد دارای معلولیت بود، افرادی که تندرست هستند، چه‌طور زندگی را به پیش می‌بردند.»





]]>

چرا جمهوری اسلامی در مذاکرات اتمی زمان می‌خرد؟



دولت‌های غربی درگیر در مذاکرات نجات توافق هسته‌ای «برجام» به طور مداوم از لزوم سرعت بازگشت جمهوری اسلامی ایران به این توافق و محدودیت‌های اتمی آن می‌گویند و هشدار می‌دهند که با فرسایشی شدن مذاکرات، فرصت برای ایران اندک است. فرصت چه چیزی اندک است؟ دولت‌های مذاکره کننده با جمهوری اسلامی از چه به هراس افتاده‌اند؟

***

«جو بایدن» وارد سال دوم ریاست جمهوری خود شد اما توافق هسته‌ای «برجام» هنوز احیا نشده است.

برنامه اتمی جمهوری اسلامی که محدودیت‌های مندرج در برجام را پله پله کنار گذاشت، در شرایط بالقوه خطرناک‌تری از وضعیت قبل از برجام قرار گرفته است. زیرا علاوه بر وضعیتی که پیش از برجام داشت، اکنون غنی‌سازی ۶۰ درصدی اورانیوم هم به این برنامه اضافه شده است. 

به گفته «رافائل گروسی»، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، غنی‌سازی ۶۰ درصدی اورانیوم فقط در کشورهایی انجام می‌شود که بمب اتمی می‌سازند.

چرا دولت‌های غربی تصور می‌کنند فرصت اندک است؟

برنامه اتمی جمهوری اسلامی سه سال است که بدون مهار و کنترل پیش می‌رود. نزدیک به یک سال است که بازرسی‌های آژانس هم کاهش یافته‌اند و این نهاد اطلاع دقیقی از آن‌چه در ایران می‌گذرد، ندارد. 

مدیرکل آژانس از این وضعیت با تعبیر «قدم زدن در سیاه‌چاله» یاد کرده است.

قرار بود اگر جمهوری اسلامی تعهدات برجام را کنار بگذارد، قطع‌نامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد دوباره احیا شوند که به معنی از سرگیری تحریم‌های بین‌المللی است. اما دولت‌های بریتانیا، فرانسه و آلمان با هدف ترغیب جمهوری اسلامی به برگشت به محدودیت‌های برجام، تاکنون از این اقدام خودداری کرده‌اند و دولت جو بایدن هم از این سیاست حمایت کرده است.

حالا برنامه اتمی جمهوری اسلامی شدیدتر و با غنی‌سازی ۶۰ درصدی، خطرناک‌تر از قبل از برجام در حال توسعه است. در حالی که نه از نظارت آژانس یا تحریم‌های شورای امنیت خبری هست و نه حتی احتمال بازگشت کامل به برجام تضمین شده است.

 در این حالت، زمان گریز هسته‌ای، یعنی فرصتی که جمهوری اسلامی برای ساخت سلاح اتمی لازم دارد، به کوتاه‌ترین زمان خود در ۱۸ سال اخیر رسیده است. به دلیل این وضعیت پیچیده، دولت‌های بریتانیا، امریکا، فرانسه و آلمان هشدار می‌دهند که فرصت اندکی باقی مانده و ادامه این وضعیت غیرممکن است.

اگر جمهوری اسلامی به رفع تحریم‌ها نیازمند است، چرا زودتر توافق نمی‌کند؟

این سوالی است که هنوز پاسخ روشنی برای آن وجود ندارد. اما مسلم است که در این حین، جمهوری اسلامی عملا در حال خرید زمان است و نتیجه آن، توسعه هرچه بیشتر برنامه اتمی، از جمله افزایش ذخایر اورانیوم غنی شده ۳.۵، ۲۰ و ۶۰ درصدی است.

باوری جدی در جمهوری اسلامی وجود دارد که افزایش این ذخایر، قدرت چانه‌زنی مذاکره کنندگانش را در برابر ایالات متحده افزایش می‌دهد. اما این اقدام باعث شده است که قدرت‌های غربی کم‌کم به این ارزیابی برسند که حتی در صورت نجات برجام، مفاد آن دیگر پاسخ‌گوی مهار برنامه اتمی جمهوری اسلامی نیست و به توافق جدید نیاز است و در صورت مقاومت تهران در برابر آن، پاسخ می‌تواند دور تازه‌ای از تحریم‌های بین‌المللی باشد.

جمهوری اسلامی با خرید زمان ممکن است چه اقدامی کند؟

 دست‌کم ذخایر اورانیوم غنی شده‌اش را افزایش می‌دهد، برنامه تحقیق و توسعه خود را پیش می‌برد و با ماشین‌های غنی‌سازی اورانیوم نسل جدید کار می‌کند که سرعت و کیفیت غنی‌سازی اورانیوم در آن‌ها بالاتر از نسل‌های قبلی است. اورانیوم غنی شده یکی از اصلی‌ترین ماده‌های لازم برای ساخت سلاح اتمی است.

این‌ها کارهایی هستند که جمهوری اسلامی با خرید زمان، در حال انجام دادن آن‌ها است. اما نگرانی اصلی دولت‌های غربی فقط این‌ها نیست. جمهوری اسلامی با همین میزان اورانیوم غنی شده، ظرف مدت بسیار کوتاهی می‌تواند به سلاح اتمی برسد. 

برای قدرت‌های غربی مشخص نیست که نیت جمهوری اسلامی از این اقدامات، فقط بالا بردن قدرت چانه‌زنی است یا یکی از سه احتمال کلاسیک اتمی در پیش است.

سه احتمال کلاسیک اتمی درباره جمهوری اسلامی چیست؟

احتمال اول این است که هدف از خرید زمان، رسیدن به «آستانه اتمی» است. منظور از این اصطلاح این است که یک دولت به حدی توانایی اتمی کسب کرده باشد که تمام مقدمات ساخت سلاح اتمی آن مهیا و برای این کار فقط به تصمیم نهایی نیاز باشد. 

کشور لیبی در زمان رهبری «معمر قذافی» که اتفاقا در تجهیز و تسلیح جمهوری اسلامی نقش داشت، دارای چنین سیاستی بود اما به طور ناگهانی از آن دست کشید و با اعلام جزییات برنامه‌اش، تاسیسات خود را در اختیار ایالات متحده قرار داد.

احتمال دوم این است که جمهوری اسلامی با فرسایشی کردن مذاکرات و خرید زمان و توسعه فوق‌العاده پرسرعت برنامه هسته‌ای، قدرت‌های جهانی را در «ابهام اتمی» نگه دارد که آیا به طور مخفیانه سلاح اتمی ساخته یا نه و این که اگر ساخته، توان ساخت چند نمونه از آن را داشته و چند عدد کلاهک اتمی انبار کرده است. 

الگوی این سیاست، حکومت اسرائیل است که حدس و گمان‌هایی درباره تعداد کلاهک‌های اتمی آن وجود دارد اما اسرائیل نه آن را تایید و نه رد می‌کند. اسرائیل البته در این زمینه تفاوت‌های اساسی با جمهوری اسلامی دارد؛ عضو معاهده منع گسترش سلاح‌های اتمی نیست و بازرسان آژانس در کشور فعالیت ندارند، روابطی به کل متفاوت با جمهوری اسلامی در جهان دارد و امکان حفاظت از اسرارش با ایران که بایگانی محرمانه اتمی‌ آن به طور کامل به سرقت رفت، قابل قیاس نیست.

احتمال سوم این است که جمهوری اسلامی به طور غافل‌گیر کننده‌ای از دست‌یابی به سلاح هسته‌ای خبر بدهد و احتمالا آن را به آزمایش هم بگذارد. الگوی این روش، کشور کره شمالی است که با خروج از معاهده منع گسترش سلاح اتمی، سلاح هسته‌ای خود را آزمایش کرد و به جمع دارندگان این سلاح در جهان پیوست. 

پیش از این، «رافائل گروسی»، مدیرکل آژانس درباره تکرار این الگو در ایران هشدار داده بود؛ هرچند احتمال وقوع آن از دو گزینه قبلی کمتر است.

چرا قدرت‌های جهانی خواستار بازگشت سریع ایران به برجام هستند؟

اگر جمهوری اسلامی ایران زودتر با ایالات متحده برای نجات برجام به توافق برسد، برنامه هسته‌ای آن با این حجم از احتمالات نگران کننده، زودتر مهار و نظارت‌های بازرسان آژانس دوباره برقرار می‌شوند. تاخیر در بازگشت به برجام، زمان «گریز هسته‌ای» جمهوری اسلامی را کم و کمتر می‌کند و احتمال رسیدن به یکی از سه گزینه کلاسیک اتمی، یعنی آستانه اتمی، ابهام اتمی و یا بمب اتمی را بالا و بالاتر می‌برد.





]]>

پرونده بوکس زنان ایران، اسیر یک عمر تحجر



روز ۳۰ دی ۱۴۰۰، حدود دو سال پس از آن‌ که «صدف خادم»، بوکسور زن ایرانی به دلیل مبارزه روی رینگ بوکس و ترس از بازگشت به ایران، به کشور فرانسه پناهنده شد، «مریم کاظمی‌پور»، معاون امور زنان وزارت ورزش و جوانان به صورت کامل فعالیت زنان در رشته بوکس را در ایران ممنوع اعلام کرد.

این رشته ورزشی در ایران پس از انقلاب و قدرت گرفتن جمهوری اسلامی ممنوع شد. پس از مرگ «روح‌الله خمینی» و از سال ۱۳۶۸، بوکسورهای ایران دوباره فرصت پیدا کردند که مبارزه روی رینگ را تجربه کنند. با این وجود، بوکس زنان هرگز از سوی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نشده است. 


***

چه‌طور بعد از مرگ روح‌الله خمینی، فدراسیون بوکس دوباره باز شد؟

سال ۱۳۶۷، «شوقی علام»، مفتی اعظم مصر ورزش بوکس را حرام اعلام کرد. او گفته بود: «بوکس ورزش محسوب نمی‌شود و نباید به آن پرداخته شود.»

این رهبر اهل تسنن مصری حدود یک دهه از مراجع تقلید تشیع عقب‌تر حرکت می‌کرد. سال ۱۳۵۹، فدراسیون بوکس ایران منحل شد. «مصطفی داوودی»، رییس وقت سازمان تربیت بدنی در اولین هفته‌ای که حکم خود را از «محمدعلی رجایی»، رییس جمهوری وقت تحویل گرفت، کرسی‌های ریاست ایران در کنفدراسیون‌های فوتبال، کشتی، تنیس و شمشیر بازی را لغو کرد. او هم‌زمان دستور داد فدراسیون بوکس ایران به صورت کامل تعطیل شود.

مصطفی داوودی در توجیه تصمیم خود برای تعطیل شدن تمامی باشگاه‌ها و فدراسیون بوکس ایران گفته بود: «امام با بوکس مخالف است.»

به جز برخی روایت‌های شفاهی، مدرکی مکتوب از فتوای آیت‌الله خمینی، نخستین رهبر جمهوری اسلامی در مورد حرام بودن این رشته ورزشی وجود ندارد. البته برخی از مراجع تقلید مانند «ناصر مکارم شیرازی» این رشته ورزشی را «حرام» دانسته بودند.

سه ماه پس از مرگ آیت‌الله خمینی در سال ۱۳۶۸، فدراسیون بوکس ایران بار دیگر حیات خود را پیدا کرد؛ این بار با ریاست «احمد ناطق نوری» که تا سال ۱۳۹۶ بدون رقیب ریاست این فدراسیون را برعهده داشت. 

احمد ناطق نوری سال ۱۳۸۳ به خبرگزاری دولتی «ایرنا» گفته بود: «بعد از انقلاب اسلامی، عده‌ای نادانسته رشته بوکس را تعطیل کردند، در حالی که هیچ دستور شرعی و قانونی برای تعطیلی این رشته ورزشی نداشتند.» 

او بدون اشاره به چگونگی متولد شدن دوباره این رشته ورزشی پس از فوت نخستین رهبر جمهوری اسلامی، راه‌اندازی مجدد این رشته را به دلیل از دست رفتن امکانات سخت‌افزاری، دشوار و فقط مدیون تصمیم «علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی»، رییس جمهوری وقت دانسته بود. 

پایگاه «طب شیعه» که از سال ۱۳۸۹ خود را به عنوان «متولی اجرای علوم دینی» معرفی می‌کند، با استناد به برخی از روایت‌های امامان شیعه، آیات قرآنی و مراجع تقلید، ادعا کرده است که رشته‌های رزمی، از جمله بوکس، ورزش‌های «حرام» و «استعماری» هستند.

مشخص نیست که چه ارتباطی میان حیات و ممات آیت‌الله خمینی با حرام یا حلال بودن رشته ورزشی بوکس وجود داشت اما جمهوری اسلامی در تمامی این سال‌ها کوشید بوکس را از جامعه زنان ایران دور نگه دارد.

زنان بوکسور چه‌گونه بازیچه جمهوری اسلامی شدند؟

۲۴ بهمن سال ۱۳۹۷، «اتحادیه جهانی بوکس» طی حکمی به کشورهای اسلامی اعلام کرد که از این پس فعالیت و مبارزه زنان مسلمان با پوشش و حجاب اسلامی بلامانع خواهد بود. این تصمیم در نشست هیات اجرایی این اتحادیه در استانبول افتاد.

«آیبا» به عنوان متولی بوکس جهان برای نخستین بار و برخلاف سایر فدراسیون‌های بین‌المللی، پیش از آن‌ که کشورهای اسلامی بسته‌های پیشنهادی خود برای حضور زنان مسلمان در این رشته ورزشی را ارایه کنند، خود درها را به روی آن‌ها گشود.

پس از اعلام این تصمیم، «حسین ثوری»، رییس فدراسیون بوکس ایران به خبرگزاری «تسنیم» گفت: «طبق سیاست اتحادیه جهانی بوکس، در سال‌های بعد فعالیت بخش زنان همه کشورهایی که عضو آیبا هستند، الزامی خواهد شد. ما هم چاره‌ای جز قبول این وضعیت نداریم.»  

هم‌چنین «سیامک صالحی»، نایب رییس فدراسیون بوکس از خطر محرومیت فدراسیون خبر داد و گفت: «نه تعلیق که محرومیت کامل بوکس ایران بیخ گوش ما است.» 

صالحی به عدم فعالیت بوکس زنان در ایران اشاره کرده بود: «این یک زیاده‌روی نیست. اگر بوکس زنان تا سه سال دیگر در ایران راه‌اندازی نشود، فدراسیون ایران به صورت کامل امتیازش را از دست خواهد داد.»

دو ماه پس از ابلاغ رسمی اتحادیه جهانی بوکس و اظهارنظر مدیران فدراسیون بوکس ایران، صدف خادم، بوکسور مستقل زن ایرانی برای دیداری نمایشی، با دعوت‌نامه فدراسیون بوکس فرانسه به این کشور سفر کرد تا مقابل «آن شووان»، یکی از بهترین مشت‌زن‌های خانم فرانسه و اروپا مبارزه کند.

صدف خادم مقابل حریف نام‌دارش در دیداری نمادین پیروز شد. نشریه «اکیپ» در توصیف این بازی نوشت: «صدف پیروز شد اما نتیجه این بازی برای کسی اهمیتی نداشت. این مسابقه در تضاد با تاریخ زنان ایران بود. سدها شکسته می‌شوند.»

سدها شکسته شدند، نقاب‌ها هم از صورت‌ها افتادند. حسین ثوری، همان رییس فدراسیونی که مظلومانه از تعلیق احتمالی فدراسیون بوکس ایران صحبت می‌کرد، در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم، حضور صدف خادم در فرانسه را «غیرقانونی» دانست و مدعی شد به محض بازگشت او به ایران، مراجع قضایی و امنیتی با او برخورد خواهند کرد.

صدف خادم پس از این دسته از تهدیدها، به کشور فرانسه اعلام پناهندگی کرد.

زنان بوکسور ایران در طول تمام سال‌های اخیر بازیچه دست مدیران ورزش و سیاست‌های جمهوری اسلامی بوده‌اند. پس از اعلام پناهندگی صدف خادم به فرانسه و حساسیت‌های اتحادیه جهانی بوکس، خبرگزاری «ایسنا» از باز شدن پورتال سایت فدراسیون بوکس برای ثبت‌نام دختران بوکسور خبر داد؛ یعنی تا پیش از روز ۲۹ آبان ۱۳۹۸، زنان ایرانی حق حضور رسمی در رقابت‌های بوکس داخلی را هم نداشتند.

با این وجود، این پورتال باز هم برای زنان ایرانی فعال نشد. یازدهم شهریور ۱۴۰۰، «حمید قبایی‌زاده»، دبیر فدراسیون بوکس ایران درباره راه‌اندازی بوکس زنان گفت: «راه‌اندازی بوکس بانوان فقط خواست رییس فدراسیون نیست و این موضوع مطالبه ۳۰ ساله دختران ورزشکار ایرانی است.» 

در گزارشی که خبرگزاری صداوسیما همراه با صحبت‌های دبیر فدراسیون بوکس ایران منتشر کرد، ادعا شده بود بیش از هزار زن بوکسور ایرانی به صورت «زیرزمینی» تمرین و مبارزه می‌کنند.

اما مریم کاظمی‌پور، بالاترین مقام ورزش زنان در ایران، ۳۰ دی‌ آب پاکی را روی دست زنان بوکسور ریخت و گفت: «سراغ ورزش‌های دیگری که مجوز دارند، بروید. وقت‌تان را در بوکس هدر ندهید!»

مریم کاظمی‌پور، نماینده سپاه کیست؟

«توصیه می‌کنم بانوان ورزشکار عمر، جوانی و توانایی خود را در رشته‌هایی محک بزنند که تاکنون مجوز گرفته‌اند و مصوب هستند؛ رشته‌هایی مثل تکواندو، ووشو و کاراته که به بلوغ حرفه‌ای رسیده‌‌اند. به نظرم الان صلاح نیست جوان‌هایی که در دوران اوج هستند، بخواهند وقت خود را صرف رشته‌ای مثل بوکس کنند.»

این جملات را مریم کاظمی‌پور گفته است؛ مدیرکل زنان وزارت ورزش وجوانان؛ به عبارتی، مهم‌ترین شخصیتی که قرار است در دولت «ابراهیم رئیسی» در مورد ورزش زنان در ایران تصمیم‌گیری کند.

مریم کاظمی‌پور هفتم دی‌ ۱۴۰۰ با حکم «حمید سجادی»، وزیر ورزش و جوانان به سمت مدیرکلی زنان این وزارت‌خانه رسید و همان روز در نامه‌ای محرمانه دستور داد فعالیت تمامی زنان ایرانی در تمامی رشته‌های مرتبط با رشته‌های بدن‌سازی شامل «مچ‌اندازی»، «پرورش اندام»، «پاورلیفتینگ» و «فیتنس چلنج» در تمامی استان‌های ایران متوقف شود.

او عصاره سپاه پاسداران در ورزش ایران است؛ دانش‌آموخته رشته علوم ورزشی و تربیت بدنی در گرایش حرکات اصلاحی از «دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله» که سال‌ها به عنوان پژوهش‌گر «مرکز تحقیقات فیزیولوژی ورزشی» این دانشگاه هم مشغول به کار بوده است.

