IranWire Headlines

 

IranWire

سعید محمد و هوشی سادات؛ سرداران شرکتی در سودای پاستور



استعفای «سعید محمد» از فرماندهی قرارگاه خاتم‌الانبیای سپاه پاسداران با انگیزه حضور در فضای انتخاباتی و انتصاب «حسین هوشی سادات» به جای او، نشان دیگری از سودای نسل جدید فرماندهان سپاه برای حضور در سمت‌های غیرنظامی رده اول است. سردارانی که به سرداران پس از قطعنامه مشهورند و در دوره جنگ ایران و عراق جایگاهی نداشته‌اند. این سرداران برخلاف سرداران سابق که نامشان در عملیات‌های سپاه پاسداران مطرح بود، نامشان در شرکت‌های سپاه پاسداران آمده است.

***

«حسین هوشی سادات» نیز مانند «سعید محمد» پیش از انتصاب به فرماندهی قرارگاه خاتم‌الانبیای سپاه پاسداران شناخته شده نبود و ویژگی او مطرح شدن نامش در تعدادی از شرکت‌های سپاه پاسداران است. مجموعه شرکت‌های سپاه پاسداران یک چندضلعی تودرتو است و هر یک از شرکت‌ها ممکن است سهام‌دار شرکت دیگری باشند. در این میان حسین هوشی سادات نیز در چند شرکت تجاری و ساختمانی حضور داشته است. از جمله او به نمایندگی از موسسه خدمات بازرگانی و مشاورهای راهیان کمیل در هیات‌مدیره شرکت «بهساز فراز ایرانیان» حضور داشته است. «شرکت فجر قدس» یکی دیگر از این شرکت‌ها است.

حسین هوشی سادات پیش از این معاون «مهندسی و پدافند غیرعامل» سپاه بوده است. طرح «مجاب» که قرار بوده مصرف انرژی را کاهش دهد و همچنین ساخت تجهیزات چک و خنثی، از جمله اقدامات دوره او بوده است.

سعید محمد حضور در «فضای انتخاباتی» را دلیل استعفای خود ذکر کرده است. مدت‌ها پیش از استعفای سعید محمد نیز تبلیغات برای او آغاز شده و به‌جز حضور در برنامه‌های تلویزیونی، برخی از کانال‌های تلگرامی و اکانت‌های توییتری بر روی او تبلیغات گسترده‌ای انجام داده‌اند.

او پیش از این درباره احتمال نامزدی خود گفته بود: «بستگی به شرایط دارد. باید توجه کنیم که شرایط این دوره از انتخابات پیچیده است؛ باید جلوتر برویم و ببینیم چه اتفاقاتی در انتظار ما است.»

 سعید محمد در ماه‌های گذشته نیز برای بازدید از پروژه‌های قرارگاه خاتم‌الانبیا سفرهای استانی بسیاری داشته است. در این میان، منابع مالی او برای انتخابات ریاست‌جمهوری نیز مطرح شده است.

به‌جز منابع سپاه پاسداران، حمایت گروه‌هایی از پیمانکاران قرارگاه خاتم‌الانبیای سپاه پاسداران نیز از جمله امتیازهای او نسبت به دیگر کاندیداها است. به‌خصوص اینکه او موضوعات سیاسی را در مناسبات مالی خود و قرارگاه خاتم‌الانبیای سپاه پاسداران دخالت داده است.

از جمله قرارداد ۲۰ هزار میلیارد تومانی قرارگاه خاتمالانبیا برای توسعه مجتمع فولاد بناب با «مهدی جهانگیری»، رییس «گروه مالی گردشگری» که به فساد اقتصادی نیز متهم است، انتقاد اصول‌گرایان را به دنبال داشت.

سعید محمد گفته بود که ملاک برای این قرارگاه، «شخصیت حقوقی سازمان‌هاست؛ نه شخصیت حقیقی افراد» و این قرارگاه بدون توجه به «حواشی افراد»، به دنبال «رشد اقتصادی و زیربنایی» ایران است. منتقدان از جمله سایت «الف» این توضیحات را «قانع‌کننده» ندانستند؛ او اما متهم شده که با مهدی جهانگیری ارتباطات مالی دارد و به منابع مالی او در انتخابات چشم دوخته است.

سعید محمد با وجود جذابیت‌هایش برای برخی از جوانان بسیجی و داشتن برخی از شرایطی که رهبر جمهوری اسلامی درباره دولت «جوان و انقلابی» مطرح کرده، دردسرهای زیادی برای جلب نظر همه گروه‌های اصول‌گرا دارد.

«مهدی چمران» در این‌باره گفته که «شناخت جامعه نسبت به او کم است و تا شناخت ایجاد شود، زمان می‌برد.» «عباس سلیمی نمین»، از تحلیل‌گران اصول‌گرا نیز گفته که «او خود را برای شهردار تهران شدن آماده می‌کند.»

 سعید محمد حتی با ملاحظات شورای نگهبان واجد شرایط رجل سیاسی نیست و در صورتی تایید صلاحیت خواهد شد که سپاه پاسداران و دیگر گروه‌های ذی‌نفع بر روی او اتفاق نظر داشته باشند.

استعفای سعید محمد باعث شده که نام او در میان دیگر نامزدهای اصول‌گرا برجسته شود. نام «رستم قاسمی»، فرمانده اسبق پیشین قرارگاه خاتم‌الانبیا و وزیر نفت در دولت «احمدی‌نژاد» نیز به‌عنوان نامزدهای احتمالی انتخابات مطرح شده بود. او اینک معاون نیروی قدس سپاه پاسداران است و در هفته‌های گذشته خبرهایی مبنی بر مخالفت با استعفای او مطرح شده بود.

در این میان نام «سعید جلیلی» و «محمدباقر قالیباف»، نامزدهای انتخابات گذشته نیز بار دیگر مطرح است و برخی از جوانان اصول‌گرا از جمله «مهرداد بذرپاش» نیز سودای نامزدی دارند. «پرویز فتاح» رئیس بنیاد مستضعفان و «عزت‌الله ضرغامی»، رئیس اسبق صداوسیما، از جمله دیگر نامزدها هستند.

«ابراهیم رئیسی»، رئیس قوه قضاییه نیز برای برخی از اصول‌گرایان همچنان نامزد اصلی است و تصور می‌کنند او در صورت حضور در انتخابات می‌تواند بخشی از ۱۶ میلیون رای انتخابات گذشته را کسب کند و در شرایط انتخابات ۱۴۰۰ پیروز شود.

 در این میان وضعیت نامزدهای اصول‌گرا اما مانند انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۴ است و عملا ممکن است، نامزد اصلی در روزهای آخر تغییر کند و معرفی برخی نامزدها عملا «عملیات فریب» باشد.





]]>

نازنین، سارا و آناهیتا، سه ستاره ایرانی فوتبال زنان در اروپا



آتوسا ایران‌مهر، شهروندخبرنگار- تهران

واژه «دورگه‌ها» از زمانی وارد فوتبال ایران شد که «فریدون زندی» پیشنهاد فدراسیون فوتبال برای بازی در تیم ملی ایران را پذیرفت. او از مادری آلمانی و پدری ایرانی به دنیا آمده بود. اما از آن پس، حتی به «رضا قوچان‌نژاد» که زاده خراسان بود یا «اشکان دژاگه» که از پدری و مادری ایرانی به دنیا آمده بود نیز لقب دورگه‌های فوتبال را دادند؛ بازیکنانی با شهروندی اروپایی اما از خانواده‌ای ایرانی.

در فوتبال زنان تا امروز دختری از اروپا به تیم ملی زنان ایران اضافه نشده است، اما هستند دختران ایرانی که برای تیم‌های ملی دیگر یا در باشگاه‌های اروپایی می‌درخشند و کسی نامی از آن‌ها نمی‌داند. به مناسبت ۸ مارس، روز جهانی زن، به دختران ایرانی شگفتی‌ساز در فوتبال جهان می‌پردازیم؛ دخترانی که هرگز برای تیم ملی ایران پا به توپ نشده‌اند.

***

در جام جهانی ۲۰۱۹ فوتبال زنان، حضور یک بازیکن ایرانی در تیم ملی آلمان باعث تحسین و شگفتی هواداران فوتبال در ایران شد.

پس از آن در مراسم بهترین‌های سال سوئد، توپ نقره‌ای که به بهترین بازیکن سال فوتسال زنان اهدا می‌شود، نصیب یک ایرانی شد.

سال ۲۰۲۰ هم خبرسازترین خرید زمستانی تیم زنان «یوونتوس» یک ایرانی بود. سه ایرانی‌تبار را که در اروپا بزرگ شده و به موفقیت رسیده‌اند، بهتر بشناسیم.

آناهیتا زمانیان بختیاری، از پاری‌سن‌ژرمن تا یوونتوس

متولد ۱۹۹۸ در لندن از پدر ایرانی و مادر فرانسوی، چهار ساله بود که همراه خانواده به سوئد رفت. برادر بزرگش فوتبالیست بود و «آناهیتا» هم خیلی زود فوتبال را آغاز کرد. در شش سالگی عضو باشگاه «کیودینگ» بود و بزرگ‌تر که شد پیراهن تیم معتبر «گوته‌بورگ» را پوشید که هر سوئدی آرزوی عضویت در چنین تیمی را دارد.

آناهیتا برای بازی در لیگ زنان سوئد انگیزه بالایی داشت و نخستین بازی خود را آوریل ۲۰۱۶ که فقط ۱۸ سال داشت مقابل «اوربرو» انجام داد.

«زمانیان بختیاری» سه فصل برای گوته‌بورگ یا به قول سوئدی‌ها «یوته بوری»، زیر نظر «استفان رن» بازی کرد، ۳۴ بار به میدان رفت و دو گل هم به ثمر رساند. در این مدت، پیشنهاد بازی در تیم‌های ملی نوجوانان و جوانان سوئد را رد کرد.

او که در پست هافبک نفوذی بازی می‌کند، سال ۲۰۱۴ نخستین بازی خود را برای تیم زیر ۱۷ساله‌های فرانسه انجام داد و مقابل جمهوری چک به میدان رفت. ۴ بار پیراهن فرانسه را در این رده سنی پوشید و در ادامه به تیم زیر ۲۰ ساله‌ها رسید.

سال ۲۰۱۸ در جام جهانی زیر ۲۰ سال به میزبانی فرانسه، با شکست مقابل اسپانیا، از صعود به فینال بازماندند. او موفق شد یک پنالتی برای تیمش بگیرد که با فرصت‌‌سوزی هم‌تیمی‌اش بی‌نتیجه ماند. آن‌ها در دیدار رده‌بندی هم در ضربات پنالتی به انگلیس باختند تا در رده چهارم بایستند.

بعد از حضور در این مسابقات، زمانیان تصمیم گرفت چالش بزرگ‌تری را تجربه کند. لیگ سوئد برایش کوچک شده بود. به فرانسه رفت و پیراهن «پاری‌سن‌ژرمن» را پوشید.

حضورش در پاریس چندان موفقیت‌آمیز نبود. ۵ بار در «لیگ قهرمانان اروپا» به میدان رفت و فقط ۷ بار فرصت بازی را به عنوان یار تعویضی به دست آورد.

همین مسئله باعث شد به فکر جدایی بیفتد. سرمربی یوونتوس، «ماریا ریتا»، که بازی زمانیان را در جام جهانی زیر ۲۰ سال دیده بود، در نقل و انتقالات زمستانی تصمیم به جذب او گرفت. زمانیان به عنوان نخستین خرید باشگاه یوونتوس در سال ۲۰۲۰ به هواداران معرفی شد و البته خیلی زود نخستین گلش را مقابل «تاوانیا» به ثمر رساند.

درباره احساسش از بازی برای یوونتوس می‌گوید: «وقتی عضویتم در یووه قطعی شد واقعاً هیجان زیادی داشتم. با انگیزه هم بودم تا خودم را اثبات کنم که خوشبختانه همین‌طور شد.»

زمانیان می‌تواند به چهار زبان صحبت کند؛ انگلیسی، فرانسه، فارسی و سوئدی.

می‌گوید: «در خانه معمولا انگلیسی صحبت می‌کنیم، اما این دلیل نمی‌شود که فارسی و فرانسه را کنار بگذاریم. از این دو زبان هم در مکالمات خود استفاده می‌کنیم.»

درباره ایران گفته است: «هیچ وقت در ایران نبوده‌ام. پدرم علاقه بسیاری به ایران دارد. خودم در انگلیس به دنیا آمدم و در سوئد بزرگ شدم.»

آناهیتا زمانیان با یوونتوس قهرمان «سری آ» و «سوپر کاپ ایتالیا» شد تا در پایان سال ۲۰۲۰ قراردادش را یک فصل دیگر تمدید کند.

سارا دورسون خواجه در تیم ملی آلمان

جام جهانی ۲۰۱۹ زنان آلمان یک سورپرایز برای ایرانی‌ها داشت. یک مدافع ایرانی‌تبار در قلب خط دفاعی آلمان؛ «سارا دورسون خواجه.»

متولد نوامبر ۱۹۹۱ در کلن، پدرش ایرانی است و مادرش ترک.

سارا فوتبال حرفه‌ای را در ۱۵ سالگی آغاز کرد. یعنی زمانی که در آزمون استعدادیابی تیم ملی نوجوانان آلمان پذیرفته شد. پس از آن در تمام رده‌های سنی برای تیم ملی آلمان بازی کرد.

پس از پوشیدن لباس تیم‌های «واتن شاید»، «توربین پوتسدام»، «باد نوین‌آر» و «اسن»، سال ۲۰۱۸ به «وولفسبورگ» رفت؛ یعنی بازی در عالی‌ترین سطح از فوتبال حرفه‌ای دنیا و جایی که دو فصل پیاپی با این تیم قهرمان «بوندسلیگای زنان» و «جام حذفی» شد.

در جام جهانی ۲۰۱۹ تیم ملی زنان آلمان در یک‌چهارم مقابل سوئد شکست خورد و از راهیابی به نیمه‌نهایی بازماند. این اولین حضور سارا دورسون در جام جهانی بود و در تمام بازی‌ها در ترکیب اصلی قرار داشت.

سال ۲۰۲۰ فینال لیگ قهرمانان زنان اروپا بین «لیون» و وولفسبورگ برگزار شد که در پایان لیون با پیروزی ۳ بر یک جام قهرمانی را بالای سر برد. در این دیدار سارا دورسون خواجه مدافع وولفسبورگ در دقیقه ۳۹ به دلیل مصدومیت مجبور به ترک زمین شد.

مدتی با این مصدومیت دست و پنجه نرم کرد و باز هم پا به میادین فوتبالی گذاشت. در این فصل از بوندسلیگای زنان سارا و تیمش تا هفته چهاردهم در رده دوم و پشت سر «بایرن مونیخ» قرار دارند.

نازنین واثق‌پناه، از کرج تا بازیکن سال سوئد

سال ۲۰۱۹ در مراسم بهترین‌های سال فوتبال و فوتسال سوئد «نازنین واثق‌پناه» جایزه برترین بازیکن فوتسال سوئد را دریافت کرد تا در ایران خبرساز شود. 

خرداد ۱۳۶۶ در کرج از پدر و مادر ایرانی به دنیا آمد، اما هنوز دو ساله بود که خانواده‌اش به سوئد مهاجرت کردند.

ابتدا فوتبالیست بود و در ۱۸ سالگی برای باشگاه «ریمرس‌هولمز» بازی می‌کرد، اما در ۳۲ سالگی و در فوتسال، با لباس «فالکائو استکهلم» به عنوان برترین بازیکن سال این کشور انتخاب شد.

او درباره روندی که پشت سر گذاشت، می‌گوید: «بیشتر زندگی‌ام در استکهلم گذشت. دو برادر فوتبال‌‌دوستم باعث شدند از ۵ سالگی فوتبال بازی کنم. از بچگی خیلی گل می‌زدم و حتی در مسابقه‌ای که ۱۲ گل زدیم، همه گل‌ها را خودم زدم. همه می‌گفتند تو آخرش یک چیزی می‌شوی.»

نازنین تاکید می‌کند: «اگر می‌شد فقط روی فوتبالم تمرکز کنم خیلی خوب بود، اما فوتبال زنان درآمد خاصی ندارد. برای همین من قبل از تمرین، از ۸ صبح تا ۱۵ بعدازظهر کار می‌کنم. عصبانی می‌شوم، چون ما هم مثل مردان هر روز تمرین می‌کنیم. بچگی همیشه برایم سوال بود که چرا اینقدر تفاوت بین زن و مرد وجود دارد. فکر نکنم هیچ‌وقت به اندازه مردان از فوتبال درآمد داشته باشیم.»

و دیدگاه این دختر کرجی درباره تیم ملی سوئد: «از ۵ سالگی رویایم حضور در تیم ملی بود. وقتی به تیم ملی سوئد دعوت شدم، فکر کردم دیگر به آرزویم رسیدم، اما باید تلاشم را بیشتر کنم.»

نازنین واثق‌پناه در رده‌های زیر ۱۷ سال و جوانان برای تیم ملی فوتبال سوئد بازی کرد. سال ۲۰۰۸ به تیم ملی بزرگسالان فوتبال سوئد دعوت شد، اما فقط دو بار برای این تیم به میدان رفت. او در ۲۹ سالگی از فوتبال به فوتسال رفت، با تیم فالکائو به اوج موفقیت رسید و اکنون برای تیم ملی فوتسال سوئد بازی می‌کند. او یکی از یاران کلیدی تیمش در جام ملت‌های اروپا بود، با آمار خیره‌‌کننده ۱۸ گل در ۱۸مسابقه.

نازنین با وجود داشتن دو فرزند و همینطور شاغل بودن، همچنان فوتسال بازی می‌کند.

می‌گوید: «به خاطر بازی برای سوئد دیگر نمی‌توانم برای تیم ملی ایران بازی کنم. خیلی دوست داشتم برای مملکت خودم بازی کنم. هر چقدر آدم بزرگ‌تر می شود متوجه می‌شود که باید به کشورش خدمت کند.»

مطالب مرتبط:

سقوط آزاد بی نظیر دختران فوتبال؛ درخواست برای ثبت در گینس

پایان تلخ دختران قهرمان فوتبال ایران

خانم گل فوتبال ایران: در قرنطینه بمانید ولی ورزش کنید





]]>

دیدار پاپ با سیستانی؛ انکار جایگاه دینی خامنه‌ای



تصویر پاپ «فرانسیس»، رهبر مسیحیان کاتولیک جهان، در لباس تمام سفید و «علی سیستانی» در عبا و عمامه مشکی در کنار یکدیگر از روز گذشته رسانه‌های جهان را تسخیر کرده است. این اولین بار است که یک پاپ کاتولیک با یک مرجع تقلید ارشد شیعه دیدار کرده است.

چرا این دیدار مهم است و پیام آن برای «علی خامنه‌ای»، رهبر جمهوری اسلامی، و روحانیان طرفدار او در قم و نجف که او را ولی امر مسلمین جهان می‌خوانند، چیست؟ «محمدتقی فاضل میبدی»، عضو «مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم»، و «حسن فرشتیان»، دین‌پژوه و حقوق‌دان، در گفت‌و‌گو با «ایران‌وایر» به این پرسش پاسخ داده‌اند.

***

اهمیت دیدار پاپ و آیت‌الله سیستانی

پاپ فرانسیس پس از ۱۵ ماه قرنطینه، برای سفر به عراق روز جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۹۹، از واتیکان خارج شد. تا اینجای این سفر چهار روزه که گفته می‌شود برای دیدار با مسیحیان عراقی ترتیب داده شده است، علاوه بر مقامات دولت عراق و اسقف کلیسای کاتولیک عراق، پاپ با یک رهبر مسلمان و شیعه هم دیدار کرده است؛ آیت‌الله علی سیستانی. دیدار پاپ فرانسیس با آیت‌الله سیستانی از این جهت که نخستین دیدار یک پاپ کاتولیک با یک مرجع تقلید ارشد شیعه است، اهمیتی تاریخی دارد.

پاپ فرانسیس پیشروترین رهبری است که واتیکان تا به‌ حال به خود دیده است. او به‌ خاطر عقاید بازش درباره مسلمانان، مهاجران و همجنسگرایان مشهور است. تا به‌ حال اصلاحات بسیاری را در مقررات درون کلیسایی اعمال کرده است. او در انتخاب کاردینال‌های خود نیز به نکاتی مانند مواضع آن‌ها درباره مهاجران، تغییرات آب‌وهوایی و محیط زیست، توجه به حقوق و مطالبات همجنسگرایان کاتولیک، تمرکززدایی از قدرت کلیسا در رم و انتقال آن به مراکز کاتولیک‌ها در آفریقا، آسیا و آمریکای جنوبی و همینطور گفت‌وگوی بین مذاهب، توجه بسیار کرده است.

پاپ فرانسیس در موضوع گفت‌وگوی بین مذاهب تنها به انتخاب کاردینال‌های همسو با خود اکتفا نکرده است. او در کارنامه آوانگارد خود سابقه سه بار دیدار با »احمد الطیب مام الازهر» را که از مهم‌ترین مراکز علوم اسلامی در جهان است، دارد. اما دیدار او با آیت‌الله سیستانی آن هم در شرایط عالم‌گیری ویروس کرونا و بلافاصله بعد از ۱۵ ماه قرنطینه، حاوی پیام‌های سیاسی و مذهبی برای رهبر جمهوری اسلامی و روحانیان طرفدار او در قم است.

درباره اهمیت دیدار پاپ فرانسیس با آیت‌الله سیستانی، محمدتقی فاضل میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، به ایران‌وایر می‌گوید: «این دیدار نه تنها برای عالم تشیع بلکه برای اهل تسنن و اهل مسیحیت نیز مهم است، زیرا هم تاثیر معنوی و اخلاقی دارد و هم تاثیر سیاسی. این ملاقات نشان‌دهنده این پیام است که تمام ادیان می‌توانند در کنار هم و با احترام متقابل نسبت به هم، زندگی مسالمت‌آمیزی داشته باشند. این دیدار حاوی این پیام است که پیروان ادیان مختلف باید به جنگ‌های اعتقادی و ایدئولوژیکی در دنیا که موضوعاتی ساختگی و ابزار حاکمان سیاسی است، پایان دهند. این ملاقات نشان می‌دهد که انسان به ذات خود در هر کجای دنیا که زندگی کند، دارای ارزش است و حفظ کرامت او حائز اهمیت است.»

اهمیت دیدار پاپ و آیت‌الله سیستانی اما از دید حسن فرشتیان، دین‌پژوه ساکن فرانسه، بیشتر سیاسی است. او معتقد است: «از یک سو انتخاب جایگاه نجف از این جهت که نماینده اسلام شیعه یا همان اسلام اقلیت است، حائز اهمیت است و از سوی دیگر، انتخاب شخص آیت‌الله سیستانی.»

فرشتیان می‌گوید: «در جهان اسلام ایران به عنوان مهد تشیع شناخته می‌شود و جمهوری اسلامی هم ادعای رهبریت نه‌ تنها اهل تشیع، بلکه کل مسلمانان جهان را دارد. اما طبیعی است که رهبر جمهوری اسلامی به دلیل آن بخش حکومتی نمی‌تواند چنین جایگاه مذهبی داشته باشد و این جایگاه به صورت طبیعی در اختیار آیت‌الله سیستانی قرار می‌گیرد، زیرا از مناصب حکومتی به دور است.»

چرا پاپ فرانسیس تهران و قم را برای سفر انتخاب نکرده است؟

این‌ که جمهوری اسلامی مدعی رهبری جهان اسلام است بر هیچ‌کس پوشیده نیست. اما ظاهرا بیرون از مرزهای بیت‌ رهبری و ایران، رهبران جهان و به خصوص پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان، به‌گونه‌ای دیگر می‌اندیشند. به عقیده حسن فرشتیان، دین‌پژوه و حقوق‌دان، وضعیت آزادی ادیان در ایران نیز یکی از دلایلی است که پاپ مقصد سفر خود برای گفت‌وگوی بین مذاهب را عراق تعیین کرده است و نه ایران. او در این زمینه به ایران‌وایر می‌گوید: «پارادوکس‌هایی که در جمهوری اسلامی وجود دارد، مثل فشارهایی که بر اقلیت‌های مذهبی وارد می‌شود، مانع گفت‌وگوی بین مذاهب است. طبیعتا در جمهوری اسلامی با توجه به حاکمیت بخشی از روحانیت و این‌ که رهبر جمهوری اسلامی یک فرد روحانی است و ولایت فقیه بر ایران حاکم است، رهبر باید پاسخگوی رفتارهای نظام با اقلیت‌های مذهبی و دینی باشد. روحانیان حاکم بر ایران باید پاسخگو باشند که چرا اهل تسنن در تهران حق داشتن مسجد ندارند، چرا مسیحیان از حقوق برابر شهروندی با دیگران برخوردار نیستند و بدتر از همه این‌ها چرا نوکیشان با این همه مشکل مواجه می‌شوند.»

او ادامه می‌دهد: «از نظر جمهوری اسلامی اگر در یک کشور غیر‌اسلامی، تعدادی از شهروندان مسلمان شوند، کاملا طبیعی است و جمهوری اسلامی حامی آن‌ها می‌شود یا اگر در یک کشور سنی عده‌ای شیعه شوند، جمهوری اسلامی کاملا حامی آن‌ها خواهد بود و تقاضای مسجد و حسینیه برای آن‌ها می‌کند، ولی برعکس آن وجود ندارد. یعنی اگر در جمهوری اسلامی شیعیانی سنی شوند و مسلمانانی مسیحی شوند، این افراد با مشکلاتی مواجه می‌شوند.»

پایان رهبری خودخوانده

علی خامنه‌ای از زمانی که به عنوان مرجع معرفی شد، از آیت‌الله سیستانی دل خوشی ندارد. این کدورت با سقوط حکومت «صدام حسین» و مداخله‌های نظامی و سیاسی ایران در عراق تشدید شده است. آیت‌الله سیستانی طی ۲۰ سالی که از حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام حسین می‌گذرد، همیشه خواهان عدم مداخله دولت‌های خارجی در اداره عراق بوده است. گواه این موضوع حمایت او از اعتراضات مردمی عراق در سال ۲۰۱۹ بود که یکی از مطالبات اصلی آن‌ها مبنی بر عدم دخالت ایران در سیاست داخلی عراق  بود که به خوبی در شعار «بغداد باید آزاد شود، ایران باید برود» می‌گنجید.

هر چه علی خامنه‌ای سعی می‌کند حفظ ظاهر کند و این کدورت را علنی نکند، آیت‌الله سیستانی به‌ وضوح نارضایتی خود را از اقدامات جمهوری اسلامی بروز می‌دهد. او بارها در نپذیرفتن ملاقات مقامات سیاسی نزدیک به خامنه‌ای این را نشان داده است. سیستانی «محمود احمدی‌نژاد» را در دوره‌ای که محبوب علی خامنه‌ای بود، «قاسم سلیمانی»، فرمانده ارشد سپاه قدس، و به تازگی «ابراهیم رئیسی» را به حضور نپذیرفته است.

به نظر می‌رسد که آیت‌الله علی سیستانی حتی در منازعه بین «اکبر هاشمی رفسنجانی» و علی خامنه‌ای هم بیشتر متمایل به رفسنجانی بوده است. سخنان خبرساز او درباره اختلاف رفسنجانی و خامنه‌ای که در سال ۱۳۸۷ و در ملاقات با رفسنجانی مطرح شده بود، گواه پیگیری جریان‌های سیاسی رقیب خامنه‌ای توسط اوست.

بنابراین، سفر پاپ به عراق و نه ایران و دیدار او با آیت‌الله سیستانی و نه علی خامنه‌ای حاوی یک پیام سیاسی و مذهبی مهم است. از نظر پژوهشگران دینی این پیام در واقع پایان ادعای جمهوری اسلامی بر رهبری مذهبی جهان تشیع است.

حسن فرشتیان در این باره به ایران‌وایر می‌گوید: «اطرافیان آقای خامنه‌ای او را به‌ عنوان رهبر جهان تشیع و حتی گاهی رهبر جهان اسلام مطرح می‌کنند و او استنکاف نمی‌کند و حتی با پیام‌هایی که به جوانان اروپا و امریکا می‌دهد، نشان می‌دهد که چنین جایگاهی را برای خود قائل است و به دنبال تثبیت این جایگاه است. بنابراین، وقتی اولین ملاقات در منطقه بین پاپ و آیت‌الله سیستانی انجام می‌شود، معنا و مفهومی دیگری دارد که از نظر من روند طبیعی حاکمیت جمهوری اسلامی است. غیر از این هم انتظار نمی‌رفت. هنگامی که بخشی از روحانیت به حکومت می‌رسند و مرجعیت اخلاقی و مذهبی خود را از دست می‌دهند، به‌ عنوان حاکمان سیاسی و مانند سایر سیاستمداران به آن‌ها نگریسته می‌شود.»

از نظر محمدتقی فاضل میبدی اما اتمام دوران رهبری خودخوانده علی خامنه‌ای، به‌ دلیل شخصیت و منش آیت‌الله سیستانی است. او معتقد است: «آیت‌الله سیستانی خودش را در قله معنویت و اخلاق حفظ کرده و در مسائل جزیی سیاسی خود را وارد نکرده و سعی کرده است با حفظ استقلال حاکمیت عراق نفوذ معنوی خود را نه تنها در میان شیعه‌ها بلکه در میان سنی‌ها هم حفظ کند.»

او همچنین معتقد است: «آن مرجعیتی که در مسائل سیاسی خود را کمتر وارد کند، در دل مردم جایگاه بیشتری دارد و آن مرجعیتی که خود را در مسائل سیاسی بیشتر وارد کند در میان مردم جایگاه ضعیف‌تری خواهد داشت.»

آیا دیدار پاپ و آیت‌الله سیستانی در تهران واکنشی در پی خواهد داشت؟

از نظر محمدتقی فاضل میبدی و حسن فرشتیان مقامات جمهوری اسلامی احتمالا به این دیدار هیچ واکنش منفی نشان نخواهند داد. فاضل میبدی در این‌ باره می‌گوید: «هر انسانی که پیام رسولان الهی را دریافته باشد، می‌داند که پیام آن‌ها جز ایجاد وحدت در میان مردم چیزی نبوده است. من فکر نمی‌کنم که کسی در بین مراجع باشد که با نفس این‌ کار مخالفت کند. بحث زندگی مسالمت‌آمیز و حفظ حقوق انسان‌ها یک پیام جهانی و فطری است و نمی‌توان با آن مخالفت کرد. البته ممکن است کسانی باشند که واقعا تنگ‌نظر باشند و بخواهند مخالفت کنند.»

فرشتیان نیز معتقد است: «روحانیان طرفدار آقای خامنه‌ای هر چند ممکن است ناراضی باشند، ولی به صورت آشکار نمی‌توانند به این ملاقات اعتراض کنند. از این جهت که پاپ به عراق سفر کرده است و نه به ایران. درست است که این سوال در پشت پرده مطرح است که چرا به عراق سفر کرده است ولی به ایران نه، اما در ظاهر صحنه سیاسی به نظر نمی‌رسد که بخواهند به روی خود بیاورند.»

شاید امروز علی خامنه‌ای و روحانیان و مقامات تحت امر او نخواهند به صورت علنی نارضایتی خود را از دیدار پاپ با آیت‌الله سیستانی مطرح کنند، ولی صابون حمله مستقیم نزدیکان علی خامنه‌ای قبلا به تن آیت‌الله سیستانی هم خورده است. در سال ۱۳۷۳ «احمد جنتی» در یکی از خطبه‌های نماز جمعه تهران آیت‌الله سیستانی را «انگلیسی» خوانده بود. به تازگی نیز «حسین شریعتمداری»، نماینده علی خامنه‌ای در روزنامه «کیهان»، به دیدار آیت‌الله سیستانی با «جینین هنیس پلاسخارت»، نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در عراق، و سخنان مطرح‌شده در این دیدار اعتراض کرده بود که بعدا مجبور شد بابت آن معذرت‌خواهی کند.

اما اقدامات تلافی‌جویانه علی خامنه‌ای به همین اظهارنظرهای جسته و گریخته محدود نمی‌شود. او پیش از این نیز سعی کرده بود که برای جانشینی آیت‌الله سیستانی پس از مرگ او فکری کند و احتمالا از همین رو بود که دفتر «هاشمی شاهرودی» در نجف تاسیس شد تا جانشین سیستانی فردی نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی باشد؛ گرچه عمر هاشمی شاهرودی به جانشینی سیستانی کفاف نداد.





]]>

ما هم زن هستیم اما کسی به فکر زنان غسال نیست



آمارهای جهانی نشان می‌دهند زنان در دوران کرونا بیش از مردان از کار بی‌کار شده‌اند. ایران هم در این آمار عقب نمانده است. گزارش مرکز آمار ایران در پاییز سال ۱۳۹۹ نشان می‌دهد بخش عمده شغل‌های از دست رفته در یک سال اخیر به زنان تعلق داشته است.

گزارش‌ها نشان می‌دهند سهم زنان کارگر از بی‌کاری در ایام کرونا نیز بیشتر بوده است. «ایران‌وایر» اما در این گزارش سراغ زنان کارگری رفته است که نه تنها بی‌کار نشده‌اند بلکه کارشان بیشتر شده است اما در ایام کرونا روزگار سختی را تجربه کرده‌اند و بیش از دیگران با خطر ابتلا به بیماری روبه‌رو بوده‌اند؛ غسال‌های زن.

 آن‌ها علاوه بر این که از مشکلات کار در ایام کرونا حرف می‌زنند، درد دل دیگری دیگری هم دارند و می‌گویند با وجودی که همان کاری را انجام می‌دهند که غسال‌های مرد می‌کنند اما آن‌ها از دریافت خدمات بیمه محروم هستند و کارگرانی روزمرد حساب می‌شوند.

گفت‌وگوی «ایران‌وایر» را با دو غسالی که هر دو در شهرهای شمالی ایران که شیوع کرونا در آن‌ها بیش از سایر استان‌ها بوده است، می‌خوانید:

****

یک زن غسال در شهر بابلسر در استان مازندران به «ایران‌وایر» می‌گوید شیوع کرونا موجب شده است تا هم‌چنان که حجم کاری او نسبت به گذشته بسیار بیشتر شده، امنیت جانی وی نیز به خطر بیفتد.

«خدیجه» می‌گوید: «من نان‌آور خانه هستم چون چشمان همسرم کم‌سو شده‌اند و دیگر نمی‌تواند کار کند. بعد از شیوع کرونا، تعداد فوتی‌ها در شهر افزایش داشته و رعایت کردن پروتکل‌های بهداشتی برای غسل و کفن کردن جنازه‌ها نیز مدت زمان کار ما را افزایش داده است. من خودم یک‌بار در همان ماه‌های اولیه شیوع کرونا به این ویروس مبتلا شدم و یک‌ماه در خانه بستری بودم. چه کسی باید حقوق من را می‌داد؟ اگر کمک خیرین و کارفرمای من نبود، احتمالا من و همسر و فرزندانم از گرسنگی می‌مردیم.»

او ادامه می‌دهد که بیمه‌ حمایتی برای او و همکارانش در این شغل وجود ندارد و به همین خاطر به اندازه تعداد جنازه‌هایی که شست‌وشو می‌دهند، دستمزد دریافت می‌کنند: «اگر روزی مریض شوم یا جنازه‌ای برای شست‌وشو نباشد، آن‌وقت درآمدی هم نخواهم داشت. چرا ما را بیمه نمی‌کنند؟ حالا ۵۵ سال سن دارم و از الان به این فکر هستم که چندسال دیگر که قوت کار کردن نداشته باشم، از کجا بیاوریم بخوریم؟ در یک سال اخیر که تعداد فوتی‌ها زیادتر شده نیز کمردرد و زانودرد من افزایش یافته است اما چاره‌ای جز ادامه دادن ندارم. در شهر کوچکی مثل بابلسر، مشاغل آن‌چنانی برای ما خانم‌ها وجود ندارد و از سر اجبار و اکراه غسالی می‌کنم. چه کسی این شغل را دوست دارد؟ هیچ‌کس. برای شستن هر جنازه، ۳۰ هزار تومان دستمزد می‌گیرم. اگر روزی به‌طور میانگین دو جنازه هم بشورم، ماهانه حداکثر یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان می‌شود. آیا با این حقوق و با این گرانی‌ها می‌توان زندگی کرد؟»

با یک خانم غسال ۳۰ ساله در شهر گرگان تماس می‌گیریم. گلستان همراه با استان‌های مازندران و گیلان، جزو استان‌هایی در ایران هستند که به دلیل حجم بالای مسافرت مردم از نقاط دیگر به این استان‌ها، با درصد بالاتری از مبتلایان و فوتی‌های کرونایی مواجه شدند.

«مریم» می‌گوید در کنار حقوق ناچیز و سختی شغل غسالی برای زنان، نگاه‌های آزاردهنده سایر مردم به این شغل هم برایش دلهره‌آور است و گاهی اوقات به بخت خود لعنت می‌فرستد که چرا مجبور به انجام چنین کاری شده است.

مریم به «ایران‌وایر» می‌گوید: «من هم انسانم و تحمل نگاه‌های سنگین دیگران برایم مشکل است. مردم طوری به ما نگاه می‌کنند که انگار طاعون داریم یا با عشق و علاقه مرده‌شور شده‌ایم، درحالی که خودشان می‌بینند چند لایه لباس و ماسک می‌پوشیم تا کرونا نگیریم و همین کار هم سختی کارمان را دوچندان کرده است. حتی گاهی در این آرامستان به دلیل کمبود نیروها برای دفن جنازه‌ها و ترسیدن اعضای خانواده‌ها، خودم هم داخل قبر می‌روم. ان اوایل نیروهای شهرداری با ماشین این کار را می‌کردند و روی جنازه آهک می‌ریختند اما حالا دیگر بی‌خیال شده‌اند و تمام زحمتش افتاده است گردن ما کارگران.»