خبرگزاری «برنا»، وابسته به وزارت ورزش و جوانان در سوابق مدیریت ورزشی کاظمی‌پور، او را مدیر ورزش بانوان ستاد کل نیروهای مسلح و مدیر بانوان سازمان بسیج ورزشکاران عنوان کرده است.

کاظمی‌پور طی کمتر از یک ماه پس از قدرت گرفتن در وزارت ورزش و جوانان، رشته‌های بدن‌سازی را برای زنان ممنوع و پرونده بوکسور زنان در ایران را به صورت کامل مختومه اعلام کرد.

مریم کاظمی‌پور، نماینده تام‌الاختیار سپاه پاسداران در ورزش زنان ایران است؛ زنی که البته موفق شده است حمایت برخی از رسانه‌های نزدیک به سپاه را هم همراه خود کند.





]]>

شاهد دادگاه حمید نوری: در جریان «کشتار بزرگ» متهم را دیدم



یکی دیگر  از جلسات دادگاه رسیدگی به اتهامات حمید نوری، دادیار سابق قوه قضاییه ایران امروز جمعه اول بهمن ۱۴۰۰ با شهادت مهدی اصلانی  تبریزی پور، از جان به در بردگان اعدام‌های تابستان ۱۳۶۷ برگزار شد.

مهدی اصلانی بنا به گفته وکیل مشاورش در بهمن ماه ۱۳۶۲ و به اتهام هواداری و عضویت در سازمان فدائیان خلق ایران، بازداشت و دو سال بعد در دادگاهی چند دقیقه‌ای به شش سال حبس محکوم شد.

این زندانی سیاسی سابق که دوران حبس خود را در زندان‌‌های اوین، قزلحصار و گوهردشت گذرانده است گفت که در پاییز سال ۱۳۶۵ به زندان گوهردشت منتقل شده و تا پایان اعدام‌ها در این زندان به سر برده است.

مهدی اصلانی درباره مواجه شدن با حمید نوری گفت در جریان موج دوم اعدام‌ها و در شهریور ۱۳۶۷ با حمید نوری در زندان گوهردشت مواجه شده است. او در این جلسه از اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ به عنوان «کشتار بزرگ» نام ‌برد.

حمید نوری متهم است که در دورانی که بعنوان دادیار در زندان گوهردشت مشغول به کار بوده در اعدام دسته‌جمعی و مخفیانه زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ مشارکت داشته است.

حمید نوری که در آن روزها به نام حمید عباسی نزد زندانیان شناخته شده بود البته کلیه اتهامات مطرح شده علیه خود را رد کرده و می‌گوید کارمند دفتری ساده‌ای در زندان بوده و هرگز جز دو سه ماموریت اداری در زندان گوهردشت خدمت نکرده است.

مهدی اصلانی اما تایید کرد که در سال ۱۳۶۷ حمید نوری دادیار زندان و معاون شخص ناصریان، اصلی ترین مهره زندان گوهردشت در دوران اعدام ها بوده است.

ناصریان یا محمد مقیسه که در حال حاضر ریاست شعبه ۲۸ دادگاه عمومی و انقلاب تهران را برعهده دارد، با این اتهام روبه‌روست که در جریان اعدام‌ها، در زندان گوهردشت نقشی محوری داشته است.

مهدی اصلانی از حمید نوری به عنوان یکی از مقامات ارشد زندان گوهردشت نام برد که در کنار ناصریان و لشکری، مسئول طرح پرسش های امنیتی از زندانیان پیش از آغاز اعدام ها بودند.

او درباره جزییات این موضوع گفت که در پاییز ۱۳۶۶ یعنی از زمان ریاست ناصریان بر زندان اوین، تقسیم‌بندی مهمی رخ داد، زندانیان را به بازپرسی «عقیدتی» فرا خواندند و بر اساس گرایش مذهبی و غیر مذهبی تقسیم کردند. به گفته او در عین حال در این دوره، زندانیان چپ‌ را بر اساس حکم‌شان نیز تقسیم کردند و به گفته او: «داود لشکری، ناصریان و حمید عباسی کسانی بودند که این تقسیم‌بندی را انجام می‌دادند.»

این زندانی سیاسی سابق همچنین تایید کرد که در شب‌های ۱۵ تا ۱۸ مردادماه ۱۳۶۷ شاهد تردد کامیون‌های یخچال‌داری بوده که پیکر زندانیان اعدام شده را به خارج از زندان منتقل می‌کردند.

به گفته مهدی اصلانی اغلب زندانیان اعدام شده در تابستان ۱۳۶۷ در بندهای هفت- هشت و فرعی ۲۰ زندانی بودند. بنابر اظهاراتی که شاهدان تاکنون در دادگاه بیان کرده‌اند بندهای هفت و هشت محل نگهداری زندانیانی است که به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق بازداشت شده بودند و در فرعی بیست هواداران و اعضای گروه‌های چپ نگه‌داری می‌شدند.

این زندانی سیاسی سابق موج اول اعدام‌ها را که تا بیست و چهار مرداد ۱۳۶۷ ادامه داشت «مجاهدکشی» نامید و گفت بعد از وقفه‌ای دو هفته‌ای در ۵ شهریورماه همان سال «چپ‌کشی» آغاز شد.

مهدی اصلانی در پاسخ به این سوال دادستان که آیا در برابر هیات مرگ قرار گرفته است یا نه گفت که در تاریخ‌های ششم و نهم شهریور ۶۷ در مقابل هیات مرگ قرار گرفته است. او گفت نیری، اشراقی و پورمحمدی را دیده و ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری فعلی ایران نیز – با لباس شخصی – در روز نهم شهریور به جمع اعضای هیات مرگ اضافه شده است.

او درباره اینکه هیات مرگ چه سوالاتی از او کرده است گفت: «پرسیدند مسلمان هستی یا مارکسیست؟ این سوال مرگ و زندگی ما را تعیین می‌کرد. من آنجا بر خلاف میلم گفتم مسلمانم چون قبل از این از طریق بندهای کناری و با مورس به ما گفته بودند دفاع ایدئولوژیک به معنای مرگ است. شاید یکی دیگر از دلایلی که باعث شد من و چند نفر دیگر در آن روز زنده بمانیم این بود که تلفن روی میز نیری، رئیس دادگاه به صدا درآمد و او با کسی صحبت کرد و در نهایت جلسه ناتمام پایان یافت.»

مهدی اصلانی گفت او و دیگر زندانیان نجات یافته از اعدام‌های آن سال به زندان اوین منتقل شده و اسفندماه همان سال آزاد شده است.

این زندانی سیاسی سابق که چند کتاب در ارتباط با خاطرات و وقایع زندان نوشته و از آن‌ها بعنوان بخشی از مدارک کتبی دادگاه استفاده شده است در بخشی از شهادت خود گفت در جمهوری اسلامی مخالفان «اعدام» نمی‌شوند، به «قتل» می‌رسند و دادگاه و بازجویی هم هیچ شباهتی به آنچه در سوئد رخ می‌دهد ندارد. او که پیش از برگزاری دادگاه توسط پلیس سوئد بیش از شش ساعت بازجویی شده است گفت: « در دادگاه‌های تراژیک جمهوری اسلامی بازجویی یعنی اعتراف به خود نبودن و تخلیه تمامی اطلاعات با ضربه‌های کابل.»

جلسات رسیدگی به اتهامات حمید نوری در حالی برگزار می‌شود که مرکز رسانه‌ای قوه قضاییه روز دوشنبه ۲۷ دی‌ماه ۱۴۰۰ برای نخستین بار نسبت به این دادگاه واکنش نشان داد و در گزارشی با اشاره به حمید نوری او را  «کارمندی ساده» خواند که ربوده شده، چندین نوبت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بدون دسترسی آزاد به وکیل و حق ملاقات با خانواده اش و حتی بدون داشتن عینک مطالعه، در سوئد محاکمه می شود.

این ادعاها در حالی مطرح می شود که حمید نوری طبق قانون سوئد پس از بازداشت در فرودگاه استکهلم، از وکیل برخوردار بوده و حتی در جلسات دفاعیه خود از وکلایش تشکر کرد و گفت هرچه آنها گفته‌اند مورد تایید اوست.

همچنین در جریان برگزاری جلسات دادگاه حمید نوری هنگامی که مخالفان جمهوری اسلامی خارج از دادگاه شعارهایی علیه سیاست‌های ایران و مقامات جمهوری اسلامی سر می‌دادند، به درخواست حمید نوری دادگاه تا زمان برقراری آرامش متوقف می‌شد.

از سوی دیگر همسر، فرزندان و داماد حمید نوری در جلسات محاکمه اش - بويژه شش جلسه دفاعیات او - در صحن دادگاه حضور داشتند و توسط او به اعضاء دادگاه معرفی شدند. او در جلسات دادگاه به غیر از عینک از تبلت نیز برخودار است.

جلسه بعدی دادگاه دوشنبه هفته آینده، چهارم بهمن ۱۴۰۰ برگزار می‌شود و در آن امیرهوشنگ اطیابی، زندانی نجات یافته از کشتار ۶۷ شهادت خود را به دادگاه ارایه خواهد داد.

رسیدگی به اتهامات این مقام سابق قوه قضاییه ایران تا آوریل ۲۰۲۲ ادامه خواهد داشت.





]]>

کشته شدن یک دختر ۸ ساله با تیراندازی نیروهای انتظامی در زنجان



استان‌وایر- تیراندازی نیروهای انتظامی زنجان به سوی اتومبیل یک خانواده اهل ماکو به کشته شدن یک دختر ۸ ساله و جراحت یک دختر دیگر این خانواده انجامید.

سازمان حقوق بشری هه‌نگاو با انتشار این خبر هویت کودک جان‌باخته را «مزگین پلنگی» اعلام کرده و نوشته که این روی‌داد در روز چهارشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۰ اتفاق افتاده است.

بر اساس گزارش هه‌نگاو، خواهر ۱۶ساله مزگین با هویت «فلک پلنگی» نیز در جریان این تیراندازی به شدت  مجروح شده و هم‌اینک در یکی از مراکز درمانی زنجان تحت مراقبت‌های پزشکی قرار دارد. 

یک منبع مطلع گفته نیروهای انتظامی بدون هیچ دلیلی از پشت به سوی اتومبیل این خانواده تیراندازی کرده‌ است.

این خانواده اهل روستای «ملا حسن» از توابع شهرستان ماکو در استان آذربایجان‌غربی بوده و به نوشته هه‌نگاو، برای بازدید از یکی از اقوام خود به تهران رفته بودند.

کشته شدن کودکان در جریان تیراندازی بی‌ضابطه نیروهای نظامی جمهوری اسلامی بی‌سابقه نیست و در سال‌های گذشته موارد متعددی از این رویداد‌ها گزارش شده است.

در  روز سوم دی ماه امسال، یک کودک بلوچ با نام «عثمان بامری» با تیراندازی ماموران نظامی سپاه پاسداران در مرز کلگان شهرستان سراوان کشته شد.

در روز دوشنبه۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ نیز نیروهای نظامی جمهوری اسلامی در ایرانشهر استان سیستان و بلوچستان با شلیک مستقیم باعث کشته شدن یک کودک پنج ساله شدند.

پیش از آن و در اسفند‌ماه سال ۱۳۹۹ هم یک کودک بلوچ با نام «یونس یزدان شناس» اهل روستایی در شهرستان راسک در استان سیستان و بلوچستان مورد اصابت گلوله نیروهای نظامی جمهوری اسلامی قرار گرفت و کشته شد.

در روز چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۹هم در محله «دولت‌آباد» کرمانشاه یک دستگاه اتومبیل «پژو ۴۰۵» به وسیله نیروی انتظامی به رگبار بسته‌ شد که در جریان آن نوجوانی ۱۷ ساله به نام «اشکان عزیزی» جان خود را از دست داد.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]📞

اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

بارش‌های ناگهانی؛ چرا صحبت از تغییر اقلیم در فضای سیاسی ایران دشوار است؟



گلناز همتی

باران و برف اخبار دی‌ماه را در ایران تحت‌الشعاع قرار داده‌اند و بارش میزان زیادی از نزولات جوی در برخی استان‌ها مشکلات شدیدی به وجود آورده است؛ از قطع آب و برق و بسته شدن راه‌ها تا کمبود آرد و جیره‌بندی نان.

آیا میزان بارش‌ نسبت به سالیان گذشته در همه مناطق افزایش یافته است؟ دلیل آن چیست و چه باید کرد؟

مطابق گزارش هفتگی شاخص‌های مهم آب و برق وزارت نیرو، از اول مهر تا ۲۵ دی ۱۴۰۰، متوسط نزولات جوی در ایران ۹۴.۸ میلی‌متر بوده است. این در حالی است که متوسط بارش در مدت مشابه در ۵۳ سال گذشته ۹۲.۲ میلی‌متر گزارش شده که نشان می‌دهد این میزان بارندگی حدود سه درصد افزایش داشته است. حال آن‌که میزان متوسط بارندگی ایران در مدت مشابه سال گذشته، ۱۵ درصد کمتر از امسال بوده و عدد ۸۲.۳ میلی‌متر برای آن به ثبت رسیده است. 

در همین مدت، بارندگی ثبت شده در چهار استان کرمانشاه، خراسان شمالی، سمنان و ایلام بین ۴۰ تا ۴۸ درصد کمتر از متوسط بارندگی ۵۳ ساله شاهد بارش نزولات جوی بوده‌ است. با این حال، میزان بارندگی از ابتدای مهر تا ۲۵ دی ۱۴۰۰ در استان‌های کهگیلویه و بویراحمد، خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان، کرمان و هرمزگان رشد ناگهانی داشته است. 

در هرمزگان، میزان بارندگی نسبت به متوسط ۵۳ ساله در مدت مشابه، ۹۴ درصد افزایش نشان داده است. همین رقم برای استان کرمان ۵۹ درصد، برای استان سیستان و بلوچستان ۴۳ درصد، برای استان خراسان جنوبی ۳۶ درصد و برای استان کهگیلویه و بویراحمد ۳۱ درصد به ثبت رسیده است. 

آیا بارندگی در همه مناطق کشور افزایش یافته است؟

جالب‌تر آن که اگر بخواهیم مقایسه‌ای با میزان بارندگی سال گذشته استان‌ها انجام دهیم، بیشترین افزایش بارندگی تا ۲۵ دی‌ به نسبت مدت مشابه سال گذشته، در استان سیستان و بلوچستان ثبت شده است. 

میانگین بارندگی این استان در مدت مشابه سال گذشته تنها ۶.۲ میلی‌متر ثبت شده بود که برای امسال این عدد با رشد ۶۹۷ درصدی، به عدد ۴۹.۴ میلی‌متر رسیده است. 

تنها در شهرستان چابهار این استان در روز هشتم دی‌ بارندگی حدود ۱۰۶ میلی‌متر بود که برابر با میزان متوسط بارندگی یک‌سال در این شهرستان محسوب می‌شود. 

همین ارقام برای استان هرمزگان نیز جالب توجه است. استانی که در ۵۳ سال گذشته متوسط بارش آن از ابتدای مهر تا ۲۵ دی‌ ۵۶.۲۴ میلی‌متر بوده، در همین مدت در سال جاری شاهد بارش ۱۰۹.۳ میلی‌متری بوده است که رشد ۹۴ درصدی را نشان می‌دهد. در حالی که در سال گذشته در همین مدت تنها ۱۶.۲ میلی‌متر متوسط نزولات جوی آن بوده و این به معنای آن است که نسبت به سال گذشته، استان هرمزگان با افزایش ناگهانی بارندگی‌ها به میزان ۵۷۵ درصد روبه‌رو شده است. 

اما تمام ماجرا به افزایش بارندگی ختم نمی‌شد و بخش عمده استان‌های ایران با کاهش میزان بارندگی روبه‌رو بوده‌اند. برابر آمار وزارت نیرو، از ابتدای مهر تا ۲۵ دی‌ ۱۴۰۰، میزان بارندگی ۱۹ استان به نسبت متوسط ۵۳ ساله بارندگی در مدت مشابه، کاهش سه تا ۴۸ درصدی داشته‌، استان یزد تغییر محسوسی در میزان بارندگی نداشته است و سه استان نیز تنها بین یک تا شش درصد افزایش بارندگی داشته‌اند. 

اما در مقایسه با مدت مشابه در سال آبی قبل، این بار ۲۰ استان کاهش بارندگی داشته‌اند که بیشترین میزان به نسبت پارسال مربوط به استان سمنان با ۵۴ درصد کاهش است. 

درباره خسارت‌های بارش‌های ناگهانی چه می‌دانیم؟

اگر تنها به آمار و اعداد نگاه کنیم، شاید خوشحال کننده به نظر برسد که در استان‌های کم بارشی نظیر سیستان و بلوچستان، کرمان، خراسان جنوبی و هرمزگان، میزان بارندگی افزایش چشم‌گیر داشته است. اما آمارهای روی کاغذ تمام واقعیت را به ما نشان نمی‌دهند. 

به گفته «مجتبی خالدی»، رییس عملیات و مدیریت بحران وزارت بهداشت، تنها بارندگی‌های هشتم تا شانزدهم دی‌ ۱۴۰۰ در استان‌های بوشهر، هرمزگان، جنوب استان‌های کرمان، فارس، سیستان و بلوچستان، نواحی مرکزی و شمالی خراسان جنوبی و خوزستان باعث جاری شدن سیل و وارد شدن خسارات فراوان شده‌اند. 

او به خبرگزاری «مهر» گفته است: «طی این حوادث، ۲۶ نفر مصدوم شده و ۱۰ نفر جان خود را در استان‌های فارس، کرمان و سیستان و بلوچستان از دست داده‌اند.» 

خالدی اضافه کرده است که این بارش‌ها منجر به آب‌گرفتگی منازل مسکونی، معابر عمومی، انسداد مسیرهای اصلی و فرعی، آسیب به زیرساخت‌های عمومی، قطعی برق و آب، آب‌گرفتگی مراکز حوزه سلامت و آسیب به برخی از مراکز درمانی و بهداشتی، حریق منازل مسکونی به دلیل اتصال برق و غیره شده‌اند.

«علی‌زینی‌وند»، استاندار کرمان نیز از مرگ سه کودک، محاصره پنج هزار خانوار روستایی، تخلیه شش روستا، آسیب هزار و ۷۰۰ منزل مسکونی و تلف شدن هزار و ۵۰۰ راس دام در این استان بر اثر سیل خبر داده است. 

«مجتبی محمودی»، سرپرست اداره کل راهداری و حمل و نقل جاده‌ای جنوب استان کرمان هم از مسدود شدن ۶۲ محور مواصلاتی روستاهای جنوب استان کرمان گفته است

«علیرضا میربهاالدین»، مدیرعامل جمعیت هلال احمر استان سیستان و بلوچستان به «ایرنا» گفته است که پنج شهرستان فنوج، خاش، نیمروز، دلگان و زابل و ۱۵ روستا در این شهرستان‌ها بر اثر بارندگی از ۲۶ دی ماه دچار سیل و آب‌گرفتگی شده‌اند و به ۲۰۵ نفر آسیب‌دیده از بارندگی‌ها و سیل نیز در این مناطق امدادرسانی شده‌است. 

در استان هرمزگان آن‌طور که «مهرداد حسن‌زاده»، مدیرکل مدیریت بحران استانداری هرمزگان گفته، سیل راه دسترسی ۱۰۵ روستا را مسدود کرده و باعث قطع آب آشامیدنی ۴۲ روستا و قطع برق پنج روستا در این استان شده است. 