این زن که دارای دختری دو ساله است، از کمبود حقوق دریافتی گلایه می‌کند و می‌گوید هیچ نهادی از او و همکارانش حمایت نمی‌کند.

مریم ادامه می‌دهد: «همه کارگرها بیمه هستند ولی فقط غسال‌های خانم بیمه نمی‌شوند. آیا خون مردها رنگین‌تر است یا جنازه را بهتر غسل می‌دهند؟ هرروز از ساعت هشت صبح تا چهار بعدازظهر مشغول کار هستم و آخر ماه دو و نیم میلیون تومان حقوق می‌دهند که یک میلیونش برای اجاره خانه می‌رود. این انصاف است؟ چون زن هستم پس نباید اندازه مردها حقوق و مزایا و حمایت شغلی داشته باشم؟ حیوان نیستم که... این‌جا قبل از شیوع کرونا یک خانم دیگر هم بود که پس از کرونا استعفا داد و رفت و حالا من تنهایی غسالی می‌کنم. همین باعث خستگی بیش از اندازه‌ام شده است. خب چرا شهرداری من را استخدام نمی‌کند؟ سایر غسال‌های زن در شهرهای دیگر هم همین وضعیت را دارند. انگار ما به دنیا آمده‌ایم تا فقط حمالی کنیم.»

مطالب مرتبط:

نوشابه امیری؛ خشونت و ترس را در مصاحبه با خمینی تجربه کردم

زنان پرستار در لباس ایزوله: حراست دیگر نمی‌تواند به ظاهرمان گیر بدهد

کارگرانِ بهشت زهرا دارای شورا شدند/ یک خانم غساله عضو اصلی شورای کارگری شد





]]>

ویروس کرونا و زندگی سالمندان و پرستاران خانگی



ساجده شوکتی، شهروند خبرنگار، تهران

همه‌گیری ویروس کرونا روی زندگی پرستارانِ افراد سالمند نیز تاثیر گذاشته است. بسیاری از آن‌ها کارهایشان را از دست داده‌اند یا با محدودیت‌هایی برای رفت‌وآمد به خانه سالمندان مواجه شده‌اند. خانواده سالمندان و افرادی که احتیاج به مراقبت‌های پرستاری دارند هم می‌گویند؛ پیدا کردن یک پرستار مناسب برای عزیزانشان در ایام همه‌گیری دشوارتر شده است. شهروندخبرنگار «ایران وایر» در گفت و گو با پرستاران و خانواده‌هایی که برای مراقبت از عزیزانشان دنبال پرستار می‌گردند، از این مشکلات پرسیده است.

***

«مریم» اهل بجنورد و دانشجوی مهندسی کشاورزی دانشگاه تهران است. سه سال است که از یک خانم ۷۵ ساله مراقبت می‌کند: «راستش یکی از آشناهای دورمان من را به این خانواده معرفی کرد. حاج خانم مریضی حاد و سختی ندارد؛ فقط چون همه بچه‌هایش تشکیل خانواده داده‌اند و شوهرش هم چند سال پیش فوت کرده، دنبال کسی می‌گشت که شب‌ها را در خانه‌اش بخوابد و برای تهیه غذا و نظافت منزل کمکش کند. وقتی قرار شد برای دانشگاه به تهران بیایم، به آن‌ها معرفی شدم. برای من هم خوب بود که در خوابگاه نمی‌ماندم و به او هم کمک می‌کردم. هزینه خوراک هم با آن‌ها بود و بابت کارهایم هم حقوق می‌گرفتم. من تعطیلات پایان ترم چند روز به شهرمان می‌رفتم؛ اما در یک‌سال اخیر که کلاس‌ها هم آنلاین شده، بچه‌های حاج خانم گفته‌اند؛ اگر بخواهی مسافرت کنی و بروی بیایی، نمی‌توانی کارت را داشته باشی. چون ممکن است مادرمان را مریض کنی.»

او می‌گوید دلتنگی آن‌قدر به او فشار آورده که شاید تصمیم بگیرد، قید کارش را بزند.

«سهیل» و خواهرانش هم برای نگهداری از پدرشان دنبال پرستار هستند. آن‌ها دنبال کسی می‌گردند که از صبح تا عصر به امورات روزمره مادر هشتاد ساله آن‌ها رسیدگی کند. سهیل می‌گوید که برای شب، خودش و خواهرانش نوبتی در خانه مادر می‌خوابند؛ اما بازهم تاکید می‌کند که پیدا کردن یک آدم قابل اعتماد که روز تا شب را با پدرش بگذراند، در ایام شیوع ویروس کرونا سخت‌تر شده است. او و خواهرانش شش ماه است که دنبال فرد مناسبی می‌گردند: «بعد از شیوع کرونا، قیمت‌ها بسیار بالا رفته. برخی از آن‌ها می‌گویند چون به بیرون رفت‌وآمد دارند، باید در خانه ماسک بزنند و برای این کار و رعایت پروتکل‌ها پول بیشتری طلب می‌کنند. برخی می‌گویند به خاطر کرونا باید پرستار تمام‌وقت بگیرید که خوب هزینه‌اش خیلی بالاتر است.»

او برای یافتن پرستار سراغ مراکز ارائه خدمات بالینی در منزل هم رفته است؛ اما می‌گوید هم قیمت‌ها بیشتر است و هم تضمینی برای سلامت اخلاقی فردی وجود ندارد که معرفی می‌شود: «راستش غیر از مساله مالی موضوع این که فرد مطمئنی باشد که همه‌جور به نیازهای مادرم رسیدگی کند و خدایی نکرده او را آزار ندهد، یکی از دغدغه‌های ذهنی من است.»

با یک مرکز ارائه خدمات بالینی در منزل تماس می‌گیرم. حرف‌های کارمندی که تلفن را جواب می‌دهد، گفته‌های سهیل را تایید می‌کند. او می‌گوید که شرکت ارائه خدمات در منزل ضمانت و تعهدی برای سلامت اخلاقی پرستاران و کارکنانی که می‌فرستد، در نظر نگرفته است: «ما فقط برای اطمینان بیشتر آیتمی با نام «حسن انجام کار» طراحی کرده‌ایم. اگر این آیتم را انتخاب کنید، پرستارانی به شما معرفی می‌شوند که در چند سال گذشته رضایت مجموعه و خانواده‌های قبلی را که برایشان کار کرده‌اند، فراهم کرده‌اند که مسلما حقوق این افراد بیشتر است.» او توضیح می‌دهد که هزینه یک پرستار تمام‌وقت با پخت‌وپز از سالمندی بدون نیاز به پوشک و سرم در این مرکز چهار و نیم میلیون تومان برای بیست و شش روز کار در ماه است که هر شش ماه یک حقوق هم باید به‌عنوان «فرانشیز» به مرکز پرداخت شود. اما این مجموعه به‌جز گزینه حسن انجام کار، هیچ تعهد و تضمین دیگری را به طور مستقیم در جهت سلامت اخلاقی پرستاران بر عهده نمی‌گیرد.
«پروین» خانم ۷۴ ساله یکی از افرادی است که با پرستارش رفیق است و می‌گوید او را مثل دختر نداشته‌اش دوست دارد؛ اما کرونا زندگی او و پرستارش را هم تحت تاثیر قرار داده است.

 همسر پروین خانم فوت کرده است و دو تا پسر دارد که هر دو خارج از کشور هستند. او از طریق یکی از همسایه‌هایش از دو سال پیش با «هدی» به‌عنوان پرستار آشنا شده است. هدی ۲۲ ساله است و اهل یاسوج؛ دانشجوی جامعه‌شناسی دانشگاه تهران است و به‌واسطه این شغل پرستاری توانسته است برای تحصیل به تهران بیاید. پروین خانم در این زمینه می‌گوید: «آشنایی با هدی هیچ‌چیز به‌جز لطف خدا نبود. هم جای دختر نداشته‌‌ام را پر کرده است و هم تنهایی را احساس نمی‌کنم و هم بسیار رابطه دوستانه خوبی با هم داریم. برایش خاطره تعریف می‌کنم و با حوصله گوش می‌دهد و او هم در مورد خانواده و دوستانش و اتفاقات دانشگاه برایم درد دل می‌کند.»

پروین خانم می‌خندد و ادامه می‌دهد: «عین دو تا دوست، جمعه‌ها را برای تفریح و گشت‌وگذار گذاشته‌‌ایم؛ نه من مهمان دعوت می‌کنم و جمعه‌ها جایی می‌روم و نه هدی با دوستانش برنامه می‌گذارد. تا قبل از این کرونای وامانده جمعه‌ها به سینما می‌رفتیم و بعدش شام بیرون می‌خوردیم. یک هفته‌هایی هم با آژانس تا جاده چالوس می‌رفتیم و ناهار می‌خوردیم و بر می‌گشتیم؛ اما توی این یک سال، جرات نکردیم از در بیرون برویم. شش‌ماه اول جمعه‌ها توی بالکن می‌نشستیم و کاهو و سکنجبین می‌خوردیم و حرف می‌زدیم. اما بعدتر هوا سرد شد و فیلم می‌بینیم. گاهی هم هدی کتاب می‌خواند برایم. اما دیگر انگار توی قفس هستیم. نه اطمینان داریم تا به رستوران و پارک و سینما برویم، نه حتی می‌توانیم مهمان دعوت کنیم. خدا خودش ما را از شر این ویروس نجات دهد.»

«زینب» اهل ایذه در استان خوزستان است و ۲۷ سال دارد. او پرستار یک خانم ۸۰ ساله در تهران است و دو سالی است که با شوهرش در تهران زندگی می‌کند. او تا قبل از شیوع کرونا فقط جمعه‌ها می‌توانسته همسرش را در پارک ببیند؛ اما حالا آن دیدارها هم شرط و شروط دارد: «من و پسر عمویم احمد از بچگی همدیگر را می‌خواستیم تا در نهایت بعد از کلی مخالفت و جروبحث دو سال پیش عقد کردیم و اول احمد به تهران آمد و در ساختمانی به‌عنوان کارگر مشغول به کار شد؛ هر چه کرد، نتوانست خانه‌‌ای اجاره کند تا من را هم به تهران بیاورد تا در نهایت این شغل پرستاری جور شد و من هم به تهران آمدم. مرخصی من روزهای جمعه است و احمد جمعه‌ها هم صبح تا ظهر مشغول به کار است به همین دلیل ما با اینکه زن و شوهر هستیم، اما هفته‌‌ای یک‌بار جمعه‌ها همدیگر را در پارک می‌دیدم؛ یا یک ساندویچی با هم می‌خوردیم و دوباره هر کس به محل کار و زندگی‌‌اش برمی‌گردد.»

او می‌گوید به خاطر حفظ سلامت آن سالمند، حالا شوهرش را با حفظ فاصله اجتماعی می‌بیند: «صاحب‌کارم خانواده خوبی هستند. جمعه‌ها احمد می‌آید اینجا پیش من. می‌روم توی حیاط خانه. همان‌جا همدیگر را می‌بینیم و حرف می‌زنیم. فاصله را رعایت می‌کنیم. ماسک هم می‌زنیم. به نظرم بچه‌های حاج خانم حق دارند نگران مادرشان باشند. بالاخره احمد با آدم‌های زیادی در تماس است و ممکن است ناقل باشد و خدایی ناکرده...»

حرفش را نصفه رها می‌کند و با بغض می‌گوید: « تقریبا تمام حقوقم را پس‌انداز می‌کنم؛ اما این شکل زندگی واقعا آزارم می‌دهد. آخر کدام زن و شوهری در یک شهر زندگی می‌کنند و هفته‌‌ای یک بار با هم در پارک قرار می‌گذارند که ما زوج دوم باشیم؟ اما چاره‌‌ای هم نداریم و کاری نمی‌شود کرد.»





]]>

آغاز محکومیت شش شهروند بهایی در بندرعباس



استان‌وایر- بنا به خبر رسیده به ایران وایر، شش شهروند بهایی جهت اجرای حکم به زندان بندرعباس منتقل شدند. روز یکشنبه ۱۷ اسفند پنج شهروند بهایی به نام‌های «مهران افشار»، «امید آفاقی»، «ادیب حق‌پژوه»، «فرهاد امری» و «آرش راسخی»  خودشان را به زندان بندرعباس معرفی کردند.

هم‌چنین در روز شنبه ۱۶ اسفند، «نسیم قنواتیان» در منزل شخصی‌اش در بندرعباس بازداشت و به زندان منتقل شد.

طبق رای دادگاه، مهران افشار، امید آفاقی، نسیم قنواتیان و آرش راسخی هر کدام به دو سال و فرهاد امری و ادیب حق‌پژوه به یک سال حبس تعزیری محکوم شده‌اند.

در ۲۲ آذر ماه، شعبه دوم دادگاه انقلاب بندرعباس به ریاست قاضی «بلادر» این شش تن و دو بهایی دیگر را به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور با عضویت در جامعه بهایی» مجموعا به چهارده سال حبس تعزیری محکوم کرد.

حکم صادره عینا در دادگاه تجدیدنظر به ریاست قاضی «افشارپور» تایید شد.  

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

قسمت سی‌وهشتم؛ چه خبر



محمد تنگستانی

در این قسمت از برنامه «چه خبر» به موضوعی می‌پردازیم که مربوط به پناهجویان ایرانی‌ است. کسانی که سال‌هاست در کشورهایی مانند ترکیه مانده‌اند و منتظرند توسط کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد به کشور سوم منتقل شوند.

از یک سال‌ونیم پیش «سعید بشیر‌تاش» فعال سیاسی و همسر «دریا صفایی» نماینده پارلمان کشور بلژیک اقدام به رایزنی و دریافت ویزای بشردوستانه از سوی کشور بلژیک برای کمک به پناهجویانی کرد که بلاتکلیف در ترکیه و دیگر کشورهای آسیایی مانده‌اند و با خطرات متعددی رودررو هستند.

تا به امروز تعدادی به‌واسطه ویزای بشر دوستانه به بلژیک آمدند و تعدادی دیگر منتظر دریافت ویزای بشردوستانه هستند. هفته گذشته بعد از انتشار گزارشی در «De Morgen»،  یکی از رسانه‌های بلژیک، برای صدور ویزای بشردوستانه این فعالین مدنی و سیاسی ساکن در ترکیه حاشیه‌هایی ایجاد شد که بعد در شبکه‌های اجتماعی توسط کاربران ایرانی به موضوعی داغ بدل شد.

عده‌ای موافق این اتفاق و حرکت و «سعید بشیرتاش» بودند و تعدادی هم شروع به تخریب این حرکت بشردوستانه کردند.

در این برنامه با این فعال سیاسی گفت‌وگو کرده‌ایم و نظرات مخالفین این حرکت بشردوستانه را از او پرسیده‌ایم.

این فعال سیاسی ساکن بلژیک به پرسش‌هایی که از سوی مخالفین این اقدام بشردوستانه مطرح شده است، پاسخ داده است.

سعید بشیرتاش این اتهام را ‌که پناهندگان سیاسی تنها از یک طیف انتخاب شده‌اند، رد کرد.

سعید بشیرتاش این رخداد را بازی سیستم امنیتی جمهوری اسلامی ایران دانسته و می‌گوید: «بعد از تصویب طرح «دریا صفایی» در پارلمان بلژیک مبنی بر مکلف شدن دولت برای قطع روابط سیاسی و اقتصادی با جمهوری اسلامی در صورت اعدام «احمد‌رضا جلالی»، ما می‌دانستیم که جمهوری اسلامی کاری خواهد کرد.»

سعید بشیرتاش وعده داد که در روزها و هفته‌های آینده با انتشار اسناد و مدارکی، ارتباط افرادی که «اطلاعات غلط» به نشریه De Morgen دادند، با سیستم امنیتی ایران مشخص می‌شود.

اگر شما هم نظری دارید، آن را با ایران وایر در میان بگذارید.

این برنامه به‌واسطه خود شما و بر اساس گزارش‌هایی که ارسال می‌کنید، تهیه می‌شود. به دلیل وجود سانسور و استبداد در ایران، شهروندخبرنگاری در اولویت تمام رسانه‌های خارج از ایران است.





]]>

چهره جدید فقر و توسعه‌نیافتگی استان‌های ایران



ناامنی در ایران تقریبا همه‌گیر شده است؛ از جامعه گرفته تا امور اقتصادی و امنیتی. فصل مشترک همه این ناامنی‌ها هم با میزان توسعه‌یافتگی در هر یک از ۳۱ استان ایران رابطه مستقیمی دارد. ساکنان استان‌هایی که در بسیاری از حوزه‌ها عقب نگه داشته شده یا محروم هستند، با ناامنی بیشتری نسبت به ساکنان استان‌های توسعه‌یافته، دست و پنجه نرم می‌کنند.

شاخص‌های عمومی امنیت هرچند در تمام استان‌های ایران چندان بالا و مورد قبول نیست؛ اما در این میان برخی استان‌ها حال و روز بهتری دارند که بی‌ارتباط با سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی نیست.

***

فصلنامه علمی «برنامهریزی منطقهای» وابسته به دانشگاه آزاد در آخرین شماره خود با انتشار مقاله‌ای تحقیقی با عنوان «تبیین رابطه بین سطوح توسعه یافتگی و امنیت در استا‌ن‌های ایران»، تصویر تازه‌تری از شاخص‌های امنیت در استان‌ها ارائه کرده است.

این تحقیق تلاش کرده تا «وضعیت توسعه‌یافتگی و امنیت در سطح استان‌های ایران» را مورد بحث و بررسی قرار دهد.

در این تحقیق پنج شاخص مورد توجه قرار گرفته و نقش هر یک در امنیت هر استان بررسی شده است.

شاخص بهداشت و درمان

نابرابری در برخورداری از امکانات درمانی و پزشکی با توجه به این موضوع که این مؤلفه با سلامت انسانها به‌طور مستقیم در ارتباط است، می‌تواند به نارضایتی و نافرمانی‌های مدنی دامن زده و موجب ناامنی شود.

این تحقیق با این مقدمه، نوشته که داده‌هایش نشان می‌دهد که یزد، مازندران، اصفهان، البرز، سمنان و همدان شش استان «خیلی برخودار» از امکانات بهداشتی هستند و در مقابل سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کرمان، لرستان، کردستان، آذربایجان غربی و چهارمحال و بختیاری در این حوزه «خیلی محروم» هستند.

این تحقیق هشدار داده که «تداوم این عقب‌ماندگی می‌تواند در گذر زمان منجر به کاهش حس تعلق و تعهد نسبت به دولت مرکزی و روی آوردن ساکنان به فعالیتهای مخالف قوانین و مقررات سرزمینی و حاکمیتی» شود.