آیا نوسانات ناگهانی بارش ردپای تغییر اقلیم است؟ 

این سوال که آیا چنین نوسانات ناگهانی در میزان بارش را می‌توان به تغییر اقلیم مرتبط دانست، همواره مطرح بوده است. آن‌طور که یافته‌های علمی و مدل‌سازی‌های اقلیمی نشان می‌دهند، یکی از تاثیرات گرم شدن زمین و تغییر اقلیم، بارش‌های در حجم زیاد در مدت زمان کوتاه است.

«ناسا» اعلام کرده است که نتایج مدل‌سازی‌ها نشان می‌دهند افزایش دمای کره زمین باعث افزایش میزان تبخیر می‌شود که نتیجه آن بارش‌های مقطعی زیاد است اما از آن سو میزان از دست دادن رطوبت در خشکی‌ها نیز افزایش می‌یابد. 

با این حال، هنوز بسیاری از کارشناسان درباره ارتباط تغییر اقلیم با بارش‌های ناگهانی و یا رویدادهای «حدی» همانند طوفان‌ها یا افزایش ناگهانی دمای هوا محتاط صحبت می‌کنند. رویدادهای حدی به رویدادهای جوی گفته می‌شوند که از نظر ابعاد و بزرگی، تاکنون به ثبت نرسیده‌اند و برای نخستین بار شبیه به یک رکورد به ثبت می‌رسند؛ به عنوان مثال، در منطقه‌ای که بارش متوسط سالانه آن در دراز مدت ۵۰ میلی‌متر به ثبت رسیده و بیشترین بارش ثبت شده آن ۱۰۰ میلی‌متر بوده است، اگر در یک رویداد میزان بارندگی به ۱۲۰ میلی‌متر برسد، به آن رویداد حدی گفته می‌شود. 

بعضی مطالعات نشان می‌دهند که با افزایش دمای عمومی کره زمین، میزان رویدادهای حدی در ایران افزایش معنادار داشته‌اند. اما برخی کارشناسان معتقدند که نمی‌توان رویدادهای بارندگی مانند باران‌های اخیر در جنوب یا بارش برف سنگین اخیر در نیمه غربی ایران را به تغییر اقلیم مرتبط دانست.

«زهرا عزیزی»، کارشناس تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط‌زیست ایران به روزنامه «جوان» گفته است: «ما به خاطر بارش‌های اخیر نمی‌توانیم درباره تغییرات اقلیمی قضاوت کنیم. تمامی بارش‌های قابل‌ ملاحظه امسال در فصل خود بوده‌اند و هیچ بارش مهمی در خارج از فصل نداشته‌ایم که آن را به تغییرات آب و هوایی نسبت دهیم.» 

او اضافه کرده است: «میزان سرما و بارش‌هایی که ما در حال حاضر داریم، کاملاً طبیعی هستند. تغییرات آب و هوایی زمانی است که مثلاً در زمستان هیچ بارشی نداشته باشیم یا خارج از زمستان بارش‌های قابل‌توجه داشته باشیم. از نظر سامانه‌های بارشی، ما سال‌های پر بارش و سال‌های کم بارش داریم. امسال طبق تمام الگو‌های هواشناسی ما، پیش‌بینی ترسالی داشتیم. بارش‌ها تاکنون مطابق با همین پیش‌بینی‌ها پیش رفته‌اند. در برخی موارد بالاتر از نرمال بارش داشته‌ایم ولی همه این موارد پیش‌بینی شده‌ بودند.»

اما «ع.ل»، یکی از کارشناسان محیط زیست ساکن ایران که تمایلی به افشای نام خود ندارد، معتقد است صحبت بر سر تغییر اقلیم در ایران ابعاد سیاسی به خود گرفته است و کارشناسان به راحتی نمی‌توانند درباره آن صحبت کنند.

او می‌گوید: «این درست است که نتوانیم به راحتی و بر اساس یک یا چند شاخص کوتاه مدت مثل همین بارندگی‌های اخیر با قاطعیت بگوییم که تاثیر تغییر اقلیم در ایران مشهود است اما همین که تعداد وقوع بارندگی‌ها کاهش پیدا کرده ولی در مناطقی حجم بارندگی افزایش چشم‌گیر و چند برابری داشته است را می‌توان به عنوان مولفه‌ای مهم در نظر داشت.» 

او ادامه می‌دهد: «احتیاط در علم یک اصل است و بدون پژوهش و داده‌های کافی نمی‌توان درباره هر رویدادی اظهارنظر کرد. اما رویدادهای حدی، خصوصا بارندگی‌های چند سال اخیر ایران، توزیع و تعداد آن‌ها در مناطق مختلف کشور می‌تواند به عنوان نشانه‌هایی از تاثیر تغییر اقلیم مورد توجه قرار گیرد. اما باز هم نمی‌توان به صورت قطعی گفت که این رویدادها در اثر تغییر اقلیم هستند یا خیر.» 

چرا صحبت از تغییر اقلیم در فضای سیاسی ایران دشوار شده است؟

این کارشناس محیط زیست می‌گوید: «صحبت از تغییر اقلیم در فضای سیاسی ایران دشوار شده است چرا که ایران یکی از انتشاردهندگان عمده گازهای گل‌خانه‌ای است و حکومت پیوستن به توافق‌ها و پروتکل‌های جهانی در این خصوص را در تضاد با منافع خود که مهم‌ترین آن فروش نفت و گاز است، می‌داند. به همین جهت بخشی از حاکمیت، خصوصا رسانه‌های اصول‌گرا نه تنها به توافقات بین‌‌المللی حمله بلکه برنامه‌ها و مطالبی را نیز در جهت انکار تغییر اقلیم منتشر می‌کنند.» 

بحث بر سر تغییر اقلیم و همکاری‌های بین‌المللی در حوزه محیط زیست چند سالی است که در ایران داغ شده و با بازداشت فعالان محیط زیست به اتهام «جاسوسی» و ایراد اتهامات مشابه به برخی مقامات ارشد سازمان حفاظت محیط زیست، بالا گرفته است. این اتهامات خصوصا از سوی نهادهایی هم‌چون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به فعالان، کارشناسان و مدیران محیط زیست ایران وارد می‌شود. 

در دو دهه اخیر، سپاه پاسداران با حضور فعال در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی کشور، تبدیل به بزرگ‌ترین سهام‌دار این صنایع در ایران شده است. 





]]>

حضور ایران در سوریه به روایت مشاور بشار اسد



خانم «لونا الشبل»، مشاور ویژه «بشار اسد»، رییس‌جمهوری سوریه اعلام کرد حضور نظامی ایران در سوریه محدود به افسران ایرانی در کنار ارتش سوریه است و هیچ‎گونه سازمان یا پایگاه نظامی ایران در این کشور وجود ندارد.

او در گفت‌وگو با شبکه «روسیا الیوم» گفت: «نیروهای ایرانی به‌ صورت تشکیلاتی یا یگان‌های نظامی در خاک سوریه حضور ندارند. تنها افسران ایرانی در کنار ارتش سوریه فعالیت می‌کنند.»

اظهارات مسوولان رژیم بشار اسد درباره حضور ایرانی‌ها در سوریه و همکاری همه‌جانبه تهران و خدمات آن‌ها به دولت این کشور طی چند روز گذشته بارها تکرار شده است.

خانم «بُثَیْنَه شعبان»، مشاور بشار اسد نیز در مصاحبه با شبکه «افق» جمهوری اسلامی گفته است: «ایران نخستین کشوری بود که از سوریه حمایت و مستشارانش را برای ما اعزام کرد. سوری‌ها هرگز پشتیبانی ایرانی‌ها را فراموش نمی‌کنند.» 

او افزود: «حضور قاسم سلیمانی، فرمانده سابق نیروی قدس خود بزرگ‌ترین کمک به ما بود. ما برای مقابله با دشمنان به او نیازمند بودیم و از فعالیت تروریست‌ها در منطقه که برای نابودی میراث فرهنگی اقدام کردند، اطلاع داشتیم.»

پیش‌تر، بشار اسد نیز خواستار گسترش محور مقاومت به رهبری ایران و شامل سوریه، لبنان، عراق، فلسطین و یمن شده و در تمجید از سلیمانی گفته بود: «او تمام توان نظامی، نیروی انسانی و تجهیزات تحت فرمانش را برای شکست‌ دادن نیروهای تروریسم، رادیکالیسم و [جلوگیری از]خون‌ریزی به کار برد.»

مقام‌های سوری و در راس آن‌ها بشار اسد وجود شبه‌نظامیان ایرانی در سوریه را انکار و ادعا می‌کنند که حضور نظامی ایران در این کشور تنها محدود به مستشاران نظامی و همکاری با ارتش این کشور است. 

«ایرا‌ن‌وایر» طی چندین گزارش مستند، این ادعا را بررسی و حضور فرماندهان میدانی نیروی «قدس»، شاخه برون‌مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سوریه را ثابت کرده است. 

بسیاری از گروه‌های شبه‌نظامی در سوریه وابسته به ایران هستند و دستورات خود را از تهران می‌گیرند. حتی حقوق ماهانه جنگ‌جویان این گروه‌ها نیز از ایران می‌آید.

طبق نقشه جامعی که «ایران‌وایر» در پایان سال ۲۰۲۰ درباره پراکندگی گروه‌های شبه‌نظامی وابسته ایران در سوریه منتشر کرد، این گروه‌ها ده‌ها مقر و پایگاه نظامی در سراسر این کشور دارند که بخشی از آن‌ها انبار مهمات سپاه پاسداران است.

لونا الشبل هم‌چنین گفته است: «سوریه در وضعیت جنگی قرار دارد و نیازمند حمایت نظامی است. بنابراین، حضور یا عدم حضور نیروهای حامی با هر نوع و شکل و ملیتی، تصمیمی حاکمیتی است و کسی حق دخالت و دیکته دستوری به ما را ندارد. تنها سوریه تصمیم می‌گیرد که چه کسی در خاک این کشور باشد یا نباشد.»

گفتنی است سوریه در حال حاضر به چندین منطقه تحت نفوذ ده‌ها گروه نظامی و پایگاه نیروهای خارجی تقسیم می‌شود. چهار کشور مختلف در سوریه نیرو دارند و امور مناطق تحت کنترل خود را اداره می‌کنند. 

گزارش‌های مراکز پژوهشی و تحقیقاتی نشان می‌دهند که نیروهای «قسد» مورد حمایت امریکا ۲۶ درصد خاک سوریه را تحت کنترل دارند. 

گروه‌های مسلح اپوزیسیون سوریه نیز بر ۱۰.۹ درصد این کشور مسلط هستند و ۶۳.۳ درصد دیگر تحت کنترل رژیم بشار اسد و حامیان ایرانی و روسی او است. 

ایران می‌کوشد از طریق تصمیم‌ها و قراردادهای مختلف با رژیم سوریه، حضور اقتصادی، سیاسی و امنیتی خود در این کشور را تقویت کند. سفرهای متقابل مسوولان ایران و سوریه نیز طی چند سال اخیر افزایش یافته است.





]]>

تقلب بزرگ؛ خرید و فروش سوالات امتحانی دانشگاه امیرکبیر برای ۴ سال



سوالات امتحانی «دانشگاه صنعتی امیرکبیر» (پلی‌تکنیک) با تقریباً ۱۲ هزار دانشجو، به مدت دست‌کم چهار سال خرید و فروش شده‌اند. 

این موضوع ابتدا در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد اما «احمد معتمدی»، رییس دانشگاه پلی‌تکنیک تهران در دوره ریاست جمهوری «حسن روحانی» در گفت‌وگو با «ایران‌وایر» خرید و فروش سوالات این دانشگاه را تایید کرد.

از بازه زمانی دقیق انجام این سرقت بزرگ خبر نداریم اما آن طور که «امین انواری»، دانشجوی وقت رشته کامپیوتر همین دانشگاه به «ایران‌وایر» می‌گوید، احتمالاً دست‌کم از سال ۱۳۹۳ تا سال ۱۳۹۷، به مدت چهار سال ادامه داشته است؛ اتفاقی که به گفته برخی دانشجویان، پسر عضو هیات علمی دانشگاه پلی‌تکنیک مسوول اصلی آن بوده است. 

معلوم نیست چه تعداد از دانشجویان این دانشگاه توانسته‌‌اند از طریق خرید سوالات، با نمرات بالا فارغ‌التحصیل شوند. «ایران‌وایر» با رییس وقت دانشگاه پلی‌تکنیک و چند دانشجو درباره این سرقت علمی گفت‌وگو کرده و به سوالات زیر پاسخ داده است:

فروشندگان چه کسانی هستند، سوالات چه‌طور به سرقت رفته‌اند و مسوولان دانشگاه چه کرده‌اند؟ 





]]>

محمد فاضلی، استاد دانشگاه «شهید بهشتی» اخراج شد



استان‌وایر- محمد فاضلی، استادیار جامعه‌شناسی دانشگاه «شهید بهشتی» از این دانشگاه اخراج شده است.

بر اساس گزارش‌ها، حکمی مبنی بر عدم نیاز به محمد فاضلی، استاد جامعه‌شناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه «شهیدبهشتی» صادر شده که به معنی اخراج وی از دانشگاه تلقی می‌شود.

محمد‌ فاضلی برای بار دوم است که از دانشگاه اخراج می‌شود. او در دوران احمدی نژاد هم از دانشگاه بابلسر اخراج شده بود. 

عبدالناصر همتی، رئیس سابق بانک مرکزی و کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران با انتقاد از اخراج  فاضلی در توییتر خود نوشته: «تسویه اساتید از دانشگاه‌ها بدلایل سیاسی می تواند نشانه تصمیم برای درهم‌ریختن ساختار نیروی انسانی کشور باشد.»

فاضلی دانش‌آموختهٔ مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی امیرکبیر و دکتری جامعه‌شناسی از دانشگاه تربیت مدرس است.او از سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۰ استادیار دانشگاه مازندران بود و از سال ۱۳۹۳ عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی درآمده بود.

همچنین گزارش شده که گروه فلسفه علم دانشگاه شریف هم رای به عدم نیاز به آرش اباذری استاد سرشناس این گروه داده است.

اخراج استادان و دانشجویان به دلیل گرایش سیاسی، عقیده، دین و حتی نوع پوشش از دانشگاه از سال ۱۳۵۹ آغاز شد و هزاران استاد و دانشجو در جریان تصفیه‌های دوره انقلاب فرهنگی اخراج شدند.

این روند در تمام چهار دهه گذشته نیز ادامه داشته است و در دو دهه گذشته علاوه بر اخراج و محروم کردن دانشجویان دانشجویان ستاره‌دار، در مورد استادان دانشگاه تحت عناوین مختلفی از جمله رد شدن از سوی گزینش، بازنشستگی اجباری و در موارد متعددی «اخراج» اجرا شده است.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسئول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسئولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

تقلب بزرگ؛ خرید و فروش سوالات امتحانی دانشگاه امیرکبیر برای ۴ سال



سوالات امتحانی «دانشگاه صنعتی امیرکبیر» (پلی‌تکنیک) با تقریباً ۱۲ هزار دانشجو، به مدت دست‌کم چهار سال خرید و فروش شده‌اند. 

این موضوع ابتدا در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد اما «احمد معتمدی»، رییس دانشگاه پلی‌تکنیک تهران در دوره ریاست جمهوری «حسن روحانی» در گفت‌وگو با «ایران‌وایر» خرید و فروش سوالات این دانشگاه را تایید کرد.

از بازه زمانی دقیق انجام این سرقت بزرگ خبر نداریم اما آن طور که «امین انواری»، دانشجوی وقت رشته کامپیوتر همین دانشگاه به «ایران‌وایر» می‌گوید، احتمالاً دست‌کم از سال ۱۳۹۳ تا سال ۱۳۹۷، به مدت چهار سال ادامه داشته است؛ اتفاقی که به گفته برخی دانشجویان، پسر عضو هیات علمی دانشگاه پلی‌تکنیک مسوول اصلی آن بوده است. 

معلوم نیست چه تعداد از دانشجویان این دانشگاه توانسته‌‌اند از طریق خرید سوالات، با نمرات بالا فارغ‌التحصیل شوند. «ایران‌وایر» با رییس وقت دانشگاه پلی‌تکنیک و چند دانشجو درباره این سرقت علمی گفت‌وگو کرده و به سوالات زیر پاسخ داده است:

فروشندگان چه کسانی هستند، سوالات چه‌طور به سرقت رفته‌اند و مسوولان دانشگاه چه کرده‌اند؟ 

***

سوالات امتحانی «دانشگاه صنعتی امیرکبیر» (پلی‌تکنیک) به مدت دست‌کم چهار سال خرید و فروش شده است.

«امین انواری»، فعال مدنی و دانشجوی سابق پلی‌تکنیک در آخرین توییت خود، عامل اصلی سرقت سوالات امتحانی دانشگاه پلی‌تکنیک را «ح.ز» اعلام کرد؛ دانشجویی که به دلیل عضویت پدر خود در هیات علمی دانشگاه امیرکبیر، از «دانشگاه سمنان» به این دانشگاه منتقل شده بود.

 پی‌گیری«ایران‌وایر» نشان می‌دهد این سرقت تنها به خرید و فروش سوالات امتحانی محدود نبوده است و بانیان آن با دسترسی گسترده به کامپیوتر اساتید دانشگاه، حتی به تغییر نمرات دانشجویان در برابر دریافت پول پرداخته‌ بودند.

ماجرا از چه زمانی شروع شد؟

امین انواری می‌گوید از سال ۱۳۹۳، از سوی مدیر انفورماتیک دانشگاه به صورت «محرمانه» به عنوان همکار داوطلب این بخش انتخاب شده بود.

او می‌گوید «ح.ز» که پدر او در دوران ریاست جمهوری «محمود احمدی‌نژاد» ریاست «دانشگاه پیام نور» را هم داشت، ابتدا پیشنهاد تهیه این بدافزار را به خود او داده بود: «ح.ز سال ۱۳۹۳ اولین بار درخواست تهیه یک بدافزار برای دسترسی به اطلاعات سیستم‌های کامپیوتری اساتید دانشگاه را به خود من داد. بدافزاری که زیاری بحث آن را مطرح کرده بود، قابلیت آن را داشت که در قالب یک فایل پی‌دی‌اف، در کامپیوتر هر فردی نفوذ و کلیه اطلاعات موجود در آن را استخراج کند. با این کار، کلیه ایمیل‌ها، فایل‌ها و حتی وب‌سایت‌هایی که آن استاد با کامپیوتر خود بازدید می‌کرد، قابل دریافت بودند.»

امین انواری توضیح می‌دهد که مسوولان بخش انفورماتیک دانشگاه را از این موضوع مطلع کرده بود: «من این موضوع را بدون ذکر نام این فرد، با دکترغلام ریاحی، مسوول انفورماتیک دانشگاه امیرکبیر در میان گذاشتم.»

امین انواری بعد از سه بار بازداشت و اخراج از دانشگاه، مجبور به ترک کشور شد: «سال ۱۳۹۸ که من از کشور خارج شده و به ترکیه رفته بودم، از طریق دوستم در دانشگاه مطلع شدم مسوولان دانشگاه تازه از موضوع فروش سوالات امتحانی از طریق این بدافزار مطلع شده و به پی‌گیری ماجرا پرداخته‌اند.»