شاخص خدمات عمومی و زیربنایی

 یکی از ملزومات توسعه در هر مکانی ارائه خدمات مناسب و همچنین داشتن زیرساخت‌های مطلوب است که براساس یافته‌های این تحقیق سمنان، خراسان رضوی، مازندران، یزد و اصفهان از جمله استان‌های «خیلی برخوردار» و سیستان، چهارمحال و بختیاری، لرستان و همدان از جمله استان‌های «خیلی محروم» اعلام شده‌اند.

در استان‌های محروم امکانات و تسهیلات شهری در سطح پایینی قرار داشته و شهروندان برای دسترسی به این گونه خدمات با مشکل مواجه هستند. همچنین در این استان‌ها وضعیت امکانات و زیرساخت‌های زمینه‌ساز توسعه در سطح بسیار پایینی ارزیابی شده‌اند که این امر می‌تواند باعث تشدید عقب‌ماندگی این مناطق شود.

شاخص فرهنگی-آموزشی

مردم در مناطق محروم ایران از امکانات آموزشی و فرهنگی به‌نسبت مطلوب برخوردار نیستند و این امر باعث افزایش شمار بی‌سوادان و افراد فاقد مهارت در این مناطق شده است.

فقدان مهارت و سواد برای ورود به بازار کار زمینه حضور این افراد در فعالیتهای کاذب و عمدتا غیرقانونی را مهیا کرده که تداوم این شرایط باعث شکل‌گیری کانون‌های بزه و ناامنی در این مناطق شده است.

سیستان و بلوچستان، لرستان، چهارمحال و بختیاری، همدان و ایلام از جمله این مناطق هستند که مهاجرت از آن‌ها بسیار بالا است و نرخ دسترسی به امکانات آموزشی بسیار پاینی دارند.

شاخص صنعتی-اقتصادی

این تحقیق از توسعه‌نیافتگی اقتصادی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل گرایش افراد به فعالیت در گروه‌های بزه و غیرقانونی کسب درآمد و مسائل اقتصادی نام برده است.

آن‌طور که در این تحقیق آمده لرستان، کرمانشاه، ایلام، کهگیلویه و بویراحمد، همدان و سیستان و بلوچستان از محروم‌ترین استان‌ها در حوزه اقتصادی هستند.

نتایج این تحقیق همچنین نشان می‌دهد که اغلب «استان‌های محروم در نقاط حاشیه‌ای و مرزی قرار گرفته‌اند و ضعف زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی در این مناطق باعث مهاجرت‌های گسترده از این مناطق» شده است.

شاخص امنیت

 براساس نتایج این تحقیق، سیستان و بلوچستان، کهگیلویه و بویراحمد، همدان، لرستان، کردستان و البرز به عنوان ناامن‌ترین استان‌های ایران معرفی شده‌اند.

عمده آمار ناامنی استان اصفهان هم مربوط به شهرستان‌هایی چون چادگان، فریدن، داران و قهدریجان است که علاوه بر عقب‌ماندگی نسبی نسبت به مرکز استان دارای تنوع زیاد قومی و قبیله‌ای هستند.

این تحقیق همچنین می‌گوید که یکی از عمده‌ترین کانون‌های ناامنی در کشور در قسمت شرق و جنوب‌شرقی و غرب کشور است. این مناطق به لحاظ اقتصادی و توسعه‌ای نیز در شرایط نابسامانی به سر می‌برند.

تهیه‌کنندگان این تحقیق اضافه کرده‌اند که «این موضوع می‌تواند به شکل‌گیری نوعی جغرافیای فقر و ناامنی در کشور در مرور زمان بیانجامد و به‌عنوان کانونی برای فعالیت و جذب نیرو توسط گروه‌های غیرقانونی شناخته شده و شکل بگیرد.»

براساس جمع‌بندی این تحقیق استان‌های همدان، لرستان و البرز به‌عنوان جرم‌خیز‌ترین استان‌های ایران معرفی شده‌اند که در جدول توسعه‌یافتگی استان‌ها در رده‌های میانی قرار دارند.

شاخص‌ اقتصادی را باید یکی از مهم‌ترین عوامل بروز ناامنی‌ در هر جامعه‌‌ای دانست؛ وضعیت این شاخص هر چه بدتر باشد، با ضریبی متفاوت می‌تواند در بروز ناامنی و سایر جرایم خُرد تاثیر بگذارد.

سال ۱۳۹۵ هم پلیس اعلام کرده بود که تاثیر عوامل اقتصادی بر کلیه جرم‌ها، مثبت و تاثیر مخرب بیکاری از بقیه عوامل اقتصادی در تهران، اصفهان، آذربایجان شرقی و خراسان جنوبی بیشتر بوده است.

نتایج یک تحقیق دیگر هم در همان سال می‌گوید که نتایج حاصل از برآورد الگوهای سرقت و قتل، بیانگر آن است که میان نرخ بیکاری، فقر، تورم، نابرابری درآمدی با سرقت و قتل رابطه معنادار و مثبت برقرار است.

مقام‌های جمهوری اسلامی هم بیش از هر جامعه‌شناس و پژوهش‌گری می‌دانند که فقر و توسعه‌نیافتگی ریشه اصلی ناامنی‌هایی هست که بیش از ۴۰ سال است، مناطق فقیر و محروم را در برگرفته و روزبه‌روز دامنه این ناامنی‌ها به سایر کلان‌شهر‌ها هم سرایت کرده است.

حاشیه‌نشینی در ایران؛ مورد عجیب و غریب سیستان و بلوچستان

حاشیه‌نشینی در ایران؛ حلبی‌نشین‌ها در باد می‌لرزند و در باران می‌میرند

حاشیه نشینی در ایران؛‌ ۱/۸میلیون حاشیه نشین در خراسان رضوی





]]>

خانواده محمد ایران‌نژاد، کتابفروش تهرانی از وضعیت او همچنان بی‌اطلاع هستند



خواهر «محمد ایران‌نژاد»، کتابفروشی که از تاریخ ۴اسفند۱۳۹۹ در بازداشت به‌سر می‌برد، روز ۱۲اسفند ماه در حساب کاربری توییتر خود نوشت آن‌ها همچنان از وضعیت او بی‌خبر هستند و آقای ایران‌نژاد از زمان بازداشت تاکنون تماسی با خانواده‌اش نداشته است.

«محمد ایران‌نژاد»، کتابفروش تهرانی روز دوشنبه ۴اسفند۱۳۹۹ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. آقای ایران‌نژاد در یکی از پاساژهای نزدیک میدان انقلاب فروشنده کتاب‌های دست دوم بود. ماموران علاوه بر بازداشت او، برخی از کتاب‌های کتابفروشی را نیز ضبط کردند.

طبق گفته «مریم ایران‌نژاد»، هنوز آن‌ها از اتهام آقای ایران‌نژاد اطلاعی ندارند.

وی به دلیل آنچه فروش «کتاب ضاله» عنوان شده است، بازداشت و همچنان در بازداشت به‌سر می‌برد. گفته شده دادسرای اوین برای آقای محمدنژاد قرار بازداشت یک‌ماهه صادر کرده است.

«مریم ایران نژاد»، خواهر محمد روز ۱۲اسفند۱۳۹۹ در خصوص وضعیت برادرش در حساب کاربری خود در توییتر نوشت: «یک هفته از بازداشت برادرم محمد ایران‌نژاد می‌گذرد. هنوز هیچ‌گونه تماسی از او دریافت نکردیم و از اتهام او خبر نداریم. برادرم فقط کتاب می‌فروخت. کتاب‌های مجوز‌دار در مغازه‌ای با مجوز کتابفروشی.»

پیش از این در تاریخ ۷اسفند۱۳۹۹، «هرانا» به نقل از «هادی‌پور»، بازپرس پرونده آورده بود؛ دلیل بازداشت آقای محمدنژاد فروش کتاب «ضاله» است.

مریم ایران‌نژاد، در همان روز بازداشت برادرش در خصوص نحوه بازداشت او با انتشار یک توییت نوشته بود: «برادرم محمد ایران‌نژاد در کتابفروشی خود بود که چند نفر به آنجا رفتند. در را بستند و از ساعت ۴ بعدازظهر تا ۷ و نیم شب آنجا را زیر رو کردند. پس از ضرب‌وشتم برادرم و توقیف موبایل افراد حاضر، برادرم را بازداشت کردند.»

هم‌زمان با بازداشت آقای محمدنژاد، «پویا جانی‌پور»، کتابفروش ساکن کرج نیز بازداشت و روز چهارشنبه ۱۳اسفند۱۳۹۹ با تودیع قرار کفالت و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شده بود.

برای دیدن اخبار و گزارش‌های بیش‌تر درباره رسانه و خبرنگاری به سایت خبرنگاری جرم نیست مراجعه کنید.





]]>

مهدی محمدنبی از دبیرکلی فدراسیون فوتبال استعفا داد



استان‌وایر- «مهدی محمد نبی» دبیرکل فدراسیون فوتبال ایران از سمت خود استعفا داده است.

امروز (یکشنبه) مهدی محمدنبی با ارسال نامه‌ای به شهاب‌الدین عزیزی‌ خادم رئیس فدراسیون فوتبال و اعضای هیئت رئیسه این فدراسیون، استعفای رسمی خود از سمت دبیرکلی را اعلام کرد.

او در استعفای خود خطاب به رئیس جدید فدراسیون فوتبال یادآوری کرده که «مسئولیت دبیرکلی فدراسیون، تیم‌های ملی و ستاد مبارزه با کرونا در فوتبال را در شرایط سخت این بیماری پذیرفته بود» و «مشکلات دو رقمی را به یک رقمی» رسانده است.

او دلیل کناره‌گیری خود از سمت دبیرکلی فدراسیون فوتبال را «تعامل با هیئت رییسه و رییس جدید فدراسیون فوتبال» اعلام کرده است.

مهدی محمدنبی، در طول دوران دبیرکلی خود وظیفه تدوین اساسنامه جدید و مورد نظر فدراسیون جهانی فوتبال و برگزاری انتخابات فدراسیون فوتبال را برعهده داشت.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

بازداشت ادمین یک صفحه اینستاگرام در گنبدکاووس



ادمین یک صفحه اینستاگرام در گنبدکاووس، به دلیل آنچه انتشار «محتوای غیراخلاقی» عنوان شده، بازداشت شد.

خبرگزاری رکنا به نقل از «محمود علی‌فر»، فرمانده انتظامی گنبدکاووس با اعلام این خبر در تاریخ  ۱۷اسفندماه نوشته است این شهروند اهل گنبدکاووس به دلیل انتشار «تصاویری با محتوای غیراخلاقی و ترویج بی بندو باری» بازداشت شده است.

علی‌فر مدعی شده است که تعدادی از شهروندان از طریق تماس تلفنی از محتوای این صفحه اظهار نارضایتی کرده‌اند.

این صفحه اینستاگرام که عنوان آن و گرداننده‌اش مشخص نیست، در این خبر گفته شده بیش از ۱۴هزار دنبال‌کننده داشته است.

با این حال محمود علی‌فر، فرمانده انتظامی گنبدکاووس هیچ توضیحی درباره محتوای این صفحه که منجر به بازداشت گرداننده آن شده، نداده است؛ فقط با تهدید غیرمستقیم به دیگر شهروندان توصیه کرده است: «در فضای مجازی از بارگذاری محتوایی که مغایر با قانون باشد، خودداری کنند.»

برای دیدن اخبار و گزارش‌های بیش‌تر درباره رسانه و خبرنگاری به سایت خبرنگاری جرم نیست مراجعه کنید.





]]>

سکته قلبی کمال شریفی، فعال سیاسی و رسانه‌ای کرد در زندان



«کمال شریفی»، فعال رسانه‌ای و سیاسی که حدود ۱۲ سال بدون مرخصی در زندان مرکزی شهرستان «میناب» زندانی است، دچار سکته قلبی شد.

به گزارش سازمان حقوق بشری «ههنگاو»، روز دوشنبه ۱۱اسفند۱۳۹۹ ابتدا اعلام شد که آقای کمالی به دلیل سم‌پاشی بندها مسموم شده؛ اما بعد از اتمام آزمایش‌ها و گرفتن نوار قلب گفته شد این زندانی دچار سکته قلبی شده است. او به مدت چهار روز در بخش سی‌سی‌یو «بیمارستان ابوالفضل» میناب بستری بود.

یک منبع آگاه در این‌باره گفته است که طی این چهار روز کمال شریفی تحت تدابیر شدید امنیتی بوده؛ به‌طوری‌که علی‌رغم داشتن درد شدید در قفسه سینه، دست‌ها و پاها، وی را با دستبند و پابند به تخت بیمارستان بسته بودند.

همچنین پزشکان بیمارستان ابوالفضل با اعتراض به وضعیت او گفته‌اند آقای شریفی باید به مراکز درمانی در بندرعباس منتقل و آنژیوگرافی شود، با این حال ماموران روز جمعه ۱۵ اسفند وی را با وجود شرایط جسمانی نامناسب به زندان میناب بازگرداندند.

آقای شریفی در تاریخ ۵خرداد۱۳۷۸، توسط نیروهای سپاه پاسداران بازداشت شده بود. او از سوی شعبه یکم دادگاه انقلاب سقز به ریاست قاضی «شایق» به اتهام «عضویت در حزب دمکرات کردستان» به ۳۰ سال حبس در تبعید محکوم شد.

گفته شده آقای شریفی اوایل سال ١٣٨٠ کار ترجمه و نویسندگی را آغاز کرد. او در برخی نشریات سازمانی مربوط به حزب دمکرات کردستان فعالیت داشته و همکاری نزدیکی با برخی از روزنامه‌نگاران در شهرهای سلیمانیه و اربیل در کردستان عراق داشت. شریفی همچنین مدتی در «رادیو صدای کردستان»، از اعضای هیات تحریریه بود و سابقه همکاری با برخی رسانه‌های کرد زبان را در کارنامه دارد.

این فعال سیاسی متولد مهر ۱۳۵۱ است و پیش از این در اواخر دهه ۱۳۶۰ چندین بار دیگر بازداشت و به زندان و شلاق محکوم شده بود. این زندانی سیاسی در دوران بازداشت نیز از سوی نیروهای امنیتی مورد شکنجه قرار گرفته بود.

برای دیدن اخبار و گزارش‌های بیش‌تر درباره رسانه و خبرنگاری به سایت خبرنگاری جرم نیست مراجعه کنید.





]]>

افزایش سه برابری قیمت‌ مواد غذایی در آستانه نوروز



استان‌وایر- روزنامه همشهری امروز ۱۷ اسفندماه ۱۳۹۹ در گزارشی از فروش‌ کالاها بدون نظارت با نرخ آزاد و افزایش قیمت برخی اقلام تا سه برابر بیشتر از نرخ درج‌شده و مصوب خبر داده است.

در این گزارش آمده است که در تهران با وجود اعلام تک‌نرخی شدن قیمت مرغ،‌ این محصول با نرخ هر کیلوگرم ۲۵ تا بیش از ۳۸ هزار تومان به فروش می‌رسد و برخی فروشندگان نیز مرغ سهمیه‌ای دریافتی با نرخ ۲۰ هزار و ۴۰۰ تومان را با قیمت بالای ۲۵ هزار تومان به فروش می‌رسانند.

روزنامه همشهری همچنین از چند نرخی بودن گوشت قرمز خبر داده و نوشته است  قیمت مصرف‌کننده گوشت گوسفندی را ۱۴۰ و گوشت گوساله را ۱۲۰ هزار تومان اعلام شده اما‌ در برخی فروشگاه‌ها به نرخ‌های ۱۷۰ و ۱۳۵ هزار تومان عرضه می‌شود.

روغن نباتی نیز یکی از اقلامی است که طی هفته‌های گذشته گزارش‌هایی از کمبود آن در شهرهای مختلف منتشر شده است. گزارش همشهری نوشته است که انواع روغن نباتی مایع پخت و پز،‌ سرخ کردنی و حلب روغن نیمه جامد با قیمت سه برابری به مشتریان عرضه می‌شود. 

صداوسیمای جمهوری اسلامی در گزارشی از افزایش قیمت دو تا سه برابری ماهی خبر داده و برخی رسانه‌ها از ماهی به‌عنوان یکی از اقلام غذایی «لوکس» در سفره خانوارهای ایرانی نام برده‌اند.

این تغییر ناگهانی قیمت‌ها تنها به پایتخت ایران محدود نشده و در برخی شهرها و استان‌های دیگر نیز گزارش‌هایی از افزایش قیمت اقلام ضروری مورد نیاز شهروندان منتشر شده است.

«علیرضا ارزانی ممقانی»، رییس اتحادیه صنف فروشندگان آجیل و خشکبار در خراسان رضوی در گفتگو با خبرگزاری ایرنا گفته است یک کیلو آجیل و خشکبار مرغوب با قیمت ۲۰۰ هزار تومان به فروش می‌رسد.

مقامات دولتی در ایران عامل اصلی افزایش قیمت‌ها و کمبود کالاهای مورد نیاز مردم در بازار را ناشی از شیوع ویروس کرونا و تحریم‌های ایالات متحده علیه ایران می‌دانند.

یک عضو هیات‌رییسه کمیسیون کشاورزی مجلس وضعیت بازار را «نامساعد» دانسته و خطاب به وزیر صنعت،‌ معدن و تجارت گفته اس: «وضع اسفبار است. تورم و گرانی محصولات در آستانه شب عید نگران‌کننده است.»

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

نازنین زاغری از زندان آزاد و با پرونده جدید به دادگاه احضار شد



استان وایر - «حجت کرمانی»، وکیل نازنین زاغری، زندانی دو تابعیتی گفت که موکلش با پایان دوره ۵ سال حبس از زندان آزاد شد. با این حال او گفته است خانم زاغری در پرونده جدید خود، باید روز ۲۴ اسفند۱۳۹۹، جهت اخذ آخرین دفاع به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران مراجعه کند.

به گزارش امتداد، حجت کرمانی، وکیل دادگستری روز ۱۷ اسفند ۱۳۹۹ با اعلام این خبر گفت که روز یکشنبه آزادی موکلش به زندان اوین ابلاغ و «پابند الکترونیک» وی نیز باز شده است.

وکیل خانم زاغری در این باره توضیح داد علیرغم اینکه بر اساس عفو اسفند ۱۳۹۸ رهبر جمهوری اسلامی، خانم زاغری مشمول عفو شده بود اما با عدم اعمال عفو، در یک سال گذشته وی با پابند الکترونیک و خارج از زندان، سال پایانی مجازات خود را سپری کرد.

کرمانی در خصوص پرونده جدید موکلش نیز توضیح داد که خانم زاغری در این پرونده به «فعالیت تبلیغی علیه نظام» از طریق شرکت در تجمع مقابل سفارت ایران در لندن در سال ۱۳۸۸ و مصاحبه با شبکه بی‌بی سی فارسی در همان زمان متهم شده است. این اتهام در آبان۱۳۹۹، از سوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی علیه خانم زاغری مطرح شده بود.

این وکیل دادگستری ابراز امیدواری کرد با توجه به رسیدگی سابق، این پرونده در همین مرحله مختومه شود.