روش کار چه‌طور بود؟

آن طور که یکی از دانشجویان خریدار سوالات امتحانی به نام مستعار «سعید» به «ایران‌وایر» گفته در ماجرای فروش سوالات امتحانی دانشگاه پلی‌تکنیک، غیر از «ح.ز»، پسر عضو هیات علمی این دانشگاه، دست کم دو نفر دیگر همکاری داشته‌اند: «گفته می‌شود روش کار این سه نفر به این صورت بوده است که افرادی را از بیرون از دانشگاه به داخل می‌آوردند، فلش حاوی بدافزار را به دست آن‌ها می‌دادند و می‌خواستند به دفتر استاد مورد نظر بروند و آن را به سیستم کامپیوتری او متصل کنند. این افراد به دفتر اساتید مختلف می‌رفتند و به بهانه صحبت در مورد یک مقاله پژوهشی، با نصب فلش به کامپیوتر آن استاد، همه اطلاعات موجود در آن را سرقت می‌کردند.»

برخوردی با فروشندگان سوالات امتحانی چه زمانی رخ داد؟

آن طور که سعید، دانشجوی سابق کامپیوتر دانشگاه پلی‌تکنیک به «ایران‌وایر» گفته است، جریان برخورد با مسوولان فروش سوالات امتحانی دانشگاه، از سال ۱۳۹۷ شروع و تا سال بعد از آن و صدور احکام انضباطی، پرونده آن بسته شد.

چرا پس از دوسال، درباره ماجرای خرید و فروش سوالات صحبت شد؟

اما چرا امین انواری بعد از گذشت دو سال از بسته شدن پرونده رسیدگی به این سرقت الکترونیک، تازه در صفحه توییتر خود ماجرا را افشا کرده است: «من به خواست دوست خودم که در این پرونده متهم به خرید سوالات امتحانی بود، تا حالا این موضوع را افشا نکردم. ممکن بود که فشار مسوولان بر این دوست بیشتر شود. اما حالا که او هم از دانشگاه اخراج شده است، من دیگر دلیلی برای ادامه سکوتم نداشتم.»

امین انواری آن طور که در توییت خود اشاره کرده، مدعی است که همه سوالات امتحانی این دانشگاه از طریق این بدافزار در طی این چهار سال به فروش رسیده‌اند: «از آن جا که دسترسی ح ز به سیستم‌های کامپیوتری اساتید، محدود به یک دانشکده نبود و دانشجویانی از رشته‌های مختلف خریدار سوالات بودند، پس به طور منطقی می‌توان نتیجه گرفت که او تقریباً سوالات امتحانی همه رشته‌ها را در همه این سال‌ها در دانشگاه پلی‌تکنیک به فروش گذاشته بوده است.»

انواری توضیح می‌دهد که بعد از انتشار توییتش، چندین نفر از دانشجویان سابق رشته‌های مکانیک، پلیمر، نساجی و رشته‌های دیگر به او پیام و شهادت داده که سوالات امتحانات مختلف را سال‌ها از همین تیم خریداری می‌کرده‌اند.»

مسوولان دانشگاه با خاطیان چه کردند؟

«احمد معتمدی»، رییس دانشگاه صنعتی پلی‌تکنیک در دوران ریاست جمهوری حسن روحانی در گفت‌وگو با «ایران‌وایر»، با تایید موضوع خرید و فروش سوالات امتحانی این دانشگاه و نقش تعدادی دیگر از دانشجویان در این سرقت، در مورد نقش «ح.ز» به «ایران‌وایر» می‌گوید: «بله، من چنین پرونده‌‌ای را به صورت کلی به خاطر دارم. در مورد آقای ح.ز هم باید بگویم ایشان دانشجوی دانشگاه پلی‌تکنیک نبود بلکه از یکی از دانشگاه‌های شهرستان به دانشگاه ما میهمان شدند. چون این دانشجو در دانشگاه پلی‌تکنیک میهمان بود، ما پرونده او را به دلیل این تخلف، به دانشگاه مبدا ارسال کردیم تا از همان جا با او برخورد شود. از آن جا که من به عنوان ریاست وقت دانشگاه در کمیته انضباطی دانشگاه عضویت نداشتم، در جریان کل پرونده‌هایی که در این مورد تشکیل شدند، نیستم. ولی در مورد آقای ح.ز، چون نزدیکان او که از اعضای هیات علمی دانشگاه بودند، برای گرفتن بخشش با من تماس گرفتند، در ذهنم مانده است. هر چند که احتمالاً غیر از آقای ح.ز، کسان دیگری هم در این مورد دخالت داشتند.»

آیا همه سوالات امتحانی دانشگاه لو رفته بودند؟

احمد معتمدی در ادامه با ابزار تردید در ادعای فروش سوالات همه امتحانات این دانشگاه، به «ایران‌وایر» می‌گوید بروز این اتفاق در این سطح «بعید» است: «به هر حال، من چیز دقیقی از این پرونده و ابعاد آن به خاطر ندارم ولی بعید می‌دانم به این گستره که مطرح شده است، اتفاق افتاده باشد. چون دانشگاه پلی‌تکنیک استانداردهای بالایی دارد و مدیریت آن در این موارد به شدت با دقت عمل می‌کند.»

رییس پیشین دانشگاه پلی‌تکنیک و وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در دوره ریاست جمهوری «محمد خاتمی»، در مورد ادعای اخراج دانشجویان خریدار سوالات امتحانی هم می‌گوید: «در مورد اخراج دانشجویان خریدار سوالات در دانشگاه پلی‌تکنیک، چون زمان زیادی از این پرونده گذشته است، من دقیق به خاطر ندارم. هر چند که من دیگر ریاست این دانشگاه را بر عهده ندارم ولی به هر حال با ریاست فعلی دانشگاه ارتباط دارم و از همه کسانی که فکر می‌کنند حق‌شان در این پرونده ضایع شده است، می‌خواهم مدارک خود را ارسال کنند تا من برای ریاست فعلی ارسال و خواهش کنم بررسی مجددی انجام شود. اصولاً در این گونه موارد، بررسی پرونده تا زمان رسیدن به سرنخ اصلی تخلف، دست‌کم تا یک سال ادامه می‌یابد و من بعید می‌دانم کسی صرفاً به دلیل خرید سوال که همان تقلب امتحانی است، از دانشگاه اخراج شده باشد.»

چه‌طور خرید و فروش سوالات امتحانی لو رفت؟

«احمد»، یکی از دانشجویان سابق پلی‌تکنیک، به دلیل خرید و فروش سوالات امتحانی، به دنبال رای کمیته انضباطی، با تعلیق از تحصیل و اخراج به دلیل کامل شدن سنوات تحصیلی روبه‌رو شد.

او که به دلیل نگرانی امنیتی، با استم مستعار با «ایران‌وایر» گفت‌وگو می‌کند، تاریخ تقریبی آغاز سرقت سوالات امتحانی این دانشگاه را همان سال ۱۳۹۳ می‌داند: «من دانشجوی ورودی بهمن ۱۳۹۱ رشته معدن دانشگاه پلی‌تکنیک بودم. بعد از گذشت دو یا سه ترم از شروع تحصیل، ح.ز به من گفت یک بدافزاری هست که باید از برزیل سفارش دهیم و با آن می‌توانیم سیستم کامپیوتری اساتید را هک و سوالات امتحانی را سرقت کنیم. به من گفت برای خرید این بدافزار باید هر سه ماه، مبلغ ۱۰ میلیون تومان بپردازیم. بعداً من فهمیدم که این بدافزار قبلاً توسط او و حداقل دو نفر از دوستانش خریداری شده بودند و مبلغی که از من خواسته بود، برای خودش برداشته است. این تیم سه نفر بودند که یکی از آن‌ها ح.ز بود. غیر از آن، فرد دیگری بود که در حال حاضر در مقطع دکتری در امریکا در حال تحصیل است و یک فرد دیگر که من هیچ وقت با او ارتباط نداشتم.»

احمد توضیح می‌دهد وقتی بعد از نخستین تجربه نشستن بر سر امتحانی که سوالات آن را قبلاً خریده، متوجه شده ایت تعداد زیادی از هم کلاسی‌هایش مثل او سوالات را خریده بودند، ارتباط خود را با «ح‌.ز» قطع می‌کند: «این بار یکی دیگر از افراد این تیم به نام الف ر مدعی شد اصل این ماجرا دست من است و از این به بعد من سوالات را به تو خواهم فروخت. در حالی که مسوول اصلی  این کار، همان آقای ز بود. همین دانشجو در کنار چند تن از دوستان صمیمی او همیشه از دانشجوهای برتر بود و بعداً هم در بهترین دانشگاه‌های امریکا مشغول به تحصیل شدند.»

او از آن به بعد، علاوه بر ۱۰ میلیون تومانی که ابتدای ماجرا به «ح.ز» پرداخت کرده بود، برای هر امتحان مبالغی از یک تا سه میلیون تومان هم به این عضو جدید تیم سرقت امتحانات پرداخت می‌کرده است.

بعد دیگر مشتریان تیم «ح.ز» در دانشگاه زیاد شددند و دقیقاً همین موضوع به لو رفتن سرقت نزد مسوولان دانشگاه انجامید.

احمد روایت می‌کند: «دقیقاً به دلیل گسترش تعداد نفرات خریدار سوالات، بالاخره این مساله در میان اساتید و مدیران دانشگاه لو رفت. چون هر کسی که فایل سوالات را می‌خرید، این بار خودش هم به تعداد دیگری از دانشجویان همان سوالات را می‌فروخت. در حالی که من هیچ وقت سوالات امتحانی را به کسی نفروختم. بالاخره هم درست شب یکی از امتحانات، برخی دانشجویان ممتاز دانشگاه که از خرید و فروش سوالات امتحانات با خبر شده بودند، موضوع را در ایمیل برای استاد آن درس در میان گذاشتند. ایمیل این دانشجویان را خودم از طریق الف ر، یکی از همین سه فروشنده دیدم.»

بعد از لو رفتن خرید و فروش سوالات امتحانی چه اتفاقی افتاد؟

لو رفتن خرید و فروش سوالات امتحان دانشکده معدن و متالوژی باعث تغییر سوالات این امتحان از سوی اساتید شد. این اما پایان کار نبود: «پیش از آن هم اساتید دانشکده و تیم انفورماتیک دانشگاه از برخی موارد مشکوک مطلع شده بودند. این تیم سه نفره فروشنده سوالات، حتی در مواردی با گرفتن پول، نمرات دانشجویان را در سیستم کامپیوتری اساتید تغییر می‌دادند. تیم انفورماتیک دانشگاه با دیدن این موارد، از اساتید می‌پرسید آیا شما این نمرات را تغییر دادید؟ خود اساتید هم پاسخی برای این پرسش نداشتند.»

انجام برخی تغییرات در سیستم دیجیتالی دانشگاه در سال ۱۳۹۵ هم نتوانست جلوی فروش سوالات امتحانی را بگیرد.

سال ۱۳۹۷، یعنی تقریباً چهار سال بعد از شروع ماجرا، با احضار دانشجویان به کمیته انضباطی و بازجویی آن‌ها، بالاخره این موضوع لو رفت: «سال ۱۳۹۷، من به همراه حدود ۲۰ نفر از دانشجویان دانشکده معدن و متالوژی، به جلسات کمیته انضباطی دانشگاه احضار شدیم. بعد از بازجویی زیاد دانشجویان، بالاخره ح‌.ز تنها به دانشگاه مبدا خود در سمنان انتقال یافت، الف‌.ن، دیگر عضو این تیم سه نفره فروش سوالات یک یا دو ترم از تحصیل محروم شد و بعد در مقطع فوق لیسانس و دکتری در امریکا تحصیل کرد، عضو سوم هم سرنوشتی به همین ترتیب یافت. البته تا جایی که ما می‌دانیم، بعد دوباره به تحصیل ادامه داد. ولی من که فقط خریدار سوالات بودم و به تعدادی از دوستان خودم، آن هم بدون دریافت هرگونه پول، سوالات خریداری شده را ارایه می‌کردم، بعد از دو ترم تعلیق و به دلیل پایان یافتن سنوات تحصیل، از دانشگاه اخراج شدم. ولی معلوم نیست چه تعداد از دانشجویان در چه دانشکده‌هایی از طریق خرید همین سوالات، نمرات عالی گرفته و در مقاطع بالاتر مشغول به تحصیل شدند.»

در پرونده‌‌ای که به ادعای شاهد عینی ماجرا، تنها با محرومیت موقت از تحصیل تهیه کنندگان بدافزار و البته تعدادی از خریداران سوالات بسته شد، پرسش اصلی کسانی مثل احمد این است: «چرا امثال ما که فقط خریدار سوالات بودیم، باید با اخراج از دانشگاه روبه‌رو می‌شدیم ولی خود مسوولان دانشگاه هیچ‌گاه بابت چنین بی‌احتیاطی بزرگی مورد بازخواست قرار نگرفتند؟»





]]>

باید مذاکره‌کنندگان را بیدار کنیم؛ اعتصاب بری روزن و جمشید برزگر در وین



مذاکرات احیای «برجام» در وین به محلی برای اعتراضات مدنی برخی از کنش‌گران اجتماعی هم تبدیل شده است. 
«بری روزن»، یکی از دیپلمات‌های امریکایی که در سال ۱۳۵۸ مدت ۴۴۴ روز گروگان «دانشجویان پیرو خط امام» بود، با هدف حمایت از آزادی زندانیان سیاسی و دو تابعیتی در ایران، خود را به وین رسانده است و با اعتصاب غذای خود، تلاش می‌کند صدای اعتراضش را به گوش مذاکره‌کنندگان ایران و امریکا برساند. 
روزن با اشاره به شرایط وخیم زندانیان در جمهوری اسلامی و لزوم آگاه شدن مقامات کشورهای مذاکره کننده، به «ایران‌وایر» گفت: «من می‌توانم احساس کنم که وضعیت گروگان‌ها عجیب و خفه‌ کننده است. ما باید از آن‌ها حمایت کنیم.»

او هم‌چنین به تلاش نهادهای حقوق بشری اشاره کرد که در مدت مذاکرات احیای برجام، تلاش کرده‌اند وضعیت ناهنجار حقوق بشر در ایران را به گوش مذاکره کنندگان برسانند. 

بری روزن در پاسخ به این سوال که آیا اعتصاب غذای او و همراهانش برای دولت امریکا یا نظام ایران اهمیتی دارد یا نه، گفت: «باید آن‌ها را بیدار کنیم.» 

او گفت: «گروگان‌گیری خلاف سنت‌های ایران و خلاف همه اصول بین‌المللی است. دولت‌های جهان باید به جمهوری اسلامی اعلام کنند که یا باید به قوانین بین‌المللی احترام بگذارند یا این که هیچ گفت‌وگویی در کار نیست.»

«جمشید برزگر»، روزنامه‌نگار، شاعر و نویسنده ایرانی که از سال ۱۳۷۰ به عنوان روزنامه‌نگار با رسانه‌های داخل و سپس خارج از ایران همکاری کرده نیز همراه با بری روزن دست به اعتصاب غذا زده است. 

او به «ایران‌وایر» گفت: «بسیاری این سوال را مطرح می‌کنند که آیا این اقدام شما برای مقامات جمهوری اسلامی یا کشورهای مذاکره کننده در وین اهمیتی دارد؟ مسلما ما می‌دانیم این کشورها اول به مواضع و منافع خودشان اهمیت می‌دهند. اما ما راه حلی جز این اعتراضات برای آگاه‌سازی نداریم.» 





]]>

اعلام جرم فعالان محیط زیست آذربایجان شرقی علیه مسوولان نیروگاه تبریز



استان‌وایر- خانه فعالان محیط زیست و توسعه پایدار استان آذربایجان شرقی به همراه تعدادی از وکلای تبریزی علیه مدیر نیروگاه تبریز و اعضای هیأت مدیره شرکت تولید برق آذربایجان شرقی به دلیل تداوم استفاده از سوخت مازوت و آلایندگی این نیروگاه، اعلام جرم کردند.

خانه فعالان محیط زیست و توسعه پایدار استان آذربایجان شرقی با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود در این باره نوشته‌است: «نفس شهروندان تبریز و حومه به‌علت آلودگی ناشی از مازوت‌سوزی نیروگاه تولید برق تبریز و عدم رعایت مسائل محیط زیستی بشماره افتاده؛ به‌طوری‌که در شهرهای نزدیک نیروگاه ذرات معلق زیان‌بار در هوا مطابق اعلام سازمان‌های ذی مدخل رسمی در فصول مختلف سال از استانداردهای معمول برای تمامی گروه‌های سنی فراتر رفته و بلاشک مرگ خاموش و تدریجی و مظلومانه ارمغان این بی‌مسئولیتی برای شهروندان است.»

این فعالان محیط زیست، با استناد ماده ۶۵ و ۶۶ از قانون آیین دادرسی کیفری علیه مدیر نیروگاه واعضای هیات مدیره شرکت تولید برق آذربایجان‌شرقی به دلیل اقدام علیه بهداشت عمومی، ایجاد آلایندگی در محیط زیست، بی‎مبالاتی، اهمال و ترک فعل وظایف و صلاحیت‌های قانونی در حفاظت و صیانت از محیط زیست اعلام جرم کرده و از مراجع قضایی خواهان رسیدگی و تعقیب کیفری متهمین شده‌اند.

ماده ۶۵ و ۶۶ از قانون آیین دادرسی کیفری، مربوط به بخش شیوه شروع و کیفیت تحقیقات درباره جرم است. مطابق ماده ۶۶ از این قانون، هرگاه کسی اعلام نماید که خود ناظر وقوع جرمی بوده و جرم مذکور دارای جنبه عمومی باشد، این اظهار برای شروع به رسیدگی کافی‌است؛ هرچند دلایل دیگری برای انجام تحقیقات نباشد.

آلودگی هوای تبریز عوامل متعدد انسانی و اقلیمی دارد. بااین‌وجود نیروگاه حرارتی تبریز، به‌تنهایی مسئول بخش عمده‌ای از آلودگی هوای این شهر و شهرهای اطراف است. این نیروگاه به‌رغم اعلام رییس سازمان محیط زیست مبنی بر ممنوعیت استفاده از سوخت مازوت در نیروگاه‌ها و واحدهای صنعتی و معدنی و توقف استفاده از این سوخت در شهرهایی چون تهران و اصفهان، کماکان برای تولید برق مازوت می‌سوزاند. در این نیروگاه به‌صورت متناوب، خصوصاً در فصل پاییز و زمستان به‌جای گاز طبیعی، از مازوت به‌عنوان سوخت استفاده می‌شود. این نوع از سوخت به علت انتشار گوگرد دی‌اکسید فراوان، دارای میزان آلایندگی بالایی است.

بهره‌بردار نیروگاه تبریز یکی از شرکت‌های زیرمجموعه «شرکت سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی» (شستا) است. به گفته «فریدون بابایی اقدم»، عضو شورای شهر تبریز، نیروگاه این شهر برای کسب سود بیشتر فیلتر تصویه هوا نیز نصب نکرده‌است.





]]>

مانور مشترک ایران، روسیه و چین در اقیانوس هند آغاز شد



استان‌وایر- نیروهای دریایی ایران، روسیه و چین مانور مشترک دریایی خود را در منطقه شمال اقیانوس هند آغاز کردند. نیروی دریایی ارتش ایران و سپاه پاسداران به همراه پنج یگان دریایی از روسیه و چین در این مانور شرکت دارند.

این رزمایش با عنوان  کمربند امنیت دریایی ۲۰۲۲ با حضور یگان‌های سطحی و پروازی از سه کشور برگزار می‌شود و هدف آن «رسیدن هر سه کشور به سطح معنادار و قابل توجهی از روابط نظامی» اعلام شده است.

دریادار دوم مصطفی تاج‌الدینی سخنگوی این رزمایش گفته: انواع تمرینات تاکتیکی از جمله نجات شناور دچار حریق، آزادسازی شناور ربوده شده و تیراندازی علیه اهداف مشخص دریایی در شب و روز از تمرینات پیش‌بینی شده جهت اجرا توسط یگان‌های سه کشور ایران، چین و روسیه در این رزمایش است.

وی منطقه شمال اقیانوس هند را به دلیل وجود آبراه‌ها و تنگه‌های مهم باب‌المندب، مالاکا و هرمز بسیار حائز اهمیت برشمرده و گفته است تلاش جمهوری اسلامی ایران و کشورهای چین و روسیه، تلاشی جمعی برای رسیدن به امنیت دریانوردی پایدار در این منطقه و آبراه‌های حیاتی آن است تا منافع سه کشور حفظ شود.

خبرگزاری فرانسه  به نقل از منابع ایرانی نوشته «در این رزمایش ۱۱ یگان نیروی دریایی و سه یگان نیروی دریایی سپاه پاسداران شرکت داشته و همچنین سه یگان از روسیه و دو یگان نیروی دریایی چین.»

خبرگزاری روسی اینترفاکس هم به نقل از وزارت دفاع روسیه هم گفته که رزم ناو واریاگ، از ناوگان اقیانوس آرام روسیه که حامل موشک کروز است، ناوشکن آدمیرال تربوتس مجهز به تجهیزات ضد زیردریایی و تانکر بوریس بوتاما در این مانور حضور دارند.

آغاز این رزمایش با بازگشت ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور ایران، از سفر به مسکو همزمان شده است.

ابراهیم رئیسی پیش از حرکت به سمت مسکو گفته بود که سفر او ممکن است «نقطه عطفی» در روابط سیاسی، اقتصادی و تجاری ایران و روسیه باشد. در همین حال بنا بر اعلام خبرگزاری‌های ایران و روسیه در هفته‌های گذشته دو کشور خود را برای انعقاد یک سند راهبردی ۲۰ ساله‌ آماده می‌کنند.

پیش از این جمهوری اسلامی قرارداد دیگری تحت عنوان سند همکاری‌های ۲۵ ساله با کشور چین امضا کرده که به شدت مورد انتقاد فعالان سیاسی مخالف حکومت ایران قرار گرفته است.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسئول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسئولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

علم‌الهدی: اظهار نفرت از زن بی‌حجاب، تکلیف الهی است



استان‌وایر - نماینده خامنه‌ای در خراسان رضوی با بیان اینکه زن بدحجاب و ولنگار باید احساس کند مردم از او بدشان می‌آید، گفت اظهار نفرت و انزجار از زن بی‌حجاب، یک تکلیف الهی است.

«احمد علم‌الهدی»، روز جمعه، ۱ بهمن ۱۴۰۰، با اشاره به موضوع حجاب زنان گفت: «مظاهر اجتماعی ما مالامال از مفاسد و منکرات و بی‌حجابی شده و متاسفانه بی‌تفاوت از کنار این وضعیت گذر می‌کنیم».

او گفته است «بی‌حجابی» نماد آزادی زن نیست بلکه نشانگر آزادی مرد است و ادامه داد: «آزادی زن در این است که با صیانت، خود را حفظ کند تا مورد تجاوز ستمگرانه یک مرد ولو در حد نگاه و تماشا قرار نگیرد».

امام جمعه مشهد می‌گوید زنان از نظر جسمی آسیب پذیر و نیازمند صیانت هستند و به وسیله حجاب «شخصیت و مقام زن محفوظ می‌ماند. در غیر این صورت این شخصیت از بین رفته و مورد تجاوز قرار می‌گیرد».

نماینده خامنه‌ای در خراسان رضوی با اشاره به اینکه زنان هیجان بیشتری نسبت به مردان از خود بروز می‌دهند، به موضوع حضور زنان در ورزشگاه‌ها اشاره کرد و گفت: «این هیجان به دلیل تحریک کننده بودن برای مردان حرام است اما اجبار فدراسیون بین المللی فوتبال برای حضور زنان در تماشای فوتبال صرفا ناشی از شیطنت و رذالت یک عده خارج نشین است».

به گفته علم الهدی زنان نباید از تماشای فوتبال محروم و صرفا محدود به تماشای آن از آیینه تلویزیون شوند.

او از مسوولان خواست در زمین‌های چمن مکان‌هایی را طراحی و آماده سازی کنند که ضمن صیانت از زنان، موجب شود با حضور زنان، مردان نتوانند از هیجان زنان سوء استفاده کنند.

او به موضوع دوچرخه سواری زنان نیز اشاره کرد گفت دوچرخه سواری زنان در منظر مردان حرام است با این حال تاکید کرد که زنان نباید از دوچرخه سواری، اسب سواری و یا هر ورزش دیگری محروم شوند بلکه «در مکانی آماده و مجهز به دور از نگاه مردان بتوانند به هر فعالیتی که دوست دارند بپردازند».

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسئول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسئولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

خودکشی دختر ۱۴ ساله بابلسری به‌خاطر آزارهای نامادری



استان‌وایر - طبق اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر»، یک کودک ۱۴ ساله با خوردن قرص برنج در شهرستان بابلسر مازندران خودکشی کرد و جان باخت.

این دختر ۱۴ ساله «بهاره صیادی» نام داشت و یکی از نزدیکانش، روز جمعه، ۱بهمن ۱۴۰۰ در گفت‌وگو با ایران‌وایر گفت: «بهاره دائما گریه می‌کرد و می‌گفت نامادری کتکش می‌زند. آخرین بار، اثر سوختگی سیگار را روی دستش دیدم. گفت مچ نامادری را هنگام خیانت به پدرش گرفته بود و او هم با سیگار دست بهاره را سوزاند».

این منبع مطلع ادامه داد: «اداره پزشکی قانونی بابلسر، علت مرگ را خودکشی با قرص برنج اعلام کرده است، اما پدر و نامادری مانع از اعلام دلیل واقعی فوت شدند، گفتند بهاره کرونا گرفته بود و سریعا دفنش کردند».

این فرد با بیان اینکه پدر و مادرش بهاره، زمانی که او ۴ سال داشت از هم جدا شدند، گفت: «سپس پدرش ازدواج کرد تا بهاره زیر دست نامادری بزرگ شود. این زن از روز اول بهاره را کتک می‌زد و در این ۱۰ سال بلایی نبوده که سر این بچه نیاورده باشد. متاسفانه ما هم توان مالی و روحی برای شکایت از این نامادری و پدر بی‌خیالش را نداشتیم. علی‌رغم تماس چندین‌باره ما و مدیر مدرسه بهاره با اداره بهزیستی بابلسر، آن‌ها هیچ کاری نکردند و گفتند بهاره دیگر کودک نیست و نمی‌توانند دخالت کنند! بچه ۱۴ ساله کودک نیست؟ آدم بزرگ است؟ بهاره دائما گریه می‌کرد و می‌گفت نامادری کتکش می‌زند.»

او با بیان اینکه خواهر کوچک‌تر و ۱۱ ساله بهاره نیز همچنان در خانه پدر و نامادری‌اش زندگی می‌کند و احتمالا سرنوشت بهاره برای او تکرار شود، از مدیران سازمان بهزیستی و دستگاه قضایی ایران درخواست کرد تا کفالت فرزند دیگر را از این مرد و زن سلب کنند.

شماره‌های تماس در ایران برای کمک به افرادی که دچار افکار جدی خودکشی شده‌اند:
اورژانس اجتماعی: ۱۲۳
اورژانس شهری: ۱۱۵
صدای مشاور: ۱۴۸۰
اورژانس روان‌پزشکی تهران: ۴۴۵۰۸۲۰۰

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسئول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسئولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

آیا با نامه پزشکی قانونی می‌توان دیه گرفت؟



با سلام؛ 

چند وقت پیش به یک سوله‌ای برای گرفتن بار رفتم. در آن‌جا با دو نفر از کارگران درگیر شدم که خیلی هم جدی نبود. آن‌ها رفته و خودشان را سیاه و کبود کرده و بعد نامه از پزشکی قانونی گرفتنه‌اند. من را خواستند به بازپرسی و رفتم همه‌چیز را توضیح دادم. می‌خواستم بدانم آیا می‌توانند با این نامه پزشکی قانونی، دیه بگیرند؟

با سلام؛ 

پزشکی قانونی معمولا صدمات و جراحات وارده و هم‌چنین در مورد این که این جراحات در اثر چه بوده‌اند را گزارش می دهد؛ یعنی تشخیص این‌ که جراحات را چه کسی وارد کرده، با قاضی دادگاه است. به همین دلیل لازم است در کنار گزارش پزشکی قانونی، مدارکی هم ارایه شوند که نشان‌گر این باشند که شما شخص ضارب بوده‌اید؛ مثلا فیلم دوربین مدار بسته یا شاهد. معمولا در این گونه مواقع، شاهدها نقش تعیین کننده‌ای دارند. به هر حال، صرف این گواهی پزشکی قانونی نمی‌تواند دلیلی برای محکومیت شما باشد. 

موفق باشید. 





]]>

کار و زندگی فقط با یک پا؛ درباره دختری به نام صبا



 با پایش تایپ می‌کند، نقاشی می‌کشد و شاتر دوربین را فشار می‌دهد تا سلفی خودش را ثبت کند. 

«صبا نوروزی»، مهندس کامپیوتر اهل قزوین، مدیر بخش فناوری اطلاعات «انجمن معلولین توانا» و کارشناس آی‌تی «گروه بهداشتی فیروز» است. 

او با شرایط «فوکوملیا»، یعنی معلولیت دو دست و یک پا، متولد شده است. 

صبا همه کارهای روزانه‌اش را به‌علاوه ورزش کاراته و طراحی‌های سیاه‌قلم، با یک پا انجام می‌دهد. 

«ایران‌وایر» با این کارشناس ارشد طراحی سیستم‌های کامپیوتری، درباره زندگی روزمره و فعالیت‌های مجازی‌ او گفت‌وگو کرده است.





]]>

کرونا در ایران؛ آماده باش برای مقابله با پیک سویه اومیکرون



استان‌وایر - وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، گفت که با افزایش ابتلا به سویه اومیکرون، مراجعات سرپایی بیماران کرونا در دو هفته اخیر چهار برابر شده است و وقتی مراجعات سرپایی افزایش می‌یابد ممکن است موارد بستری و بیماران بدحال نیز افزایش یابد.

«بهرام عین‌اللهی»، روز جمعه، ۱ بهمن ۱۴۰۰، با اشاره به شیوع سویه اومیکرون در کشور گفت که به دانشگاه‌های علوم پزشکی و مراکز درمانی سراسر کشور برای مقابله با پیک جدید کرونا آماده‌باش داده‌ایم.

براساس اعلام وزیر بهداشت با تست‌های تشخیصی انجام شده تاکنون بیش از دو هزار بیمار مبتلا به اومیکرون در کشور شناسایی شده است.

او گفته که از همه بیماران تست گرفته نمی‌شود «بلکه به صورت اتفاقی این تست‌ها انجام می‌شود» و «میزان آلودگی در سطح جامعه، بیشتر از این موارد است».

وزیر بهداشت توصیه کرد که مردم دوز سوم واکسن کرونا را تزریق کنند.

براساس آمار وزیرات بهداشت تاکنون حدود ۱۳ میلیون نفر دوز سوم را تزریق کرده‌اند.

«محمد پهلوان»، مسئول اطلاع‌رسانی کمیته کووید ۱۹ دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز خبر داد که روند مراجعه بیماران کرونا به مراکز سرپایی افزایش محسوسی داشته و بستری بیماران کرونا در مشهد و دیگر مناطق خراسان رضوی نیز بیشتر شده است.

همچنین «علیرضا ناجی»، رییس مرکز تحقیقات ویروس‌شناسی دانشگاه علوم پزشکی بهشتی با اشاره به افزایش شیوع اومیکرون در کشور، گفت که از اسفند ماه خیز ششم کرونا آغاز می‌شود.

علیرضا ناجی افزود که براساس اطلاعات علمی می‌توان به برقراری محدودیت‌ها فکر کرد و نباید صبر کنیم بحران به وقوع پیوندد و بعد بخواهیم جلوی آن را بگیریم.

در شبانه‌روز روز منتهی به ظهر روز جمعه، ۲۰ نفر دیگر جان خود را بر اثر ابتلا به کرونا از دست داده‌اند و بیش از ۵۲۰۰ مورد جدید ابتلا به کرونا در این بازه زمانی شناسایی شده است.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسئول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسئولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

خودسوزی یک دختر ۱۶ ساله بلوچ به دلیل خشونت همسر ۴۰ ساله‌اش



استان‌وایر- رسانه‌های حقوق بشری بلوچ، از خودسوزی و مرگ یک دختر ۱۶ ساله اهل شهرستان دلگان در استان سیستان و بلوچستان خبر داده و گزارش کرده‌اند که او به دلیل اذیت و آزار همسرش خودسوزی کرده است.

کمپین فعالین بلوچ نام این دختر را «ز-ایرندگانی» اعلام کرده و نوشته است که وی در روز سه شنبه ۲۸ دی ماه ۱۴۰۰، اقدام به خودسوزی کرده است.

بر اساس گزارش این کمپین، خانواده این کودک حدود چند ماه پیش او را به ازدواج یک مرد چهل ساله به نام «ح ناصح» که دارای چند فرزند از ازدواج قبلی خود بود، در آوردند. 

گفته می‌شود که این مرد پس از ازدواج به آزار و اذیت همسر خود پرداخته و او را از دیدار خانواده اش منع کرده بود.

در سال‌های گذشته شماری از فعالان مدنی برای ممنوعیت ازدواج کودکان تلاش‌ کرده‌اند، اما در سال ۱۳۹۷ طرح مربوط به ممنوعیت کودک همسری مورد مخالفت کمیسیون قضایی مجلس قرار گرفت.

مطابق با آمار، تعداد ازدواج دختران ۱۰ تا ۱۴ ساله در بهار ۱۴۰۰ با حدود ۳۲ درصد رشد در مقایسه با آمار مشابه خود در بهار سال گذشته به ۹۷۵۳ ازدواج رسیده است.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسئول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسئولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

رشد ۳۵ برابری قیمت دلار طی دو دهه در ایران



استان‌وایر - آمار بانک مرکزی نشان می‌دهد که متوسط قیمت فروش دلار در بازار آزاد تهران از ۸۰۰ تومان در سال ۱۳۸۱ به ۲۸ هزار و ۲۹۳ تومان تا پایان آذر ۱۴۰۰ جاری رسیده که در این فاصله، تقریبا ۳۵ برابر شده است.

به گزارش خبرگزاری «ایسنا»، روز جمعه، ۱ بهمن ۱۴۰۰، در نه ماه اول سال جاری متوسط قیمت فروش یک دلار آمریکا در بـازار آزاد شهر تهران ۲۵ هزار و ۶۸۸ تومان اعلام شده است.

براساس این گزارش متوسط قیمت فروش دلار در سال ۱۳۸۹ در ایران ۱۰۴۴ تومان بود. همچنین آمده است که در گزارش بانک مرکزی قیمت فروش دلار در سال ۱۳۹۰ فقط تا پایان دی ماه آن سال اعلام شده که معادل ۱۵۴۱ تومان بوده و قیمت دلار در کل سال ۱۳۹۰ اعلام نشده است. 

این خبرگزاری توضیح داد: «می‌توان گفت که همزمان با آغاز دهه نود، روند افزایشی قیمت دلار نیز آغاز شد و متوسط قیمت فروش این ارز از سال ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۶ در محدوده ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ تومان قرار داشت».

پس از آن نیز روند افزایشی قیمت دلار قابل توجه شد و مبلغ فروش آن از ۱۰ هزار تومان عبور کرد.

در این گزارش افزایش یک‌باره قیمت دلار «تحریم‌ها و نوسانات شدید ارزی» عنوان شده است. به گونه‌ای که متوسط قیمت فروش دلار در سال ۱۳۹۸ معادل ۱۲ هزار و ۹۱۸ تومان و در سال ۱۳۹۹ نیز به میزان ۲۲ هزار و ۸۸۷ تومان بوده است.

طی سال‌های اخیر به دنبال افزایش تحریم‌ها و لغو برجام، جمهوری اسلامی به تهاتر کالا با کالا و کالا با نفت روی آورده است.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسئول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسئولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

انجمن دمانس و آلزایمر ایران: یک میلیون ایرانی به بیماری آلزایمر مبتلا هستند



استان‌وایر - مدیر عامل انجمن دمانس و آلزایمر ایران با بیان اینکه پیش‌بینی می‌شود یک میلیون نفر در ایران مبتلا به آلزایمر باشند، گفت سن ابتلا به آلزامیر در کشور کاهش یافته و افراد زیر ۶۰ سال با مشکل فراموشی و اختلال شناختی به انجمن مراجعه می‌کنند.

معصومه صالحی، رور جمعه، ۱ بهمن ۱۴۰۰، با بیان اینکه رشد جمعیت سالمندی در ایران یک حرکت روبه افزایش دارد، به خبرگزاری «فارس» گفت: «بیماری آلزایمر بین ۱۰ تا ۱۵ درصد از طریق ژن انتقال می‌یابد اما با پیشگیری از زمان جوانی درصد ابتلا ژنتیک، درصد زیادی کاهش خواهد داشت».

به گفته صالحی آخرین تحقیقات انجمن جهانی آلزایمر نشان داده که اگر پیشگیری از کودکی تا دوران میانسالی و سالمندی انجام شود، موجب کاهش ۴۰ درصدی ابتلا به بیماری آلزایمر خواهد شد.

مدیر عامل انجمن دمانس و آلزایمر ایران می‌گوید طبق همین تحقیقات در جهان بین ۵۲ تا ۵۳ میلیون نفر به دمانس مبتلا هستند و پیش بینی شده که تا سال ۲۰۵۰ این رقم به بیش از ۱۵۵ میلیون نفر برسد.

صالحی می‌گوید امروز دهه شصتی‌ها به سمت سالمندی در حرکت هستند و میانسال هستند و باید فضا به گونه‌ای آماده شود که سالمندی تهدید نباشد بلکه یک فرصت به شمار آید تا از وجود سالمندان برای انتقال تجریبات، اقدامات داوطلبانه و خیرخواهانه استفاده شود.

براساس این گزارش، آلزایمر با عارضه‌هایی مانند اختلال در گفتار و نوشتار، عدم توانایی در قدرت تصمیم‌گیری، عدم برنامه‌ریزی و انجام وظایف رورمزه، توهم، تغییرات سریع خلقی، عدم اعتماد به اطرافیان و توهم دزدیده شدن اشیاء همراه هستند که تا مدت‌ها می‌تواند این بیماران را آزار دهد.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسئول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسئولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

رییس سازمان هواشناسی: تجهیزاتمان با استانداردها فاصله دارند



استان‌وایر رییس سازمان هواشناسی ایران گفت تجهیزات هواشناسی استاندارد نیست و به دلیل کمبود اعتبارات ما به توسعه نرسیده‌ایم.