پیش از این «ریچارد راتکلیف»، همسر نازنین زاغری اظهار امیدواری کرده بود که همسرش تا ۱۷ اسفند با اتمام دوره محکومیتش از زندان آزاد شود.

خانم زاغری کارمند «بنیاد خیریه تامسون رویترز» بود که اسفند ۱۳۹۴، برای دیدار خانواده خود به ایران آمد اما به اتهام «اقدام برای براندازی نظام» به پنج سال زندان محکوم شد.

گفته شده که محکومیت خانم زاغری به عدم پرداخت ۴۰۰ میلیون پوند بدهی دولت بریتانیا به ایران مرتبط است. پس از انتشار این خبر در رسانه‌های بریتانیایی و ایرانی، مقامات هر دو کشور ارتباط آزادی زاغری با بدهی را رد کردند.

بدهی ۴۰۰ میلیون پوندی دولت بریتانیا به دولت ایران مربوط به حکومت «محمدرضا پهلوی»، آخرین شاه ایران در دهه ۱۹۷۰ است. در آن زمان این دو دولت قرارداد فروش تانک‌های «چیفتن» را امضا کردند که بر اساس آن، باید دولت بریتانیا یک هزار و ۷۵۰ تانک چیفتن و خودرو زرهی به ایران تحویل می‌داد.

شاه ایران مبلغ ۶۵۰ میلیون پوند برای این تعداد پرداخت کرد با این حال، فقط ۱۸۵ تانک به ایران تحویل داده شد. پس از انقلاب در ایران و اشغال سفارت امریکا در تهران و قطع رابطه دو کشور، بقیه تانک‌ها به ایران داده نشدند. در حالی که گفته می‌شود دولت بریتانیا پول کامل را دریافت کرده بود.

همسر خانم زاغری طی این سال‌ها بارها اعلام کرده که جمهوری اسلامی همسرش را برای دریافت پول گروگان گرفته است.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیا سپاه پاسداران استعفا کرد



استان‌وایر- پاسدار«سعید محمد»، فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیا سپاه پاسداران با انتشار متنی خطاب به فرمانده کل سپاه از سمت خود استعفا کرد.

سعید محمد در این متن که روز یکشنبه ۱۷ اسفند منتشر شده دلیل استعفای خود را «حضور در فضای انتخاباتی» اعلام کرد و نوشته است که نمی‌خواهد این حضور شائبه‌ای متوجه «نهاد مقدس سپاه» کند.

به دنبال این استعفا، حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، حسین هوشی سادات را به عنوان فرمانده جدید قرارگاه خاتم‌الانبیا منصوب کرد.

در روزهای اخیر گزارش‌های متعددی درباره احتمال کاندیداتوری سعید محمد در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۰ منتشر شده است.

اشاره سعید محمد به حضور وی در فضای انتخاباتی، احتمال کاندیداتوری وی در انتخابات ریاست جمهوری را تقویت می‌کند.

سعید محمد تنها سردار سپاه نیست که از احتمال کاندیداتوری وی در انتخابات سخن به میان آمده است.

بیش از این، حسین دهقان، مشاور نظامی رهبر جمهوری اسلامی نیز به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری اعلام حضور کرده بود.

محمدباقر قالیباف، علی لاریجانی، پرویز فتاح، مهرداد بذرپاش و محسن رضایی دیگر نیروهای با سابقه حضور در سپاه پاسداران هستند که در فهرست نامزدهای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری سال آینده قرار دارند.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

وکیل حمیدرضا امیری صفت، خواننده رپ حکم اعدام موکلش را تکذیب کرد



«عسگر قاسمی آقباش»، وکیل مدافع «حمیدرضا امیری صفت»، خواننده رپ با تکذیب خبر صدور حکم اعدام برای موکل خود گفت که جلسه دوم دادگاه روز دوشنبه ۱۸اسفند برگزار خواهد شد.

نخستین جلسه رسیدگی به پرونده حمید صفت روز یکشنبه ۱۷اسفند۱۳۹۹، در شعبه ۱۰ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی «راسخ» برگزار شد.

«روزنامه ایران» در نسخه روز یکشنبه خود طی گزارشی از صدور کیفرخواست برای پرونده حمید صفت مبنی بر حکم قصاص خبر داد.

 وکیل این خواننده جوان پس از انتشار شایعه صدور حکم اعدام برای حمید صفت در گفتگو با «باشگاه خبرنگاران» توضیح داد: «تنها جلسه اول دادگاه برگزار شده که در آن نماینده دادستان به بیان کیفرخواست پرداخت و به‌هیچ‌وجه موضوع صدور حکم اعدام صحت ندارد.»

این خواننده رپ ۲۷ ساله، مرداد ۱۳۹۶ به اتهام قتل ناپدری‌اش اعتراف کرد و بازداشت شد. او در بازجویی‌ها اتهام قتل عمد ناپدری‌اش را انکار کرد و گفت پس از هل دادن، سر او به گلدان خورد و پس از ساعتی جان باخت.

حمید صفت در خرداد۱۳۹۷ به قید وثیقه ۶۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.

براساس گزارش روزنامه ایران، نماینده دادستان گفته که بر اساس شواهد و مدارکی که به دست آمده، وی مرتکب قتل عمدی مقتول شده است: «با توجه به درخواست قصاص از سوی اولیای دم که فرزندان مقتول هستند و در خارج از کشور زندگی می‌کنند؛ به‌عنوان نماینده دادستان، به اتهام قتل عمدی درخواست صدور حکم قانونی را دارم. ضمن این که اولیای دم مدعی شدند پدرشان هیچ سابقه درگیری با همسران قبلی‌اش نداشته است. علت درگیری با مادر حمید نیز مشکل مالی بوده است که با هم داشته‌اند. آن‌ها بر سر ساختمانی با هم اختلاف مالی داشتند و همین اختلاف مالی هم باعث درگیری آن‌ها بوده است. مقتول قصد داشته مادر حمید را طلاق بدهد و این هم یکی از مشکلات آن‌ها بوده است.»

حمید صفت از خواننده‌های رپ و هیپ‌هاپ در ایران است که بالغ بر ۲۰ قطعه از او منتشر شده که برخی آز آن‌ها از جمله قطعات «من دیوانه نیستم» و «شاه‌کش» مربوط به تیتراژ فیلم‌هایی با همین نام‌ها است.

 او همچنین با خوانندگان پاپ مجاز در ایران از جمله «علی لهراسبی» و «امیرعباس گلاب» سابقه همکاری داشته است.

برای دیدن اخبار و گزارش‌های بیش‌تر درباره رسانه و خبرنگاری به سایت خبرنگاری جرم نیست مراجعه کنید.





]]>

بازداشت یک خواننده رپ در تجمع کارگری در تهران



«کامیار فکور»، خواننده رپ و از فعالان کارگری در تجمع بازنشستگان و کارگران در مقابل ساختمان وزارت کار در تاریخ ۱۷اسفند بازداشت شد.

گزارش‌ها حاکی از این است که با ورود ماموران نیروی انتظامی و امنیتی، این تجمع به خشونت کشیده شد و آقای فکور به شدت آسیب‌دیده است.

در پی تجمع جمعی از بازنشستگان، مستمری‌بگیران و کارگران در روز یکشنبه ۱۷اسفند۱۳۹۹ در خیابان آزادی تهران، تعدادی از افراد بازداشت و بر اساس گزارش‌ها مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

کامیار فکور پس از بازداشت به مکان نامعلومی منتقل شد.

او چندین قطعه موسیقی به سبک رپ و هیپ‌هاپ منتشر کرده که می‌توان به قطعات «ماهی سیاه‌ها»، «چهل رنگ خون» و «هفت هزار تپه» اشاره کرد. مضمون بیشتر قطعات این خواننده موضوعات اجتماعی و سیاسی است.

فکور پیش از این در تجمعات روز کارگر در ۱۱اردیبهشت۱۳۹۸، بازداشت و پس از ۵ روز با تودیع قرار کفالت از زندان تهران بزرگ آزاد شده بود.

برای دیدن اخبار و گزارش‌های بیش‌تر درباره رسانه و خبرنگاری به سایت خبرنگاری جرم نیست مراجعه کنید.





]]>

عضو اتاق بازرگانی: انتشار خبر آزادسازی منابع ارزی ایران کار دلا‌ل‌ها است



استان‌وایرـ یک عضو اتاق بازرگانی ایران نسبت به اخبار منتشر شده درباره آزادسازی منابع بلوکه شده ایران در کشورهای دیگر ابراز تردید کرده و آن را کار دلالان ارزی دانسته است.

«علی شریعتی»، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران، روز یک‌شنبه، ۱۷ اسفند ۱۳۹۹،  با اشاره به  مداخله دلالان ارز در فضای رسانه‌ای مربوط به پول‌های بلوکه شده ایران  گفت: «برخی افراد که می‌گویند پول‌ها آزاد خواهد شد، اساسا در آن مقام و منصب قرار ندارند که بتوانند در این رابطه اظهار نظر قطعی کنند و به نوعی با این صحبت‌ها به یک بازار تشنه، اطلاعاتی می‌دهند که قیمت‌ها جابجا می‌شود.»

روز گذشته، حمید حسینی، عضو هیئت مدیره اتاق مشترک بازرگانی ایران و عراق از آزادسازی سه میلیارد دلار منابع ارزی ایران در عراق، کره جنوبی و عمان خبر داده بود.

چند ساعت پس از انتشار این خبر، الجزیره در چند توئیت از قول منابع عراقی این خبر را تکذیب کرد و نوشت که تنها برخی «گشایش‌ها» بین دو کشور روی داده است.

علی شریعتی به پول‌های بلوکه شده ایران در کره جنوبی اشاره کرد و گفته که دولت کره جنوبی بابت نگهداری پول‌های بلوکه شده ایران، از دولت درخواست کارمزد نیز کرده است.

وی با اشاره به روابط ناچیز اقتصادی کره با ایران، گفت: «ما نه ابزار تهدیدی برای کره داریم و نه وابستگی متقابل به شکلی است که با نفروختن کالا به آنها مجبورشان کنیم که پول ما را بدهند.»

نزدیک به ۸ میلیارد دلار از پول‌ فروش نفت ایران در کره جنوبی مسدود شده است و برخی مقامات جمهور اسلامی اخیرا درباره آزادسازی بخش از این پول ابراز امیدواری کرده‌اند.
 

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

جایگاه زنان رنگین‌کمانی در جنبش‌ها و مطالبات حقوق زنان



شایا گلدوست

هشتم مارس سال ۱۸۷۵ زنان کارگر کارخانجات نساجی در شهر نیویورک برای بهبود شرایط کارشان و در اعتراض به پایین بودن سطح دستمزدشان دست به تظاهرات زدند. با ادامه این اعتراضات و جنبش‌های زنان در سال‌های آینده، یونسکو در سال ۱۹۷۷ هشتم مارس را به عنوان روز جهانی زن و روزی برای یادآوری حق‌خواهی زنان به رسمیت شناخت. «روز جهانی زنان» متعلق است به همه زنان، به دور از ملیت، دین، نژاد، جنس و گرایش‌های جنسی.

***

با وجود همه تلاش‌هایی که در این سال‌ها برای رسیدن به برابری جنسیتی صورت گرفته است، اما این سوال مطرح می‌شود که چرا هنوز هم در موارد زیادی حقوق زنان رنگین‌کمانی در میان این مطالبات نادیده گرفته می‌شود؟ «الی خرسندفر»، پژوهشگر در حوزه جامعه‌شناسی، در پاسخ به این پرسش به «ایران‌وایر» می‌گوید: «برای پاسخ به این سوال باید نظریه‌ای را در جامعه‌شناسی جرم مطرح کنم و آن نظریه برچسب زدن است. در این نظریه گفته می‌شود که اعمال مجرمانه، به دلیل ماهیت خود [مجرمانه تلقی نمی‌شوند]، بلکه تعریفی که ساختار قدرت ارائه می‌دهد، باعث می‌شود عملی مجرمانه یا کژخویی تلقی شود. این قاعده و قوانین نیز از سوی ساختار قدرت که تنها شامل نظام سیاسی نیست، تعیین می‌شود. البته که نظام سیاسی از طریق وضع قوانین تاثیر بسزایی در این دیدگاه ایجاد می‌کند و هر کسی را که خارج از چارچوب‌های تعیین‌شده عمل کرده است، بزهکار تلقی می‌کند، اما نظام‌های اجتماعی‌ای هم که مبتنی بر ارزش‌های سنتی اخلاق هستند، تعاریف خود را به جامعه تحمیل می‌کنند و موجبات برچسب‌زنی را فراهم می‌کنند. به عنوان مثال قواعدی که باعث برچسب‌ زدن به افراد یا گروه‌هایی می‌شود، از طریق ثروتمندان به فقرا، مردان به زنان، افراد مسن‌تر به افراد جوان‌تر و یا در کل توسط اکثریت بر اقلیت اتفاق می‌افتد.»

وی معتقد است درباره موضوع زنان این نظام مردسالارانه است که قواعد را تعیین و تحمیل می‌کند و از این رو قدم برداشتن خارج از محدوده قواعد موجبات برچسب‌زنی را فراهم می‌کند. از نظر او جامعه رنگین‌کمانی بیشتر از دیگر اقشار قربانی این برچسب‌زنی‌ها هستند: «درباره اقلیت‌های جنسی و جنسیتی متاسفانه این مسئله نمود بیشتری داشته است و تمامی گروه‌های اجتماعی دست به دست هم داده‌اند تا دامنه را بر این قشر تنگ‌تر کنند. اگر زنان بر پایه اهمیتی که در نظام اجتماعی به آن‌ها داده می‌شود جزء اقلیت باشند، زنان رنگین‌کمانی اقلیت در اقلیت محسوب می‌شوند و بر همین اساس اعمال قدرت و اعمال فشارهای مبتنی بر چارچوب‌های ارزش‌های سنتی اخلاقی بر روی آن‌ها بیشتر است. در چنین شرایطی و با توجه به این که نظام اجتماعی ما یک نظام اجتماعی محافظه‌کار و بسیار معتقد به کارکرد‌های نهادهای سنتی است، این رویه در فعالان اجتماعی نیز بسیار مشاهده می‌شود، به این دلیل که این فعالان در همین جامعه روند رشد و جامعه‌پذیری را طی کرده‌اند و خودآگاه و ناخودآگاه بسیاری از فعالیت‌های آن‌ها از این روحیه تبعیت می‌کند. البته تعداد اندکی نیز جسارت بیشتری در پرداختن به مسائل رنگین‌کمانی‌ها و مخصوصا زنان رنگین‌کمانی دارند‌.

گذشته از همه این‌ها حتی اگر روحیه محافظه‌کارانه عامل بازدارنده نباشد، برخی از فعالان حوزه زنان اعتقاد دارند در شرایطی هم که پرداختن به مسائل و مشکلات زنان به رسمیت شناخته شده است، جامعه نیز با موانع بسیاری همراه است، می‌بایست ساختارها و بستر جامعه را برای آگاهی دادن و برخی از تغییرات در نظر گرفت و اگر این امر در بستری مناسب صورت نپذیرد، تلاش‌ها برای رسیدن به جامعه‌ای مدنی بی‌ثمر خواهد ماند، که در اصطلاح به آن "بومی‌سازی" گفته می‌شود.»

الی خرسندفر معتقد است که نمی‌توان‌ مسائل زنان رنگین‌کمانی را از مطالبات و جنبش‌های زنان فاکتور‌ گرفت، او می‌گوید: «به صورت واضح می‌گویم که مسئله زنان رنگین‌کمانی از زنان دیگر جدا نیست و نمی‌توان در یک رویکرد اجتماعی بخشی را حذف کرد و بخش دیگر را در نظر گرفت، با این توجیه که بستر جامعه آماده نیست، یا روحیه محافظه‌کارانه ما این اجازه را نمی‌دهد. برای روشن‌تر شدن این موضوع می‌بایست به رادیکالیسم اشاره کنم. رادیکالیسم بر خلاف آنچه افراطی‌گرایی تعریف می‌شود، در لغت به معنای بنیان‌گرایی است و در عمل هم همین است. مسئله زنان و زنان رنگین‌کمانی عموما در جامعه به عنوان یک حرکت رادیکال به حساب می‌آید، هر چند در سال‌های اخیر به مدد شبکه‌های اجتماعی، بستر پذیرش تا حدودی حداقل در طبقه متوسط جامعه افزایش یافته است‌. بنابراین، نپرداختن به مسائل زنان رنگین‌کمانی و رد شدن از آن با بهانه فراهم نبودن بستر اجتماعی مناسب و نظام فرهنگی، قدر مسلم اشتباه است. بهتر است از همان شیوه رادیکال درباره زنان رنگین‌کمانی استفاده کنیم تا بتوانیم عقب‌ماندگی پرداختن به آن را جبران نماییم. تاریخ نشان داده که این روش در بسیاری از موارد پاسخگو بوده و توانسته است نظام اجتماعی مبتنی به اخلاق را در یک بازه زمانی دگرگون کند.»

علاوه بر آنچه گفته شد، اشاره به این نکته نیز الزامی‌ست که جامعه ما از فقر اطلاعات درباره موضوع اقلیت‌های جنسی و جنسیتی رنج می‌برد و یا اطلاعات موجود بسیار نادرست است. اعضای جامعه رنگین‌کمانی منحرف و یا بیمار تلقی می‌شوند. الی خرسندفر بالا بردن سطح دانش و آگاهی را در فعالین حقوق زنان امری الزامی می‌داند، به این دلیل که بتوانند برای پرسش‌های جامعه پاسخ‌های مستند و علمی داشته باشند. او‌ ادامه می‌دهد: «هر چند پذیرش قشر رنگین‌کمانی در دنیا به عنوان جنبشی نوپا تلقی می‌شود و شاید حدود ۵۰ سال اخیر رفته رفته شاهد پذیرش این افراد، حتی در جوامع سکولار دموکرات هستیم. در نتیجه تلاش برای فعالیت در این حوزه به پیشبرد مطالبات زنان و همینطور پرداختن به جامعه رنگین‌کمانی بر اساس استدلال و علم، روحیه استناد و گرایش به علم را در جامعه افزایش داده و خرافه‌زدایی کرده است و ارزش‌های سنتی اخلاق را که جایگاه خود را از دست داده‌‌اند و مانند سدی در برابر رشد شخصیتی افراد جامعه عمل می‌کنند، از بین می‌برد.»

او‌ در پاسخ به به این پرسش که نادیده گرفتن زنان رنگین‌کمانی از سوی فعالین حوزه زنان چه تاثیری بر شرایط آن‌ها در جامعه می‌گذارد؟ اینطور می‌گوید: «نادیده گرفتن افراد بر اساس جنس و جنسیت، حتی در ساختار اجتماعی کوچک‌تری مثل خانواده نیز فرد را با مشکلات بسیار زیادی رو به رو می‌کند. وقتی فردی مدام در تلاش برای پاک کردن برچسب‌های زده‌شده از سوی جامعه باشد تا با ارزش‌های جامعه خود را منطبق کند، این امر مانعی برای رشد و قدم برداشتن در مسیر درست خودشناسی و پذیرش می‌شود که عواقبی مانند رشد شخصیتی و اجتماعی برای فرد به همراه خواهد داشت. افرادی که از سوی جامعه نادیده گرفته می‌شوند ممکن است تعادل را فراموش کنند، یا مدام در تلاش برای وقف دادن خود با چارچوب‌ها و کلیشه‌های موجود باشند و یا این که به نوعی دیگر در جهت خلاف باعث ایجاد مشکلات روحی و روانی جدی برای خود شوند.»