«سحر تاج‌بخش»، روز جمعه، ۱ بهمن ۱۴۰۰، با بیان اینکه ضرورت توسعه تجهیزات در کشور کاملا محسوس است، گفت در کشورهای توسعه یافته فاصله ایستگاه‌ها ۲۵ کیلومتر و در ایران حدود ۱۰۰ کیلومتر است و این وضعیت نیز با استانداردها مغایرت دارد.

به گفته تاج‌بخش، با توجه به اینکه سازمان هواشناسی یک سازمان حاکمیتی است، «بخش اعظمی از هزینه‌های آن از طریق دولت تامین می‌شود».

او گفت بیشتر تجهیزات این سازمان از خارج از کشور تامین می‌شود و هزینه‌های ارزی برای خرید آن طی سه سال اخیر افزایش یافته است.

رییس سازمان هواشناسی گفت در صورت افزایش اعتبارات می‌توان «شبکه‌های دیدبانی اعم از رادارها و ایستگاه‌های خودکار و ایستگاه جو بالا» را تقویت و به روزرسانی کرد.

پیش از این انتقاداتی از سازمان هواشناسی کشور به دلیل دقیق نبودن پیش‌بینی وضع هوا صورت گرفته بود.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسئول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسئولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

استقبال سرد ساکنان میدان سرخ از رئیسی، نماز ابراهیم در کرملین



«ابراهیم رئیسی» روز چهارشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۰ وارد مسکو شد، در کاخ «کرملین» نماز خواند و با «ولادیمیر پوتین» گفت‌وگو کرد. 

با این که در روزهای گذشته بارها سفر رییس جمهوری ایران به روسیه از سوی رسانه‌های حکومتی تبلیغ شده بود اما در این رسانه‌ها گزارشی از استقبال رسمی رییس جمهوری روسیه از رئیسی منتشر نشد. 

تصاویر او و پوتین در حالی که با حضور مترجمان خود مشغول گفت‌وگو بودند و همین‌طور تصاویر نماز خواندن رئیسی در کاخ کرملین از روز گذشته تا کنون مورد توجه کاربران شبکه‌های اجتماعی قرار گرفته است. 

این اولین بار نیست که مقامات ایران و روسیه با هم دیدار می‌کنند، در تاریخ چهل و چند ساله جمهوری اسلامی، بارها مسکو و تهران میزبان مقامات یک‌دیگر بوده‌اند. درباره این سفرها چه می‌دانیم؟

***

درباره حواشی سفر ابراهیم رئیسی به روسیه چه می‌دانیم؟

پس از روایت‌ها درباره اذان گفتن و نماز خواندن «قاسم سلیمانی»، فرمانده کشته شده نیروی «قدس»، شاخه برون‌مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کاخ «کرملین»، نماز خواندن «ابراهیم رئیسی» در این کاخ، یکی از حاشیه‌های سفر او به مسکو بوده است. 

فاصله زیاد رئیسی و پوتین و عدم استقبال از او هنگام ورود به کاخ، از جمله دیگر حاشیه‌های این سفر است. رسانه‌های منتقد دولت نیز تصاویر استقبال پوتین از «حسن روحانی» در سال ۱۳۹۳ را یادآوری کرده‌اند.

اصل سفر برای ابراهیم رئیسی در این شرایط اما موفقیت محسوب می‌شود. گفته شده است که در این سفر، سند راهبردی ۲۰ ساله ایران و روسیه امضا می‌شود که مشخص نیست شبیه به قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین است یا ادامه سندی است که در دولت «محمد خاتمی» امضا شده و به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده بود.

روزنامه «کیهان» روز پنج‌شنبه در صفحه اول خود از تیتر «نگرانی امریکا و پادوهای غرب از فصل تازه روابط ایران و روسیه» استفاده کرد و در سرمقاله‌اش نوشت: «اصولاً روسیه نوین با روسیه تزاری، چین گذشته با چین در حال تبدیل شدن به ابرقدرت اقتصادی جهان و ایران مقتدر اسلامی با ایران زمان قاجار کاملاً تفاوت دارند.»

پیش از این سفر، خبرگزاری «تسنیم»، وابسته به سپاه پاسداران از سخنان «حسین امیر عبداللهیان»، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی مبنی بر نگاه هم‌زمان ایران به غرب و شرق انتقاد کرده و نوشته بود این سخنان می‌توانند مانع پی‌گیری جامع‌تر و با اعتماد متقابل کامل‌تر درباره نگاه به شرق باشند.

رئیسی پیش از این سفر نیز نشستی را با وزرای سابق امور خارجه و «علی لاریجانی» و «سعید جلیلی» برگزار کرده و روزنامه «شرق» نوشته بود که  دلیل دعوت نشدن «محمدجواد ظریف» به این جلسه، احتمالا سخنان او در فایل صوتی افشا شده درباره روسیه باشد. 

ظریف در این فایل صوتی، از مخالفت روسیه با «برجام» سخن گفته و سفر قاسم سلیمانی به مسکو را نیز در راستای نابودی دست‌آورد وزارت امور خارجه و با اراده روسیه دانسته بود.

مهم‌ترین سفر مقامات ایران به شوروی و روسیه کدام بود؟

در میان سفرهای مقامات جمهوری اسلامی به مسکو، سفر «اکبر هاشمی رفسنجانی» در اواخر خرداد ۱۳۶۸ از همه بیشتر اهمیت داشته است؛ سفری که پس از آن  در نماز جمعه شعار «مرگ بر شوروی» حذف شد.

«ناصر نوبری»، سفیر ایران در شوروی گفته در این سفر، «میخائیل گورباچف» از ایران خواسته بود فهرست تقاضاهای خود را ارایه کند: «اعضای هیات نظامی هم نمی‌دانستند چه اقلام روسی سفارش بدهند. طوری شد که فردا وقتی با گورباچف جلسه خصوصی گذاشتیم، لیست درخواست‌های ما را که می‌دید، می‌گفت این که قدیمی است، الان نام آخرین مدل این است و... لیست را اصلاح می‌کرد.»

مقامات جمهوری اسلامی اعلام کرده‌اند که در این سفر، بزرگ‌ترین قرارداد نظامی تاریخ ایران با رقمی بالغ بر ۱۰ میلیارد دلار امضا شد. این سفر اما زمانی رخ داد که شوروی در جنگ از عراق حمایت کرده بود و پس از پایان جنگ، به ایران تجهیزات نظامی می‌داد. 

سفر هاشمی رفسنجانی پس از درگذشت «روح‌الله خمینی»، پیش از انتخاب او به ریاست جمهوری ایران انجام شده بود.

سفرهای خاتمی، بهاری در روابط ايران و روسيه

سفر مقامات جمهوری اسلامی به روسیه در دولت محمد خاتمی نیز ادامه یافت و او در سال ۱۳۷۹ سفر خود به مسکو را «بهاری در روابط ايران و روسيه» خواند. 

دولت خاتمی هم‌زمان برای بهبود روابط با کشورهای غربی نیز تلاش می‌کرد. اما روابط دو کشور علاوه بر موضوعات گذشته، تحت تاثیر مذاکرات درباره رژیم حقوقی دریای خزر نیز قرار داشت.

ماجرای برکناری لاریجانی پس از سفر پوتین به تهران چه بود؟

سال ۱۳۸۶، ولاديمير پوتين، رييس جمهوری روسيه به تهران سفر کرد. او نخستین رهبر روسیه بود که از زمان سفر «استالین» در سال ۱۹۴۳ میلادی که در نشست مشهور تهران با «وینستون چرچیل» و «فرانکلین روزولت» حضور داشت، به تهران سفر می‌کرد. پیش از این سفر نیز خبرهایی مبنی بر احتمال ترور پوتین در تهران مطرح شده بود.

پیش از سفر پوتین، دولت «محمود احمدی‌نژاد» استراتژی نگاه به شرق را کلید زده بود. پس از آن، علی لاريجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و مذاکره کننده ارشد هسته‌ای ايران تاييد کرد که ولاديمير پوتين در سفر خود حامل پیامی درباره پرونده اتمی بوده است. این سخنان و اعلام این پیام یکی از دلایل برکناری لاریجانی بود.

پس از این سخنان لاریجانی، روزنامه «جمهوری اسلامی» نوشت پوتين پیشنهاد خود را با رهبر جمهوری اسلامی مطرح کرده است و اين نشان می‌دهد او با ساختار جمهوری اسلامي ايران آشنايی خوبی دارد و پيشنهاد تعيين كننده خود را مستقيما با تصميم گيرنده اصلی در ميان گذاشته است.

محمود احمدی‌نژاد، رييس جمهوری وقت ایران نیز از این سخنان لاریجانی دلخور شد و گفت: «پوتین پیشنهاد هسته‌ای به ایران نياورده بود.»

پس از این سفر، پوتین بار دیگر به تهران رفت و دیدارهایش با رهبر جمهوری اسلامی خبرساز شدند؛ از جمله سال ۱۳۹۴، در سفر برای اجلاس سران کشورهای صادر کننده گاز، در دیدار با رهبر جمهوری اسلامی یک جلد قرآن خطی قدیمی به او هدیه داد.

پس از آن، خبرگزاری روسی «تاس» به نقل از «دمیتری پسکوف»، سخن‌گوی رییس‌جمهوری روسیه نوشت که قرآن اهدا شده به آیت‌الله «علی خامنه‌ای» در جریان سفر ولادیمیر پوتین به ایران، مدلی از نسخه قدیمی‌ است که در روسیه نگه‌داری می‌شود.

چرا سفرهای احمدی‌نژاد به مسکو خبرساز شدند؟

سفرهای احمدی‌نژاد به مسکو به سبک معمول حاشیه‌هایی داشتند و او ۲۶ خرداد ۱۳۸۸، در بحبوحه اعتراض‌ها پس از انتخابات این سال عازم شهر «یکاترینبورگ» در روسیه شد و در اجلاس سران کشورهای عضو «سازمان همکاری شانگهای» شرکت کرد.

در سال ۱۳۹۲ نیز سفر احمدی‌نژاد به روسیه مانند دیگر سفرهای سال پایانی او خبرساز شد. رسانه‌های ایران اعلام کردند که محمود احمدی‌نژاد «سامانه راهبری جراحی هوشمند (نویگیشن)» را به ولادیمیر پوتین، رییس جمهوری روسیه هدیه داده است. 

خبرگزاری‌های ایران مدعی شده بودند این سامانه توسط متخصصان ایرانی تهیه شده است و فن‌آوری آن فقط در کشورهای پیشرفته مثل امریکا و آلمان وجود دارد. 

خبرگزاری «ایسنا» همان زمان نوشت: «این سامانه امکان انجام اعمال جراحی پیچیده در حوزه‌های مغز و اعصاب، گوش و حلق و بینی و ستون فقرات را با کم‌ترین خطا برای جراح فراهم می‌کند و به عنوان یک سامانه مکان‌یاب، در حین جراحی، یاری‌دهنده جراح با دقت یک میلی‌متر است.»

رسانه‌ها حرکات پوتین در دیدار با احمدی‌نژاد را عجیب توصیف کرده بودند. تصاویری هم از گفت‌و گوی دو رییس جمهوری منتشر شدند که نشان می‌دادند وقتی احمدی‌نژاد مشغول صحبت بود، پوتین در جیبش دنبال چیزی می‌گشت، سرش را می‌خاراند و یا به دستان خودش نگاه می‌کرد.

در آخرین سفر احمدی‌نژاد به مسکو در جریان اجلاس سران کشورهای صادر کننده گاز، رسانه‌ها خبر دادند که همراهان او ۱۰۰ نفر بودند و از جمله همسران برخی معاونان، دستیاران و وزرا در این هیات حضور داشتند.

چرا بیشترین سفر مقامات دو کشور در دولت روحانی رخ داد؟

«مهدی سنایی»، سفیر ایران در مسکو در دولت حسن روحانی گفته بود در طول ۵۰۰ سال گذشته، هیچ‌گاه سطح گفت‌وگوی روسای دو کشور در این حد نبوده است.

به گفته او، از سال ۲۰۱۳ میلادی، ولادیمیر پوتین سه بار به ایران رفت و حسن روحانی پنج بار به روسیه سفر کرد و در کل، دو رییس جمهوری در حدود ۱۷ بار در عرض شش سال با هم دیدار داشتند. 

محمدجواد ظريف نیز بیش از ۳۰ بار به مسكو سفر كرد. او در نشست خبری با «سرگئی لاوروف»، همتای روس خود گفته بود: «شمار سفرهايم به مسكو آن قدر زياد است كه عدد آن را فراموش كرده‌ام.» 

همکاری نظامی ایران و روسیه در سوریه و ماجراهای برجام از جمله دلایل سفرهای متعدد مقامات دو کشور بوده‌اند.

علاوه بر مقامات دولتی، «علی شمخانی»، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران و «محمدحسین باقری»، رییس ستاد کل نیروهای مسلح نیز به مسکو سفر کردند. «علی‌اکبر ولایتی»، مشاور رهبر جمهوری اسلامی در امور بین‌الملل نیز بارها حامل پیام‌های آیت‌الله خامنه‌ای برای پوتین بوده است.

آیا روسیه از تمام مقامات ایرانی به یک شکل استقبال کرده است؟

گویا روسیه در میان روسای مجلس ایران، تنها از علی لاریجانی استقبال مناسب کرده است. پیش از آن که سفر «محمدباقر قالیباف»، رییس کنونی مجلس به مسکو با حاشیه‌هایی همراه شود، سفر «غلامعلی حداد عادل» در سال ۱۳۸۴ با استقبال سرد روسیه مواجه شده بود.

اکبر هاشمی رفسنجانی ۱۱ دی ۱۳۸۴ گفته بود: «آقای حداد که به روسیه رفتند، واقعاً من شرمنده و سر به زیر شدم. سخنرانی ایشان در پارلمان را لغو کردند، نخست‌وزیر ملاقاتش را لغو کرد، پوتین حاضر نشد با ایشان ملاقات کند.»

در دیدارهای مقامات ایران و روسیه چه موضوعاتی مطرح شده‌اند؟

یکی از موضوعات مطرح در روابط دو کشور، بدقولی روسیه در ساخت و تکمیل نیروگاه بوشهر بوده است.

هم‌زمان با سفر اکبر هاشمی رفسنجانی به روسیه، موافقت‌نامه همکاری هسته‌ای میان دو کشور تدوین شد و دوم شهریور ۱۳۷۱ نیز موافقت‌نامه کاملی از همکاری‌های هسته‌ای بین دو کشور به امضا رسید.

پس از ناامید شدن ایران از تکمیل نیروگاه بوشهر توسط آلمان، قراردادی برای تکمیل آن در سال ۱۳۷۳ بین دو کشور بسته شد و سال‌ها طول کشید تا قرارداد وارد مرحله اجرایی شود. اما با تاخیرهای مکرر و بالا بردن هزینه، در سال ۱۳۹۱به بهره‌برداری رسید.

مقامات جمهوری اسلامی به تکمیل نشدن این نیروگاه اعتراض کردند. در آغاز دولت ابراهیم رئیسی و در جریان سفر «محمد اسلامی»، رییس سازمان انرژی اتمی ایران به مسکو، روشن شد که روسیه ۲۲ ماه است کار در بوشهر را متوقف کرده است. 

برخی از نشست‌های مقامات دو کشور نیز مربوط به رژیم حقوقی دریای خزر بوده‌اند که اولین نشست وزرای خارجه کشورهای ساحلی این دریا در آبان ۱۳۷۵ و ماه‌های آخر ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی برگزار شد.

هر چند کلید توسعه روابط ایران و روسیه و چین از دوره احمدی‌نژاد زده شد اما مقامات جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر این موضوع را به صورت پررنگ‌تری تبلیغ کرده‌اند و از روسیه نوین سخن می‌گویند.

مطالب مرتبط:

اعتراف دیرهنگام ظریف؛ وزارت خارجه در خدمت سپاه قدس

نقش لاریجانی‌ها در روابط با چین و شوروی؛ برادران شرقی

قالیباف و تحقیر روسای مجلس؛ از پشت کوه‌های آلپ تا درهای بسته کرملین





]]>

درستی سنجی سخنان علی‌اکبر ولایتی؛ سه دروغ پینوکیو در یک مصاحبه کوتاه با کیهان



«علی‌اکبر ولایتی»، وزیر سابق امور خارجه جمهوری اسلامی و مشاور امور بین‌الملل آیت‌الله «علی خامنه‌ای» در روز ۲۷ دی ۱۴۰۰، در آستانه سفر «ابراهیم رئیسی»، رییس جمهوری ایران به روسیه، گفت‌وگویی کوتاه با روزنامه «کیهان»، چاپ تهران داشته و در آن ادعاهای متعددی را درباره روابط دو کشور مطرح کرده است.

ولایتی در این مصاحبه کوتاه، سه موضوع درباره روابط جمهوری اسلامی و روسیه مطرح کرده و گفته روسیه در شورای امنیت سازمان ملل متحد همواره در حمایت از ایران نقش اساسی داشته است، روابط دو کشور دو سویه و برابر بوده و ایران، روسیه و چین سه قدرت درجه اول «سازمان همکاری شانگهای» هستند.

گذاره‌هایی که علی‌اکبر ولایتی مطرح کرده است، تا چه حد صحیح هستند؟

***

مشاور امور بین‌الملل «علی خامنه‌ای»، رهبر جمهوری اسلامی گفته روسیه همواره در شورای امنیت سازمان ملل متحد در حمایت از ایران و برنامه اتمی آن نقش اساسی داشته است. 

بررسی‌های «ایران‌وایر» نشان می‌دهند اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی که پس از فروپاشی، روسیه جانشینی آن را ادامه داد، در مقاطعی از جمهوری اسلامی در شورای امنیت حمایت کرده اما نمی‌توان گفت حمایت آن همواره و همیشگی بوده است.

بنابراین، روسیه همواره حامی جمهوری اسلامی در شورای امنیت سازمان ملل متحد نبوده است.

«ایران‌وایر» با بررسی ادعای علی‌اکبر ولایتی درباره این که روسیه در شورای امنیت سازمان ملل متحد همواره در حمایت از ایران نقش اساسی داشته است، نشان «دروغ پینوکیو» می‌دهد. 

دروغ پینوکیو گفته‌ای است که عدم صحت آن‌ قبلا ثابت شده یا بر اساس تحقیقات و مدارک موجود، کذب از کار درآمده‌ و یا به عبارتی، یک دروغ عیان است.

اما ولایتی در ادامه مصاحبه خود با روزنامه کیهان درباره روابط جمهوری اسلامی ایران و روسیه گفته است: «روابط دو کشور دو سویه و برابرند.» 

مرور روابط دو دولت توسط «ایران‌وایر» از زمان انقلاب بهمن ۱۳۵۷ تا زمان حاضر که ۴۳ سال از آن می‌گذرد، نشان می‌دهد:

بررسی‌های «ایران‌وایر» از مناسبات جمهوری اسلامی با شوروی و پس از فروپاشی آن، روسیه، نشان می‌دهند که بر خلاف اظهارات علی‌اکبر ولایتی، این روابط کاملا یک سویه و به نفع روسیه بوده‌اند. بنابراین، به مشاور بین‌الملل آیت‌الله خامنه‌ای درباره این اظهاراتش نشان «دروغ پینوکیو» می‌دهد. 

دروغ پینوکیو گفته‌ای است که عدم صحت آن قبلا ثابت شده یا بر اساس تحقیقات و مدارک موجود، کذب از کار درآمده‌ و یا به عبارتی، یک دروغ عیان است.

ولایتی در ادامه مصاحبه خود گفته است: «ایران، روسیه و چین سه قدرت درجه اول سازمان همکاری شانگهای هستند.»

بررسی‌های «ایران‌وایر» نشان می‌دهند:

این گزاره پیش از این هم در «ایران‌وایر» بررسی و به دلیل شدت غیرواقعی بودن، به گوینده آن «نشان پینوکیو» داده شده بود. بنابراین، به ادعای سوم علی‌اکبر ولایتی درباره این که ایران یکی از سه قدرت اصلی سازمان همکاری شانگهای است، نشان «دروغ پینوکیو» می‌دهد. 

دروغ پینوکیو گفته‌ای است که عدم صحت آن قبلا ثابت شده یا بر اساس تحقیقات و مدارک موجود، کذب از کار درآمده‌ و یا به عبارتی، یک دروغ عیان است.

به این ترتیب، به مصاحبه کوتاه علی‌اکبر ولایتی درباره روابط جمهوری اسلامی و روسیه و وزن آن در کنار چین و روسیه، دست‌کم سه نشان «دروغ پینوکیو» تعلق می‌گیرد.

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره روش‌شناسی راستی‌آزمایی در «ایران‌وایر»، این‌جا را کلیک کنید.

مطالب مرتبط:

طراح مکانیسم ماشه شورای امنیت علیه ایران، لاوروف، وزیر خارجه روسیه بود

روسیه چگونه ایران را در تقسیم دریای خزر تنها گذاشت؟

راستی آزمایی؛ آیا ایران قدرت چهارم و تحریم‌ناپذیر پیمان شانگهای است؟





]]>

انتقام‌گیری طالب‌ها از نظامیان سابق با اتهام عضویت در لشکر فاطمیون



 دانیال دایان

مواجهه «طالبان» با اعضای سابق لشکر «فاطمیون» یا چگونگی برخورد آن‌ها با مساله شرکت شهروندان افغانستانی در لشکری نظامی تحت نظارت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، از زمان روی کار آمدن حکومت جدید در افغانستان، یکی از مباحث مبهم و سوال‌برانگیز بوده است. تاکنون مقامات طالبان از پاسخ‌گویی به سوالات «ایران‌وایر» در این خصوص سر باز زده‌اند. 

در این مدت، شماری از نظامیان سابق افغانستان بازداشت یا ناپدید شده‌اند. حالا تعدادی از بستگان آن‌ها به «ایران‌وایر» خبر داده‌اند که برخی از بازداشتی‌ها با اتهام «عضویت در لشکر فاطمیون»، در زندان به سر می‌برند؛ اتهاماتی که به باور بسیاری، دروغ است و تنها به ابزاری در اختیار طالبان برای اعمال آزار و خشونت بیشتر علیه شهروندان این کشور، به ویژه هزاره‌ها (شیعیان افغانستانی) تبدیل شده است. 

***

«کاظم جعفری» به مدت هشت سال در نهاد امنیت ملی استان «هرات» افغانستان برای شناسایی و بازداشت طالب‌ها فعالیت می‌کرد. او پس از سقوط حکومت، از کار بی‌کار شد اما به «عفو عمومی» طالبان اعتماد کرد بدون آن‌ که در باورش بگنجد بازداشتی دیگر در راه است. 

جعفری یکی از نظامیان سابق افغانستان است که با اتهام عضویت در «لشکر فاطمیون» دستگیر و زندانی شد و مورد شکنجه قرار گرفت. 

لشکر فاطمیون شاخه‌ای نظامی از نیرو «قدس» سپاه پاسداران است که در جنگ سوریه از شهروندان افغانستانی عضوگیری کرد تا از آن‌ها در آن جنگ، در جهت منافع جمهوری اسلامی و حکومت سوریه بهره‌مند شود. هنوز مشخص نیست تلفات فاطمیون چند نفر بوده است اما شماری از آن‌ها جان خود را از دست دادند، بسیاری زخمی و ناتوان شدند و صدها نفر با فرار از ادامه همکاری با جمهوری اسلامی، سرنوشتی نامعلوم دارند. 

«ایران‌وایر» پیش‌تر روایت‌های بسیاری از بازمانده‌های فاطمیون منتشر کرده است که گفته بودند فریب‌ وعده‌های جمهوری اسلامی را مبنی بر دریافت اقامت طولانی‌مدت برای خود و خانواده‌های‌شان، هم‌چنین دریافت دستمزد ماهیانه خورده‌اند. آن‌هایی هم که از روی باور و عقیده‌ به مذهب شیعه، قرار بود «مدافع حرم» باشند (یعنی نیروهای حفاظت از اماکن مقدس شیعیان در سوریه)، مورد سوءاستفاده قرار گرفتند و بسیاری از آن‌ها در خط مقدم به کار گرفته شدند. برخی از آن‌ها هم به کشورشان بازگشتند. 

«ایران‌وایر» در آبان ۱۴۰۰، با انتشار گزارشی اختصاصی خبر داد که جمهوری اسلامی فرماندهان ارشد فاطمیون را به سوریه فراخوانده است. 

به روایت کاظم جعفری بازگردیم. او برای «ایران‌وایر» بازداشت خود را چنین شرح داد: «شبانه به خانه من هجوم آوردند و سپس من را به حوزه ۱۲ پلیس شهرک جبرئیل منتقل کردند. آن‌‌ها گفتند اطلاعاتی در اختیار دارند که من عضو فاطمیون هستم و برای ایران جاسوسی می‌کنم. طالب‌ها برای اعتراف به چنین اتهامی، من را دو شبانه‌روز شلاق زدند. هرچه می‌گفتم که من عضو امنیت ملی بودم و بعد از سقوط حکومت فعالیتی ندارم، قبول نمی‌کردند.» 

جعفری به «ایران‌وایر» گفت که هرگز به ایران سفر نکرده بود اما طالبان اصرار می‌کردند که عضو فاطمیون بوده است: «می‌دانم که لشکر فاطمیون از میان هزاره‌ها شکل گرفته است اما من هیچ‌وقت عضو آن نبودم. طالبان به بهانه وجود فاطمیون، نظامیان سابق را بازداشت می‌کنند.» 

به گفته جعفری، او با پا در میانی علما و افراد بانفوذ هزاره مبنی بر عدم حضور در لشکر فاطمیون، از بند طالب‌ها رها شد و در نخستین فرصت، خود را به استان «نیمروز» در جنوب غرب افغانستان رساند. 

این استان هم‌مرز با ایران و سکوی حرکت و قرار گیری در مسیر قاچاق انسان است. او با پرداخت هشت میلیون تومان به قاچاق‌بر، خود را به پاکستان و بعد ایران رسانده بود. 

کاظم جعفری حالا در تهران به سر می‌برد و کارگری می‌کند. این نظامی سابق افغانستان به «ایران‌وایر» گفت تا وقتی طالب‌ها بر مسند قدرت در کشورش هستند، حاضر نیست به آن‌جا بازگردد. 

پس از سقوط حکومت سابق افغانستان بود که ملا «هیبت‌الله آخندزاده»، رهبر طالب‌ها اعلام عفو عمومی کرد و از نیروهایش خواست که به حملات انتقام‌جویانه اقدام نکنند. به تازگی نیز خبرگزاری دولتی «باختر» گزارش داده که رهبر طالبان در جریان سفر به استان «هلمند» در جنوب افغانستان، باری دیگر بر لزوم پایبندی بر عفو عمومی تاکید کرده است. 

وعده‌های طالبان از یک‌سو و نظرات مقامات و سخن‌گو‌هایشان از سوی دیگر با واقعیتی که در جامعه افغانستان جریان دارد، هم‌خوانی ندارد. آن‌چه بر مردمان سرزمین افغانستان می‌گذرد، اعمال محدودیت‌های بیشتر، بازداشت‌های گسترده‌تر و خشونتی است که ناظری بر آن وجود ندارد. 

«عصمت‌الله» نام مستعار برادر یکی از نظامیان سابق ارتش افغانستان است که توسط طالبان بازداشت شده است. او فرمان عفو عمومی طالبان را «عوام‌فریبی» می‌داند. 

به گفته این فرد، طالبان بیش از دو هفته است که برادرش را به اتهام عضویت در لشکر فاطمیون بازداشت کرده است. این خانواده هم از هزاره‌های منطقه «دشت‌ برچی» هستند. 

او به «ایران‌وایر» گفت با وجود مداخله بزرگان قوم هزاره، هم‌چنان برادرش در بند طالب‌ها است: «طالبان قوم هزاره را با اتهام عضویت در لشکر فاطمیون مورد آزار و اذیت قرار می‌دهند. برادر من روزها است که نزد طالبان اسیر است. من از طالب‌ها می‌خواهم که چشم خود را بر روی حقیقت نبندند و هرچه زودتر برادرم را که عضو سابق نظامی حکومت پیشین افغانستان بوده است، آزاد کنند.» 

این در حالی است که بیشتر مقامات ارشد نظامی افغانستان پس از سقوط حکومت، این کشور را ترک کرده‌ و به کشورهای همسایه، از جمله ایران رفته‌اند. 

نه در حکومت سابق افغانستان و نه هنوز، مشخص نیست که چندین نفر از شهروندان این کشور به لشکر فاطمیون پیوسته‌اند. از سوی دیگر، آمار و هویت‌ تلفات این اقدام هم دست‌کم به شکل علنی مشخص نیست. فقط مانده‌اند خانواده‌هایی داغ‌دار و اعضای بازمانده این لشکر که در سکوت و نگرانی به سر می‌برند. آن‌ها حتی در حکومت پیشین هم امنیت نداشتند و به دلیل جنگیدن در جهت منافع کشوری دیگر، تحت تعقیب قرار داشتند. از سوی دیگر، افکار عمومی جامعه افغانستان هم به راحتی آن‌ها را نمی‌پذیرفت. 

هم‌چنان مشخص نیست که سرنوشت نظامیان سابق افغانستان چه می‌شود؛ همان‌طور که هیچ‌کس نمی‌داند چه بر سر اعضای سابق یا کنونی لشکر فاطمیون آمده است یا خواهد آمد. اما هرچه پیش‌تر می‌رویم، زندگی برای شهروندان افغانستان، به‌ویژه آن‌هایی که در حکومت پیشین پست و مقامی داشتند، سخت‌تر می‌شود. 

پیش‌تر، «ایران‌وایر» در مطلبی اختصاصی خبر داده بود که جمهوری اسلامی فرماندهان ارشد لشکر فاطمیون را به سوریه فراخوانده است. 





]]>

نزار زکا به اعتصاب غذا برای آزادی گروگان‌ها در ایران پیوست



استان‌وایر-«نزار زکا»، شهروند لبنانی-آمریکایی که چهار سال را در زندان‌های جمهوری اسلامی گذارنده است، به اعتصاب غذای «بری روزن» برای حمایت از گروگان‌های دو تابعیتی و خارجی در ایران پیوست.

صفحه توییتر گروه جهانی کمک به گروگان‌ها، روز جمعه ۱ بهمن با اعلام این خبر نوشت که آقای زکا برای پیوستن به اعتصاب غذای بری روزن برای آزادی گروگان‌هایی که ناعادلانه در ایران زندانی شده‌اند، راهی وین شده است.

بری روزن یکی از دیپلمات‌های سابق آمریکا است که چهار دهه پیش، در زمان اشغال سفارت کشورش در تهران به‌دست حامیان حکومت تازه‌تاسیس جمهوری اسلامی، گروگان گرفته شده بود.

او با تحصن و اعتصاب غذا در محل مذاکرات در وین، خواهان آزادی زندانیان دوتابعیتی و خارجی در ایران شده است. 

روزن روز پنجشنبه ۳۰ دی گفت روز دوم اعتصابش همزمان با سالگرد آزادی‌ اوست و افزود ایران اگر به دنبال توافق با قدرت‌های جهان است باید گروگان‌ها را آزاد کند.

رابرت مالی، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران، شامگاه چهارشنبه ۲۹ دی‌ با بری روزن دیدار کرد و از او خواست که به اعتصاب غذای خود پایان دهد.

آقای مالی با انتشار پستی در صفحه توئیتر خود از اقدام متعهدانه بری روزن برای حمایت از افراد «خارجی/دوتابعیتی» که به‌طور «غیرقانونی» در بازداشت حکومت ایران به سر می‌برند، قدردانی کرد.

شماری از فعالان سیاسی و کنشگران مدنی نیز از اعتصاب غذای بری روزن حمایت کرده و برای جلب توجه به وضعیت وخیم حقوق بشر در ایران به وی پیوسته‌اند.

جمشید برزگر، روزنامه‌نگار ساکن لندن از جمله کسانی است که در وین اعتصاب غذا کرده و می‌گوید می‌خواهد اعتراضش را به «قتل» بکتاش آبتین نشان دهد.

کایلی مور گیلبرت، پژوهشگر استرالیایی‌-بریتانیایی که پیشتر در ایران زندانی بود، با اعلام حمایت از روزن در ویدیویی گفت آزادی زندانیان خارجی و دوتابعیتی باید پیش‌شرط هرگونه توافق در وین باشد.

در بیش از ۴ دهه حکومت جمهوری اسلامی در ایران، شهروندان دوتابعیتی به اتهام جاسوسی بازداشت و به احکام حبس و حتی اعدام محکوم شده‌اند.

در حال حاضر شماری از آن‌ها از جمله نازنین زاغری، باقر و سیامک نمازی، عماد شرقی، مراد طاهباز، فریبا عادلخواه، ناهید تقوی و مهرداد رئوف در حبس به‌سر می‌برند و احمدرضا جلالی، پژوهشگر ایرانی- سوئدی نیز به اعدام محکوم شده است.





]]>

شاهد دادگاه حمید نوری از نقش او در شکنجه زنان زندانی سخن گفت



پنجاه و نهمین جلسه دادگاه حمید نوری، دادیار سابق قوه قضاییه ایران و متهم به مشارکت در قتل‌عام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ امروز پنجشنبه ۳۰ دی‌ماه ۱۴۰۰ با شهادت روم افشم در دادگاه استکهلم سوئد برگزار شد.

روم افشم یکی از فعالان سیاسی پیش از انقلاب و عضواتحادیه کمونیست‌های ایران بوده و در تشکیل کانون اتحادیه‌های کارگری غرب ایران نقش داشته است. او تیرماه سال ۱۳۶۰ در محله فلاح در جنوب تهران دستگیر شد و  در دادگاهی نمایشی و کوتاه به ۱۲ سال زندان محکوم شد. 

این زندانی سیاسی سابق تایید کرد که چندین نوبت و در زمان‌های مختلف هم قبل از آغاز اعدام‌ها و پس از آن در زندان با حمید نوری مواجه شده و او را به خوبی می‌شناسد.

او در مورد روند تشکیل دادگاه و محکومیت خود گفت که دو سال بعد از دستگیری در یک دادگاه  چند دقیقه‌ای بدون اینکه به وکیل دسترسی داشته باشد به اتهام هواداری از اتحادیه کمونیست‌های ایران و کمک مالی به آن و همچنین خواندن نشریه به ۱۲ سال زندان محکوم شد.

روم افشم که به گفته خود بر اثر شکنجه‌های دوران زندان به ترامای بعد از حادثه مبتلا است و همچنان در حال درمان است در حالی که در طول ارائه شهادت خود به دادگاه بسیار منقلب و متاثر بود گفت: «من با صدای بلند اعلام می‌کنم که در آنزمان در بند ۲۰۹ زندان اوین شکنجه های قرون وسطایی جریان داشت.»

این شاهد که دوران محکومیت خود را در زندان‌های قزلحصار و گوهردشت گذرانده است گفت در زندان قزلحصار«تابوت‌هایی» وجود داشته  که دختران زندانی باید ۲۴ ساعته در آنها – در سکوت کامل و بدون تولید کمترین صدایی - زندگی می‌کردند.

 او تایید کرد که حمید نوری دادیار زندان گوهردشت بوده و هیچگاه از ناصریان که رئیس زندان بود جدا نمی‌شده است. او از عباسی و عرب به عنوان «دو بال ناصریان» یاد کرد و گفت لشکری فردی «بد دهن و مسئول امنیتی زندان گوهردشت بود. اما عرب و حمید عباسی دادیاران زندان گوهردشت بودند.»

روم افشم که سال ۱۳۶۵ از زندان قزلحصار به زندان گوهردشت منتقل شد گفت در نوروز ۱۳۶۶ زندانیان چپ و مجاهد در کنار هم در بندهای زندان «عید خوبی» داشتند.

او گفت نخستین بار در بهمن‌ماه ۱۳۶۶ هنگام گفتگو با زندانیان بند شش مقابل حمید نوری و لشکری قرار گرفته است: « چشم بند داشتم می‌دانم کسی که من را می‌زد لشکری بود و نوری آخر سر دستور داد من را به یک اتاق تاریک بیاندازند.»

این زندانی سیاسی سابق همچنین گفت که خردادماه ۱۳۶۷ شاهد بوده که تعدادی از زنان زندانی سیاسی را از زندان اوین به گوهردشت منتقل کرده‌اند: «با چشمان خودم دیدم که این زندانیان زن بخاطر شرکت در ورزش دسته‌جمعی نه تنها بوسیله پاسدارهای زن بلکه توسط حمید نوری، ناصریان، لشکری و چند پاسدار دیگر در هواخوری زندان گوهردشت مورد ضرب و شتم قرار گرفته تکه و پاره شدند.»

به گفته روم افشم قبل از آغاز کشتار دسته‌جمعی زندانیان سیاسی همه زندانیان هوادار گروه‌های چپ به بند هفت زندان گوهردشت منتقل شدند: « من در بند هفت چند نوبت در حضور لشکری و حمید عباسی به سوالات ناصریان در خصوص نمازخواندن و آمادگی برای مصاحبه پاسخ دادم.»

او در پاسخ به سوال دادستان درمورد اینکه چه زمانی متوجه شده که زندانیان را اعدام می‌کنند گفت: « روز هشت مرداد ۱۳۶۷ دمپایی‌های زیادی را دیدم که در هواخوری ریخته شده بودند.ما بعدها متوجه شدیم که اولین اعدام‌ها به احتمال زیاد در آشپزخانه و نانوایی زندان انجام شده و بعد به حسینیه منتقل شده است.»

روم افشم شهادت داد که پس از پایان اعدام زندانیان عضو و هوادار سازمان مجاهدین، حمید نوری در اواسط شهریور ۶۷ خطاب به سایر زندانیان گفت «ضدانقلاب ها، امروز آخرین روزتان است».

این زندانی سیاسی سابق همچنین تایید کرد که در همان‌روز زندانیان توسط حمید نوری، لشکری، ناصریان و پاسداران بند به مدت یکساعت به وحشتناک‌ترین شکل ممکن کتک خورده و شکنجه شده‌اند: « شلاق می‌زدند و موقع شلاق زدن می‌گفتند شما دل امام، قلب امام را به درد آورده اید. امام از دست شما قلب درد گرفته است».

به گفته روم افشم حمید نوری همیشه در زمانی که زندانیان توسط پاسداران مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتن این جمله را می‌گفت: «محکم بزنید این ضدانقلاب ها را.»