او‌ به شرایط ترنس‌ها، مخصوصا زنان ترنس، اشاره می‌کند که از سوی جامعه زنان نیز به رسمیت شناخته نشده‌اند و حقوق‌شان مطالبه نمی‌شود: «به عنوان مثال ترنس‌‌های زیادی تمایل به انجام عمل‌های جراحی ندارند و اما به دلیل این که جامعه و قوانین موجود در آن جامعه آن‌ها را بپذیرد، به اجبار به انجام این جراحی روی می‌آورند و این کار را انجام می‌دهند که ممکن است شرایط را برایشان پیچیده‌تر کند و فشارهای بیشتری را متحمل شوند. متاسفانه یکی از بزرگ‌ترین مشکلات افراد رنگین‌کمانی نگاه موشکافانه‌ای‌ست که جامعه به آن‌ها دارد، حتی از سوی افرادی که آن‌ها می‌پذیرند. رفتارهای این افراد، نوع لباس پوشیدن، حرف زدن، آرایش کردن و… آنچنان زیر ذره‌بین نگاه جامعه قرار دارد، گویی که در اقشار دیگر این تعدد و تنوع افکار و رفتار و طیف خاکستری کم‌رنگ به پر‌رنگ وجود ندارد و همه افراد به رنگ سفید هستند. همه این فشارها و رنج‌ها به این دلیل اتفاق می‌افتند که در جامعه آموزش لازم وجود نداشته است و چارچوب‌ها و تعاریف و مفاهیم از سوی صاحبان قدرت تحمیل شده‌اند.»

مطالب مرتبط:

ما هم زن هستیم اما کسی به فکر زنان غسال نیست

نوشابه امیری؛ خشونت و ترس را در مصاحبه با خمینی تجربه کردم

زنان پرستار در لباس ایزوله: حراست دیگر نمی‌تواند به ظاهرمان گیر بدهد





]]>

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی پاپ فرانسیس را «اسقف تندرو علیه مسلمانان» خواند



استان‌وایر- یک عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی از سفر پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان، به عراق انتقاد کرد و او را «اسقف‌ تندرو علیه مسلمانان» خوانده است که پیش از این «جریان گفت‌وگوهای دینی» را مختل کرده است.

«علی‌اکبر رشاد» درباره اهداف سفر پاپ به عراق نیز ابراز تردید  کرد و وضعیت عراق را حاصل «ظلم مدعیان مسیحیت» خواند.

این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی به پاپ فرانسیس پیشنهاد کرد که به یمن برود و نتیجه «سلاح‌های کشتار مسیحیان» را ببیند.

او همچنین از سکوت پاپ درباره کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده سابق نیروی قدس سپاه پاسداران انتقاد کرد و گفت چرا رهبر کاتولیک‌های جهان در سفر به عراق به حضور نیروهای آمریکایی در این کشور اعتراض نکرده است.

سفر تاریخی پاپ فرانسیس به عراق و به ویژه دیار او با آیت‌الله سیستانی، مرجع تقلید شیعیان با واکنش منفی روحانیون حاکم بر ایران روبرو شده است.

کانال اطلاع رسانی قرارگاه سایبری عمار از پاپ انتقاد کرده است که چرا در جریان سفر به نجف به زیارت قبر علی ابی‌طالب، امام اول شیعیان نرفته است.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

تمرین تیم ملی بسکتبال قطر زیر نظر نعیمه ظفر، مربی ایرانی



تیم ملی بسکتبال زنان قطربا سرمربی‌گری «نعیمه ظفر»، تمرینات خود را آغاز کرده است.

نعیمه ظفر، مربی و گزارش‌گر بسکتبال که تا آذر سال ۱۳۹۷ ریاست «کمیته آموزش» فدراسیون بسکتبال ایران را برعهده داشت، دی‌ماه سال جاری به صورت رسمی سرمربی تیم‌های ملی بزرگ‌سالان و تیم سه نفره زنان قطر شد.

نعیمه ظفر پیش از این موفق شده بود به‌عنوان گزارش‌گر «رادیو ورزش» در صداوسیمای جمهوری اسلامی، رقابت‌های لیگ بسکتبال ایران را به صورت زنده گزارش کند. او دی‌‌ماه ۱۳۹۶ به «ایران‌وایر» گفته بود که با هدف اثبات «مردانه نبودن» بسکتبال، برای ریاست این فدراسیون نام‌نویسی کرده است. یک هفته بعد اما از کاندیداتوری خود استعفا داد.

خانم ظفر پس از کنار گذاشته شدن از تمامی سمت‌‌هایش در بسکتبال با فدراسیون بسکتبال قطر، قرارداد بست.

ملی‌پوش‌های قطر نخستین کمپ آماده‌سازی خود را زیر نظر سرمربی ایرانی خود پشت سر گذاشتند. کمپی که به دلیل همه‌گیری کرونا، برخی از برنامه‌هایش تغییر کرد. پیش از این قرار بود از برخی تیم‌های خارجی برای بازی دوستانه دعوت شود که در نهایت میسر نشد.

نعیمه ظفر به ایران وایر می‌گوید: «از یک ماه قبل تمرینات را آغاز کردیم و در کمپی یک روزه، تمام برنامه‌های تمرینی به صورت جدی از بازیکنان خواسته شد.»

یکی از برنامه‌های فدراسیون بسکتبال قطر، استعدادیابی از میان زنان بسکتبالیست این کشور است. نعیمه ظفر از سال ۱۳۸۵ در بسکتبال ایران، طرح‌های استعدادیابی خود را به صورت مستقل یا با کمک باشگاه‌ها پیاده می‌کرد.

 





]]>

یورش نیروهای امنیتی به تجمع کارگران، بازنشستگان و معلمان در مقابل وزارت کار



استان وایر- نیروهای امنیتی و انتظامی با یورش به کارگران و بازنشستگان و معلمانی که به قصد برگزاری تجمع در مقابل وزارت کار حضور یافته بودند، تعدادی را بازداشت کردند.

قرار بود امروز هفدهم اسفندماه ۱۳۹۹بازنشستگان گروه‌های مختلف مزدبگیر به همراه سایر کارگران و بازنشستگان و معلمان بر اساس یک فراخوان سراسری مقابل ادارات «تامین اجتماعی» و «کار» در مراکز استان‌ها تجمع اعتراضی خود را برگزار کنند. این تجمع برابر اعلام قبلی قرار شد تا در مقابل وزارت کار برگزار شود. اما برابر تصاویر منتشر شده، خیابان آزادی تهران از حدفاصل اتوبان‌های نواب تا یادگار امام، شاهد حضور قدم به قدم ماموران انتظامی و نیروهای امنیتی بود که به قصد ممانعت از تجمع حضور داشتند.

با این وجود، گروهی از بازنشستگان، کارگران و بازنشستگان و معلمان که موفق به حضور در مقابل ساختمان وزارت کار و سازمان تامین اجتماعی شده بودند، مورد یورش و ضرب و شتم توسط نیروهای امنیتی قرار گرفتند. تعدادی از حاضران نیز بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شده‌اند.

بازداشت‌شدگان

تا این لحظه خبر دستگیری «اسماعیل گرامی» از معلمان بازنشسته، «کامیار فکور» فعال دانشجویی و «اسعد مفتاحی» کارگر اسنپ‌فود که به طرز وحشیانه‌ای مورد ضرب و شتم قرار گرفته، در تجمع مقابل وزارت کار تائید شده است. اما شاهدان عینی از بازداشت جمع دیگری خبر داده‌اند که اسامی آنها هنوز مشخص نشده است.

مطالبات

کارگران و معلمان و بازنشستگان که خواستار توجه به مطالبات معیشتی خود هستند، در هفته‌های اخیر هم تجمعات اعتراضی متعددی را در تهران و شهرستان‌ها برگزار کرده‌اند. معترضان هشت محور مطالبات بازنشستگان معترض تامین اجتماعی خود را بر اساس بیانیه تجمع ۲۹ بهمن۱۳۹۹ به شرح زیر اعلام کرده‌اند:

۱-بر اساس ماده ۹۶ قانون تامین اجتماعی، درصدد افزایش حقوق بازنشستگان باید یکسان بوده و هر یک از بازنشستگان به تناسب پرداخت حق بیمه، از افزایش حقوق برخوردار شوند. سازمان تأمین اجتماعی موظف به افزایش و ترمیم عقب ماندگی حقوق بازنشستگان تراز با نرخ تورم و افزایش هزینه‌های زندگی و خط فقر است که الان به ۱۰ میلیون تومان رسیده است. [البته این رقم بعد از درخواست کارگران برای افزایش دستمزد به بالای ۱۲ میلیون تومان تغییر کرده است.]

۲- اجرای بند (ب) ماده ۱۲برنامه ششم توسعه اقتصادی که سازمان تامین اجتماعی را موظف به متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران می‌کند.

۳- رفع تبعیض بین بازنشستگان همکار و غیرهمکار سازمان تامین اجتماعی.

۴- پرداخت عیدی برابر با شاغلین به بازنشستگان و مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی.

۵- سازمان تامین اجتماعی طبق ماده ۵۴ قانون تامین اجتماعی مسئول تامین درمان کامل بازنشستگان بیمه پرداز اجباری به طور مستقیم است و بازنشستگان خواستار اجرایی شدن این ماده قانونی هستند.

۶- سازمان تامین اجتماعی موظف است مشکل معیشتی و بیمه از کار افتادگان و مستمری بگیران را حل کرده و به وضعیت نابسامان بازنشستگان ۹۹ رسیدگی کند.

۷- مبنای محاسبات «چهار/سی‌ام»در اجرای هم‌سان‌سازی مشاغل سخت و زیان‌آور در طول سال‌های بازنشستگی و مستمری بگیری به هیچ وجه کفایت نمی‌کند. تامین اجتماعی باید حق و حقوق بازنشستگان را براساس قانون و مطابق رای دیوان عدالت و مبنای «سی/ سی‌ام» بپردازد.

۸-اجرای بند «ج» ماده ۱۱۲ «قانون برنامه پنج‌ساله ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی» و پرداخت «حق منطقه جنگی» بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی در مناطق جنگی.

گروههای بازنشستگان، کارگران و معلمان در ادامه مطالبات خود خواستارتوجه به اجرای ماده ۴۱ قانون کار که افزایش مزد را بر اساس تأمین سبد معیشت تعیین کرده است نیز شده‌اند.

حمایت‌ها

فراخوان این تجمع مورد حمایت کارگران مراکز مختلف کارگری از جمله کارگران فولاد، کارگران غیر رسمی نفت، کارگران فصلی ‌و ساختمانی و تمامی تشکل‌های مستقل کارگری، بازنشستگان و معلمان قرار گرفته بود.

«اتحادیه آزاد کارگران ایران» روز جاری با انتشار اطلاعیه‌ای ضمن ابراز انزجار از هجوم وحشیانه نیروهای امنیتی ‌و انتظامی به کارگران تجمع‌کننده، خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط دستگیرشدگان است.

«داوود نعمتی» فعال صنفی با انتشار یادداشت کوتاهی در رابطه با برخورد نیروهای انتظامی با بازنشستگان در تجمع امروز می‌نویسد: «متاسفانه امروز در تهران جلوی سازمان تامین اجتماعی در خیابان آزادی یک روز ننگین برای نیروی انتظامی بود .وقتی که از عوامل نیروی انتظامی پرسیدیم ما برای معیشت بازنشستگان تامین اجتماعی اعتراض داریم ،گفتند کانون بازنشستگان اعلام کرده که این افراد ضد انقلاب هستند و از ما نیستند.»

تجمع اعتراضی بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی در سایر استانها

بر اساس اطلاعات دریافت شده، این تجمع همزمان با  تهران در شهرهای کرمانشاه، تبریز، مشهد، خرم آباد، شوشتر، اصفهان، یزد، قزوین، ایلام، کرج، اراک، اردبیل، ساری، رشت، شاهرود، اهواز، بجنورد و... از ساعت ۱۰:۳۰ صبح امروز برگزار شده است.

حاضران در این تجمعات، اعلام کرده‌اند که باید در جلسه فردا ۱۸ اسفندماه ۱۳۹۹ شورای‌عالی کار، به الزامات قانونی در تعیین مزد و مستمری توجه شود.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

توهین به رهبر مارونی‌های لبنان؛ احضار سفیر ایران



«شربل وهبه»، وزیر امور خارجه کابینه موقت لبنان می‌گوید سفیر ایران در بیروت در رابطه با مطالب شبکه ایرانی «العالم» علیه «بشاره الراعی»، رهبر مارونی‌ها، به وزارت خارجه لبنان فراخوانده شده است.

***

شربل وهبه در یک گفتگوی رادیویی که توسط سایت حزب «جریان آزاد ملی» به ریاست میشل عون، رئیس‌جمهور لبنان و از متحدان حزب‌الله، بازنشر شده، اعلام کرده است که روز دوشنبه ۱۸اسفند۱۳۹۹ در محل وزارت‌خانه مذکور با سفیر ایران در بیروت صریح و شفاف گفت‌وگو خواهد کرد.

وزیر امور خارجه لبنان همچنین خاطرنشان کرده است که برای شنیدن ارشادات اسقف بشار الراعی روز یکشنبه نیز در مراسم مذهبی «بکرکی» (کلیسای مارونی و محل استقرار او) حضور خواهد یافت.

وبسایت شبکه «العالم» ایران طی گزارشی درباره اسقف الراعی نوشته است: «پسر پتروس راه بن سلمان و بن زاید در سازش (با اسرائیل) را ادامه می‌دهد؛ مسیری مملو از ننگ و خیانت! شخص اسقف بشار الراعی در لبنان گام به چنین مسیری گذاشته و در این راه از سوی گروه‌های راست‌گرای مشهور به ارتباط عمیق با اسرائیل و سعودی و واپسگرایان عرب تحریک شده است».

نویسنده در ادامه گفته است: «این جناح توسط سمیر جعجع، رئیس حزب «نیروهای لبنانی» رهبری می‌شود. وی اخیرا گفتمان شفافی برای واگذاری انحصاری حق حمل سلاح به حکومت را آغاز کرده و خواهان گرفتن اختیار تعیین وضعیت صلح و جنگ از دست حزب‌الله و ممانعت از ورود این گروه به محورهای سیاسی (ایران و اسد و غیره) و لزوم اتخاذ سیاست بی‌طرفی شده است. جعجع فرزندان لبنان را ناتوان می‌داند و خواهان دخالت و راهکارهای بین‌المللی برای حل مشکلات کشورشان است».

در این گزارش که البته از روی سایت شبکه «العالم» حذف شده، همچنین آمده است: «واضح و شفاف شاهدیم که تمام افراد، حتی کسانی که هاله مقدس دور خود کشیده‌اند، مخالفت خود را با حمل سلاح توسط نیروهای مقاومت (حزب‌الله) ابراز می‌دارند و آن‌ها را شبه‌نظامیان وابسته به ایران توصیف می‌کنند. اصحاب این گفتمان لباس عاریتی خرد و حکمت پوشیده و از سیاست بی‌طرفی در قبال نبرد سرنوشت‌ساز جهانی با صهیونیسم سخن می‌گویند. به همین دلیل بدون استثنا آن‌ها را فردا در آغوش اسرائیل خواهیم دید».

اسقف بشار الراعی روز شنبه با صراحت از لزوم دخالت بین‌المللی برای حل بحران لبنان و ضرورت بی‌طرفی این کشور در قبال مسائل منطقه سخن گفت. گفتنی است؛ «شربل وهبه»، عضو تیم میشل عون (از متحدان حزب‌الله) محسوب می‌شود، اما توهین به اسقف الراعی که نماد و اسطوره مارونی‌ها در لبنان و سراسر مشرق به‌شمار می‌رود، حزب وابسته به رئیس‌جمهور لبنان را تحریک کرده است.

مطالب مرتبط:

انتقاد رهبر مسیحیان لبنان از ایران با واکنش خشمگین گروه حزب‌الله روبه‌رو شد





]]>

بازداشت یک شهروند به جرم شعار‌نویسی در بافت



استان‌وایر- یک شهروند در شهرستان بافت در استان کرمان به جرم شعار نویسی علیه مقامات جمهوری اسلامی بازداشت شد.

عنایت‌الله دهقانی، دادستان شهرستان بافت، روز شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۹ این خبر را اعلام کرد و گفت که این فرد در مکان‌های حساس دست به «تحرکات ضد امنیتی» زده و علیه «مسئولان و مفاخر استان» شعارنویسی کرده است.

دهقانی با اشاره به اینکه این فرد با همکاری نیروهای اطلاعات و سپاه پاسداران بازداشت شده، افزود: « وی شبانه در سطح شهرستان، شعارنویسی انجام می‌داد و از آن فیلم تهیه و به رسانه‌های معاند ارسال می‌کرد.»

دادستان بافت دستگیری این فرد را نشانه «اقتدار و عظمت نهاد‌های انقلابی» دانست و هشدار داد که «سربازان گمنام امام زمان» هرگز اجازه نخواهند داد «امنیت و آسایش» مردم خدشه دار شود.

دیوارنویسی شعارهای انتقادی علیه نیروهای نظامی حکومت و مقام‌های جمهوری اسلامی، از جمله علی خامنه‌ای و سران سپاه، با تکرار اعتراضات سراسری در سه سال گذشته افزایش چشمگیری یافته است.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

هواپیماربایی‌ها و بمب گذاری در پروازها؛ از «ارتفاع پست» تا هواپیمای خاتمی



سپاه پاسداران می‌گوید روز جمعه یک هواپیما‌ربایی را در مسیر اهواز به مشهد خنثی کرد و هواپیما و سرنشینان آن سالم در فرودگاه اصفهان به زمین نشستند. گزارش زیر یادآوری چند هواپیماربایی در چهار دهه اخیر در ایران است که از جمله آنها می‌توان به کشف بمب در هواپیمای حامل محمد خاتمی یا سرنوشت زندانیان پرونده موسوم به «ارتفاع پست» اشاره کرد.

***

ماجرای هواپیماربایی روز جمعه کم‌وبیش شبیه به رویدادی است که فیلم «ارتفاع پست» بر اساس آن ساخته شد. خبرگزاری ایلنا به نقل از یک «مقام آگاه» گزارش داد که هواپیماربایان «هیچ بمبی نداشتند» و «به دور کمر خود چوب بسته بودند.»

بر اساس این گزارش، این خانواده چهار نفره در هواپیما «با یک مهماندار وارد تنش و بحث می‌شوند و با جدی تر شدن دعوا، مدعی می‌شوند که حامل بمب هستند و هواپیما بمب‌گذاری شده است.»

همچنین گفته شده که بعد از دستگیری مشخص شد که «هواپیماربا به همراه همسر و دو پسرش سوار هواپیما شده بود و هیچ سوء سابقه‌ای نیز نداشته است.»

پیش از این نیز مبدأ برخی پروازها که در آنها هواپیماربایی یا کشف بمب روی داد نیز فرودگاه اهواز بود و برخی این فرودگاه را رکورددار در این زمینه خوانده‌اند. با این حال هواپیماربایی‌ها در چهار دهه اخیر در ایران منحصر به فرودگاه اهواز یا حتی داخل ایران نبوده است.

 هواپیماربایی در پرواز ایران به سوریه

۱۰ سال پیش از ماجرای روز جمعه، یک هواپیمای ایران در مسیر سوریه ربوده شد اما خبری درباره آن منتشر نشد. با این حال زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین بعدها رضا عزیزی، عامل این هواپیماربایی، را در زندان دیدند.

عزیزی به هم‌بندی‌هایش شرح داده بود که در آن پرواز هیچ اسلحه‌ای نداشته اما ادعا کرده بود که دوستانش در هواپیما ماده منفجره دارند.

به گفته او، هواپیما مدتی در آسمان سوریه چرخید و بعد از آنکه یگان پرواز متوجه جعلی بودن ادعای او شد، وی را غافلگیر و بازداشتش کرد. عزیزی در نهایت به دو سال زندان محکوم شد.

 بمب گذاری در هواپیمای حامل خاتمی

سال ۸۸ و در اوج رقابت های انتخابات ریاست جمهوری رسانه‌ها گزارشی درباره بمب‌گذاری در هواپیمای حامل محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین، منتشر کردند.

وبسایت «جهان نیوز» ۱۶ خرداد آن سال خبر داد  که خاتمی پس از سخنرانی‌اش در اهواز، دو ساعت زودتر از زمان پرواز به فرودگاه رسید و به همین دلیل با یک پرواز دیگر به تهران رفت.

به نوشته جهان‌نیوز، در آن پرواز دیگر که قرار بود حامل خاتمی باشد، ماموران حفاظت پرواز «با خبر یکی از مسافرین که بعدا بازداشت شد متوجه وجود بمب در هواپیما می‌شوند. بلافاصله هواپیما با حداکثر سرعت به فرودگاه اهواز بازگشت» و «سه دقیقه مانده به انفجار بمب، هواپیما خود را به زمین کوبید» و یکی از ماموران بمب را به بیرون پرتاب کرد و بمب بیرون از هواپیما منفجر شد.

بعد از انتشار این گزارش، رسانه‌های نزدیک به خاتمی تایید کردند که ماجرا مربوط به روز یکشنبه ۹ خرداد بوده است.

با اینکه جهان‌نیوز مدعی بازداشت یک نفر در رابطه شده بود، سال ۹۶ صفرعلی موسوی، فرمانده سپاه حفاظت هواپیمایی، درباره آن ماجرا گفت که «مسافرین بازرسی شدند ولی مشخص نشد کار چه کسی بوده است. این بمب دست‌ساز بود و تایمر داشت و وقتی هواپیما را بازرسی کردیم متوجه وجود آن شدیم.»

محمد شریعتی دهاقان، مشاور محمد خاتمی، نیز گفت که پیش از این حادثه فردی که خود را خبرنگار معرفی کرده بود در تماس با  فرودگاه اهواز سوال‌هایی درباره ساعت پرواز خاتمی پرسیده بود اما اطلاعاتی به او داده نشد.

او با تاکید بر اینکه جابه‌جایی پرواز پرواز کاملا تصادفی بود گفت اطلاعات مربوط به آن تماس تلفنی مشکوک نیز بعد از انتشار خبر بمب‌گذاری به دست نزدیکان خاتمی رسید.

پس از آن برخی از رسانه‌های اصولگرا هدف از این بمب‌گذاری را «کشته‌سازی» خواندند و برخی نیز آن را به سازمان مجاهدین خلق نسبت دادند. در فیلم «قلاده‌های طلا» که علیه معترضان سال ۸۸ ساخته شد نیز این موضوع مطرح شد. با این حال نهادهای امنیتی هنوز گزارشی درباره این ماجرا ارائه نکرده‌اند.

 خالد حردانی و ارتفاع پست

خانواده حردانی ۲۳ آذر ۷۹ سعی کردند هواپیمای اهواز - بندرعباس را در میانه مسیر بربایند اما موفق نشدند.

خالد حردانی، فرهنگ‌ پورمنصوری و شهرام پورمنصوری، عاملان اصلی این هواپیماربایی، ابتدا به اعدام محکوم شدند اما این احکام در نهایت به زندان‌های طولانی‌مدت تبدیل شد. رسول حردانی، برادر خالد، نیز که در آن زمان کمتر از ۱۸ سال داشت به زندان طولانی‌مدت محکوم شد.

ابراهیم حاتمی‌کیا در دادگاه این پرونده شرکت کرد و پس از آن فیلم «ارتفاع پست» را ساخت.

 هواپیماربایی‌ها در دهه ۶۰

در دهه ۱۳۶۰ موارد متعددی از هواپیماربایی رخ داد و با بالا رفتن تعداد آنها، سرانجام از سال ۶۳ نیروهای سپاه پاسداران با لباس شخصی در پروازها حضور یافتند.

چند سال پیش محمدحسن کاظمی، جانشین فرماندهی حفاظت سپاه پاسداران، گفت از دهه شصت به بعد ۱۳۰ مورد تلاش برای هواپیماربایی رخ داد که ۳۶ مورد آن در هوا بود. به گفته او، ۲۶ مورد هواپیماربایی منجر به درگیری و ۱۳ مورد منجر به کشتن هواپیماربا شد.

اکثر هواپیماربایی‌ها در دهه ۶۰ به اعضای سازمان مجاهدین خلق منتسب شد و این هواپیماها به فرانسه، عراق، اسرائیل و برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس برده شدند.

علی باقری، فرمانده حفاظت سپاه پاسداران، در سال ۹۳ گفته بود پس از چندین هواپیماربایی در دهه شصت سرانجام آیت‌الله خمینی، رهبر جمهوری اسلامی، در پاسخ به نامه محسن رضایی، فرمانده سپاه پاسداران، دستور تشکیل «سپاه حفاظت هواپیمایی» را صادر کرد و از آن تاریخ مسئولیت تامین امنیت پروازها به عهده سپاه پاسداران است.

باقری همچنین گفت که در سال ۶۷ «نخست وزیر وقت» درخواست خروج سپاه از فرودگاه‌ها را کرد اما با مخالفت آیت‌الله خمینی مواجه شد. نخست وزیر جمهوری اسلامی در آن زمان میرحسین موسوی بود.

همچنین صفرعلی موسوی، فرمانده سپاه حفاظت هواپیمایی، گفته که حفاظت از تعدادی از هواپیماها بر عهده ارتش است.

بجز وقوع هواپیماربایی در پروازهای مسافری، برخی هواپیماهای کوچک وابسته به نهادهای دولتی در ایران نیز ربوده شده‌اند. از جمله در یکی از این موارد، در سال ۷۱ علیرضا کرمی خیرآبادی یک هواپیمای فوکر شرکت نفت را ربود و به عراق برد. کرمی ابتدا در عراق بازداشت و بعد تحویل اردن داده شد اما اردن نیز سال ۷۸ او را به ایران تحویل داد. او در ایران به حبس ابد محکوم شد و سال ۹۲ درگذشت.

 هواپیماربایی قبل از انقلاب

اعضای سازمان مجاهدین خلق ۳۱ خرداد ۱۳۴۹ یک هواپیمای ایرانی را از دبی ربودند و به بغداد بردند.

محسن نجات حسینی، عضو سابق سازمان مجاهدین خلق، در کتاب «بر فراز خلیج فارس» ماجرای این هواپیماربایی را روایت کرده است.

در آن سال دو هواپیماربایی دیگر نیز رخ داد.

 هواپیماربایی و انیس نقاش

پس از مرگ انیس نقاش ماجرای تلاش او برای ترور شاپور بختیار بار دیگر مطرح شد؛ اما باید یادآور شد که دوستان او برای آزادی‌اش از فرانسه دست به یک هواپیماربایی زدند.

محسن رفیق‌دوست، وزیر سابق سپاه پاسداران، در این باره گفته است: «چریک‌های لبنانی که دوستان ابومازن (انیس نقاش) بودند در یک رشته عملیات، به سفارتخانه فرانسه حمله کردند و همچنین یک هواپیمای فرانسوی را نیز ربودند.»

مطالب مرتبط:

ادعای سپاه پاسداران: یک هواپیماربایی را در مسیر اهواز به مشهد خنثی کردیم

مرگ انیس نقاش، جمهوری اسلامی و بازخوانی ترور به خاطر خدا

گفت و گو با خالد حردانی، شخصيت واقعی فيلم ارتفاع پست





]]>

مسلمونا گریه کنید، جنایت!‎



علم الهدی: پیشگیری از بارداری فحشای باطنی و بچه‌کشی پنهان است.





]]>

خوزستان؛ رکوردشکنی مراجعه بیماران کرونایی به مراکز درمانی در ۲۴ ساعت گذشته



استان‌وایر-  رییس دانشگاه علوم پزشکی اهواز، گفته است که  شمار مراجعه بیماران کرونا با شش هزار و ۷۰۰ نفر به مراکز بهداشتی و درمانی خوزستان طی بیست و چهار ساعت گذشته رکورد زد.

به گفته «فرهاد ابول‌نژادیان» در ۲۴ ساعت گذشته چهار هزار و ۴۰۰ مراجعه به مراکز بهداشتی و دو هزار و ۳۰۰ مراجعه به بیمارستان‌های استان خوزستان ثبت شده است.

رییس دانشگاه علوم پزشکی اهواز همچنین گفته است ۲۰۰ نفر از مراجعه کنندگان ۲۴ ساعت گذشته بعنوان بیماران قطعی کرونا در مراکز درمانی خوزستان بستری شده‌اند و  در حال حاضر بار مراجعه به مراکز بهداشتی و بیمارستان‌های خوزستان همچنان افزایشی است.

به گفته این مقام بهداشتی در استان خوزستان برای مهار موج کرونا در خوزستان ابتدا تلاش شد این ویروس[جهش‌یافته] به خارج از استان سرایت نکند و  اقداماتی انجام شده تا شهرهای شمالی و شرقی استان کمتر درگیر شوند.

رییس دانشگاه علوم پزشکی اهواز  بیشترین آلودگی در خوزستان  را در مناطق جنوب و غرب این استان دانسته و گفته است محدودیت‌ها باید با شدت بیشتری دنبال شوند.

بنابر مصوبه ستاد ملی مبارزه با کرونا مرزهای استان خوزستان با کشور عراق بناست که تا ۲۰ اسفندماه سال جاری بسته باقی بماند. طبق همین مصوبه نیز تنها کسانی می‌توانند از شهرهای قرمز خارج شوند که پلاک غیر بومی باشند.

علیرغم وضعیت بحرانی شیوع ویروس کرونا در خوزستان و درخواست‌های مکرر مقامات محلی برای تعطیلی دو هفته‌ای در این استان ستاد ملی مبارزه با کرونا با این پیشنهاد موافقت نکرده است.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

وزیر دفاع: تل‌آویو و حیفا با اشاره خامنه‌ای با خاک یکسان می‌شود



استان وایر - «امیر حاتمی»، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی گفت که با خاک یکسان کردن تل‌آویو و حیفا امر فرماندهی کل قوا است، تبدیل به طرح شده و با یک اشاره فرماندهی اجرا می‌شود.

به گزارش فارس، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح روز یکشنبه ۱۷ اسفند۱۳۹۹ با اشاره به «تهدیدات اخیر از سوی اسرائیل علیه جمهوری اسلامی» گفت: «رهبر معظم انقلاب سال‌ها پیش به خوبی پاسخ به صهیونیست‌ها دادند و فرمودند که رژیم صهیونیستی دشمن اصلی ما نیست، رژیم صهیونیستی در حدی نیست که با جمهوری اسلامی دشمنی کند، رژیم صهیونیستی می‌داند و اگر نمی‌داند بداند اگر غلطی از آن‌ها سر بزند، جمهوری اسلامی تل آویو و حیفا را با خاک یکسان می‌کند.»

حاتمی همچنین گفته که جمهوری اسلامی از ابعاد مختلف قدرت برای حفظ امنیت و ثبات ملت ایران برخوردار است و توضیح داد: «از وجوه برجسته قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران، قدرت منطقه‌ای و محور مقاومت است که از میوه‌های شیرین آن گروه‌های مقاومت در نقاط مختلف است که شکل گرفته و این محصول نرم قدرت انقلاب اسلامی است.»

پیش از این در شهریور ۱۳۹۴، «علی خامنه‌‌ای»، رهبر جمهوری اسلامی در خصوص اظهار نظر دولت اسرائیل مبنی بر تامین امنیت این کشور پس از برجام گفته بود اسرائیل تا ۲۵ سال دیگر نابود خواهد شد. خامنه‌‌ای پس از این اظهار نظر چندین بار دیگر بر مواضع خود اما این بار در قبال تهدیدهای اسرائیل علیه جمهوری اسلامی پافشاری کرد.

پس از این اظهارات تابلوی روزشمار نابودی اسرائیل در برخی شهرهای ایران از جمله تهران و مشهد نصب شد.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

آیا محدودیتی برای چاپ و انتشار کتب مذهبی غیرمسلمانان در ایران وجود دارد؟



سوال:

با سلام؛

من از اقلیت‌های مذهبی هستم. چند وقت پیش به خانه یکی از آشنایان رفتند و چون تعدادی کتاب مذهبی پرینت گرفته بود و  در خانه داشت او را متهم کردند که کارهای تبلیغی انجام می‌دهد. سوالم این است که آیا محدودیتی برای چاپ و انتشار کتب مذهبی غیرمسلمانان در ایران وجود دارد؟

پاسخ:

با سلامِ

به طور کلی ممنوعیت خاصی در انتشار کتب مذهبی مربوط به ادیان به رسمیت شناخته شده در قانون اساسی وجود ندارد. در مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی مربوط به ضوابط نشر کتاب مصوب سال ۱۳۸۹ نشر کتب مربوط به معرفی ادیان و احکام آنها آزاد اعلام شده است. اما در همین مصوبه و مصوبات دیگر موادی وجود دارد که امکان جلوگیری از نشر کتب دینی غیرمسلمانان را محدود می‌کند از جمله اینکه گفته شده است   تبلیغ و ترویج الحاد و اباحه گری، انکار یا تحریف مبانی و احکام اسلام و مخدوش کردن چهره شخصیت هایی که از نظر دین اسلام محترم شمرده می‌شوند و تحریف وقایع تاریخی دینی که مآلاً به انکار مبانی دین منجر می‌شود؛توهین به مقدسات دین مبین اسلام و تبلیغ علیه تعالیم اصول و مبانی آن و ترویج و تبلیغ ادیان، مذاهب و فرقه‌های منحرف و منسوخ، تحریف‌شده و بدعت‌گذار ممنوع است. به همین دلیل ممکن است در مرحله ممیزی بسیاری از کتب مذهبی ادیان غیر اسلام به بهانه‌های مختلف اجازه انتشار نیابند. توجه شود که نشر کتب برخی از آیین ها همچون بهائیت به طور کلی ممنوع بوده و مجوز داده نمی‌شود. 
 





]]>

نوشابه امیری؛ خشونت و ترس را در مصاحبه با خمینی تجربه کردم



 «نوشابه امیری»، با بیش از ۴ دهه سابقه فعالیت در عرصه روزنامه‌نگاری در این روزهای کرونازده در پاریس مشغول نوشتن سومین رمانش، «روزی که مهاجر شدم»، است. او روزنامه‌نگاری را در اواخر دهه ۱۳۵۰ در روزنامه «کیهان» آغاز کرد و یک سال پس از روی کار آمدن انقلاب، شغل خود را مانند بسیاری از همکارانش از دست داد، شاهد اعدام «رحمان هاتفی»، سردبیرش، و بازداشت و اعدام دیگر دوستان و همکاران و همسرش بود. در کارنامه مطبوعاتی نوشابه امیری گفت‌وگوهای  زیادی با شخصیت‌های مهم سیاسی دیده می‌شود. او تنها زن روزنامه‌نگار ایرانی است که با آیت‌الله «خمینی» گفت‌وگو کرده است. به مناسبت روز جهانی زن پای صحبت‌های این روزنامه‌نگار پیشکسوت نشسته‌ایم. او در بخشی از این گفت‌وگو، فضای حاکم بر مصاحبه‌‌اش با بنیانگذار جمهوری اسلامی را ترسیم می‌کند و وحشت و خشونتی را که همان زمان تجربه کرده است، به یاد می‌آورد.

***

-چطور کار با روزنامه کیهان را شروع کردید؟ در آن سال‌ها روزنامه‌نگاران زن زیادی در رسانه‌ها مشغول بودند؟

من ۱۹ سالم بود و سال اول دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی بودم که دکتر «صدرالدین الهی»، استاد روزنامه‌نگاری ما در دانشکده، من را به همراه سه همکلاسی دختر و پسر به روزنامه کیهان معرفی کرد. موسس این دانشکده دکتر «مصطفی مصباح‌زاده»، صاحب‌امتیاز روزنامه کیهان، بود که در آن زمان به این شکل روزنامه‌نگاران جوان را برای کار تربیت می‌کرد. دانشکده علوم ارتباطات در آن دوران به صورت پنجاه پنجاه دانشجوی دختر و پسر می‌گرفت. 

در آن دوران روزنامه‌نگاران زن سرشناسی از جمله «منصوره پیرنیا» در «زن روز» و روزنامه کیهان، «پری اباصلتی»، سردبیر «اطلاعات بانوان»، و «سیما دبیرمنش»، خبرنگار سیاسی روزنامه «اطلاعات»، در جامعه مطبوعاتی سرشناس بودند. «ثریا صدر» و «هما سرشار» نیز بیشتر در بخش ترجمه مطبوعات فعال بودند. در آن سال‌ها خبرنگاران زن کم بودند. مثلا تحریریه ۱۰۰ نفره کیهان، ۵ یا شاید ۶ خبرنگار زن داشت و در کیهان انگلیسی هم دو سه نفری بودند. اگرچه تعدادشان زیاد نبود، اما  کارشان جدی گرفته می‌شد. من وقتی به روزنامه کیهان رفتم،  کار در سرویس سیاسی را آغاز کردم که همزمان با سردبیری آقای «امیر طاهری» بود و تنها زن خبرنگار سرویس بودم.