او همچنین گفت در آن روز و روزهای پس از آن وقتی از او خواسته‌اند نماز بخواند و او قوبل نکرده شلاق خورده است: «روز سوم ناصریان و نوری مت را به حسینیه زندان بردند. گفتند نماز می‌خوانی گفتم می‌خوانم. اما این‌ها هدفشان نماز نبود. من برای نماز می‌بایست بروم حمام و تمیز بشوم بعد وضو بگیرم بعد نماز بخوانم در حالی که من در گند و کثافت بودم و بی‌وضو نماز خواندم.»

این زندانی سیاسی سابق در مورد مواجهه بعدی خود با حمید نوری گفت که بعد از پایان موج دوم اعدام‌ها در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۶۷ همراه با حدود صد زندانی دیگر که از اعدام جان به در برده بودند برای ملاقات حضوری با خانواده‌هایشان به حسینیه زندان گوهردشت جایی که اعدام‌ها در آن انجام می‌شد برده شدند: «زمانی که خانواده‌ها فهمیدند که محل ملاقاتشان همان محل اعدام زندانیان بوده، غوغایی در سالن برپا شد و همه گریه می‌کردند. این موضوع باعث شد تا حمید نوری با بلندگویی به بالای سن حسینیه برود.»

روم افشم در این بخش از شهادت خود در حالی که بسیار متاثر شده بود مستقیما حمید نوری را مخاطب قرار داد و پرسید: «آقای حمید عباسی (نوری) من از شما می‌پرسم بالای سن، بلندگو دست شما بود. آیا به مردم – به خانواده های ما- توهین کردی یا نکردی؟»

قاضی دادگاه در واکنش به این اقدام شاهد از او خواست آرام باشد و متذکر شد که او تنها باید به سوالات دادستان پاسخ دهد و حق پرسیدن سوال مستقیم از متهم را ندارد.

شاهد دادگاه حمید نوری پس از مکثی کوتاه شهادت خود را از سر گرفت و گفت حمید نوری آن روز خانواده‌های زندانیان بازمانده از جمله خود او را تهدید کرد که اگر ساکت نشوند، فرزندانشان را به بند بازخواهند گرداند.

به گفته روم افشم حمید نوری در آن روز خودش را «حمید عباسی، دادیار زندان گوهردشت» معرفی کرده است.

این در حالی است که حمید نوری طی جلسات برگزار شده و همچنین در جریان دفاع از خود موکدا اعلام کرد نه تنها فقط یک کارمند ساده دفتری در زندان بوده که هرگز در زندان گوهردشت خدمت نکرده و دو یا سه بار برای انجام ماموریت به آنجا رفته است.

حمید نوری و وکلای او همچنین مدعی شده‌اند در مرداد و شهریور ۱۳۶۷ حمید نوری به دلیل به دنیا آمدن فرزندش در مرخصی به سر می‌برده است.

روم افشم در ادامه گفت حمید نوری از بالای سن به خانواده زندانیان جان به در برده از اعدام‌ها گفته است که «مراقب فرزندانتان باشد که اگر یکبار دیگر دستگیر شوند، اعدام شان می کنیم.»

روم افشم پس از پایان اعدام‌ها در اسفند ۱۳۶۷ ابتدا به زندان اوین منتقل و پس از سه ماه آزاد شد.

جلسه پنجاه و نهم از رسیدگی به اتهامات حمید نوری در حالی برگزار می‌شود که مرکز رسانه‌ای قوه قضاییه روز دوشنبه ۲۷ دی‌ماه ۱۴۰۰ برای نخستین بار نسبت به این دادگاه واکنش نشان داد و در گزارشی با اشاره به حمید نوری او را  «کارمندی ساده» خواند که ربوده شده، چندین نوبت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بدون دسترسی آزاد به وکیل و حق ملاقات با خانواده اش و حتی بدون داشتن عینک مطالعه، در سوئد محاکمه می شود.

این ادعاها در حالی مطرح می شود که حمید نوری طبق قانون سوئد پس از بازداشت در فرودگاه استکهلم، از وکیل برخوردار بوده و حتی در جلسات دفاعیه خود از وکلایش تشکر کرد و گفت هرچه آنها گفته‌اند مورد تایید اوست.

همچنین در جریان برگزاری جلسات دادگاه حمید نوری هنگامی که مخالفان جمهوری اسلامی خارج از دادگاه شعارهایی علیه سیاست‌های ایران و مقامات جمهوری اسلامی سر می‌دادند، به درخواست حمید نوری دادگاه تا زمان برقراری آرامش متوقف می‌شد.

از سوی دیگر همسر، فرزندان و داماد حمید نوری در جلسات محاکمه اش - بويژه شش جلسه دفاعیات او - در صحن دادگاه حضور داشتند و توسط او به اعضاء دادگاه معرفی شدند. او در جلسات دادگاه به غیر از عینک از تبلت نیز برخودار است.

جلسه بعدی دادگاه حمید نوری ، فردا جمعه یکم بهمن ۱۴۰۰ با شهادت مهدی اصلانی، زندانی چپ نجات یافته از اعدام های تابستان ۶۷ برگزار خواهد شد.

رسیدگی به اتهامات این مقام سابق قوه قضاییه ایران تا آوریل ۲۰۲۲ ادامه خواهد داشت.





]]>

جیره‌بندی نان، بسته شدن راه؛ روایت شهروندان از سنندج زیر برف



سوران ناصری، شهروندخبرنگار، سنندج

شماری از شهروندان اهل سنندج، مرکز استان کردستان صبح امروز ٣٠ دی‌ ١٤٠٠ در اعتراض به بی‌توجهی و انفعال شهرداری و ستاد مدیریت بحران این شهرستان، نسبت به برف‌روبی و نمک‌پاشی در پی سامانه بارشی برف و باران طی پنج روز گذشتە در مقابل شهرداری این شهر تجمع کرده‌اند. 

یک شهروندخبرنگار با ارسال تصاویری از سنندج، از بسته شدن راه و جیره‌بندی نان در پی افزایش بارش برف خبر داده است.

***

یک شهروند ساکن سنندج با ارسال تصاویری از تجمع اعتراضی مردم در مقابل شهرداری این شهرستان می‌گوید: «شهروندان معترض علاوه بر انتقاد شدید از عدم مداخله تیم‌های واکنش سریع ستاد مدیریت بحران و نیروهای شهرداری جهت باز کردن مسیرهای ارتباطی و معابر اصلی در سطح شهر، خواستار اقدام فوری شده‌اند. اما به نظر می‌رسد این دو نهاد دولتی جز وعده‌های واهی، برنامه و اقدام جدی برای رفع انسداد مسیرهای ارتباطی در سطح شهر در دستور کار نداشته باشند.»

بر اساس تصاویری که به «ایران‌وایر» رسیده، بسیاری از خیابان‌ها، شاه‌کوچه‌ها و معابر اصلی سنندج هم‌چنان مسدود هستند و تاکنون این مسیرها از سوی شهرداری و ستاد مدیریت بحران سنندج برف‌روبی و نمک‌پاشی نشده‌اند.

یک منبع نزدیک به شهرداری سنندج ضمن ابراز نگرانی از ادامه واکنش انفعالی مسوولان مربوطه شهرداری در قبال پیامدهای سامانه بارشی چند روز گذشته بر زندگی و کار مردم، به «ایران‌وایر» گفت: «شهرداری سنندج برای برف‌روبی در سطح شهر تنها دو دستگاه گریدر و یک دستگاه لودر در اختیار دارد که اگر در طول شبانه‌روز هم فعال باشند، عملا کاری از پیش نخواهند برد.»

او اضافه کرد: «در صورت ادامه بارش برف و افزایش سرما، بی‌شک کل مسیرهای ارتباطی در سطح شهر برای مدت طولانی مسدود خواهند ماند و یخبندان زندگی مردم را دچار اختلال جدی خواهد کرد.»

اگرچه ستاد مدیریت بحران استان کردستان صبح امروز ۳۰ دی ۱۴۰۰، علاوه بر اعلام خبر تعطیلی ادارات در روز پنج‌شنبه، تاکید کرده بود که حضور مدیران دستگاه خدمات‌رسان در ادارات ضروری است اما انتشار وسیع تصاویر و فیلم‌ها از وضعیت نابسامان معابر و محله‌های گوناگون سنندج حاکی از آن هستند که این نهاد دولتی اقدام ملموسی برای برف‌روبی و نمک‌پاشی در معابر سطح شهر نکرده است.

از سوی دیگر، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صبح امروز دو عدد مینی‌بوس برای نقل و انتقال مردم حاشیه‌نشین ناحیه منفصل شهری «نایسر» به میدان «نبوت» سنندج تامین کرده است.

به گفته یکی از اهالی نایسر، به موازات اقدام سپاه پاسداران در تامین این دو مینی‌بوس اما طی پنج روز گذشته، اغلب تاکسی‌هایی که در مسیر سنندج به نایسر کار می‌کنند، بدون نظارت نهادهای دولتی، به جای دریافت قیمت مقطوع دو هزار و ٥٠٠ تومان کرایه، بابت هر یک نفر از پنج هزار تا سقف ١٥ هزار تومان از شهروندان نایسری کرایه تاکسی می‌گیرند.

مسدود ماندن خیابان‌ها، شاه‌کوچه‌ها و معابر ارتباطی در سطح شهر سنندج، کمبود آرد در اغلب نانوایی‌ها و عدم امکان پخت کافی نان لواش و جیره‌بندی آن را برای مردم به دنبال داشته است.

ساکنان محلی ضمن تایید بحران نان و کمبود آرد در نانوایی‌های سنندج، می‌گویند یخبندان و انباشت برف در معابر، امکان انتقال آرد به نانوایی‌ها را عملا ناممکن کرده است و شهروندان سنندجی در مقابل نانوایی‌ها برای خرید پنج عدد نان لواش مجبورند ساعت‌ها در اوج سرما در صف‌های طولانی برای خرید نان منتظر بمانند: «حتی برخی از کبابی‌هایی که نان داغ هم دارند، نان پخت می‌کنند و به شهروندان می‌فروشند.»

شماری از نانوایی‌های سنندج، از جمله محله «بهاران» نیز برای ضایع نشدن حق مشتری‌ها در صف‌های طولانی، اسامی مشتری‌ها را در طوماری ثبت می‌کنند و بر اساس آن، به هر مشتری فقط هشت قرص نان لواش می‌فرشند.

به گفته یکی از منابع محلی، غرفه سوپر مارکت‌هایی که پیش‌تر نان لواش بسته‌ای می‌فروختند، حالا دیگر تخلیه شده و افراد آزمند و سودجو نیز نان مردم را گرو گرفته و در مسیرهایی از شهر نان لواش بسته‌ای را به قیمت گزاف می‌فروشند.

تصاویری که شهروندخبرنگاران برای «ایران‌وایر» ارسال کرده‌اند، نشان می‌دهند علاوه بر انباشته شدن انبوه زباله‌ها در سطح شهر، در پی سامانه بارشی پنج روز گذشته، بسیاری از درختان سطح شهر نیز که به دلیل بارش سنگین برف شکسته شده‌اند، تا لحظه تنظیم این خبر از پیاده‌روها، معابر و خیابان‌های سطح شهر جمع‌آوری نشده‌اند.





]]>

جمشید برزگر، روزنامه‌نگار: اعتصاب غذا کردم، چون وظیفه شهروندی‌ من است



«من در این‌ جا اعتصاب غذا کرده‌ام، چون نمی‌خواهم نسبت به ظلم اعمال‌ شده علیه بکتاش آبتین و قتل عمدی او توسط نظام جمهوری اسلامی بی‌تفاوت باشم. فکر می‌کنم که این وظیفه شهروندی همه ما است تا صدای مظلومیت هم‌وطنان خود را به گوش دنیا برسانیم و مانع از تکرار چنین حوادث تلخی برای سایر هنرمندان، روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی زندانی شویم.»

این سخنان را «جمشید برزگر»، روزنامه‌نگار و شاعر ایرانی ساکن اروپا امروز ۳۰ دی ۱۴۰۰ در گفت‌وگو با «خبرنگاری جرم نیست» به زبان آورده است. او از روز گذشته اعتصاب غذای یک هفته‌ای را با هدف اعتراض به قتل «بکتاش آبتین»، شاعر و فیلم‌ساز زندانی توسط دستگاه قضایی و امنیتی نظام جمهوری اسلامی، مقابل محل برگزاری مذاکرات احیای «برجام» در وین اتریش آغاز کرده است.

***

بکتاش آبتین که به تحمل شش سال زندان محکوم شده بود، در زندان «اوین» به ویروس کرونا مبتلا شد و به دلیل تاخیر در اعزام به بیمارستان، ظهر شنبه ۱۸دی۱۴۰۰ در «بیمارستان ساسان» تهران درگذشت. 

نزدیکان این فیلم‌ساز در گفت‌وگو با «خبرنگاری جرم نیست»، به همراه بسیاری از فعالان حقوق بشر، حقوق‌دان‌ها و هم‌بندی‌های بکتاش آبتین در زندان اوین، دستگاه قضایی و امنیتی ایران را به «قتل عمد» نسبت به این هنرمند متهم کرده‌اند.

جمشید برزگر امروز ۳۰ دی ۱۴۰۰ در گفت‌وگو با «خبرنگاری جرم نیست»، هدف از اعتصاب غذای خود را اعتراض به ظلم و ایفای وظیفه شهروندی عنوان کرد و توضیح داد: «در دومین روز از اعتصاب غذا، حالم خوب است و مشکلی ندارم. تا پنج روز دیگر ادامه خواهم داد و دوستان دیگری هم برای تحصن به من ملحق شده‌اند. بعد از قتل بکتاش آبتین، شماری از زندانیان سیاسی و هم‌بندی‌های او دست به اعتراض زدند و سپس اعتصاب غذا کردند. متاسفانه با این زندانیان برخوردهای تنبیهی سختی شد و حال بعضی از آن‌ها اصلا خوب نیست؛ مثلا آقای بهشتی به دلیل افت فشار خون، به بهداری زندان منتقل شده است. خانم نرگس محمدی را بعد از دو ماه انفرادی، به زندان قرچک ورامین تبعید کرده‌اند که همه از شرایط وخیم این زندان آگاه هستیم. هم‌چنین آقای کیوان صمیمی هم در این سن به مکان نامعلومی منتقل شده است. خانم عالیه مطلب‌زاده هم به همین شکل.»

این روزنامه‌نگار ادامه داد: «این سلسله اتفاق‌ها با توجه به کارنامه جمهوری اسلامی در بی‌اعتنایی عامدانه به جان زندانیان سیاسی، بسیار نگران‌ کننده است. ما به شدت نگران هستیم که آن‌ چه بر سر بکتاش آبتین نازنین آوردند، برای دیگر زندانیان سیاسی هم رقم بزنند و ما مجددا به سوگ بنشینیم. به همین دلیل و در شرایطی که بری روزن هم از امریکا برای اعتراض و اعتصاب غذا به این‌ جا آمده است و به ما درس مسوولیت شهروندی می‌دهد، بهتر خواهد بود که این صداها به هم بپیوندند و رساتر شوند تا توجه بیشتری را جلب کنند. آن‌چه که می‌تواند وضعیت زندانیان سیاسی را تغییر دهد، حساسیت افکار عمومی، ابتدا در داخل و بعد خارج ایران است.»

«بری روزن»، دیپلمات سابق ایالات متحده امریکا که ۴۴۴ روز در ایران گروگان بود، از روز ۲۷ دی، در اعتراض به بازداشت شهروندان دو تابعیتی در ایران، دست به اعتصاب غذا زده و حالا جمشید برزگر نیز در کنار او است.

روزن در ویدیویی که در حساب کاربری خود در توییتر منتشر کرده، گفته است ۴۱ سال پس از آزادی‌، این هفته اعتصاب غذای خود را در وین آغاز می‌کند تا همه گروگان‌های ایرانی را آزاد کنند. 

این دیپلمات سابق افزوده است که این افراد انسان‌ هستند و قابل چانه‌زنی نیستند. 

او در ادامه تاکید کرده است که آزادی آن‌ها باید قبل از هرگونه معامله‌ای با یک رژیم غیرقابل اعتماد رخ دهد.

به نظر می‌رسد دستگاه امنیتی و قضایی ایران دور تازه‌ای از برخوردهای خشن و مرگ‌آفرین را با فعالان سیاسی، روزنامه‌نگاران و هنرمندان آغاز کرده است. شب گذشته، یکی از نزدیکان کیوان صمیمی، روزنامه‌نگار ۷۳ ساله زندانی به «خبرنگاری جرم نیست» خبر داد که او برای تنبیه، با دستور ماموران امنیتی، به زندان مرکزی کرج در استان البرز تبعید شده است. 

گفته می‌شود دلیل این تبعید، تنبیه کیوان صمیمی به خاطر اعتراض به کشته شدن بکتاش آبتین بوده است. 

با توجه به سن بالا و بیماری‌های زمینه‌ای کیوان صمیمی و هم‌چنین شرایط غیراستاندارد زندانمرکزی کرج، خانواده این زندانی به شدت نگران جان او هستند.

در موردی دیگر، همسر «عالیه مطلب‌زاده»، روزنامه‌نگار، مستندساز و نایب‌ رییس «انجمن دفاع از آزادی مطبوعات» که درحال تحمل حکم سه سال زندان است، روز ۲۰ دی۱۴۰۰ به «خبرنگاری جرم نیست» گفته بود این روزنامه‌نگار به دلیل برگزاری مراسم یادبود درگذشت بکتاش آبتین در زندان اوین، با دستور دادستان تهران به زندان «قرچک» ورامین منتقل شده است.

به گفته «صدرا عبدالهی»، کارگردان سینما و همسر عالیه مطلب‌زاده، گزارش ضابطان امنیتی دلیل اصلی این انتقال بوده است.

پس از درگذشت بکتاش آبتین، زندانیان سیاسی در زندان‌های اوین و «رجایی‌شهر» «کانون نویسندگان ایران»، «نویسندگان ایرانی در تبعید»، «انجمن قلم ایران در تبعید» و «انجمن قلم امریکا» در بیانیه‌هایی جداگانه، نظام جمهوری اسلامی ایران را قاتل بکتاش آبتین معرفی کردند.

«سوزان ناسل»، مدیر اجرایی انجمن قلم امریکا شامگاه ۱۸دی۱۴۰۰ به وقت ایران گفت: «بدترین ترس‌های ما حالا تحقق یافتند، زیرا ما در سوگ مرگ شاعری هستیم که مرگ او کاملا قابل پیش‌گیری بود. کرونا یک قاتل طبیعی است اما مرگ آبتین در هر مرحله با حمایت و کمک حکومت ایران شکل گرفت. زندان اوین تهران محل وقوع این جنایت بود و حبس ناعادلانه او را تبدیل به حکم اعدام کردند. آبتین از درمان پزشکی منع شد، بیماری‌های او را نادیده گرفتند و او را با غل و زنجیر به تخت بیمارستان بستند.»

 

 





]]>

نفوذ خزنده پوتین در جمع روسای جمهور ایران



ابراهیم رئیسی روز چهارشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۰ وارد مسکو شد، در کاخ «کرملین» نماز خواند و با «ولادیمیر پوتین» گفت‌وگو کرد. با این که در روزهای گذشته بارها سفر رییس جمهوری ایران به روسیه از سوی رسانه‌های حکومتی تبلیغ شده بود اما در این رسانه‌ها گزارشی از استقبال رسمی رییس جمهوری روسیه از رئیسی منتشر نشد.





]]>