- برخی از روزنامه‌نگاران هم‌دوره‌ای شما گفته‌اند که در آن زمان اگر خبرنگاران وابسته به حزب چپ نبودند به معنای حرفه‌ای به بازی گرفته نمی‌شدند، آیا شما هم چنین چیزی را در سال‌های کار با کیهان تجربه کرده بودید؟

کاملا نادرست است. دکتر مصباح‌زاده خود سناتور شاه بود، چطور چنین بحثی مطرح شده است؟ خود  من نه چپی بودم و نه وابسته به هیچ حزب سیاسی. البته همسرم چپی بود که آن را هم بعد از انقلاب متوجه شدم. همکاران دیگرم نیز «مینو بدیعی» که همکلاسم هم بود، «پارمیس دلجویی» و «ویدا ضیایی» اصلا سیاسی نبودند. فضا این طور نبود که باید حتما به ایدئولوژی خاصی وابستگی داشته باشید. بسیاری از جمله من اصلا ایدئولوژی نداشتند. من فقط می‌خواستم روزنامه‌نگار باشم. کلا چنین چیزی را تکذیب می‌کنم، در آن سال‌ها مهم فقط این بود که چقدرعلاقه و چقدر توانایی این کار را داشتید. 

-شما اولین و آخرین زنی هستید که توانست با خمینی مصاحبه کند. می‌دانم زیاد درباره این مصاحبه صحبت کرده‌اید. اما چه نکته‌ای از آن مصاحبه بیشتر همچنان در ذهن‌تان باقی مانده است؟

من در آن دوران خبرنگار حوزه مجلس و دولت بودم و طبیعتا با رهبران احزاب مختلف سیاسی مصاحبه کرده بودم. از سال ۱۳۵۶ نیز مسئول ستون «احزاب و جمعیت» روزنامه کیهان بودم که اخبار احزاب مختلف آن دوران مانند «حزب توده‌»، «جبهه ملی»، «نهضت ملی»، «مجاهدین»، «فداییان» و... را پوشش می‌دادم. پیش از آن هم مصاحبه‌هایی با کسانی مانند «شاپور بختیار»، «کریم سنجابی» و «داریوش فروهر» داشتم که مخاطب‌‌های زیادی داشتند. تا روزی که شنیدم داریوش فروهر می‌خواهد برای دیدن خمینی به پاریس برود. به رحمان هاتفی، سردبیرم، گفتم می‌خواهم با فروهر به پاریس بروم و با خمینی مصاحبه کنم. هاتفی هم استقبال کرد و یک روزه بلیط برایم تهیه شد. درباره مصاحبه با خمینی بارها گفته‌ام، اما چیزی که هرگز از ذهنم پاک نمی‌شود این است که در این مصاحبه برای اولین بار در زندگی حرفه‌ای‌ام با مفهوم ترس آشنا شدم و این که مصاحبه‌شونده به شما بگوید چه چیزی را می‌توانی بنویسی و چه چیزی را ننویسی. حداقل من این تجربه را از قبل نداشتم. هرگز تا آن زمان آدم‌های سیاسی چنین ترس و وحشتی را القا نکرده بودند. اما در مصاحبه خمینی فهمیدم که وقتی می‌گویند خونت را حلال می‌کنیم، واقعا می‌توانند این کار را با تو بکنند. از آن روز حس ترس از این مجموعه‌ای که به ایران می‌آمد در وجودم رخنه کرد. زمانی هم که مصاحبه را تلفنی برای رحمان هاتفی، که بعدتر زیر شکنجه در زندان کشته شد، و همسرم «هوشنگ اسدی»، که آن موقع معاونت سردبیر کیهان بود و در سال‌های ۱۳۶۰ زندانی رژیم، می‌خواندم، به آن‌ها گفتم کسی دارد با نفرت و کینه به ایران می‌آید. این حس را آن روز و تا سه دهه پس از انقلاب که در ایران زندگی کردم، با پوست و گوشت و استخوانم، با تمام وجودم تجربه کردم. 

-آیا خمینی در وسط مصاحبه چیزی گفت یا قبل از مصاحبه او یا اطرافیانش شما را ترساندند؟ این ترس چگونه شکل گرفت؟

اولا فضای مصاحبه فضایی نبود که در آن احساس ایمنی بکنید. به غیر از خمینی، ۵ یا ۶ نفر دیگر هم در اتاق حضور داشتند، همگی روی زمین نشسته بودند. در طول مصاحبه خمینی سرش پایین بود و فقط جواب‌های کوتاه به سوالات می‌داد. حالا می‌توانم مقایسه کنم و بگویم فضا شبیه این بود که به دخمه‌ای رفته‌اید و با «بن‌لادن» و اطرافیانش حرف زده‌اید. اول مصاحبه سوالی پرسیدم که مدت‌ها پس از آن متوجه شدم سوالم ناشی از ترس بوده است. او خیلی جواب بدی به من داد. گفت ما نپذیرفتیم. شما خودتان آمدید. اما در وسط مصاحبه وقتی از ایشان سوال کردم که ما از زیر چکمه استبداد به زیر لعین استبداد خواهیم رفت. خمینی برای اولین بار سرش را بلند کرد و گفت اسلام دیکتاتوری ندارد و جملاتی شبیه به آن. بعد هم بلند شد. ظاهرا عادتش این بود که وقتی از چیزی خوشش نمی‌آمد، بلند می‌شد. با او همراهانش هم بلند شدند. بعد یک قدم رفت و دوباره برگشت، انگشتش را به سمتم گرفت و با لحن تهدیدآمیز گفت اگر یک کلمه از این مصاحبه این طرف و آن طرف شود خودتان می‌دانید. یادم می‌آید مصاحبه حتی ویراستاری‌نشده منتشر شد. این اولین و آخرین مصاحبه خمینی با خبرنگاران ایرانی بود. در آن روز به غیر از من، زنده‌یاد «منصور تاراجی» از روزنامه اطلاعات هم حضور داشت. وقتی برگشتم به ایران، یکی از عللی که کارم را در کیهان از دست دادم، همین سوالی بود که از خمینی کرده بودم.

-شما از روزنامه کیهان اخراج شدید؟

در سال ۱۳۵۸ آدم‌ها به سه شکل در کیهان کارشان را از دست دادند. دسته اول بر اساس لیست «انجمن اسلامی کیهان» بود که جلوی در ورودی کیهان حدود ۲۰ نفر از همکاران‌مان را راه ندادند. تعدادی از همکاران به این اقدام واکنش نشان دادند که البته بی‌ثمر بود. برخی هم مانند من به اجبار بازخرید شدند. در آن روزها دبیر سیاسی روزنامه بودم، سردبیری کیهان چندین بار دست به دست شد تا این که صاحب امتیاز آن آقای «یزدی» شد و «شهریار روحانی»، دامادشان، سردبیر روزنامه شدند. من درباره ایشان خبر زیاد نوشته بودم و طبعا نه ایشان و نه من مایل به همکاری با یکدیگر نبودیم. در نتیجه من به اجبار خود را بازخرید کردم و از کیهان بیرون آمدم.

-رحمان هاتفی، سردبیرتان، یکی از کسانی بود که همان سال‌های اولیه اعدام شد. کمی از او و آن روزها بگویید، آیا در آن روزها اعترافات تلویزیونی را باور می‌کردید؟

من و بسیاری دیگر پس از انقلاب متوجه شدیم که رحمان هاتفی از سران حزب توده بوده است. من حتی نمی‌دانستم که شوهرم هم فعال سیاسی و عضو حزب توده است و بعد از ۱۳۵۷ که اعلام کردند متوجه شدم. نه هرگز اعترافات تلویزیونی را باور نکردم. اولین اعتراف تلویزیونی از آن پسر ۱۸ ساله‌ای به نام «احمد جان‌فشان وظیفه»، عضو سازمان مجاهدین، بود. او حرف می‌زد و من گریه می‌کردم. در بهمن ۱۳۶۰ سران حزب توده به اضافه تعداد دیگری از جمله هوشنگ اسدی، همسرم، بازداشت شدند و در اردیبهشت ۱۳۶۱ رحمان هاتفی با بقیه اعضای حزب دستگیر شدند. رحمان هرگز به تلویزیون نیامد و هرگز اعتراف نکرد. زیر شکنجه کشته شد. آن‌ها گفتند خودکشی کرده است و برخی هم گفتند چون فشارها برای اعتراف تلویزیونی او زیاد بوده است، رگ‌هایش را جویده و صورتش را با دستانش پاره پاره کرده است. برای هیچ‌کدام از کشته‌شدگان هیچ‌گاه دادگاهی تشکیل نشد. پس طبیعتا من هیچ‌ کدام از اعترافات تلویزیونی آن سال‌ها را باور نکردم. مسئله دیگر این بود که من خیلی از آن آدم‌ها را می‌شناختم که چقدر ایران را دوست داشتند. من اولین بار زمانی گریه‌ام گرفت که عکس جنازه افرادی مانند «تیمسار جهان‌بانی» و «نصیری» و بقیه را ردیف‌شده در کنار هم دیدم که در «مدرسه رفاه» اعدام شده بودند. در آن زمان یادم نمی‌آید هنوز در کیهان کار می‌کردم یا روزهای آخرم بود. اما آن روز در خانه بودم، متکا را روی سرم گذاشتم و زار زار گریه کردم. من خشونت را از پاریس تجربه کرده بودم تا زمانی که به واقعیت زندگی‌مان تبدیل شد. آدم‌های بزرگ را زیر شکنجه‌های قرون وسطایی مانند در قبر خواباندن و آویزان کردن از سقف مجبور کردند حرف‌هایی بزنند که «برادران» سناریوی آن را از قبل نوشته بودند و بعد هم خیلی‌هایشان را اعدام کردند. سال‌های بعد، در دوران اصلاحات و سال‌های دوم خرداد، بود که دیگر این کارها علنی شد؛ وقتی با افراد و گروه‌های خودی نیز همین رفتار را کردند.

-شما روزهای سختی را تجربه کردید، از دست دادن اجباری شغل‌تان در کیهان، اعدام و زندانی شدن همکاران و دوستان و حتی همسرتان. اما با همه این‌ها در ایران ماندید و در سال ۱۳۶۹ «گزارش فیلم» را منتشر کردید. داستان شما چه بود؟ تا این حد عشق روزنامه‌نگاری داشتید؟

روزنامه‌نگاری عشق من است، من از وقتی ۱۶ سالم بود، می‌خواستم روزنامه‌نگار شوم و تا وقتی که توانستم این کار را انجام دادم. بعد از ۱۳۵۸ دیگر به جز کیهان و اطلاعات روزنامه‌ای نبود و ما هم اجازه فعالیت نداشتیم. در سال ۱۳۶۹ بود که کمی فضا بازتر شده بود و غیرخودی‌ها هم اجازه فعالیت پیدا کرده بودند. البته همچنان خودی‌ها حق گرفتن امتیاز نشریه را داشتند. در آن زمان شخصی به نام «وخشوری»، از مدیران کل وزارت ارشاد، صاحب‌امتیاز مجله گزارش فیلم بود. ما هم به کار در این مجله دعوت شدیم و با سردبیری هوشنگ حدود ۱۲ سال به کار ادامه دادیم. پس از دوم خرداد که روزنامه‌هایی مانند «جامعه»، «نشاط» و «توس» نیز منتشر شدند، من به شکل غیرثابت به آن‌ها مطلب می‌دادم. بعد وقتی گزارش فیلم و بقیه روزنامه‌ها یکی پس از دیگری توقیف شدند، ما وارد دوران بازجویی‌‌های متعدد شدیم. بازجویی‌ها از پرونده «سیامک پورزند» شروع شد که عده‌ زیادی را در ارتباط با پرونده ایشان دستگیر کردند. من حدود ۴۰ ساعت بازجویی در اداره اماکن داشتم. بعد هم «ایرج جمشیدی»، سردبیر روزنامه «آسیا»، دستگیر شد که من با او کار می‌کردم. نهایتا پس از ریختن ماموران امنیتی به خانه پدر همسرم، مجبور به ترک ایران شدیم. پس از آن با کمک تعدادی از روزنامه‌نگاران که آن‌ها نیز مجبور به ترک ایران شده بودند، سایت «روزآنلاین» را به راه انداختیم که تا سال ۲۰۱۵ دوام داشت. به هر حال عشق روزنامه‌نگاری همیشه با من بوده است، تا این روزها که با تلویزیون «ایران اینترنشنال» همکاری می‌کنم.

-کار در رسانه‌ خارج از ایران چه سختی‌ها و حسن‌هایی دارد؟

اولین خوبی‌اش داشتن آزادی است، اما بدی‌اش دوری از فضایی است که دارید درباره‌اش می‌نویسید. البته وقتی ما شروع به کار در روزآنلاین کردیم، شبیه این روزها نبود که دسترسی به فضای مجازی بسیار راحت باشد و در لحظه خبرها منتشر شوند. اما ما در آن سال‌ها همچنان در ایران خبرنگار داشتیم و هنوز هم آدم‌هایی بودند که در داخل کشور با رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از ایران مصاحبه می‌کردند. ما در واقع می‌خواستیم روزنامه‌ای باشیم که انگار در ایران بدون سانسور منتشر می‌شود.

- در سال ۱۳۸۸، ۱۳۸۹و البته سال‌های پس از آن «روزآنلاین» به عنوان یک منبع معتبر خبری برای مردم داخل ایران بود.

بله، آن موقع روزآنلاین دسترسی به منابع دست اول داشت. حتی بین اصول‌گرایان هم هنوز کسانی بودند که با ما گفت‌وگو می‌کردند. گفت‌وگو با خانواده کشته‌شدگان با روزآنلاین شروع شد، خانم «فرشته قاضی»، همکارمان، این کار را انجام می‌داد. من خودم با آیت‌الله «منتظری» از این‌جا مصاحبه کردم و با خیلی‌های دیگر مانند آیت‌الله منتظری، «زهرا رهنورد»، «مهدی کروبی» و «مصطفی تاج‌زاده.» حتی در داخل ایران نویسندگانی از جمله «عیسی سحرخیز» و «احمد زیدآبادی» داشتیم. یعنی هنوز فضا به حد امروز بسته نشده بود. فکر می‌کنم راز موفقیت روزآنلاین در آن زمان در مقایسه با رسانه‌های بزرگ‌تر و به رغم بودجه اندکش این بود که ما خودمان را در داخل ایران تعریف کرده بودیم، چون همگی تازه از ایران آمده بودیم و هنوز ما را در داخل می‌شناختند و حتی خیلی از همکاران‌مان همچنان در ایران زندگی می‌کردند و به این شکل به واقعیت جامعه امروز ایران نزدیک بودیم که همین امر باعث اعتماد مخاطبان می‌شد. 

-ما از قبل از انقلاب تا کنون نشریات تخصصی اندکی برای زنان داشته‌ایم، نشریه زن روز و اطلاعات بانوان قبل از انقلاب و نشریه «زنان» و «زنان امروز» و نمونه‌های محدود دیگر بعد از انقلاب، شما کدام نشریه زنان برایتان جالب بوده و به نظرتان بهتر عمل کرده است؟

فکر می‌کنم تنها مجله زن روز مجله حرفه‌ای بود. مجله زنان یا زنان امروز بیشتر مربوط به یک جناح فکری حکومتی بودند و خط مشی مشخص سیاسی داشتند. اما مجله زن روز در زمان خودش جریان‌ساز بود و مخاطبان زیادی داشت. 

می‌خواهم کلی‌تر بگویم، من همچنان فکر می‌کنم روزنامه‌نگاری بعد از انقلاب مختصات دیگری دارد. معنی‌اش این نیست که ما روزنامه‌نگار خوب نداریم که زیاد داریم، منظورم این است که مختصات فرق کرده است. قبل از انقلاب به عنوان حرفه به روزنامه‌نگاری نگاه می‌شد، اما بعد از انقلاب صاحب‌امتیاز و مدیرمسئولان نشریات یا اصلاح‌طلب یا اصول‌گرا بودند و هستند. من ندیدم شهروند مستقلی امتیاز نشریه گرفته باشد. در نتیجه نوع روزنامه‌نگاری هم در این فضا فرق می‌کند. شاید اگر روزنامه‌نگاری در ایران دچار گسست نمی‌شد، ما اکنون خیلی جلوتر از امروز بودیم. اکنون ما با تعداد زیادی روزنامه‌نگار سرشناس روبه‌رو هستیم که اصولا روزنامه‌نگار نیستند و بیشتر فعال سیاسی هستند، مانند «عباس عبدی»، «حمیدرضا جلایی‌پور»، «اکبر گنجی»، «رجبعلی مزروعی» که یا سپاهی بودند یا امنیتی و یا شغل دولتی داشتند و در واقع نماینده فکری یک جناح حکومتی بودند. اما به هر حال روزنامه‌نگاران خوب زیادی داشتیم و داریم. 

- نشریه غیرایرانی در حوزه زنان را دنبال می‌کنید که بخواهید به خوانندگان پیشنهاد کنید؟

خیر، من نشریه تخصصی زنان را دنبال نمی‌کنم، بلکه همه خبرها را می‌خوانم. برایم فرقی نمی‌کند درباره زن باشد یا مرد.

- شما از نادر روزنامه‌نگاران زنی هستید که شانس مصاحبه با شخصیت‌های مهم سیاسی مانند «هویدا»، بختیار، خمینی، داریوش فروهر، شاهزاده «رضا پهلوی» و آیت‌الله منتظری را داشته‌اید. اما خودتان کدام مصاحبه را بیشتر دوست داشتید و در ذهن‌تان پس از این سال‌ها باقی مانده است.

برای من فرقی ندارند. نمی‌توانم بگویم کدام‌شان بهترین مصاحبه برایم بوده است. هر کدام برایم یک جور جالب بوده و مخاطب خاص خودش را هم داشته است. از هر کدام‌شان حرف جالبی شنیدم. با «حمید ریگی» و با گروگانش هر دو مصاحبه کردم. ریگی آن گروگان را به خاطر من نکشت. البته بعد خودش اعدام شد. خوشحالم حداقل مانع مرگ یک نفر شدم.

- در سال‌های خروج از ایران، آیا توانستید همان نوشابه امیری داخل ایران باشید؟ چه تغییراتی کردید؟

همان فرقی که ملت کرده‌اند، بالاخره بزرگ می‌شوند، پیر می‌شوند و یاد می‌گیرند.

-در این روزهای کرونازده چه می‌کنید؟

بیشتر کار می‌کنم. می‌خوانم و می‌نویسم. معاشرت‌مان که مجازی و محدود شده است، اما وقت بیشتری برای خواندن و نوشتن دارم. فعلا دارم کتاب «روزی که مهاجر شدم» را آرام آرام می‌نویسم. 

مطالب مرتبط:

اشک‌هایی که ریخته می‌شوند؛ روایت هوشنگ اسدی از نیم قرن روزنامه‌نگاری

زنان پرستار در لباس ایزوله: حراست دیگر نمی‌تواند به ظاهرمان گیر بدهد

اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور:در حق اهل سنت و زنان «کوتاهی‌هایی» شده است

اعتراض به سکوت انجمن صنفی روزنامه‌نگاران علیه آزار جنسی خبرنگاران زن





]]>